منابع مقاله با موضوع تحول گرا، رهبری تحول گرا، تلاش مضاعف، رهبری عدم مداخله گر

دانلود پایان نامه ارشد

است ولی الگوی تبادل رهبر- اعضا بر پایه این فرض قرا ردارد که رهبران، رابطه منحصر به فردی با یکایک زیر دستشان برقرار کرده و با هر کدام به گونه ای خاص رفتار می کند. دانشمندان عدم رفتاری، این نوع ارتباط را یک “رابطه دو سویه عمودی” می نامند. بر اساس یافته ها، شکل گیری روابط دو سویه عمودی در قالب فرآیندهایی است که به طور طبیعی رخ می دهند، همچنین این نوع ارتباطات به واسطه تلاش های رهبری در تفویض و واگذاری نقشهای کاری به وجود می آیند. از نتایج مورد اتظار این فرآیند می توان به دو نوع از روابط تبدیل رهبر- اعضاء اشاره کرد.
نوع اول از تبادل رهبر-اعضاء، تبادل درون گروهی نامیده می شود. در این رابطه رهبران و پیروان مشارکتی را که به واسطۀ نفوذ متقابل، اعتماد دو جانبه، احترام، تمایل و احساس مشترک نسبت به سرنوشت نمایان می گردد، توسعه می بخشد. نوع دوم تبادل برون گروهی است که در آن رهبران به عنوان ناظرانی در نظر گرفته می شوند که درایجاد احساس اعتماد دو جانبه، احترام یا سرنوشت مشترک شکست خورده اند.

2-2-10-4-7 الگوی رهبری تمام عیار26
این الگو توسط باس و آوولیو (1993؛ 2004) بر اساس نظریه رهبری تحول گرا و تعامل گرای باس (1985) شکل گرفته است. این الگو علاوه بر این که دو نوع رهبری را در بر می گیرد شامل سه پیامد رفتاری نیز می شود:
الف) تلاش مضاعف: به این بر می گردد که پیروان، داوطلبانه بخواهند در نتیجه مهارت های رهبر در برانگیختن آن ها، تلاشی فراتر از انتظار های اولیه انجام دهند. تلاش مضاعف که با تعهد و عملکرد رابطه نزدیک دارد به خصوص هنگامی حیاتی است که از کارمندان انتظار می رود در مواقع بحران و آشفتگی، سخت تر کار کنند.
ب) اثر بخشی رهبر: اثر بخشی به درک پیروان از چهار رفتار مرتبط با اثر بخشی رهبرشان بر می گردد:
1. برآورد کردن نیاز های مرتبط با شغل پیروان
2. انتقال نیازهای پیروان به مدیران سطح بالاتر
3. اثر بخشی گروهی
4. موثر بودن در عملکرد
محققان بیان می کنند هنگامی که پیروان، رهبر خود را اثر گذار درک کنند به او احترام خواهند گذاشت، وی را تحسین خواهند کرد و نسبت به او اطمینان بیشتری خواهند داشت و همین طور احتمال بیشتری خواهد داشت که ایده های جدید را بپذیرند و ارزش ها، باورها و نگرش های خود را جهت مثبت دهند (باس و آوولیو، 2004).
ج) رضایت از رهبر: عامل رضایت به رضایت کلی بر می گردد، که پیروان از رهبر، سبک و روش های او، و چگونگی برآورده کردن نیازهایشان توسط رهبری دارند. همان طور که خود کلمه نشان می دهد رضایت شغلی نشان دهنده این است که آیا رهبر به شیوه ای توافق پذیر با زیر دستان خود کار میکند یا خیر ( هوی و میسکل2008).
فرض اصلی در الگوی رهبری تمام عیار این است که یک رهبر می تواند هم از رهبری تحول گرا و هم از رهبری تعامل گرا به خصوص پاداش مشروط آن استفاده کند. اثر گذارترین آنهایی هستند که به طور منظم، هم از رفتارهای رهبری تحول گرا و هم از پاداش مشروط رهبری تعامل گرا، استفاده کنند. در این مورد رهبری تحول گرا مکمل رهبری تعامل گرا است.

2-2-10-4-8 رهبری عدم مداخله گر
منظور از رهبری عدم مداخله یا غیر مراوده ای، آزاد گذاشتن پیروان در زمان عدم حضور رهبر یا اجتناب از رهبری کردن است که در واقع در طیف رهبری، غیر فعال ترین نوع رهبری به شمار می آید. در مقابل رهبری تبادلی، حالت عدم مداخله، یک حالت کاملاً غیر تبادلی و بی تفاوت را نشان می دهد. در این حالت رهبر از تصمیم گیری خودداری می کند و مسئولیت ها ر ا واگذار می کند. انگیزش و رضایت پیروان به حداقل موجود می رسد و دور اندیشی در رهبر از بین می رود (قربانیان و همکارانبه نقل ازموغلی ،1389).

2-3 بخش دوم : خلاقیت 27
2-3-1 مقدمه
خلاقيت ميلي ذاتي است كه در وجود انسان به وديعه نهاده شده و انسان مظهر خلاقيت الهي است . تحولات پرشتاب جهاني در عرصه علم و صنعت، جوامع بشري را بر آن داشته تا با نگرشي جديد به دارايي هاي غير عيني، در صدد افزايش توانايي هايي خود براي همگامي با اين تغييرات باشد. در حقيقت سكون و بي حركتي در دنياي متغير امروز چه برای یک سازمان و چه برای یک کشور در هر اندازه که باشد، نتیجه ای جز نابودی به همراه نخواهد داشت. امروزه خلاقيت و نو آوري نه به عنوان يك نياز بلكه به عنوان شرط بقاء هر سازمان یا جامعه تلقي گرديده و بر آموزش و كسب مهارت هاي لازم در بكارگيري اين استعداد ويژه بشري تاكيد بسياري شده است. كليدي ترين مساله در جامعه ما و تمام جوامع در حال توسعه ،خلاقيت است .يعني مساله اي كه با آن درست برخورد نشده است .خلاقيت نه ژنتيكي است و نه مربوط به نژادي خاص، بلكه اكتسابي است. حتي در كشور هاي پيشرفته نيز اگر سيستم هاي خلاق آنها از كار بيافتد، از رقابت هاعقب مي افتند و نابود مي شوند لذا تنها راه نجات كشورهاي در حال توسعه خلاقيت است وراه ديگري ندارند.
بديهي است براي همگامي با اين تحولات، ارائه ايده ها و نظريه هاي جديد و باز سازي علوم مختلف امري اجتناب ناپذيرمي باشد و خلاقيت ( عليرغم قدمت تاريخي آن ) به عنوان شاخه اي جديد در علوم بشري به معناي مجموعه توانايي ها و خصيصه هايي كه منجر به ارائه كيفيت هاي تازه اي از مفاهيم و معاني گرديده و منشاء ابتكارات و نوآوري ها مي باشد مطرح است. خلاقيت از جنس تفكر بوده و يك توانايي محسوب مي گردد، در نتيجه قابل پرورش يافتن و يا در صورت عدم توجه، محكوم به تحليل رفتن است

2-3-2 معناي لغوي و اصطلاحي خلاقيت   
2-3-2-1 معناي لغوي:
الف: خلاقيت: که در کتابهاي لغت اين گونه بيان شده: اسم، وضع يا کيفيت خلاق بودن( نشانه هاي خلاقيت از همان کودکي در او نمايان بود) خلاق صفت آفریننده( خلاق عالم) داراي نيرو يااستعداد وآفرينش(ذهن خلاق) مو جب پيدايش چيزي تازه (فکر خلاق، کار خلاق)( فرهنگمعاصرفارسي،حرف:خ).
ب: نوآوري28: اسم، عمل يا فرايند پديد آوردن چيزهاي نو، بويژه روشهاي فني يا کابرد هاي صنعتي تازه؛ ابتکار؛ ابداع است.( فرهنگمعاصرفارسي،حرف،ن) نوآوري: عملنوآور، ابتکار، ابداع، بدعت گذاري، هرچيز تازه (لغتنامهدهخدا:حرف : ن)
2-3-2-2 معناي اصطلاحي:
معناي اصطلاحي خلاقيت و نوآوري همان تعاريفی که صاحب نظران ارائه نمودند، هستند. که اين تعاريف از دو ديدگاه سازماني و روانشناسي ارائه ، شده اند.
الف: تعريف خلاقيت از ديدگاه سازمان
دانشمندان، خلاقيت را با تعابیر متعدد ومتنوعي تعريف کرده اند. به طوري که گاهي هر تعريف فقط بيانگر يک بعد از ابعاد مهم فراگرد خلاقيت است. مثل هربرت فوکسمعتقد است که: فراگرد خلاقيت عبارت است از هر نوع فراگرد تفکري که مسأله اي را به طور مفيد و بديع حل کند. و همچنين به اعتقاد جرج سيدل کهمگويد: توانايربطدادنووصلکردنموضوعهاصرفنظرازاينکهدرچهحوزهتاچهزمينهايانجامگيرد،ازمبانيبهرهگيريخلاقازذهناست. اريکفرم  نيزمعتقداستکه: خلاقيت،توانايديدن،آگاهشدنوپاسخدادناست.
 آبرهاممزلو  ميگويد: از يکتاجر چنين آموختم که ايجاد يک مؤسسه تجاري نيز ممکن است فعاليتي خلاق باشد. همچنين ازيک نوجوان ورزشکار آموختم که حمله کاري در هنگام بازي ممکن است مانند توليد يک محصول يا سرودن يک غزل زيبا باشد.به اين ترتيب مي توان گفت که به طور کلي، خلاقيت عبارت است از: به کارگيري توناييهاي ذهني، براي ايجاد يک فکريامفهوم جديد (کايزر) ازتعاريف فوق چنين استنباط مي شود؛ که بروز خلاقيت در هرفعاليتي قابل انتظار است ومحدود به هيچ نوع خاص از فعاليتها نمي شود؛ در برخي ازتعاريف فوق براي ايجاد يک چيز جديد در فراگرد خلاقيت تأکيد شده است به هر حال آنچه در ايجاد( فکر يا چيز جديد) به طور کلي در فراگرد خلاقيت اهميت دارد ( تفکر ) است.( رضائيان،ص:102)
خلاقيتدرواقعپيشدرآمدنوآوریاستزيراخلاقيت: عبارتاستازترکيبفکروانديشهبهصورتخاصوبيسابقه. نويسندهخلاقيتراايجادآنچهقبلاوجودنداشت مي داند و برای آن ماهيتيجديددرذهنخواهدرعينقائلاست. ويکيديگرازنوسندگانخلاقيترادرخششيکانديشهوبهوجودآمدننظروايدهاينوميداند. وبهزعماوخلاقيتکشفچيزياستکهموجودنبودهامابهعلتکورذهنيناشيازعادتديدهنميشدهاست. خلاقيتنگاهي کنجکاو و کاوشگر به پديه اي قديمي است که آنرا مي يابد و اشکار مي کند.
خلاقيت يعني تلاش براي ايجاد يک تغيير هدفدار در توان اجتماعي يا اقتصادي سازمان ، خلاقيت به کارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد است ، خلاقيت يعني توانايي پرورش يا به وجود آوردن يک انگاره يا انديشه جديد در بحث مديريت نظير به وجود آوردن يک محصول جديد است، خلاقيت عبارت است از طي کردن راهي تازه يا پيمودن يک راه طي شده قبلي به طرزي نوين.
ب : تعريف خلاقيت از ديدگاه روانشناسي:
خلاقيت يکي از جنبه هاي اصلي تفکر يا انديشيدن است . تفکر عبارت است از فرآيند بازآرايي يا تغيير اطلاعات و نمادهاي کسب شده موجود در حافظه دراز مدت .تفکر بر دو نوع است:
1) تفکرهمگرا : تفکر همگرا عبارت است از فرآيند باز آرايي يا دوباره سازي اطلاعات و نمادهاي کسب شده موجود در حافظه درازمدت.
2) تفکرواگرا: تفکر واگرا عبارت است از فرآيند ترکيب و نوآرايي اطلاعات و نمادهاي کسب شده موجود در حافظه دراز مدت ، خلاقيت يعني تفکر واگرا.
بر اساس اين تعريف خلاقيت ارتباط مستقيمي با قوه تخيل يا توانايي تصوير سازي ذهني دارد. اين توانايي عبارت است از فرآيند تشکيل تصوير هايي از پديده هاي ادراک شده در ذهن و خلاقيت عبارت است از فرآيند يافتن راه هاي جديد براي انجام دادن بهتر کارها ، خلاقيت يعني ارايه فکر ها و طرح هاي نوين براي توليدات و خدمات جديد و استمرار آن پس از غيبت آن پديده ها. 

جدول2-8 تعاریف خلاقیت
ردیف
تعریف خلاقیت
نظریه پرداز
سال
1
خلاقیت مستلزم پدید آوردن چیزی یگانه است
مورگان
1953
2
خلاقیت کاری نو و بدیع است که مورد پذیرش و قبول عموم اجتماع است
استین
1953
3
خلاقیت همان تفکر واگرا است
گیلفورد
1954
4
خلاقیت نوعی مساله گشایی است
تورنس
1962
5
خلاقیت نماد یک فکر نو و متفاوت است
استرنبرگ
1990
6
خلاقیت زمانی شکل میگیرد که فرد راه حل تازه ای برای مساله ای که با آن روبرو شده بکار ببرد
وایزبرگ
1992
7
خلاقیت عبارت است از توانایی حل مسائلی که فرد حل آنها را قبلا نیاموخته است
وایزبرگ و مایر
1995
8
خلاقیت پدید آوری (تولید ) فکری نو است
استونر
1995
9
خلاقیت عبارت است از تولید ایده های جدید و مفید در همه زمینه ها
آمابیل
1996
10
خلاقیت فرآیند تکامل بخشیدن به دیدگاه های بدیع و تخیلی درباره موقعیت های مختلف است
مورهد
1374
11
خلاقیت عبارت است از خلق کردن مفهوم و چیزی تازه و منحصر به فرد به گونه ای که مناسب و مفید ،موجب حل یک مساله ، سوال با نیاز علمی ، صنعتی یا اجتماعی شود
پیرخائفی
1380

12
خلاقیت ، توانایی فرد برای تولید پاسخی به طور کامل نوین در مواجه با مسائل است
تسبیح سازان
1380
13
خلاقیت ، آفرینش آمیزه ای بدیع برای حل تناقضات ، در قالب یک ایده است که خارج از محدوده جواب موجود قرار می گیرد
میر میران
1384
14
خلاقیت ارائه کیفیت های تازه ای از مفاهیم و معانی است
صمد آقایی به نقل از گیزیلین
1385
15
خلاقیت شکل دادن تجربه ها در سازمان بندی های تازه است
صمدآقایی به نقل از تیلور
1385

2-3-3 تفاوت خلاقيت و نوآوري:
چنانچه نتيجه خلاقيت به صورت يک محصول، خدمت و روش انجام کار جديد تجلي شود نوآوري ظاهر شده است. بنابراين جوهر نوآوري، خلاقيت است. خلاقيت پيش از آمدن نوآوري است. خلاقيتيعنيتوانایيوقدرتارائهنظرهايجديدونوآورييعنيبهکارگيرينظرهاوفکرهايحاصلازخلاقيت؛نظيرارائهمحصولات،خدمات، و راه هاي جديد براي انجام کارها ( رضائيان، 113).
 خلاقيتونوآوريآنچنانبههم عجينشدهاندکهشايدبهدستدادنتعریف مستقليازهرکدامدشوارباشدامابرايروشنشدنذهنميتوانانهارابهگونهايمجزاازهمتعريفنمود:
خلاقيت پيدايی و توليد يک انديشه وفکر نو است. در حاليکه نوآ وري عملي ساختن آن انديشه و فکر است. به عبارت ديگر خلاقيت اشاره به قدرت ايجاد انديشه هاي نودارد. ونوآوري به معناي

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع سبک رهبری، رهبری خدمتگزار، انگیزه کارکنان، درخت تصمیم گیری Next Entries منابع مقاله با موضوع خلاقیت و نوآوری، بهداشت روان، توسعه اقتصادی، روابط اجتماعی