منابع مقاله با موضوع تئوری نمایندگی، وجوه نقد، تامین مالی

دانلود پایان نامه ارشد

دارد. از آنجایی که نگهداری وجوه نقد بیش از اندازه با اتلاف و راکد ماندن آن همراه بوده و بازده آتی را کاهش می دهد و همچنین عدم نگهداری وجوه نقد کافی ، افزایش هزینههای تامینمالی خارجی و خطر ورشکستگی را به همراه دارد ، در نتیجه تعیین سطح مطلوب وجوه نقد با توجه به سایر شرایط و توجه و دستیابی به این سطح نگهداری اهمیت فوقالعادهای دارد. نگهداری وجه نقد مستلزم افزایش هزینههای گوناگون است که تحت تاثیر سطوح خالص سرمایه در گردش قرار دارد.هم افزایش و هم کاهش خالص سرمایه در گردش ، مستلزم توازن جریانهای وجه نقد آزاد در آینده است که این امر به نوبه خود منجر به تغییرات در ارزش شرکت می شود (آلیانیس و موزومدار،2010).
بطور کلی وجه نقد به عنوان منبع، دارای ارزش و هزینه است و بعنوان هزینه تامین مالی در خور اندازه گیری است. چنانچه وجوه نقد استقراض شود، هزینه تامین مالی ایجاد میشود و از سویی، از موجودی مازاد در حساب های سپرده ،درآمد بدست می آید، از این رو شناخت وجه نقد به عنوان منبع با ارزش و ضروریت عملیاتی برای انجام کسب و کار،اساس مدیریت وجه نقد است. بنابراین از آنجا که موجودی نقد یکی از منابع اصلی واحد تجاری است و این امر ایجاب می کند که شرکت ها هدف های موجودی نقد را برای هریک از فعالیت های کسب و کار و همچنین برای کل فعالیت های کسب و کار تعریف کنند، پس کنترل هزینه و سطوح نگهداری وجوه نقد اهمیت دارد(عنایتی،1388).
عنایتی(1388)در پژوهش خود در مورد عوامل موثر بر نگهداری موجودی های نقدی به این نتیجه رسیدند که حساب های دریافتی، خالص سرمایه در گردش ، موجودی های کالا و بدهی ها کوتاه مدت، به ترتیب از مهمترین عوامل هستند که تاثیر منفی بر نگهداری موجودی های نقد می گذارند و همچنین فرصت های رشد شرکت ، سود تقسیمی، نوسان جریان های نقدی و سود خالص ، نیز عوامل مهمی هستند که تاثیر مثبت بر نگهداشت موجودی های نقد می گذارند.
2-3-4- نوسان پذیری جریان وجه نقد
ازآنجایی که جریانهای نقد عملیاتی به علت دارا بودن محتوای اطلاعاتی، همواره یکی از مهمترین اقلام صورت های مالی بوده است، پس توانایی اثرگذاری بر تصمیمات سرمایهگذاران را دارد، که در این صورت نوسانات کوتاه مدت و بلند مدت جریان های نقدی می تواند اطلاعات مهم و مربوطی را برای سرمایه گذاران به همراه داشته باشد(تقی نژاد، 1389).
هرچه جریان وجوه نقد شرکت از نوسان بیشتری برخوردار باشد، برنامهریزی و تصمیمگیریهای مرتبط با آن مشکلتر و ریسک آن نیز بیشتر خواهد بود. در اینگونه موارد، شرکت ها موجودیهای نقدی بیشتری را نگهداری می نمایند تا ریسک مواجه با کمبود نقدینگی را کاهش دهند و با اطمینان بیشتری بتوانند برنامه های خود را دنبال نمایند. در واقع نوسانات جریان وجوه نقد باعث می شود که توانایی شرکت در استفاده از فرصتهای سرمایهگذاری سود آور کاهش یابد(ارسلان و همکاران،2010). بدینگونه افزایش ریسک، کمبود نقدینگی و کاهش فرصت های سرمایهگذاری می تواند منجر به کاهش جریان های نقدی و افزایش حساسیت جریان وجه نقد گردد .بنابراین این طور نتیجهگیری میشود که این نوسانات جریان وجوه نقد بر حساسیت جریان وجه نقد تاثیرگذار است و می تواند منجر به تغییرات آن گردد. افزایش در میزان نوسانات جریانهای نقدی، می تواند ابهام در مورد جریانهای نقدی آتی را افزایش داده و ریسک سرمایهگذاری را افزایش دهد، بنابراین انتظار میرود تاثیری منفی بر ارزیابیهای سرمایهگذاری داشته باشد. از این رو می توان گفت، وجود یک رابطه منفی بین نوسانات جریان نقدی در کوتاه مدت و بلند مدت و بازده سهام، منطقی بنظر برسد(همان ماخذ).
کینز(1936) نشان داد که چگونه میزان بهینه نگهداری موجودی های نقدی توسط شرکتها درحضور نوسانات جریان وجوه نقد تغییر می کند. زمانیکه نوسانات افزایش یابد و منجر به کاهش جریانات نقدی در شرکت شود، تغییر در میزان وجه نقد نگهداری شده مثبت می گردد که همان مثبت شدن سطح انباشت وجه نقد می باشد
و برعکس هنگام مواجه شدن شرکت با جریانات نقدی مثبت و کاهش ریسک و نوسانات منجر به منفی شدن موجودی نقدی نگهداری شده در شرکت میباشد(همان ماخذ).
المیدا و همکاران (2009) نیز نتیجه گرفت که نگهداری موجودیهای نقدی توسط شرکت ها، رابطهای مثبت با نوسانات جریان وجوه نقد شرکت ها دارد. همچنین انتظار میرود شرکت هایی که دارای نوسانات بیشتر جریان وجوه نقد میباشند ، جهت کاهش هزینههای ناشی از محدودیتهای نقدینگی، موجودیهای نقدی بیشتری را نگه دارند. باید توجه داشت این مورد در نتیجه رجحان شرکت در مورد تامین مالی داخلی نسبت به تامین مالی خارجی می باشد.
همین طور اپلر و همکاران(1999) دریافتند که، شرکت های دارای ریسک بیشتر جریان وجوه نقد، به دنبال نسبت نقدینگی بالاتری می باشند. عدم قطعیت باعث می شود شرکت در زمان هایی بیشتر از آنچه که پیش بینی کرده است وجوه پرداختی داشته باشد، بنابراین می توان انتظار داشت شرکت هایی که نوسان جریان وجوه نقد بیشتری دارند ، موجودی های نقدی بیشتری را نیز نگهداری می کنند(عنایتی،1388).از سویی نگهداری موجودی های نقدی می تواند بعنوان وسیلهای حفاظتی در برابر نوسانات جریان وجه نقد (که باعث تنزل شرکت در استفاده از فرصت های سرمایه گذاری سودآور)شود(ارسلان و همکاران،2010).

2-4- بخش سوم: مسائل نمايندگي
2-4-1- هزینه نمایندگی36
در پژوهش های حسابداری، تئوری نمایندگی که آن را «تئوری قراردادی» هم مینامند اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده است. در حقیقت تفکیک منافع مدیریت و مالکیت (که در خارج از شرکت قرار داشته و درگیر تصمیمات مدیریت نمیباشد) منشأ پیدایش این تئوری گردید. پژوهش واتز و زیمرمن نخستین تئوری نمایندگی بود که در حسابداری انجام شد. بطور معمول پژوهش ها در زمینه تئوری نمایندگی، استنتاجی یا استقرایی میباشد
و نمونه خاصی از آنها، رفتاری است. اگر چه تئوری نمایندگی ریشه در علوم مالی و اقتصادی (و نه در روانشناسی و جامعهشناسی) دارد، مفروضات آن بر این پایه قرار دارد که افراد همواره میکوشند بهترین منافع خود را تأمین نمایند. و همین امر باعث میشود که گاهی این منافع با بهترین منافع شرکت در تضاد باشد. فرض مهم دیگری که تئوری نمایندگی بر پایه آن قرار دارد این است که شرکت کانون یا محل تلاقی روابط قراردادهایی است که بین مدیریت، مالکان، بستانکاران و دولت وجود دارد. در نتیجه، در تئوری نمایندگی انواع هزینههای مختلف مربوط به نظارت و تقویت روابط بین این گروههای مختلف مطرح است. برای مثال، میتوان حسابرسی را به صورت ابزاری دانست که اطمینان میدهد که صورتهای مالی به وسیله نیروهای خارج از شرکت مورد بررسی دقیق قرار گرفته است. گذشته از این، اگر فرض کنیم در مورد صورتهای مالی اظهارنظر مقبول ارائه شده است، تصور بر این خواهد بود که صورتهایمالی طبق شاخصی به نام اصول پذیرفته شده حسابداری37 تهیه شدهاند، از این رو، در حسابرسی سعی میشود به نیروهای خارج از شرکت مانند مالکان و بستانکاران اطمینان داده شود که مدیریت بر شرکت کنترل لازم اعمال نموده است. بدیهی است که رویدادهای جدید در دنیای شرکتها موجب تزلزل اعتماد مردم به این نوع حسابرسیها شدهاند و بسیاری از روابط نمایندگی بین گروهها براساس اعداد حسابداری تعریف میشوند(کبیرزاده،1389).
یک فرضیه اثبات نشده تئوری نمایندگی این است که مدیریت میکوشد با کاهش دادن هزینههای مختلف نمایندگی ناشی از نظارت یا مبتنی بر قرارداد، میزان رفاه خود را به حداکثر برساند. توجه کنید که چنین دیدگاهی درست همانند این نیست که بگوییم مدیریت میکوشد که ارزش شرکت را به حداکثر برساند. در حالی که مدیریت میکوشد حقوق و پاداش خود را به حداکثر برساند، حال باید چنین کاری را در چارچوب افزایش سود خالص، بازده سرمایه یا سایر شاخصهای مشابه حسابداری انجام دهد و این در حالی است که همزمان میکوشد قیمت سهام شرکت در مسیر مثبت تغییر کند. از این رو، مقصود از کاهش دادن هزینه نمایندگی این است که بدون اینکه بر رابطه ظریف بین شاخصها یا معیار سنجش عملکرد خدشه منفی وارد آید به گونهای عمل شود که حسابرس اظهارنظر مشروط ننماید. و این در حالی است که تلاش اصلی مدیریت در راستای بهبود عملکرد خواهد بود. همچنین امکان دارد مدیریت مقرراتی از حسابداری را به اجرا در آورد که موجب به حداکثر رسیدن سود آنی (و نه سود بلندمدت) بشود، مانند بهرهمند شدن از معافیت مالیاتی ناشی از سرمایهگذاری تا بدین وسیله حقوق و پاداش خود را به حداکثر برساند. برگ اختیار خرید سهام میتواند نمونه بسیار مهمی از منافع مدیریت ارائه نماید که با منافع سهامداران در تضاد است. گاهی این پدیده را «رفتار فرصتطلبانه» یا «خطر اخلاقی» مینامند.
حسابرسی به عنوان نمونهای از آنچه باعث میشود هزینههای نمایندگی به حداقل برسد میتواند نمونهای از «قرارداد کارا» باشد. در مورد همبستگی بین روش منتخب حسابداری با نمونههایی از آن روبروميشویم و اغلب این نمونهها میتوانند گمراهکننده باشند(همان ماخذ).
سایر مفروضات مربوط به ماهیت شرکت به گونهای هستند که با فرض تئوری نمایندگی (مبنی بر اینکه شرکت در کانون انواع مختلف روابط قراردادی قرار دارد) در رقابت هستند. برای مثال، چامبرز38(1990) شرکت را به این گونه توصیف کرده است «یک ائتلاف موقت از نیروهای فعال در یک تعادل ناپایدار». از دیدگاه ائتلاف (متعلق به چامبرز) شرکت بدین گونه مشاهده میشود: اگرچه یک واحد سازمانی مصنوعی است، ولی با توجه به مشارکتکنندگان مختلف میتواند نقشی قویتر ایفا نماید (در مقایسه با زمانی که از دیدگاه تئوری نمایندگی مورد توجه قرار گیرد، زیرا در چنان حالتی شرکت به خودی خود، نمیتواند هیچ نقشی داشته باشد(همان ماخذ).
از دیدگاه ائتلاف، سود به عنوان یک معیار سنجش عملکرد اقتصادی شرکت (و از دیدگاه اقتصادی یک معیار ارزنده داراییها و بدهیها) میتواند در حسابداری نقشهای مهمی ایفا کند و باید بیش از بقیه مورد توجه سازمانهای تدوینکننده استانداردها قرار گیرد. در تئوری نمایندگی چنین دیدگاهی وجود دارد(همان ماخذ).
در اینجا نکته اصلی این است که تئوری نمایندگی «درست» یا «نادرست» است. تئوریهایی مانند «تئوری نمایندگی» و «دیدگاه ائتلاف» هر دو میتوانند کارکرد و روابط متقابل یا درون شرکت و نیروهای فعال و ذینفع را به صورت ناقص توصیف نمایند. سایر تئوریهای مخالف (رقابتی) و دیدگاهها میتوانند نگرشی مهمتر به حسابداران، حسابرسان، استفادهکنندگان (از صورتهای مالی) و تدوینکنندگان استانداردها بدهند. نباید هیچ روش منحصر به فردی را نسبت به بقیه برتر دانست، زیرا امکان دارد نقشهای مهمتر ناشی از یک، چند یا همۀ عوامل باشد. گذشته از این، اگرچه طرفداران سرسخت تئوری نمایندگی در پژوهش های خود اصرار دارند که نتیجهها مثبت و توصیفی هستند و نباید برای سیاستگذاریها از آنها استفاده کرد (بدون تردید دارای ارزش قضاوتی هستند) ولی هیچ دلیلی وجود ندارد که تدوینکنندگان استانداردها از نتیجههای حاصل از پژوهش ها در زمینه تئوری نمایندگی استفاده نکنند (البته اگر تصور بر این باشد که نتیجه پژوهشات معتبر و سودمند میباشند). با استفاده از تئوری نمایندگی میتوان رفتار گروههای مشغول یا درگیر در شرکت را پیشبینی کرد و آنها را توضیح داد (توجیه کرد).طبق قانون، نماینده شخصی است که استخدام میشود (طبق قرارداد) تا به عنوان نماینده منافع موکل خود را تأمین نماید . در دیدگاه اقتصادی ، تئوری نمایندگی بر پایه جنبههای قانونی این نمایندگی قرار دارد و از دیدگاه تئوری نمایندگی شرکت به عنوان محل، برخورد (یا تلاقی) روابط نمایندگی عمل مینماید و با استفاده از این تئوری میتوان رفتارهای سازمانی را از مجرای بررسی شیوهای که طرفهای قرارداد(در روابط نمایندگی) در درون شرکت میکوشند منافع خود را به حداکثر برسانند درک کرد (گرمرودی،1389)
یکی از روابط اصلی نمایندگی بین گروه مدیریت و مالکان شرکت برقرار میشود، مالکان شرکت مدیران را (طبق قرارداد) استخدام میکنند تا فعالیت های شرکت را اداره نمایند و بدینگونه یک رابطه

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع وجوه نقد، حاکمیت شرکتی، تامین مالی Next Entries منابع مقاله با موضوع تئوری نمایندگی، حسابداران، گزارشگری مالی