منابع مقاله با موضوع بحران گرجستان، ریاست جمهوری، شورای امنیت

دانلود پایان نامه ارشد

هشت کشور صنعتی بشمار می رفت. به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران، اعطای امتیازات ذکر شده به روسیه در حقیقت پاداش همکاری های این کشور در جریان مبارزه با تروریسم بود، اما نگاه عمیق تر به این مسئله نشان می دهدکه اعطای این امتیازات نه تنها پاداش رفتارهای گذشته روسیه، بلکه پیش پرداختی برای تداوم این رفتارها وکوشش برای تعمیق وتثبیت پیوندهای تازه شکل گرفته میان روسیه ومجموعه کشورهای غربی بوده است.

3-3بازگشت به تنش
برخلاف موضوع تروریسم، مسئله عراق برای روابط امریکا وروسیه یک بازگشت تلقی می شد به گونه ای که در جریان تهاجم امریکا به عراق، روابط روسیه وامریکا را به پایین ترین مرحله خود طی ده سال گذشته رسید. این دوره کوتامدت، از مخالفت روسیه(به همراه آالمان وفرانسه) با قطعنامه پیشنهادی امریکا وانگلیس برای صدور مجوز حمله به عراق از سوی شورای امنیت آغاز و با تأیید و تصویب قطعنامه شورای امنیت در خصوص لغو تحریم های عراق(قطعنامه 1483)پایان پذیرفت. در جریان حمله امریکا علیه عراق، روس ها به همراه فرانسه مانع شکل گیری اجماع بین المللی برای مشروعیت بخشیدن به حمله نظامی امریکا علیه عراق شدند وتظاهرات ضد جنگ در روسیه در آن زمان آشکارا حمایتی دولتی را به همراه داشت. با این حال، ماه مه روسیه به همراه فرانسه وآلمان به قطعنامه پیشنهادی امریکا وانگلیس در مورد لغو تحریم های عراق رأی مثبت داد و در این زمان، روس ها حتی از به کارگیری الفاظ دوپهلو(مانند فرانسه )نیز خوداری کردند وبه جای نیمه خالی لیوان نیمه پر لیوان را نیز مورد توجه قرار دادند.
با تأیید قطعنامه1483، دوران کوتاه مدت احیای مجدد گرایش های مخالف در روسیه به پایان رسید. همزمان با تصویب قطعنامه جدید در شورای امنیت، پوتین طی نامه ای به جورج بوش نسبت به توسعه مشارکت استراتژیک روسیه وامریکا ابراز امیدواری کرد. حامل این نامه کسی نبود به جز سرگئی ایوانف ،وزیر دفاع روسیه، که به دلیل دیدگاه های اوراسیاگرایانه خود مدت ها از سفر به امریکا امتناع می کرد. ایگور ایوانف، وزیر امور خارجه، نیز در مقاله ای تاکید کرد که منافع استراتژیک روسیه وامریکا فراتر از آن است که اختلافات تاکتیکی به آن خدشه ای وارد سازد. ایوانف همچنین تأکید می کند که موضوع عراق که در گذشته باعث شکاف در جامعه بین المللی شده بود باید به عامل وحدت در جامعه بین المللی تبدیل شود.
به نظر می رسید که در آن مقطع هم امریکا و هم روسیه دلایل قانع کننده ای برای فراموش کردن دوران کوتاه مدت ناهمسویی، که به نوبه خود می تواند با تعابیر مختلفی مورد تفسیر قرار گیرد، داشتند. ازیک سو، امریکایی ها پس از موفقیتی که در عراق به دست آوردند، بی تمایل نبودندکه روابط خود را با روسیه ، فرانسه وآلمان مجدداٌبه حالت عادی درآورند.
اما از سوی دیگر روس ها متاع قابل توجهی برای عرضه به امریکا داشتند:
1-روس ها به دلیل همکاری نزدیک با حزب بعث چه در زمینه تسلیحاتی،چه در زمینه انرژی، وچه در زمینه اطلاعاتی، می توانستندراهنمای مفیدی برای امریکا باشند;
2-در زمینه دوم به مسئله کره شمالی برمی گشت که سلاح های هسته ای آن نگرانی های برای امریکا ایجاد کرده بود. بنابراین روس ها به دلیل روابط نزدیک با کره شمالی، از قابلیت تأثیرگذاری زیادی در حل وفصل این مجادله برخوردار بودند وهمکاری این کشور در چهارچوب گروه هشت برای امریکا ارزشمند بود.
3-نهایتاٌمسئله ایران ، همکاری های هسته ای روسیه با ایران ، نگرانی های زیادی برای رهبران واشنگتن ایجاد می کرد; به هرحال روسیه پس از ناکامی در عراق و از دست رفتن سرمایه های که در نتیجه چند دهه روابط نزدیک با رهبران این کشور به دست آورده بود (واین موضوع خود یکی از دلایل اصلی مخالفت روسیه با جنگ
به شمار می رفت)، ترجیح داد به جای ادامه یک رویارویی نابرابر، در شرایط موجود در نظام بین الملل از منافع همکاری با امریکا بهره ببرد(Primakov,2006:31). روسیه به همین دلیل با تأیید قطعنامه جدید سازمان ملل در مورد بازسازی عراق، به ارتقای موقعیت جهانی خود، نه از طریق مخالفت با امریکا، بلکه همسویی با آن می اندیشید.
موضوع دیگری که مورد توجه روسیه درآن مقطع بود، مبارزه ای بود که آمریکا علیه ترورسیم آغاز کرده بود. انفجارهای تقریباٌ همزمان در ریاض، مرکش، وچچن، روس ها را بار دیگر مصمم کرد که از طریق قرار دادن موضوع چچن در ردیف تروریسم جهانی، از کوشش های فراگیر آمریکا برای مقابله با این موضوع بهره ببرند.
پس از پایان نسبی جنگ در عراق وبه ویژه پس از دیدارپوتین وبوش در جریان جشن های سیصدسالگی سنت پترزبورگ، امریکایی ها اعلام کردند که مخالفت های روسیه با جنگ عراق در تعاملات خود را نادیده خواهند گرفت. وروند نزدیکی میان دوکشور تداوم خواهد یافت. رایس وزیرامورخارجه امریکا، در مصاحبه ای پس از تصویب قطعنامه 1483، در مورد نحوه برخورد امریکا با آلمان، فرانسه وروسیه به دلیل مخالفت های آن ها با جنگ عراق گفت که ما باید آلمان را نادیده بگیریم، فرانسه را تنبیه کنیم وروسیه را ببخشیم ( Rice,2006)
با این حال، مجموعه از عوامل باعث شد روابط دوکشور را به سمت حوزه های مناقشه انگیز سوق دادکه به مهمترین آن بحران گرجستان می باشد .که بدون تردید، مهم ترین وشدیدترین واکنش وپاسخ روسیه به مجموعه اقدامات وپیشروی هایی است که غرب از زمان فروپاشی شوروی به ضررمنافع منطقه ای و جهانی این کشور صورت داده است .
با این حال مهم ترین دلیل آغاز این بحران جدی شدن موضوع عضویت اوکراین وگرجستان در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) از زمان برگزاری اجلاس سران کشورهای عضو ناتودر بخارست در آوریل سال 2008میلادی بود. در این اجلاس، فرانسه وآلمان با طرح امریکا برای پذیرش عضویت اوکراین وگرجستان در ناتو مخالفت کردند، اما قرار براین شدکه در ماه دسامبر طرح عملیاتی عضویت اوکراین وگرجستان به تصویب برسد.
در نتیجه شرایط ایجاد شده، روسیه وگرجستان دلایل زیادی برای آغاز درگیری پیدا کردند. از یک سو، ساکاشویلی، رئیس جمهور گرجستان، پس از عدم موفقیت در پیوستن به ناتو در جریان اجلاس بخارست به دنبال یک سره کردن مسئله اوستیا وآبخازیا بود، زیرا اختلافات زیادی در این منطقه مهم ترین مانع عضویت گرجستان محسوب می شودواز سوی دیگر روس ها نیز به شدتبه دنبال یافتن راهی برای مجازات گرجستان بودند. اگرچه در اجلاس بخارست عضویت اوکراین وگرجستان به تصویب نرسید، اما روند مباحث در این اجلاس روس ها را متقاعد کرد که درصورت عدم مقابله جدی با این موضوع در یک دوره زمانی کوتاه مدت، این دوکشور به عضویت ناتو خواهند آمد .
برخی معتقد بودند که، بعد از اجلاس بخارست انتظار می رفت روسیه با تحریک اوستیاو یا آبخازیا بحرانی در منطقه ایجاد کند. روس ها اعتقاد داشتند که عضویت گرجستان در ناتو وحضور دراز مدت وگشترش ان در منطقه قفقاز، تهدیدی برای تمامیت ارضی روسیه وهشداری درباره تجزیه این کشور به شمار می امد.
در این شرایط، پاسخ روسیه به اقدام نسنجیده گرجی ها در حمله به اوسیتا بسیار فراتر از حد انتظار وهمراه با نابودسازی زیر ساخت های اقتصادی این کشور بود. این مسئله موضوع علاقمندی روسیه به مجازات گرجستان را برجسته می ساخت. تردیدی نیست رهبران گرجی انتظار چنین واکنش از جانب روسیه را نداشتند، چون تصور کردند در صورت تهاجم روسیه، غرب ونهاد های بین المللی مانع این کار خواهد بود. این بحران باعث تنش در روابط روسیه وامریکا شد بسیاری از شروع جنگ سرد جدید، سخن می گفتند. عزم جدی رهبران روسیه برای احیای قدرت وجایگاه گذشته این کشور-ویا حداقل حفظ وضع موجود- در جریان بحران گرجستان به خوبی به نمایش گذاشته شد. مدودوف، در سخنان خود برابر مجمع فدرال روسیه، تأکید کرد که یکی از نتایج بحران در ماه اوت نمایش توانمندی های روسیه حفاظت از منافع ملی خود وبازسازی قابل ملاحظه ظرفیت عملیاتی نیروهای نظامی روسیه بود. واکنش کشورهای غربی به رفتار روسیه درجریان بحران گرجستان وپس از آن، روس ها را متقاعد ساخت که امریکا وکشورهای غربی برخلاف سروصداهای اولیه در پی مشکلات لاینحلی برای روس ها نخواهند بود.
به طور کلی می توان این گونه بیان کردکه، روس ها در دهه 90 به بعد سعی در بازسازی جایگاه خود در معادلات جهانی داشته اند وبرای رسیدن به آن از هر مؤلفه واهرمی استفاده کرده اند. روس ها با این موضع جدیدشان به گونه ای دارند جایگاه خودشان را در نظم جدید بین المللی باز می کنند.و درمجموع سعی می کنند که جایگاه مهمتری در سیستم بین المللی به دست بیا ورند.
4-3مدودف واوباما
درست چند ساعت پس از انتخاب باراک اوباما به ریاست جمهوری ایلات متحده امریکا، دیمتری مدودوف، رئیس جمهوری روسیه، درنخستین سخنرانی خود در برابر نمایندگان مجلس دوما ، اظهاراتی را بیان کردکه به هیچ وجه حاکی از امیدواری به روزهای بهتر در روابط آتی روسیه وامریکا نبود. مدودف در این سخنرانی با اعلام برنامه روسیه برای استقرار مجموعه موشکی اسکندر در مرز اروپا، در واقع اوباما را در برابر نخستین چالش بین المللی خود قرار داد. این سخنرانی که مهم ترین وجامع ترین سخنرانی مدودف در دوران شش ماهه ریاست جمهوری اش به شمار می رفت، با انتقاداتی در اروپا مواجه شد. وزیر خارجه آلمان در واکنش به سخنان رئیس جمهور روسیه در باره استقرار موشک در مرزهای اروپا، این اقدام را پاسخ مناسبی به انتخاب رئیس جمهورجدید در ایلات متحده ندانست.
فرانک والتر اشتاین مایر، طرح موضوع استقرار موشک های اسکندر در مرزهای لهستان را ارسال علامت اشتباه از سوی این کشور تفسیر کرد. واین اقدام روسیه را اقدامی نادرست در زمانی نادرست دانست. وی از روسیه خواست، به انتخاب باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا به عنوان فرصتی برای شروعی جدید نگاه کند.
در ارتباط با روسیه، اوباما وارث شرایطی بود که از دوجهت بدترین دوره برای امریکا طی دوران پس از جنگ سرد به شمار می آمد.از یک سو، اوباما زمانی در امریکا به ریاست جمهوری رسید که روسیه به مدد درآمدهای نفتی والبته سیاست های پوتین، روند نزولی اقتصاد خود را پشت سر گذاشته و به سطحی از
توانمندی اقتصادی دست یافته بود که هراسی از اتخاذ سیاست های تهاجمی تر در سیاست خارجی به خود راه نمی داد.از سوی دیگر تنش در روابط امریکا وروسیه به دلیل اصرار بوش براستقرار سپر دفاع موشکی در شرق اروپا وهمچنین گسترش ناتو به حوزه جمهوری های سابق، به بالاترین مرحله خود رسیده بود.
به لحاظ اقتصادی نرخ رشد روسیه در سال2007به1/8درصد رسید که بالاترین نرخ رشد در دوره پس از فروپاشی شوروی است تأثير چنین وضعیتی بر سیاست خارجی .امنیتی روسیه در آغز ریاست جمهوری مدودف، اتخاذ سیاست های بود که به اعتقاد برخی تحلیل گران شباهت زیادی با دوران اتحاد جماهیر شوروی داشت . طی چند سال اخیر بودجه نظامی روسیه افزده شد که بخش مهمی از آن صرف ساخت تسلیحات جدید می شود برای سال 2008 بودجه نظامی روسیه نزدیک به 40 میلیارد دلار تعیین شدکه 20 درصد از سال 2007 بیشتر بود.
از طرفی پس از جنگ با گرجستان، فرماندهان نظامی روسیه، از تجدید تسلیحاتی و تجهیزات کامل ارتش روسیه تا سال 2020 سخن گفتند.
عزم جدی رهبران روسیه برای احیای قدرت وجایگاه گذشته این کشور_ویا حدقل حفظ وضع موجود-در جریان بحران گرجستان به نمایش گذاشته شد. واکنش کشورهای غربی به رفتار روسیه درجریان بحران گرجستان وپس از آن، روس ها را متقاعد ساخت که امریکا وکشورهای غربی برخلاف سروصداهای اولیه در پی مشکلات لاینحلی برای روس ها نخواهند کرد.به همین دلیل مدودوف، در آستانه ورود اوباما به کاخ سفید تلاش کرد تا در اقدامی پیش دستانه با طرح موضوع موشک های اسکندر مرز اروپا، اوباما را در موضع انفعالی قرار داده ومسئله استقرار سپر دفاع موشکی در اروپا را به مسئله اول اوباما در برابر روسیه تبدیل کند.
روسیه و آمریکا با امضای توافق های هسته

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع افغانستان، ریاست جمهوری، سیاست خارجی Next Entries منابع مقاله با موضوع منابع محدود، انرژی هسته ای، پرونده هسته ای