منابع مقاله با موضوع ایدئولوژی، رضایتمندی، تمدن اسلامی، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

زندگی میکند. به نحوی که اگر شخصی حافظهاش را از دست بدهد، همه چیز را از دست داده است. خانواده، دوستان، مهارت و حتی خودش را. اگر یک جنایتکار جنگی مثل صدام را بیاروند و حافظهی او را ریست نمایند، به نحوی که از صفر شروع شود، در این حالت برای آن شخص چه فرقی میکند که او جنایتکار است یا کودکی تازه متولد شده؟ و این حالتی است که شخص فرصتی دوباره برای زندگی دارد و اگر ذهن او برای بار دوم درست برنامهریزی شود، میتواند یک انسان دیگر باشد. اگر در محیطی یا در مکانی، اتفاق خاصی برای شخص بیفتد، هر بار که شخص، به آن محیط مراجعه کند، حضور در آن مکان مانند کدی عمل میکند که ذهن به وسیلهی آن، آرشیو اطلاعات را بازیابی میکند. به یاد آوردن خاطرات و بازیابی بار حسی آن اتفاق، فرد را به واکنش عاطفی منطبق با بار حسی آن وادار میکند. اگر این خاطره، خاطرهی جمعی خوب و شیرینی باشد و افراد یک شهر را در خود درگیر داشته باشد، یادآوری این خاطره برای شهروندان، باعث واکنش عاطفی مثبت آنها خواهد شد و با توجه به اصل تشعشع شعوری، شعوری مثبت در روح جمعی آنها انعکاس مییابد. در این حین، اگر شخص غریبهای به این جمع اضافه شود بیآنکه از قضیه خبر داشته باشد، به واسطهی اتصال به روح جمعی افراد آن جمع، هیجان و نشاط را در درون خود احساس خواهد کرد. در مورد شهرهایی که دچار بلایای خاصی شدهاند، هر شخصی وارد این شهرها میشود احساس غم و سنگینی را نتیجه میگیرد و اصطلاح ” شهر ارواح “دربارهی این محیطها رایج است. تئوری خرد جمعی، حافظهی جمعی، شعور جمعی و … هر کدام یک فیلد از بی شمار فیلدهای روح جمعی هستند.
2-7-3-4- یک بنای تاریخی، یک مجسمهی تاریخی و یا یک نماد خاصی که به یک واقعهی تاریخی بزرگ اشاره داشته باشد، باعث میشود افراد به حافظهی تاریخی جمع متصل شده، همذاتپنداری نموده و احساس ریشهداری نمایند. احساس ریشهداری نیز عاملی میشود که افراد، حس سرفرازی داشته باشند.
2-7-3-5- وجود یک نماد مثبت که همهی افراد حاضر در آن محیط از آن نماد برداشت مثبتی داشته باشند اول اینکه این احساس در روح جمعی انعکاس مییابد و بقیهی افراد را هم در این حس شریک میکند. این عوامل باعث ایجاد جاذبه در محیطهای خاصی میشود. در ثانی، هر نمادی به قضیهای خاص اشاره دارد. ماهیت ماجرایی که در پشتپردهی این نماد وجود دارد، باعث ایجاد تشعشع شعوری خاصی در آن محیط میشود که بستگی به میزان مثبت یا منفی بودن مفهوم آن، پالس شعوری آن متفاوت خواهد بود. وجود یک نماد با مفهومی قوی میتواند بار شعوری یک محیط را، منطبق با شعور خود، شارژ نماید.

2-7-4- حس تعلق به مکان در شهرهای قدیمی و شهرهای سنتی
2-7-4-1- اینکه یک شهر از قدمت تاریخی برخوردار باشد به افراد آن شهر حس غرور و ریشهداری میدهد و حس رضایتمندی از سکونت در آن شهر در روح جمعی انعکاس مییابد. در واقع حس ریشهداری و پیوند تاریخی با یک شهر، ریشه در اصل غرور، تکبر و منیت افراد آدمی دارد که جزء اجزای ذاتی هر انسانی است. به روایت قرآن، آنگاه که آدم آفریده شد و امانت الهی در وجودش به ودیعت نهاده شد، به فرمان الهی همهی فرشتگان به غیر از ابلیس در مقابل آدم سجده کردند. هنگامی که آدم سجدهی ملائک را دید، به خودش مغرور شد و همین باعث شد تا میوهی ممنوعه را بخورد (بقره، آیات 30 تا 35 ). در واقع در اولین مرحله، غرور و منیت را در وجود آدم نهادند و او را عطف به درون دادند. هنگامی میتواند از عطف به درون خلاص شود که در مسیر تعالی قدم برداشته و مسیر کمال را طی نماید و بتواند عطف به بیرون را تجربه نماید. در واقع رسالت او این است که در این حرکت، از عطف به درون، رهایی یافته و عطف به بیرون یابد. از این حیث است که افراد عادی یا نامتعالی نیازمند تعریف و تمجیدند. حس ریشهداری و هویت تاریخی از این جهت که نیاز روانی افراد، مبنی بر تامین منیت و غرور آنها را ارضا میکند، به فرد حس رضایتمندی میدهد و کمک میکند تا اعتماد به نفس خود را تامین نماید. هر کسی دوست دارد شهرش، محلهاش، خانهاش و… در مقایسه با دیگران ” بهترین” باشد. همیشه و همه کس دوست دارند صاحب ” بهترینها ” باشند که محیط زندگی نیز یکی از آنهاست. این گرایش یا به خاطر ذات زیباییطلبی و بینهایتطلبی انسان است، یا از بابت غرور و منیّت افراد، که در معرفی خود بگویند: شهر من ! محلهی من ! خانهی من ! کار من ! نیاز من ! محیط من ! من من من … ؛ و خاک بر فرق من و منهای من …. !!
2-7-4-2- در گذشته شهرها پیاده محور بودند و ارتباط چهره به چهره در شهرها بیشتر بود. افراد با هم ارتباط بیشتری داشتند. معابر باعث ارتباط رخبهرخ افراد میشد. جایگزین شدن وسایل نقلیه باعث افزایش آلودگی صوتی، کاهش ارتباطات چهرهبهچهره و اشغالشدن فضاهای باز در شهرها شده است و اضطراب ناشی از ترس تصادف با ماشینها لذت پیادهروی را از شهروندان گرفته است. وقتی سیستم، پیاده محور باشد، افراد آن محله در رفتوآمدهای خود، بیشتر ارتباط چهره به چهره با هم محلیهای خود مییابند و آشناییهای عمومی افراد بیشتر اتفاق میافتد. در شهرهای سنتی، آشنایی عمومی افراد یک محله نیز، هم عاملی برای کنترلهای اجتماعی میشد و هم اینکه به افراد محدودهای را معرفی میکرد که با آنها به اصطلاح ” سلام علیک ” دارند. این عامل باعث رشد مولفهی هممحلیگرایی شده و نتیجه آن، این بود که شخص به محله و هم محلیهای خود احساس تعلق و تعصب نشان دهد. اینکه محلهای محصور باشد یا فضای کالبدی آن با مرز یا لبهای ممتاز از دیگر محلات یا از دیگر محیطها جدا شود، باعث میشود تا ادراک “ما” در محدودهی این چارچوب شکل بگیرد. یعنی وقتی شخصی میخواهد “ما” را در قالب هممحلیها تعریف کند، مقیاسی در دست دارد و میتواند به آن استناد کند. تعلق فرد به این محیط مشخص، باعث کنش شعوری وی با افراد آن محدوده شده و روح جمعی متباینی تشکیل میشود که در قدم بعدی باعث میشود افراد یک محله، سطح فکر، سطح آگاهی، فرهنگ و رفتارهای مشابهی داشته باشند. یا اینکه شهرهای سنتی که با دژی مستحکم احاطه میشدند، باعث ادراک مجتمع زیستی در مقیاس درون این دیوارها میشد. این عامل باعث میشد که ادراک “ما” در حد کل شهر تعریف شود و حس تعلق به مکان را در افراد تقویت نماید. در حالیکه محلات بی در و پیکر امروزی، نه تنها محدودهی مشخصی ندارند، بلکه کل شهر نیز در چنین وضعیتی قرار دارند. در سطح شهرها، استفاده از وسایل نقلیه ارتباط چهره به چهره را کاهش داده است و نتیجتا، افراد در بسیاری مواقع هم محلیهای خود را نمیشناسند. کوچههایی که خیابانها را به هم وصل میکند باعث افزایش رفت و آمدهای گذری افراد غریبه به داخل محلات میشود و در نتیجه به تدریج شخص را از رغبت نسبت به شناخت افراد محله باز میدارد. نبود محدودهی معین برای یک محله مانع از ایجاد حس تعصب نسبت به محله و هم محلهایها در افراد میشود. این عوامل به همراه عوامل تاثیرگذار دیگر باعث ایجاد غریبی بین افراد محلات و در مقیاس بالاتر، در بین تمام شهروندان میشود و فرد را از اجتماع به انزوای جمعی میاندازد و از مجتمعهای زیستی یک “اجتماع منفرد” ایجاد میکند. جمعگرایی و انجام مراسم جمعی باعث میشود که آگاهیهای افراد با انعکاس در محیط، به روح جمعی انتقال یابد و افراد آن شهر و محله نیز در اتصال با روح جمعی، طرز فکر و سطح فکر مشابه بههمی را دارا باشند. اشخاصی که در این شهرها به دنیا آمده و رشد میکنند این آگاهیها را دریافت میکنند. وقتی طرز فکر، سطح آگاهی،‌ ارزشها و اعتقادات یک جمع به هم شبیه باشد، روح جمعی آن محیط نیز یک فرم منطبق با ذهن افراد آن جمع را به خود میگیرد و شخص از بودن در این فضا، این جمع و این محیط، که با مولفههای ذهنی او نیز انطباق دارد، احساس تعلق نشان داده و حس آرامش خواهد داشت. پس انطباق سطح فکر، عقاید، اعتقادات و … هر شخص با انعکاسی که از این مفاهیم در روح جمعی آن محیط وجود دارد به شخص احساس رضایتمندی و تعلق به مکان را میدهد. یکی از عواملی که باعث میشود پدیدهی جداییگزینی مکانی در شهرها رخ دهد، همین عامل روح جمعی است. یک شخص فقیر در بین هم ترازهای خود راحتتر است تا در بین ثروتمندان باشد. همچنین است بین افراد یک قوم، هم زبانها، سطح سواد، افراد شاغل در یک حرفه و… . سطح فکر، طرز تفکر، علایق خاص، نیازهای همسان، آرمانهای اجتماعی یکسان و… همگی باعث تشکیل روح جمعی خاص میشود که افراد با گرایش به هر کدم از این فیلدها، در قرارگیری در این جو، حس رضایتمندی و همذاتپنداری خواهند داشت. بنابراین میتوان گفت که حس تعلق به اجتماع19 حاصل “همگرایی تشعشعی” در یک مجتمع زیستی یا در یک محیط انسانی است.
لازم به ذکر است که در فرهنگ قرآن و توحید، بعد از خداوند، در امورات عالم، تنها چیزی که مطلق است این اصل است که همه چیز نسبی است. بنابر نظر انیشتین در نظریهی نسبیت عام، حتی قوانین علمی نیز مطلق نیستند و در حالت تکینگی سیاهچالهها، از هم میپاشند و بیمعنی میشوند (هاوکینگ، 114:1386). این عوامل، تنها نمونههایی از عوامل شناساییشده هستند و نه تمام آنها. با توجه به اینکه طرح این مسائل، تازگی دارد، زمینهی مطالعاتی گستردهای در این موضوع وجود دارد که امید است در آینده محققان دیگر نسبت به تحلیل و تحقیق در این موضوعات پرداخته و به صورت دقیق این مفاهیم را تشریح نموده و تکمیل نمایند.
2-8- تاملی بر شهرسازی در جهان اسلام از منظری نو و از بُعد شعور
2-8-1- درآمد
در طول دورانی که اسلام گسترش جهانی داشت، مدنیت خاصی در مناطق اسلامی تحت تاثیر مبانی اسلامی و ایدئولوژی جدید توسعه یافته بود که از این دوران به تمدن اسلامی نام میبرند. در طول دوران تمدن اسلامی، در خصوص شهرسازی بر اساس مبانی اسلامی، اصول تئوریک خاصی به صورت علمی و مدون شکل نگرفت. اما آموزههای اسلامی با منشا وحیانی و صبغهی الهی که داشتند، به شدت در زندگی اجتماعی و روزمرهی ملل تحت حاکمیت ایدئولوژی اسلامی قابل مشاهده بود. این تاثیرات اجتماعی، به تدریج و به صورت اتومات، شهرهای سنتی ملل تابعه را با ایدئولوژی اسلامی تطبیق میداد. به طوری که شهرهایی با چهرهی نسبتا متفاوت را خلق میکرد. درثانی، به علت معرفتی بودن و ماهیت عرفانی و ادراکی بودن مبانی آیین اسلام، اگر هم اصولی خاص در شهرسازی و تنظیم محیط بر طبق ایدئولوژی جدید از سوی رهبران معنوی و نخبگان علمی و عرفانی عالم اسلام بکار گرفته میشد، چه بسا قابل بیان با شواهد عقلی و مبانی تجربی نبوده است. اکنون با گذشت 14 قرن از نزول ایدئولوژی توحیدی اسلام و گسترش مفاهیم معرفتی آن، به واسطهی ثبت مکتوب مفاهیم معرفتی در طی قرون اسلامی، روند روبهرشد و تکاملی در بُعد معرفتی بشری و نیز توسعهی علوم عقلی و تکنولوژی آزمایشگاهی، تا حدودی پردهی ابهام از ابعاد معرفتی و معنوی اسلامی برداشته میشود. با این وجود، با توجه به مبانی فلسفی مطرح شده، بر تمدن اسلامی نظری دوباره از منظر شعور خواهیم داشت تا از این بازبینی در بخشهای آتی نیز بهرهبرداری کنیم.

2-8-2- شهرسازی اسلامی در سیرهی پیامبر اکرم (ص)
پیامبر (ص) هنگام ورود به یثرب اولین کاری که کردند احداث خانه-مسجد بود. محیطی وسیع و محصور که هم مسجد بود و هم خانهی ایشان (تصاویر شمارهی 2 و 3). اسلام از چنین مکانی معرفی شد و رشد و توسعه یافت یا به عبارتی ” اسلام در مسجد متولد شد “. همهی آموزشها،‌ دستورات و احکام دینی و جلسات اجتماعی و نظامی پیامبر در مسجد منعقد میشد (ستاری ساربانقلی، 17:1390). این عمل ایشان مسجد را به عنوان مهمترین و مقدسترین مکان هر محیط اسلامی در ذهنها ثبت کرد. تاکید و سفارش به نماز جماعت در مسجد نیز، آنرا به یک مکان پر رفت و آمد جامعه تبدیل نمود. این عمل پیامبر آگاهانه بوده است، اما نمی توانست به مردم آن روزگار و خصوصا اعراب تازه رام شده تفهیم کند.

تصویر 2-6- تصویر باز سازی شده از خانه-مسجد پیامبر (ص).

منبع : هیلنبراند ، 76:1377.
تصویر 2-7- تصویر بازسازی شده از خانه-مسجد پیامبر (ص) و منطقهی پیرامون آن در آغاز حکومت اسلامی در اواسط قرن 7 میلادی.

منبع :

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع ناخودآگاه، فراماسونری، خودآگاهی، روانشناسی Next Entries منابع مقاله با موضوع ایدئولوژی، سلسله مراتب، کنش اجتماعی، عرفان اسلامی