منابع مقاله با موضوع امام حسین، علی بن الحسین، انتخاب همسر، امام حسین(ع)

دانلود پایان نامه ارشد

نیز پاسخ دادند : « شما همانند ما اعتقاد دارید » . همچنین تفاوتی اساسی میان این دو دین یافت نشد، در غیر این صورت تفسیر بدی از سرعت و آسانی مسلمان شدن ایرانیان میداشتیم 98.
این نظری است که ما بدان اعتقادی نداریم و درست آن است که گفته شود : مسلمانان با دین حنیف خود جایگاهی در میان تمام دیانتها را به خود اختصاص دادند. چرا که آنان بر ایمان به موسی و تورات او و عیسی و انجیلش ایمان جدیدی به محمد و قرآن وی را میافزایند. بر این اساس که آخرین پیامبری تأییدی برای پیامبریهای پیشین و زدودن تفاوتها و اختلافاتی بوده است که اجتماع تمام جهان را پراکنده کرده است. ﴿ وَ مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَّ لهَمُ الَّذِى اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون‏ ﴾ ( سورۀ نحل ، آیه 64 ). و ما قرآن را بر تونازل نکردیم مگر برای این که آن چه را در آن اختلاف دارند، را برای آنان روشن کنی؛ و (این قرآن) مایۀ هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان میآورند. همچنین به سبب اعتقاد ایرانیان به این که اسلام احوال آنان را بهبود خواهد بخشید و مقام آنان را بالا خواهد برد، دلهایشان برای آن نرم گشت و پنهان نیست که کشور آنان به لطف اسلام در تعدد جوانب و گستردگی عرصه و اثر بخشی آن، مهد تمدن درخشانی گردید که از تمدن پیش از فتح اسلامی آنان مهمتر و بزرگتر بوده که احتمال تردید و تأویل در آن وجود ندارد.
همچنین برخی میپندارند که عربها و ایرانیان از دیر باز و از زمان افسانهها در پیوندِ نسبت و خویشی به هم پیوستهاند و در دورۀ صدر اسلام نیز پیوندی داشتهاند که تاریخ آن را قاطعانه مورد تأیید قرار میدهد. از حسین بن یحیای صولی از عون بن محمد از سهل بن قاسم نوشجانی نقل میشود که گفته است : رضا – علیه السلام – در خراسان به من فرمود : میان ما و شما نسبتی وجود دارد. گفتم چه نسبتی ای امیر؟ فرمودند : وقتی که عبد الله بن عامر خراسان را گشود، دو تن از دختران یزدگرد بن شهریار، پادشاه ایران را تصاحب نمود و آنها را نزد عثمان بن عفان فرستاد و او نیز یکی را به حسن بن علی و دیگری را به حسین – علیهما السلام – بخشید که هر دو در حال زایمان درگذشتند. در روایت دیگری نیز آمده است : صحابه در زمان خلافت عمر بن خطاب، اسیران ایرانی را به مدینه آوردند که سه تن از دختران یزدگرد در میان آنان بود. عمر میخواست آنان را بفروشد اما علی بن ابی طالب(ع) فرمود : دختران پادشاهان فروخته نمیشوند اما آنان را بها گذارید. از این رو آنها را بها نهادند و ایشان بهای آنان را پرداخت و آنها را میان حسن بن علی و محمد بن ابی بکر و عبد الله بن عمر تقسیم نمود. در کتاب کامل مبرد و وفیات الأعیان آمده است : شهربانو دختر یزدگرد، سلافه نام داشت و همچنان که گفته شده است، امام علی(ع) وی را مریم یا فاطمه نام نهاد که بانوی زنان خوانده میشد و او را مخیّر کردند و او نیز حسین بن علی – علیه السلام – را انتخاب نمود و امام علی(ع) امام حسین (ع)را به نیکی با وی امر نمود و به او فرمود : ای ابا عبد الله وی بهترینِ زمینیان را برای تو به دنیا خواهد آورد و علی بن الحسین (ع)را برای او به دنیا آورد. امام حسین نیز به فرزند خود میگفت: ای فرزند بهترینان. بدان سبب که وی از بهترینِ عرب، قریش و از قریش بنی هاشم و بهترین عجمها ایران بود 99. شاعر در این باره میگوید :
وإنّ وليداً بين كسرى وهاشم لأكرم من نيطت عليه التمائم
همانا فرزندی که میان خسرو پرویز و هاشم به دینا آمده است ارجمند ترین کودکی است که طلسمها بر وی آویخته شد.
داستان ازدواج دختر یزدگرد مورد توجه صاحب کتاب قابوس نامه بوده است. وی این خبر را در بابی تحت عنوان « در تربیت فرزند » به عنوان مثال و به شکل حکایتی آورده است و خلاصۀ آن این است که آنان دختر پادشاه عجم را به اسارت به سرزمین عرب آوردند و عمر فرمان داد تا وی را بفروشند، اما علی بن ابی طالب(ع) فرمود : پیامبر فرموده است : فروش فرزندان پادشاهان روا نیست. از این رو «شهربانو » را به خانۀ سلمان فارسی بردند تا شوهر دهند، اما وی از ازدواج با مردی که ندیده است سر باز زد. از این رو مهتران عرب را بر وی ارائه نمودند و سلمان دربارۀ هر یک برای وی سخن میگفت تا این که علی بن ابی طالب بر وی گذشت و آن گاه که در بارۀ وی پرسید و او را شناخت ازدواج با ایشان را پذیرفت اما گفت : همانا در روز آخرت از فاطمه شرم دارد. سپس حسن بن علی (ع)بر وی گذشت و او را پذیرفت اما آن گاه که دانست وی کثیر الزواج است از ازدواج با وی پرهیز نمود و در نهایت حسین بن علی(ع) بر وی گذشت و آن گاه که حقیقت امر وی را دانست در پذیرش وی مردد نگشت چرا که ایشان پیش از او ازدواج نکرده بود، همچنان که شهربانو نیز پیش از وی ازدواج نکرده بود 100. نویسنده چگونگی این ازدواج را شاهدی بر ضرورت مختار بودن دختر در انتخاب همسر آورده است.
تاریخ نگاران همان گونه که در نام وی اختلاف داشتند، در طول عمر او نیز اختلاف داشتند. بنابراین همچنان که برخی معتقدند شهربانو در حال زایمان درگذشته است برخی دیگر نیز معتقدند که علی بن الحسین(ع) سر پدر خویش در مسیر کربلا تا کوفه و از آن جا تا به شام را بر سر نیزهها دید درحالی که جسدش زیر سم اسبان لگد کوب میشد 101. صاحب کتاب روضة الشهداء نیز این نظر را تأیید مینماید چرا که وی شدت غمناکی شهربانو بر فراق نور چشم خویش را توصیف نموده و با شعری دوبیتی از زبان او این امر را نمایان میسازد 102 و اوست که میگوید :
رفتی و سیر ندیده رخ تو دیده هنوز گوش یک نکته زلبهای تو نشنیده هنوز
چید دست اجل ای غنچۀ نورسته تورا گلی از شاخ امل دست تو ناچیده هنوز
همچنین اختلاف روایات دربارۀ شهربانو آن را بیشتر قابل توجه مینماید و شخصیت وی را پیوندی برای عربها و ایرانیان نمودار میسازد.
سپس به عمر بن خطاب باز میگردیم که محور فتح ایران بود. همچنان که اخبار ایشان رابطۀ محکمی با هرمزان و شهربانو داشت و مییابیم که بردهای ایرانی از مردم نهاوند او را کشته است. زیرا او با دیدن هموطنان اسیر خود در نهاوند به شدت بر عمر خشمگین شد و اندوهگین گشت تا آن جا که به گریه افتاد و گفت : « عمر جگرم را سوزاند ». گفته شده است : کعب الاحبار به عمر خبر داده است که تنها سه روز از عمرش باقیمانده است و او نیز گفت : « به قضا و قدر خدا خشنودیم »، و در همان روز آن برده ایرانی، که ابو لؤلؤه ایرانی و بردۀ مغیره بن شعبه بود با او دیدار کرد و گفت : ای امیر مؤمنان مرا بر مغیره بن شعبه وعده ده چرا که مالیات بسیاری بر گردن من است « عمر گفت : خراج تو چقدر است؟ وی نیز پاسخ داد روزانه چهار درهم، عمر حرفۀ وی را پرسید و او چندین حرفه را یاد آور شد. عمر گفت که خراج وی نسبت به پیشههای او زیاد نیست. همچنین وی را آگاه کرد که شنیده است : او توانایی ساختن آسیاب بادی را دارد و از او خواست تا برایش آسیابی بسازد و آن غلام نیز گفت: برای او آسیابی خواهد ساخت که مردم شرق و غرب از آن به شگفت آیند. عمر نیز به یاران خود رو کرد و گفت : « این برده مرا تهدید کرد از این رو ایشان را تشویق نمودند تا دشمنی این برده را از خود دفع نماید اما وی گفت : پیش از جنایت قصاص جایز نیست، و در آخر ذی الحجة سال بیست و سه، ابو لؤلؤه در نماز صبح مترصد عمر شد و چند ضربه به وی وارد کرد 103.
در روایت دیگری نیز آمده است که هرمزان بر قتل عمر با ابا لؤلؤه موافق بود و به وی گفت : چه خوب است. دربارۀ توافق آنان بر قتل در شاهنامۀ نوبخت به تفصیل سخن گفته شده و خنجر قاتل نیز در آن توصیف شده که برق آن تاریکی را روشن میسازد و ضربه خوردۀ آن حتماً خواهد مرد. زیرا تیغۀ آن یک ماه و اندی در زهر بوده است. شاعر از زبان هرمزان شعری بر زبان میآورد که کینۀ ایرانیان نسبت به عربها را نمایان میسازد و قاتل عمر را با تمام زیباییها، مانند انتقام گیرندۀ ایرانیان توصیف میکند. از جمله سخن وی در اینباره 104:
بدان گونه بینم من این دشنه را که از آب خود تش زند تشنه را
ازو هر که نوشد نجنبد زجـای برو ای جـــوان یار بادت خـدای
برو داد ایرانیـــان را بگیـــــر چــه باید بمیــــران و با او بمیــر
که مردانه مردن به از زندگیست اگـــر پیش بیگـــانه یا بندگــیست
سخن دربارۀ عمر بن خطاب از این نظر که وی پیوندی میان عربها و ایرانیان است، گسترده و از اهمیت بسیاری برخوردار میباشد و پیش از اشاره به این که بیزاری ایرانیان به نتیجه رسید، سخن را به پایان نمیبریم. آنان در دورههای بعد و حتی در حال حاضر نیز از این بیزاری دست برنداشتند و برای روشن ساختن این واقعیت، باید سخن را دوباره از سر گرفته و به شکل دیگری سخن بگوییم. زیرا ما را از آن برهۀ زمانی که ما در صدد محدود کردن سخن در آن هستیم دور میسازد، هر چند که این سخن ما، ارتباط قوی و مستقیمی با عمر دارد و خاموشی ما از آن در این زمینه، چهرۀ عمر را به شکلی بریده و ناقص به ما نشان میدهد. از نظر ایرانیان امام حسین(ع) باید تنها خلیفهای باشد که پیرو و فرمانبردار وی باشند، نه تنها به این دلیل که وی نوۀ پیامبر است بلکه به خاطر این که همسر وی شاهزادهای از خاندان ساسان است. بنابراین خلفای دیگر و بویژه عمر بن خطاب که کشور آنان را فتح نمود را غاصب میدانند، و از این روست که ایرانیان هر ساله تصویر عمر را به آتش میکشند 105.
تتمۀ سخن در این زمینه منتقل شدن به قرن یازدهم هجری را از ما میطلبد تا دولت صفوی را بیابیم که مذهب شیعه را به عنوان مذهب رسمی کشور مقرر ساخت و هر ساله بزرگداشت امام حسین در ماه محرم را با شبیه سازی نمایشیِ کشته شدنِ وی که تعزیه نامیده میشود 106، گرامی میدارند و تعزیۀ طنز آمیزی مخصوص عمر غاصب بر پا میدارند که با به جهنم رفتن وی منتهی میشود 107. کینۀ شیعه نسبت به عمر شدیدتر از کینۀ مسیحیان به یهودا در قرون وسطی است و آنان تا میتوانند یاد و خاطرۀ عمر را تحقیر میکنند. برای مثال : برخی از بافندگان قالی نام ایشان را بر قالی مینهند تا بر آن پا گذارند و سازندگان کفش نام وی را بر پاشنۀ کفشها مینگارند. همچنین کسانی که تعصب آنان تا به نهایت میرسد، نام وی را بر کف پای خود خال کوبی مینمایند 108. اما در تعزیۀ طنز آمیز، عمر را در حالی که شراب مینوشد نشان میدهند که از مستی آن به زمین میافتد پس از آن که شیطان نوشیدن شراب را برای وی نیک جلوه میدهد. سپس در همان حالت مستی به رقص در میآید و یارانش نیز رقص وی را تقلید میکنند.
هر چه باشد اینها چیزی جز افراط و زیاده روی برخی از شیعیان نیست و کاری است که تنها به نادانان و احمقهای تودۀ مردم نسبت داده میشود. موضوع این افراط گران روشن است. حال آن که آرزوهای آنان احمقانه و اباطیل و اشتباهات آنان تباه شده و امامان، آنان را لعنت میکنند و از آنان برائت میجویند. تا آن جا که از شیعی میانه رویی این سخن نقل میشود : اگر قائم ما برخیزد از دروغ گویان شیعه آغاز مینمود و آنان را میکشت 109.
سخن جلال الدین رومی بزرگترین شاعر صوفی در ایران به بیزاری شیعه از عمر و دوست داشتن علی(ع) اشاره میکند :
پس امام حیِّ ناطق آن ولیست خواه از نسل عمر خواه از علیست
در حقیقت عمر بن خطاب که در عدالت و دادگری به شهرت رسیده است، در همه چیز میان عرب و ایرانی برابری مینمود و جز به تقوا در میان آنان تمایزی قائل نمیشد و به سخن پیامبر اکرم (ص) در حجة الوداع عمل مینمود که فرمود : « ای مردم همانا خدای شما یکی است و پدر شما یکی، همۀ شما از آدم هستید و آدم از خاک. هیچ عربی بر غیر عرب کرامتی ندارد جز به تقوا ». همچنین وقتی که آن سخن اندرز گونۀ خود را گفت، تا دورترین اندازه آزاد اندیش و با وجدان بود « به خدا سوگند اگر عجمها با عمل نیک بیایند و ما بدون عمل بیاییم، آنان در روز قیامت از ما به محمد سزاوارترند زیرا کسی که عمل وی کوتاهی کند، نَسب وی به او سرعت نمیبخشد ».
همچنان که علی بن ابی طالب(ع) نیز میان فارسها و عربها مساوات را رعایت

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع شگفت انگیز، پیشه وران Next Entries منابع مقاله با موضوع خلفای عباسی، زبان عربی، رمان ایرانی، استان خراسان