منابع مقاله با موضوع اسناد و املاک، شرکت در انتخابات، وزارت امور خارجه

دانلود پایان نامه ارشد

داخلي در نظر گرفت يا در سطحي ديگر، مسئله اي است که مورد اتفاق کشورها نيست و هر کشور با توجه به وضعيت سياسي، اقتصادي، فرهنگي و حتي جغرافيايي خود شرايط و محدوديت هاي خاصي براي بيگانگان قائل مي شوند. 29 شايان ذکر است که دولت ها، هيچگونه الزام بين المللي براي پذيرفتن بيگانه در قلمرو حاکميت خود نداشته اما به محض اينکه بيگانه در قلمرو حاکميت دولتي پذيرفته شد، دولت پذيرنده بايد حداقل حقوق براي وي قائل گردد. اما شناسايي حداقل حقوق بيگانگان توسط دولت ها، به عنوان اصول اخلاقي که فاقد ضمانت اجرايي است تلقي مي گردد. در مورد بيگانگان در ايران چه اشخاص حقوقي و چه اشخاص حقيقي، اصل بر آن است که هر بيگانه اي مي تواند از همه حقوق مدني متمتع شود، مگر در مواردي که قانون به طور صريح آنها را از بعضي از حقوق محروم کرده باشد. 30
ماده 961 قانون مدني اين اصل کلي را چنين بيان داشته است: ” جز در موارد ذيل اتباع خارجه نيز از حقوق مدني متمتع خواهند بود.” حال به چند مورد از حقوق بيگانگان در ايران اشاره مي کنيم:
مواردي که بيگانگان از نظر حقوقي از آنها محروم هستند عبارتند از حقوقي که قانون آن را به طور صريح منحصر به اتباع ايران مي داند يا آن را به صراحت از اتباع خارجه سلب کرده است براي تشخيص اين موضوع که اين حقوق کدامند، در هر مورد بايد به قانون مربوط به همان مورد مراجعه کرد. براي مثال برابر اصل 81 قانون اساسي: ” دادن امتياز تشکيل شرکت ها و موسسات در امور تجاري، صنعتي، کشاورزي، معاون و خدمات به خارجيان مطلقاً ممنوع است”. همچنين در مورد حقوق که به صراحت قانون، منحصر به اتباع ايران مي باشد و به اين مناسبت بيگانگان از آن محروم هستند، حق کار در بعضي مشاغل مي باشد براي مثال ماده 12 قانون تأسيس بورس اوراق بهادر، يکي از شرايط پذيرش اشخاص حقيقي به کارگزاري بورس را دارا بودن تابعيت ايران دانسته است. مورد ديگر اينکه بيگانگان افزون بر املاک مزروعي، از تملک اموال غير منقول ديگر مازاد بر آنچه که براي محل سکونت يا کسب يا صنعت خود نيازمند آن هستند محروم مي باشند؛ بنابراين برابر آيين نامه استملاک اتباع خارجي، بيگانه اي که مي خواهد ملکي را در ايران خريداري کند بايد قبل از انجام معامله از دولت ايران مجوز کسب کند. براي تحصيل و به دست آوردن اين مجوز، بايد درخواست را طي اظهارنامه اي همراه با مدارک لازم به ادار? ثبت و اسناد و املاک محل وقوع ملک تسليم کند.
اين درخواست و اظهارنامه در سازمان ثبت و اسناد و املاک مورد بررسي قرار مي گيرد، سپس نظريه سازمان به وزارت امور خارجه اعلام مي گردد. اين وزارتخانه نيز پس از بررسي هاي لازم و معمول نظر خود را اظهار مي نمايد، حتي در صورت لزوم از رياست جمهوري نيز استعلام مي گردد. در پايان پس از موافقت مقامات مذکور، اتباع بيگانه اجازه ي انجام معامله را خواهد داشت. البته بايد در نظر داشت که اين اجازه، فقط در مورد خريد ملک براي سکونت يا صنعت يا کسب خود فرد بيگانه است.
متقاضي بيگانه براي کسب موافقت دولت ايران بايد از حيث قانون ايران داراي اهليت براي انجام معامله باشد. براي مثال مجنون و صغير و سفير نباشد در ضمن بايد داراي پروانه اقامت دايم در ايران باشد و تعهد کند که در صورت انتقال محل اقامت خود به کشور ديگر، ملک خريداري شده را حداکثر ظرف مدت شش ماه از تاريخ خروج از ايران، به يکي از اتباع ايراني يا خارجي که اجازه دولت ايران را کسب کرده بفروشد
وگرنه اداره ثبت به نيابت از او مبادرت به فروش آن کند. در صورت فوت بيگانه اي که ملکي را در ايران به اين ترتيب خريده، ثبت ملک به نام ورثه او در دفتر املاک، موکول به آن است که ورثه او نيز مجوز لازم
را از دولت ايران کسب کرده باشند. 31 مشارکت و نقش بيگانگان در امور سياسي کشور امري است استثنايي و اصل بر عدم حضور و نقش آنان در اين امور است؛ زيرا حقوق سياسي امتيازي است که براساس قانون براي اعضاي جامعه به منظور شرکت در انتخابات، همه پرسي و مشارکت در اداره امور کشور، به عنوان حق انحصاري ايرانيان در نظر گرفته شده است. احتياط هم چنين اقتضا دارد که اتباع بيگانه از حقوقي بهره مند نگردد که به وسيل? آن بتوانند در امور داخلي و سياسي که کشور دخالت و اعمال نفوذ نمايد. حتي بعضي از مؤلفين عقيده بر آن دارند که اجاز? برخورداري از اين حقوق به خارجي ها، ناقض حقوق بين الملل
مي باشد؛ زيرا ممکن است در پاره اي از موارد منافع دولت مبتوعه آنها با وظيفه اي که از طرف اوليا مملکت متوقف به آنها واگذار مي شود تنافي يا تضاد داشته باشد32 و به رعايت احترام حقوق بين الملل، دولت ها بايد از پيش آمدن چنين وضعيتي جلوگيري نمايند. علاوه بر محروميت بيگانگان از حقوق سياسي، اين افراد از استخدام در نهادهاي دولتي، پست هاي حساس مملکتي نيز محروم هستند؛ زيرا در قانون ايران از جمله شرايط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان شرط تابعيت ايران به عنوان يکي از شرايط اصلي در نظر گرفته شده است مانند عضويت در اطاق بازرگاني، انجمن هاي ايالتي و ولايتي. البته گاهي اوقات اين امکان وجود دارد که دولت براي استفاده از تخصص بيگانگان، ناچار به استخدام آنان شود که در اين صورت به تصويب مجلس شوراي اسلامي نياز مي باشد، پس از تصويب مجلس فرد مذکور بايد از وزارت کار و امور اجتماعي نيز پروانه کار دريافت کند تا فعاليت او قانوني محسوب شود. فرد بيگانه در ايران علاوه بر مشاغل دولتي از اشتغال به برخي کارهاي عمومي مانند وکالت در دادگستري، سردفتري نيز محروم
مي باشد.
شخص بيگانه از حيث خدمت وظيفه عمومي معاف مي باشند ولي از حيث ماليات بردرآمد تفاوتي بين آنان و اتباع داخلي وجود ندارد و برابر بند چهار ماده ي يک قانون ماليات هاي مستقيم، هر شخص غير ايراني اعم از حقيقي يا حقوقي نسبت به کليه درآمدهايي که از ايران تحصيل مي کند مکلف به پرداخت ماليات
مي باشد.

گفتار سوم : فلسفه ممنوعيت ازدواج با بيگانگان
ممنوعيت ازدواج با بيگانگان از ديرباز بين برخي از اديان و يا اقوام ملل مطرح بوده، يکي به دليل مصنوعيت اعتقادي و ديگري به دليل حفظ مليت و اصالت نژادي و قومي.
به عنوان مثال در آيين يهود، ازدواج با بيگانگان به طور کلي ممنوع بود و از بزرگترين گناهان به شمار
مي آمد و در اين ممنوعيت به هر دو عامل نظر داشتند. از طرفي آيين خويش را بهترين آيين دانسته و هم? اديان ديگر را باطل مي دانستند و از طرفي ديگر فرزندان بني اسرائيل را قوم برگزيده و محبوب خدا و برتر از هر نژاد ديگر مي دانستند و فلسف? اين تحريم را تأثير منفي اين ازدواج در “عبادت يهوه” خداي
بني اسرائيل و همچنين موجب از دست دادن اصالت يهودي و عدم توانايي در سخن گفتن عبري
مي دانستند.
اقوام و مللي هم که از نظر اعتقادي، خويشتن را برتر از همگان نمي دانستند، معمولاً در صورت اجتناب از ازدواج با بيگانگان عامل دوم ( يعني اختلاف نژادي و افتخارات ملي) را علت اين ممنوعيت ذکر مي کنند ملت هايي که اسير حس ناسيوناليستي نيستند و تنها آيين صحيح را آيين خاص خويش مي دانستند، هدفشان از اجتناب با بيگانگان تنها حفظ مصونيت اعتقادي است، لذا در شرايطي که اوضاع اجتماعي اين مصونيت را بيشتر به خطر اندازد، بر عدم ازدواج با پيروان اديان ديگر تاکيد بيشتري مي کنند و به همين جهت تنها در موارد خاصي به مردان پيرو خويش اجازه ازدواج با بيگانگان را مي دادند؛ مثلاً در شرايطي که آنان مي توانستند با اين ازدواج، همسر خويش و بلکه افراد بيشتري از ملت ديگر را به آيين خويش درآورند، ولي هيچ گاه به زنان پيرو خويش اجازه ازدواج با مردان بيگانه را نمي دادند چرا که زنان از موقعيت ضعيف تري برخوردارند و در صورت ازدواج با بيگانه، احتمال متأثر شدن آنان از عقيده شوهر بيشتر است.
به ظاهر تلاش برخي از ملتها هم بر اين بوده که فرزندان ملت آنان در محدود? خودشان رشد کنند و در نتيج?، نواميس آنها بر اثر اختلاط لطمه اي نبيند و اين يا به خاطر اين بوده است که مردمان مشخصي از آنان دور بمانند، يا از عادات ناپسند به کنار بمانند و همچنين شاخ? نژادي و کرامت آنها محفوظ بماند. بعضي از ملت ها زماني آزاد بودند، ولي بعدها تغيير روش دادند. چنان که روميان در آغاز، زنان بسياري از ملل اطراف خود مي گرفتند، ولي هنگامي که به قدرت رسيدند مردمان ديگر را بربر ناميدند و زنان خود را به بيگانگان نمي دادند و زنان بيگانه را براي خود نمي گرفتند.33
در آيين مسيحيت نيز همانند يهوديت، ازدواج با بيگانگان ممنوع است ليکن در اين آيين تنها علت ممنوع ازدواج با بيگانگان حفظ مصونيت اعتقادي افراد مي دانستند به همين جهت دربار? مردان که به صورت طبيعي از مصنوعيت بيشتري برخوردارند آن هم در صورتي که معتقد باشند که مرد مي تواند همسر خود را به آيين مسيح در آورد، اين ازدواج مجاز قلمداد شده ولي در مورد زنان به صورت مطلق ممنوع شده است. گو اينکه به احتمال قوي در همين تسامح جزئي نيز تحت تأثير مکتب اسلام بوده اند. به هر حال، ازدواج با بيگانگان حتي در مورد مردان مسيحي نيز در صورتي که همسر او به آيين غير مسيحي باقي بماند ممنوع است. در حالي که در آيين اسلام چنين نيست آيين اسلام از همان آغاز به عنوان يک آيين جهاني مطرح شد؛ چرا که پيامبر اکرم(ص) براي هم? افراد بشر به عنوان رحمتي براي جهانيان مبعوث گرديد مسلمانان
برعکس يهوديان، تبليغ و جهاد در مسير گسترش توحيد و مسلمان شدن ديگر ملل را از همان آغاز، وظيفه خود مي دانستند و فلسف? اصلي جهاد در اسلام نيز همين بوده است.
اسلام از همان آغاز با روح عصبيت و ملي گرايي و هرگونه نژاد پرستي مخالف بوده و کوشيده است تا گرايش هاي ناسيوناليستي را در ميان امت اسلامي ريشه کن سازد و عملاً نيز پيامبر (ص) مسلمانان را از هر قوم و ملتي که باشند با يکديگر برابر قرار داد و با افتخارات نژادي، به شدت مبارزه نموده است. ترديدي نيست که ممنوعيت ازدواج با بيگانگان در موارد محدودي که مطرح بود، مبتني بر حس ملي گرايي و برتري قومي نبوده است بلکه بي ترديد اين ممنوعيت به جهت مصنوعيت اعتقادي مسلمانان و دور نگه داشتن آنان از آلودگي اخلاقي و حفظ اصالت هاي خانوادگي بوده است.34
حقيقت اين است که به حکم قرآن : ” چيزهايي پاکيزه به آنها حلال مي کند و چيزهاي ناپاک را حرام”35 در اسلام حکمي بر خلاف عقل و فطرت اصيل انسانها وجود ندارد؛ هر آنچه پاک و براي آدميان مفيد است، حلال شناخته شده و هر آنچه ناپاک و براي بشر مضر است حرام مي باشد بنابراين به صورت کلي، عقل
مي تواند داور حلالها و حرامها در شرع مقدس اسلام باشد، گو اينکه در بعضي موارد جزئي ممکن است فکر بشر از درک خصوصيات آن عاجز باشد. در مورد ازدواج با بيگانگان نيز چنين است؛ اول اينکه اسلام بر تصورات واهي اقوام و اديان مختلف خط بطلان کشيده و در بسياري از مواردي که به بهان? بيگانه بودن شخص، حکم به ممنوعيت ازدواج با او داده اند اسلام ازدواج را جايز دانسته و مسلمانان را در انتخاب همسر، حتي از ميان غيرمسلمان آزاد گذاشته است؛ البته مشروط به اين که همسر برگزيده شده از غيرمسلمان، آلودگي ديگري نداشته باشد و همچنين اوضاع و احوال اجتماعي به ضرر مسلمانان نبوده باشد؛ يعني فرد مسلماني که با غير مسلمان ازدواج مي کند و همچنين جامعه اسلامي، از اين ناحيه دچار مشکلات نشوند و آسيب نبينند به ديگر سخن، آيين اسلام غير مسلمانان را مشمول حکم واحدي نمي داند، بلکه در اين زمينه قائل به تفصيل است؛ يعني ازدواج با کساني را که داراي آيين آسماني اند، هر چند در ادام? کار دچار انحراف عقيدتي نيز شده باشند در اصل مجاز شمرده و از سوي ديگر، فقهاي اسلام ازدواج با کساني را که داراي عقيد? توحيدي نيستند منع کرده است.
در آخر اينکه، فلسف? تحريم اين ازدواج در قرآن و روايات، خوف تأثيرپذيري مردان و زنان مسلمان از غيرمسلمان و راه يافتن ضعف عقيدتي و اخلاقي آنان بر مسلمانان ذکر شده است. ولي از آن جا که اين تأثير پذيري در مورد مردان ( به خصوص در دوران حاکميت اسلام) ضعيف تر است لذا در شرايطي که غيرمسلمانان ضعيف بوده و با مسلمانان قرارداد

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع حل اختلاف، روابط همسران، حقوق انسان Next Entries منابع مقاله با موضوع پناهندگان، افغانستان، وزارت امور خارجه