منابع مقاله با موضوع آیات و روایات، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

داراى اين سه نفس است»33
لذا حکماء در مراتب حقیقت انسانی، يك‏بار در تجرّد خيالى آن كه به تجرّد برزخى‏ و تجرد مثالى نيز تعبير مى‏كنند، بحث مى‏شود؛ و يك‏بار در تجرد تام عقلى آن؛ و يك‏بار در مقام فوق تجرد عقلى آن. تجرد برزخى‏ در مقام مثال مقيد است. و تجرد عقلانى در مقام ادراك معانى مطلقه و حقايق مرسله است. و فوق مقام تجرّد او اين است كه فوق مقوله است و او را حدّ يقف نيست. يعنى علاوه بر اين كه مجرد از ماده است، مجرّد از ماهيت نيز هست. ماهيت حكايت از ضيق حدّ و حصر وجودى چيزى مى‏كند، و نفس عارى از آنست لذا او را مقام معلوم نيست تا در آن مقام توقف كند34.
این مراحل را می توان به طور کلی به چهار قسم با عناوین مختلف این گونه تقسیم بندی کرد.
1. نفس نباتی/انسان طبیعی/ مقام طبع انسان.
2. تجرد مثالی / انسان مثالی/مقام خیال.
3. تجرد عقلی / انسان عقلی/ مقام قلب.
4. فوق تجرد عقلی و مقام لایقفی /انسان الهی/ مقام روح و سرو…
اینها تعابیری است که در مکاتب مختلف فلسفی و عرفانی از مراتب انسانی حکایت می کنند.
علامه برای اثبات تجرد نفس با تمام مراتبش به بیش از هفتاد دلیل عقلی تمسک می کند که ما در اینجا با توجه به اهداف این مقاله به ذکر ادله نقلی آن می پردازیم.
2-1. روایتی بر ذو مراتب بودن حقیقت فرا طبیعی انسان
علامه در بسیاری از مباحث خود از آیات و روایات بسیار استفاده می کنند و البته این بدان معنا نیست که نقل در کنار برهان می آید بلکه خود نقل را عین برهان می دانند و می فرمایند:
« گفتار سفراى إلهى همه براساس محكم برهان است چه اين كه عقل رسول باطن است، و رسول، عقل ظاهر «العقل و الشرع متطابقان فكلّما حكم به العقل فقد حكم به الشرع، و بالعكس ان كلّ ما حكم فيه الشرع بحكم لو اطّلع العقل على الوجه الذي دعى الشارع إلى تعيين الحكم الخاص في ذلك الشي‏ء لحكم العقل به موافقا له»35.

ایشان با اشاره به اینکه ادلّه نقلى از آيات قرآنى و اخبار مأثور از وسائط فيض الهى در اين موضوع بسيار است36 برخی از آنها را متذکر می‌شوند.
روایتی که در ذیل می آید اشاره ایست به مراتب نفس انسانی که علامه حسن زاده آن را در کتاب هزار و یک نکته دلیلی بر تجرد و ذو مراتب بودن نفس ذکر می کنند.
متن روایت:
« و روي ان اعرابيا سأل اميرالمؤمنين عليه السلام عن النفس فقال عن اي نفس تسأل فقال يا مولاي هل النفس انفس عديدة؟ فقال عليه السلام: نعم نفس نامية نباتية و نفس حسية حيوانية و نفس ناطقة قدسية و نفس الهية ملكوتية قال يا مولاي ما النباتية قال قوة اصلها الطبايع الاربع، بدء ايجادها عند مسقط النطفة مقرها الكبد مادتها من لطايف الاغذية، فعلها النمو و الزيادة و سبب فراقها اختلاف المتولدات فاذا فارقت عادت الي ما منه بدئت عود ممازجة لا عود مجاورة فقال يا مولاي و ما النفس الحيوانية قال قوة فلكية و حرارة غريزية اصلها الافلاك بدء ايجادها عند الولادة الجسمانية فعلها الحيوة و الحركة و الظلم و الغشم و الغلبة و اكتساب الاموال و الشهوات الدنيوية مقرها القلب سبب فراقها اختلاف المتولدات فاذا فارقت عادت الي ما منه بدئت عود ممازجة لا عود مجاورة فتنعدم صورتها و يبطل فعلها و وجودها و يضمحل تركيبها فقال يا مولاي و ما النفس الناطقة القدسية قال قوة لاهوتية بدأ ايجادها عند الولادة الدنيوية مقرها العلوم الحقيقية الدينية موادها التأييدات العقلية فعلها المعارف الربانية سبب فراقها تحلل الالات الجسمانية فاذا فارقت عادت الي ما منه بدئت عود مجاورة لا عود ممازجة فقال يا مولاي و ما النفس اللاهوتية الملكوتية فقال قوة لاهوتية جوهرة بسيطة حية بالذات اصلها العقل منه بدئت و عنه وعت و اليه دلت فاشارت عودتها اليه اذا كملت و شابهت و منها بدئت الموجودات و اليها تعود بالكمال فهي ذات الله تعالي العليا و شجرة طوبي و سدرة المنتهي و جنة المأوي من عرفها لم‌يشق و من جهلها ضل و غوي فقال السايل يا مولاي و ما العقل قال العقل جوهر درّاك محيط بالاشياء من جميع جهاتها عارف بالشي‌ء قبل كونه فهو علة الموجودات و نهاية المطالب»37

تبیین روایت: روايت كرده‏اند كه مردى اعرابى از حضرت امير المؤمنين عليه السلام از توصيف نفس پرسش كرد.
امير المؤمنين عليه السلام فرمود از كدام نفس ميپرسى عرض كرد اى مولاى من آيا نفس متعدد است؟
فرمود: آرى نفس نامبه نباتيه و نفس حسيه حيوانيه و نفس ناطقه قدسيه و نفس الهيه ملكوتيه كليه است.
عرض كرد اى مولاى من نفس نباتيه كدام است؟
امير المؤمنين عليه السلام فرمود: نفس نباتيه عبارت از قوه‏اى است كه اصلش طبايع چهارگانه يعنى سودا و بلغم و دم و صفراست و ابتداى وجودش در حال سقوط نطفه است در رحم و مقر آن جگر است و ماده آن از لطائف اغذيه است و كار او نمو و فزونى است و سبب فراق آن از بدن اختلاف متولدات است يعنى چيرگى از اخلاط اربعه بر ديگرى و چون از بدن مفارقت گرفت بآنمقام كه از آنجا هدايت گرفته بود باز شود و اين عود بر سبيل ممازجه است نه از مجاورت.
اعرابى عرض كرد ايمولاى من نفس حيوانيه چيست؟
فرمود : نفس حيوانيه عبارتست از قوتى فلكى و حرارتى غريزى و طبيعى اصلش افلاك است و ابتداى پديداريش هنگام ولادت جسمانيه است كار او حيات و حركت و ظلم و غشم و غلبه و اكتساب اموال و شهوات دنيويه است و مقرش دل است و سبب افتراقش از اين قالب عنصرى همان اختلاف متولدات اخلاط است و چون از بدن مفارقت جست بدانجا كه از آن بدايت گرفته بود باز گردد و عودش بطريق ممازجه است نه از روى مجاورت پس صورتش معدوم و فعلش و وجودش باطل وتركيبش مضمحل ميگردد.
عرض كرد اي مولاى من نفس ناطقه قدسيه كدام است؟
امير المؤمنين صلوات الله عليه فرمود: نفس ناطقه قدسيه عبارت است از قوتى لاهوتى بدو ايجادش هنگام ولادت دنيويه است و مقر آن علوم حقيقيه دينيه است و مواد آن تأئيدات عقليه است و فعل و كار آن معارف ربانيه و سبب افتراقش تحلل آلات جسمانيه است و چون از اين بدن جدائى گرفت بمركز لاهوتى خود كه از آنجا بيامده بود معاودت جويد و عود او بطريق مجاورت باشد نه بطريق ممازجت و امير المؤمنين عليه السلام عود آن دو نفس ناميه نباتيه و حسيه حيوانيه را بطريق ممازجت فرمود نه بطريق مجاورت و در نفس ناطقه قدسيه بعكس آن فرمود زيرا كه در مقام لاهوت مجال ممازجت نيست.
اعرابى عرض كرد ايمولاى من نفس الاهيه ملكوتيه كليه كدام است؟‏
امير المؤمنين عليه السلام فرمود: نفس لاهوتيه ملكوتيه كليه عبارت است از قوه لاهوتيه و جوهره بسيطه كه بذات خويش زنده است اصلش عقل است از عقل پديدار آمده و از عقل فراگيرد و بعقل دلالت كند و اشارات نمايد و عود اين نفس بعقل خواهد بود.
اما وقتيكه درجه كمال يابد و بعقل مشابهت يابد و از عقل تمامت موجودات بدايت گرفت و بدو اعادت جويد بحسب كمال پس نفس باين صفت ذات الله العليا و شجره طوبى و سدره منتهى و جنت ماوى است هر كس او را بشناسد دوچار بدبختى و شقا نخواهد شد و هر كس نشناسد هر چه سعى و كوشش جز ضلالت و غوايت نيابد.»38
تنیجه اینکه با توجه به روایت فوق حقیقت انسانی دارای مراتبه است چهارگانه زیل می‌باشد.
1- نفس نامبه نباتيه.
2- نفس حسيه حيوانيه.
3- نفس ناطقه قدسيه.
4- نفس الهيه ملكوتيه كليه.
که در حقیقت همان مراتب چهارگانه ایست که در بین حکماء و عرفاء متداول است به اینکه:
1. نفس نامیه نباتیه همان مرتبه طبع انسان است که از انسان در این مقام تعبیر به انسان طبیعی می‌شود.
2. نفس حسیه حیوانیه همان مرتبه خیالی انسان است که از انسان در این مقام تعبیر به انسان مثالی می شود، که بیانگر تجرد خیالی انسان می‌باشد.
3. نفس ناطقه قدسیه همان مرتبه قلبی انسان است که از انسان در این مقام تعبیر به انسان عقلی می‌شود. که بیانگر تجرد عقلی انسان می‌باشد.
4. نفس الهيه ملكوتيه كليه،همان مرتبه لا یقفی انسان است که از انسان در این مقام تعبیر به انسان الهی می‌شود که بیانگر تجرد فوق عقلانی انسان می‌باشد.

2-2. مستندات قرآنی و روایی بر تجرد برزخی و عقلی نفس
در اینکه حقیقت انسان غیر از جسم اوست آیات و روایات فراوانی دلالت دارند که ما در اینجا با توجه به هدف مقاله برخی از آنها را ذکر می‌کنیم.اما قبل از آن باید گفت روایات ذیل برخی علاوه بر اینکه دلالت بر غیریت نفس و بدن می کنند برخی نیز دلالت بر تجرد برزخی و عقلی نیز به خصوص دارند.
2-2-1. آيات قرآنى
الف)
«وَ يَسْئَلُونَكَ‏ عَنِ‏ الرُّوحِ‏ قُلِ‏ الرُّوحُ‏ مِنْ‏ أَمْرِ رَبِّي‏ وَ ما أُوتِيتُمْ‏ مِنَ‏ الْعِلْمِ‏ إِلَّا قَلِيلًا»39
«و در باره روح از تو مى‏پرسند، بگو: «روح» از [سنخ‏] فرمان پروردگار من است، و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است.»

در تفسیر این آیه روایت ذیل بیان می کند که روح از سنخ حقیقت لطیف و شریفی غیر حقایق ملکی است.
«قال سبط ابن الجوزى في التذكرة في رواية طويلة أنّ ملك الروم كتب إلى أمير المؤمنين على عليه السّلام: علمت أنك من أهل بيت النبوّة و معدن الرسالة و أنت موصوف بالشجاعة و العلم، و أؤثر أن تكشف لي عن مذهبكم فی الروح التي ذكرها اللّه في كتابكم في قوله: و يسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربّى؟ فكتب إليه أمير المؤمنين عليه السّلام: أمّا بعد فالروح نكتة لطيفة و لمعة شريفة من صنعة بارئها و قدرة منشئها، أخرجها من خزائن ملكه و أسكنها في ملكه، فهي عنده لك سبب و له عندك وديعة، فإذا أخذت مالك عنده أخذ ماله عندك، و السلام».40

آیه دلالت دارد بر اینکه روح غیر از جسم می‌باشد. و اینکه از او زمانی جدا می‌شود.

ب)
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ* فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لا هُمْ يحْزَنُونَ* يسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ‏»41
«هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند، مرده مپندار، بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند، و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته‏اند شادى مى‏كنند كه نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين مى‏شوند.بر نعمت و فضل خدا و اينكه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمى‏گرداند، شادى مى‏كنند.»
«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ»42
«و كسانى را كه در راه خدا كشته مى‏شوند، مرده نخوانيد، بلكه زنده‏اند؛ ولى شما نمى‏دانيد.»

علامه با اشاره به این آیات تجرد نفس را این گونه تبیین می کنند:
«خبر داد آنان احياء هستند هر چند اجسادشان بر روى زمين اموات است و حيات ندارند. و از امام صادق عليه السّلام روايت است كه فرمود: هنگامى كه ارواح مؤمنين از اجسادشان مفارقت كرده‏اند خداوند متعال آنان را در اجسادى شبيه اجسادى كه از آن مفارقت كرده‏اند اسكان مى‏دهد و آنان را در بهشت خود منعم مى‏گرداند؛ و آنچه را كه از عامّه روايت شده است كه خداوند متعال ارواح مؤمنان را در حواصل طيور سبز اسكان مى‏دهد انكار فرموده است؛ و فرمود مؤمنان در نزد خداوند گراميتر از آن‏اند كه در حواصل طيور قرار گيرند.»43
«و بر اين معنى اخبار آمده است كه هنگامى كه روح از جسد مفارقت كرده است نعمت يابد و عذاب بيند. و مراد اين است كه انسان همان جوهر بسيط است كه روح ناميده مى‏شود و ثواب و عقاب بر او وارد مى‏آيد و امر و نهى و وعد و وعيد به او توّجه مى‏نمايد. و هر آينه قرآن بر اين مطلب دالّ است كه فرمود: «يا أَيهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ* الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ* فِي أَي صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ‏ »44 چه، خداوند تعالى خبر داده است كه انسان غير از صورت است، و تركيب در صورت است، و اگر انسان همين صورت باشد نبايد قول خداوند فِي أَي صُورَةٍ ما

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع معرفت نفس، انسان شناسی، آیات و روایات، انسان شناسی دین Next Entries منابع مقاله با موضوع صلّى، «تجرد، اللّه-، حَتّى‏