منابع مقاله با موضوع آموزش عالی، زبان عربی، قرون وسطی، مراکز آموزش عالی

دانلود پایان نامه ارشد

ه در کشور مصر گشایش یافت.
شهرهای باستانی تکشاشیلا نالاندا، ویگراماسیلا و کانچیپورا در هند باستان مراکز بسیار مشهور آموزشی در خاور بوده‌اند که از سراسر آسیا دانشجو داشته‌اند. به ویژه نالاندا که مرکز معروف دانشگاهی بوداگرایی بوده و لذا هزاران اندیشمند و دانشجوی بودایی را از چین، شرق آسیا، آسیای مرکزی و آسیای جنوب شرقی جذب کرده و در کنار آن دانشجویان بسیاری از ایران و خاورمیانه را در خود جای داده بود.
در آن زمان اعطای مدرک دانشگاهی چندان مرسوم نبود ولی موسسات آموزش عالی باستانی در چین آکادمیهای (شویان)، یونان، (آکادمی) و ایران نیز وجود داشتند.
مدرسه در سال ۳۸۷ قبل از میلاد توسط فیلسوف یونانی افلاطون در مجاورت آتن با نام آکادیموس تاسیس گردید و به دانشجویان خود فلسفه ریاضیات و ژیمناستیک آموزش می ‌داد و گاهی به عنوان دانشگاه در نظر گرفته می‌شود. دیگر شهرهای یونان با موسسات آموزشی قابل ملاحظه شامل کوس (سرای هیپوکرات‌ ها) که آموزشگاه پزشکی داشت و هودز که آموزشگاه‌ های فلسفه داشت، می‌باشند. موسسه کلاسیک بعدی موزه و کتابخانه اسکندریه است که از شهرت بسیاری برخوردار بوده‌است. (شفیع زاده، 1390)
موسسات دانشگاهی شبیه به دانشگاه‌ های مدرن در ایران و جهان اسلام نیز قبل از الازهر وجود داشته‌اند. در چین باستان چند موسسه آموزش عالی وجود داشت که تقریباً نقشی همانند با دانشگاه‌ های جهان باختر را ایفا کرده‌اند. چنین گفته می‌شود که در قرن ۲۱ پیش از میلاد در چین موسسه آموزشی عالی با نام شانگیانگ تاسیس شده (شانگ به معنی عالی و برتر و یانگ به معنی مدرسه‌است) که موسس آن شون (از ۲۳۵۷ تا ۲۳۰۷ ق. م.) در عصر یویو می ‌زیسته ‌است. ممکن است مراکز آموزش عالی بر مدرسه امپریال مرکزی موسوم به پیونگ در زمان سلسله ژو (۱۰۴۶ تا ۲۴۹ قبل از میلاد)، تایخو در سلسله هان (۲۰۲ ق. م. تا ۲۲۰ پس از میلاد) و گوزیجیان در سلسله سوی تاثیر فراوانی گذاشته باشد. تاریخ دانشگاه نانجینگ به تاسیس آموزشگاه سلطنتی نانجینگ درسال ۲۵۸ باز می‌گردد و دانشگاه سلطنتی نانجینگ به نخستین موسسه ‌ای تبدیل شد که ترکیب آموزش و پژوهش را در ۵ دانشکده در سال ۴۷۰ ارائه می‌کرد. در هر سلسله فقط یک آموزشگاه سلطنتی مرکزی وجود داشت که آن نیز همیشه در مقر حکومت بود و بالاترین سطوح علمی را در آن ارائه می‌دادند. همچنین نوع دیگری از موسسات آموزشی موسوم به آکادمی‌های شویوان از قرن هشتم به بعد در عصر حکومت تانگ به وجود آمدند. این مراکز عموماً به صورت خصوصی اداره می‌ شدند و دولت به برخی از آنها کمک می‌کرد. هزاران شویواندر چین فعال بودند و مدارک تحصیلی آنها با هم تفاوت داشت. از میان شویوان‌ های پیشرفته می ‌توان یولو شویان و بایلدونگ شویان را به عنوان مرکز آموزش عالی در نظر گرفت. در کشور چین باستان تمام امور امپراطوری را به مقامات تحصیل کرده و با سواد می‌سپردند و در زمان سلسله سوی (‎۵۸۱-۶۱۸) برای ارزشیابی و انتخاب افراد حکومتی یک آزمون برگزار می‌شد. (شفیع زاده، 1390)
در عصر کارو لینجیان، چارلیماگن نمونه ‌ای از آکادمی‌ ها را به نام آموزشگاه کاخ یا scola palatina در آخن واقع در آلمان امروزی تاسیس کرد. دانشگاه دیگری که امروزه آکادمی برکساگاتا نام دارد در سال ۷۹۸ توسط یکی از رهبران کارولینجیان تاسیس شده بود. دانشگاه در منطقه نویون که امروزه در خاک فرانسه واقع شده قرار داشت. به طور کلی می‌ توان گفت که هدف اندیشمندان، اشخاص طبقه بالا، روحانیون و خود چارلیماگن این بود که کل جامعه به طور خاص، و فرزندان اشراف به طور عام آموزش ببینند تا شیوه مدیریت زمین‌ ها و حفاظت از سرزمین خود را در برابر تجاوز و استفاده نادرست فرا گیرند. نخستین دانشگاه اروپایی قرون وسطی دانشگاه ماگنورا در قسطنطنیه بود (که امروزه در استانبول ترکیه قرار دارد). این دانشگاه درسال ۸۴۹ در زمان سیطره امپراطوری بارداس و میخائیل سوم تاسیس شد و پس از آن در قرن نهم دانشگاه سالرنو، در سال ۱۰۸۸ دانشگاه بولونیا (ایتالیا) و در سال ۱۱۰۰ دانشگاه پاریس در فرانسه (بعداً با دانشگاه سوربن ادغام شد) بنا شدند. بسیاری از دانشگاه‌ های قرون وسطی تحت سیطره کامل کلیسای کاتولیک و پاپ‌ ها بودند. در اوایل قرون وسطی بیشتر دانشگاه‌ های نو از مدارس و آموزشگاه‌ های پیشین منشعب شدند به ویژه اینکه گرایش زیادی برای تبدیل شدن به مراکز آموزش عالی داشتند. بسیاری از مورخین معتقدند این دانشگاه‌ ها تداوم همین علائق معابد به تحصیل بوده ‌اند. (شفیع زاده، 1390)

شکل 2-4- دانشگاه جرجیا- آتن (شفیع زاده، 1390)
در اروپا مردان جوان پس از پایان تحصیلات در مقطع سوم (مقدمات گرامر، کلام و منطق) و مقطع چهارم به ادامه تحصیل در دانشگاه می ‌پرداختند و در رشته‌ های گرامر، منطق، هندسه، مثلثات، ریاضیات، موسیقی و نجوم درس می‌خواندند. مبنای تاسیس دانشگاه، قانون یا فرمان تاسیس بود. مثلاً در انگلستان برای تاسیس دانشگاه نیاز به قانون پارلمان یا فرمان سلطنتی بود؛ در هر دو حالت اعطای هر نوع مدرکی فقط با تایید شورای ویژه و دیگر دستگاه‌های مجاز، انجام می ‌شد.
در مالی (غرب آفریقا) دانشگاه اسلامی سنکور (در سال ۹۸۹) تاسیس شد ولی فاقد مدیریت مرکزی بود؛ در واقع این دانشگاه از مجموعه‌ ای از دانشکده ‌های مستقل تشکیل شده بود که هر یک توسط یک اندیشمند یا استاد اداره می‌شدند. کلاس ها در فضای باز مساجد یا اماکن خصوصی تشکیل می‌ شدند. موضوعات اصلی تدریس عبارت بودند از قرآن، مطالعات اسلامی، حقوق و ادبیات. در کنار آنها دروس پزشکی و جراحی، نجوم، ریاضیات، فیزیک، شیمی، فلسفه، زبان و زبان‌ شناسی، جغرافیا، تاریخ و هنر هم ارائه می‌شد. دانشجویان در کنار درس، زمانی را هم به آموزش اخلاق و بازرگانی اختصاص می‌دادند. اماکن تجاری مدرسه دوره ‌هایی را در مورد تجارت، قالیبافی، کشاورزی، ماهیگیری، بنایی، کفاشی، خیاطی و دریانوردی ارائه می‌ کردند. گفته می ‌شود که آزادی فکری دانشگاه‌ های غربی تحت تاثیر دانشگاه‌ هایی مانند سنکور و قرطبه (اسپانیای مسلمان) بوده‌است. حفظ قرآن و آموزش زبان عربی برای دانشجویان الزامی بود. زبان رسمی تدریس در دانشگاه و همچنین زبان بازرگانی تیمبوکتو زبان عربی بود. به جز تعداد کمی دست نوشته به زبان ‌های سونگای و دیگر زبان‌ های غیر عربی، تمام ۷۰۰۰۰ نسخه باقی‌ مانده از آن عصر به زبان عربی هستند. بنیاد الفرقان در لندن یک فهرست ۵ جلدی ازاین آثارمنتشر کرده که در کتابخانه احمد بابا موجود است. دانشجویان این دانشگاه نیز همچون سایر دانشگاه ‌های اسلامی از سراسر دنیا پذیرش می ‌شدند. در حدود قرن ۱۲ بود که این دانشگاه ۲۵۰۰۰ دانشجو را در شهری ۱۰۰۰۰۰ نفری در خود جای داده بود. این دانشگاه به خاطر استانداردهای بالا و سختگیری در پذیرش دانشجو مشهور بود. (شفیع زاده، 1390)
اولین دانشگاه ایران، دانشگاه باستانی جندی ‌شاپور یکی از آثار به جای مانده از سلسله ساسانیان و بیش از ۱۷ قرن قدمت دارد. جندی ‌شاپور شهری است کهن در شمال استان خوزستان و در ۱۷ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان دزفول که امروزه ویرانه‌ های آن باقی است و به سبب بیمارستان و دانشگاهی که در آن بوده شهرت بسیار داشته ‌است. (شیرخانی، 1386، ص24)

شکل 2-5- دانشگاه باستانی جندی شاپور (شیرخانی، 1386)
2-5- هنر
هنر، تجلی خارجی احساسات نیرومندی است که انسان آن را تجربه و آزمایش کرده است. (تولستوی، 1387، ص53) آنچه امروزه در دنیا به عنوان هنر شناخته می شود، شکل های مختلفی دارد: ترکیب کلمات، ترکیب اصوات، ترکیب رنگ ها و غیره. در کشورهای آسیایی، آفریقایی و حتی بخش هایی از استرالیا، هنوز این شکل های هنری در محدوده جغرافیایی خود به کار می روند و مانند هنـر اروپایی و آمریکایی شناخته نشده اند. پژوهشگران اروپایی دراوریل ۱۹۹۲، در سفری تحقیقی به شمال استرالیا، با انسان هایی بسیار بدوی روبرو شدند که مانند انسان های اولیه زندگی می کردند. آنها با وجود زندگی ابتدایی شان، کارهای دستی داشتند و ترکیب حیرت آوری از رنگ ها را در نقاشی هایشان به کار می بردند.
هنر آنها بیانی بسیار جدید داشت که نمونه آن را در نزد هنرمندانی چون پیکاسو میتوان یافت. آمریکا و به ویژه اروپا، معیارهای هنری خود را در جهان مطرح کرده و به آن تداوم بخشیدند. البته این سخن به آن معنا نیست که جهانیان این معیارها را به تمامی پذیرفته اند، اگر چه هنرمندانی مانند بتهون، میکل آنژ، گوته، دانته، پیکاسو و دالی شهرت جهانی دارند. هنر در فرهنگ اروپا مترادف توانستن (Art) به کار رفته است که تعبیر آن، توانایی دریافت انسان از اشیاء طبیعت، انسان و … است. دریافت ها و الگوهای حاصل شده از هنرمند همراه با خیال پردازی هایش، با زبـان خاص او عرضه می شود. کار هنری پس از شکل گرفتن در ذهن هنرمند، از درون او می جوشد و به صورت اثری مستقل نمود می یابد. (زندباف، 1379 ،ص 38)
این اثر هنری را منتقدان ارزیابی می کنند و گاهی هم در رسانه های همگانی مطرح می شود و بر زمینه های هنری دیگر هم تأثیر می گذارد. همان گونه که داستان، شعر، نقاشی، تئاتر، موسیقی و دیگر هنرها از یکدیگر تأثیرمی پذیرند وبا زبان خود به بیان هنری شان شکل می دهند. به ایـن ترتیب یک اثر هنری تحت تأثیر هنرها و یا رویدادهای گوناگون شکل می گیرد، تکامل می یابد و گاه جاودانه می شود. به دیگر سخن، هنرمند با عرضه اثر خود، فکر و محتوای هنری آن را به موسیقی، شعر و دیگر هنرها منتقل می کند و از مجموع آنها جریانی فرهنگی پدید می آید .
در سرزمین ما هر جریان هنری به تنهایی حرکت می کند. هنر ترکیب رنگ ها در قالی بافی که امروزه تحسین جهانیان را برانگیخته است، هنوز به صورت جریانی فرهنگی درنیامده است. نقاش ها و هنرمندان دیگر ما از ترکیب رنگ ها تأثیر نگرفته اند و هر یک راهی جداگانه برای خود می جویند. به بیان دیگر چون ترکیب رنگ ها، اصوات و الفاظ، هر یک به راه خود رفته اند، جریان فرهنگی مشترکی شکل نگرفته است. (زندباف، 1379 ،ص 39)
بررسی تاریخی یک هنر به ما می آموزد که چگونه از ژرفای مقوله ای هنری آگاه شویم و از آن شناختی شایسته بیابیم و ارتباطی منطقی با آن برقرار سازیم. بر اساس اسناد تاریخی موجود در هـر زمینه هنری میتوان به بررسی آن پرداخت و از چند و چون آن مطلع شد. از سوی دیگر هر یک از زمینه های هنری در طول تاریخ با جریان های اجتماعی همراه و در سیر تکاملیشان، چنان پیچیده شده اند که شناخت آنها و فرهنگشان به سادگی ممکن نیست. در نتیجه، تنها رهگذر شناختی علمی براساس روند تاریخی جامعه، میتوان به شناخت و ارزیابی هنر و فرهنگ آن جامعه دست یابد. از همین روست که واژه هنر را لغتی جامع برای ابعاد گوناگون هنری می دانیم، ابعادی که از مجموع آنها، جریانی در جامعه به راه می افتد که آن را فرهنگ آن جامعه می خوا نند. نقاشی از ترکیب رنگ ها بر می آید، ترکیب کلمات به شعر و نـثر می انجامد و موسیقی زاییده ترکیب اصوات است. هر یک از این ابعاد آینه ای برای آشنایی با فرهنگ حاکم بر آن هنر است که بدون پی بردن به پیچیدگی های آن، نمیتوان برداشت درستی از فرهنگ هنری جامعه ارائه داد.
طبیعی است که متخصصان هـر رشته با شناخت ابعاد هنری آن، این ملاک ها را به اجتماع شناسانده اند و افراد غیر متخصص هـم باید شناختی کلی از مجموعه عوامل و ملاک های هر رشته هنری داشته باشند تا قادر به فهم و پی جویی جریان فرهنگی جامعه باشد. بدیهی است تا زمانی که زمینه شناخت فرهنگ و هنر غیر علمی، سطحی و گذرا باشد هر نی لبک نوازی مدعی موسیقیدانی و هر کسی که کلماتی را کنار هم می چیند، خود را شاعر معرفی می کند. (زندباف، 1379 ،ص 41)
مدارک موجود باستان شناسی حاکی از آفرینش هنری انسان بدوی در غارهاست. به اعتقاد باستان شناسان او برای یادآوری شکارهای مختلف خود تصاویر آنها را بر دیواره غار حک می کرد و این سر آغاز هنر بود. بعد از کشف غارها در فرانسه و اسپانیا، کنده کاری تصاویر درون غارها را از لحاظ جامعه شناسی و فلسفه تجزیه و تحلیل کردند و نتیجه گیری های فلسفی به دست آمد.
برخی محققان بر این عقیده بودند

پایان نامه
Previous Entries منابع مقاله با موضوع مراکز آموزشی، زمینه گرایی، معماری پایدار، توسعه پایدار Next Entries منابع مقاله با موضوع فضاهای آموزشی، زیباشناسی، مجسمه سازی، فرهنگ و تمدن