منابع تحقیق درمورد کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، هنرهای زیبا، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

آموزشی آن می کند. مثل فیلم های دهة نودی “وودی آلن” که پر از عنصر هجو است؛ “سایه ها و مه” (هجو سینمای جنایی)، “راز جنایت منهتن” (هجو سینمای جنایی و گنگستری)، و نمونه های دیگری چون: “آماتور” اثر هال هارتلی (هجو سینمای گنگستری و پورنو گرافی)، “بزرگراه گمشده” ساخته دیوید لینچ (هجو سینمای وحشت و پورنوگرافی)، “وکیل هادساکر” کار مشترکی از برادران کوئن (هجو سینمای حادثه ایی)، “تقاطع میلر” اثر دیگری از برادران کوئن (هجو سینمای گنگستری)، “مرد مرده” ساخته جیم جارموش (هجو سینمای وسترن)، “گوست داگ” اثر دیگر جارموش (هجو سینمای گنگستری) و…
مخاطب در مواجهه با این دسته از فیلم ها می تواند بلافاصله به راهکار راهبردی در اولین زمینه درام در تشخیص تکنیک اجرایی فیلم ها پی ببرد که همانا فاصله گذاری می باشد. به عنوان مثال در فیلم “گوست داگ” نوع دکوپاژ “جارموش” در انتخاب زوایا و نوع بهره گیری از افکت ها مخاطب را به سمتی هدایت می کند تا او به عنوان یک قاضی به قضاوت ماجرا بپردازد.
ب) ارجاع به فیلم های دیگر
فیلم های “وودی آلن” پر است از ارجاع به خودِ “آلن” و ارجاع به انواع سینما. فیلم “بزرگراه گمشده” پر است از ارجاع به سنت سورئالیست و فیلم های “ب” هالیوودی. فیلم “پالپ فیکشن” و ارجاعاتی به سینمای کلاسیک هالیوود، “گوست داگ” و ارجاع به فیلم “سامورایی” ژان پیر ملویل، “راننده تاکسی” اسکورسیزی و “راشومون” کوروساوا. همچنین جارموش در “گوست داگ” ارجاع ظریفی به خودش و فیلم هایش دارد: (دوست فرانسوی گوست داگ که با وجود اینکه زبان او را نمی داند اما بهترین دوست اوست)
تمامی این ارجاعات مخاطب را در موضعی فعال قرار می دهد که در تکرر استفاده از چنین تمهیدی بیاموزد که باید شناخت اساسی از مدیومی که با آن روبرو است داشته باشد.
ج) گستره فرهنگی و تنوع نژادی وسیع
انتقال از زبان “مونوفونی” به “پولی فونی” خود یک راهکار اجرایی موثر در برقراری فاصله با مخاطب است. اینگونه است که اثر به نفع مخاطب فاصله گرفته و با او از دریچه ای دیگر سخن می گوید. عموماً در فیلم های جیم جارموش چنین مولفه ایی بسیار زیاد به چشم می خورد. به عنوان نمونه در فیلم “مرد مرده” نوع چینش کاراکترها و شیوه پوشش آنها در فیلم بیانگر چنین ایده ای است.
د) ایجاد فاصله مستقیم با مخاطب 
فاصله گذاری به عنوان روشی برای ایجاد درگیری ذهنی در مخاطب در سینمای پست مدرن کاربرد دارد. منظور از “فاصله گذاری”، ایجاد موقعیت های کمیک هجوآلود یا فانتزی رازآلود در فیلم است به گونه ای که به مخاطب یادآوری می کند که فقط مشغول تماشای یک فیلم است نه بیشتر. به طور مثال درفیلم “مرد مرده”، تیری به قلبِ جانی دپ، بازیگر فیلم اصابت می کند اما او زنده می ماند، در “پالپ فیکشن” تیرها به (تراولتا و ال جکسن) نمی خورند یا در “بیل را بکش” (اوما تورمن) سوار هواپیما شده و شمشیرش را در جای مخصوص شمشیرها قرار می دهد. تمام این تمهیدات به زیبایی در جزئیات روایت گنجانده شده تا مخاطب را از استغراق محتوایی با فیلم نجات دهد.
در نهایت مخاطب با بررسی دقیق عوامل فوق در فیلم هایی که بدان می پردازد می تواند به نتایج قابل تأمل از کارکرد تکنیک “فاصله گذاری” در سینمای معاصر برسد. هدف از ذکر موارد فوق چیزی جز ساخت یک دیاگرام ذهنی برای خواننده جهت تشخیص صحیح رهیافت تفکیک و تفاوت تاثیر فیلم هایی که از تکنیک “فاصله گذاری” بهره برده اند و فیلم هایی که از این تکنیک استفاده نکرده اند، نمی باشد.
در این فصل به عنوان پایان بندی سعی شد تا با بررسی شرایط اجتماعی و عمومی جهان در دهه ی هفتاد به معرفی نمونه هایی از سینمای جهان پرداخته شود. همچنین با مطالعه سیر صیرورت سینما در سه دوره ی تاریخی کلاسیـک، مدرن و پست مدرن به تأملی در این نمونه ها پرداخته شد. هدف از
طرح چنین مباحثی حضور چشمگیر کارگردانانی است که باواسطه یا بی واسطه از چنین ترفندی در فیلم های خود بهره می جویند تا اندیشه مخاطب خود را فعال نموده و در حد امکان رشد دهند. باشد که با تعلیمی اینچنینی، مخاطب به دیدی انتقادی نسبت به شرایط بعضاً نادرست حاکم بر جامعه دست یابد و صاحب ذهنی غیر منفعل گردد.

نتیجه گیری
“برتولت برشت” به استناد مطالعات و تجربیات خود از تئاتر یونان باستان و همچنین پیشینیان مدرن خود به تکنیک خاص و منحصر به فردی در نظریة تئاتری به نام “فاصله گذاری” دست یافت، که پژوهشگر در طول رسالة خود سعی نموده است تا با ریشه یابی دقیق و مستند موضوع ذکر شده، از عصر کلاسیک تا عصر مدرن به چگونگی ورود، بسط و گسترش آن در رسانه ی سینما بپردازد.
پژوهشگر در انجام این مهم طی مشورت با استادان راهنما، مشاور و تنی چند از صاحب نظران برجسته و دارای کرسی دانشگاهی کشور همچون پرفسور احمد کامیابی مسک ،دکتر احمد الستی و دکتر نغمه ثمینی به بار علمی این رساله بیافزاید.
در کلیت این رساله به بیان چیستی “فاصله گذاری” با شناخت خاستگاه های آن و بررسی تکنیک های اجرایی مشترک و متفاوت این تکنیک میان تئاتر و سینما و نحوه ی تاثیرگذاری هر یک از این مدیوم ها بر مخاطبانشان اشاره شده است. در ادامه به بررسی تحلیلی فیلم های مطرحی که هرکدام پس از دهه ی هفتاد میلادی به نحوی داعیه دار استفاده از این تکنیک بوده اند ـ فیلم هایی چون “آنی هال” اثر وودی آلن، “از نفس افتاده” ساخته ژان لوک گدار، “داگ ویل” کاری از فون تریر، “مسافران” به کارکردانی بهرام بیضایی و “مغول ها” اثر پرویز کیمیاوی ـ پرداخته و نحوه ی بهره گیری آنها از تکنیک “فاصله گذاری”‌ را به مدد چگونگی تاثیرپذیری آنها از اندیشه های برشت تشریح نموده است.
با رجعت به فرضیات مطرح شده در این رساله به عنوان نتیجه گیری می توان گفت: هر چند سینما به دلیل اینکه مدیومی تک سویه است نمی تواند تاثیراتی همسنگ با تئاتر که مدیومی دو سویه است ـ ودر تقابلی دو جانبه و زنده با مخاطبانش می تواند روند کنش و واکنش را سیر کند ـ داشته باشد، اما سینما نیز در حیطةخود می تواند تأثیراتی هدفمند بر مخاطبانش داشته باشد. خاصه اینکه یکی از ویژگی های مهم سینما گستردگی مخاطبان است. بدین معنا که هر چند سینما نسبت به تئاتر ارتباطی غیر مستقیم با مخاطبانش دارد و نمی تواند بازخورد مستقیمی از آنها دریافت کند ولی این قابلیت را دارد که در سطح گسترده تری از جامعه اثر مورد نظر خود را بر جای گذارد.
در جواب به این سئوال که آیا می توان در تئاتر و سینما اصولی را جهت تبیین چگونگی اجرای تکنیک “فاصله گذاری” باز شناخت، باید گفت که: نه به حتمِ یقین، زیرا علاوه برآن ترفندهایی که تا به امروز بارها مورد استفاده قرار گرفته، می توان به شمارِ اندیشه های خلاق نوسندگان، کارگردانان، بازیگران و خاصه هنرمندانی که سعی در بکار بستن این تکنیک دارند، راهکار متصور شد. که البته این چیزی ورای ذات هنر نیست.
کوتاه سخن این که، همان گونه که تئاتر به عنوان هنر مادر بر سینما اثرات غیر قابل انکار خودش را در طول زمان داشت، تاثیرات متقابل سینما بر تئاتر نیز قابل شهود و بررسی است. همان گونه که قانون حاکم بر انواع هنر، اصل تاثیرگذاری و تاثیرپذیری از دیگر انواع هنر بوده و هست.
با توجه به آن که سینما همواره نگاهی متفاوت به تئاتر داشته و دارد، این رساله با معرفی تنها یک نمونه از آن سعی کرد دریچه ای جدید در دیدگاه مخاطبان و خوانندگانی که سعی در تبیین دیدگاه های تطبیقی بین دو رسانه ی مذکور را دارند بگشاید. از طرفی سینما در سیر تکوین خود جهت حفظ و پیشرفت ارکان صعودی اش از تکنیک “فاصله گذاری” برشتی به نحوی استفاده کرده است که حضور آن همواره به عنوان یک بداعت نوین در عرصه سینما ارزیابی گردیده است. در انتقال بحث های محوری سعی بر آن بود تا با ذکر نمونه، شناسنامه ای مشتمل بر فیلم های نمونه گونِ این چنینی لیست شود، تا محل ارجاعی برای خوانندگان باشد.
این رساله با تکیه بر بررسی دقیق و فحوایی نحله های سینمایی در تاریخ سینمای جهان و استخراج ویژگی های مشترک آن با جریانات روز تئاتری که به نحوی از تکنیکی بهره جسته اند که ما آن را امروزه “فاصله گذاری” می نامیم به نتایجی رسیده که امید است به عنوان یک منبع به تمام هنرمندان و پژوهشگرانی که دغدغة بررسی چنین موضوعی را دارند کمک رساند.
پیشنهادات و راهکارها
برای محققان عزیزی که سعی در هرچه دقیق تر بازشناختن و بازشناساندنِ هنر و آثارِ هنری به ویژه سینما و تئاتر، خاصه مبحث تکنیک “فاصله گذاری” که یکی از انتقادی ترین و روشنگرایانه ترینِ روش ها برای جامعه انسانی می باشد به شرح ذیل است:
از آنجایی که برای تحقیق در این مقال کتاب های مرجعِ چندانی که به صورت تخصصی به مبحث “فاصله گذاری” پرداخته باشند، ترجمه نشده، یکی از مناسب ترین راهکارها دستیابی به مراجع اصلی و اقدام به ترجمه آنهاست که شاملِ کتاب، مقاله، گزارش، رساله و… می گردد. نیز یافتن آدرس های الکترونیکی هنرمندانی که در آثار دراماتیک خود به نوعی از تکنیک مورد بحث بهره جسته اند ـ در هر نقطه از جهان که میسر باشد ـ و شناخت جامعی در این زمینه دارند ـ موثر خواهد بود. همین طور مصاحبه و مشورت با صاحب نظران و استادانی که با مطالعات گسترده و تجربیات شخصی خود در این زمینه می توانند دیدی جدید را برای پژوهشگر رقم بزنند. و آنچه پر واضح است این که؛ همت در هرچه بیشتر دیدنِ آثارِ هنرمندانِ داخلی و خارجی خواه تئاتر باشد یا سینما دیدی گسترده به پژوهنده خواهد داد. بهتر آن که این سیر با شرکت در جلسات تحلیل و نقد آثار نیز توأم گردد.
در پایان اشاره ای به پیشینه ی تحقیق نیز می تواند راه گشا باشد؛ هر چند پژوهشی یافت نمی شود که به طور مستقیم در این زمینه انجام شده باشد، ولی می توان با مراجعه به کتابخانه های ملی، فرهنگستان، دانشگاه هنر تهران، دانشگاه تهران(هنرهای زیبا)، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، دانشگاه تربیت مدرس و… به پایان نامه هایی برخورد که چندان با مبحث “فاصله گذاری” بیگانه نیستند. رساله هایی نظیرِ:
1- تاثیر اندیشه های تئاتری برتولت برشت بر شکل گیری فرم های نوین سینمایی، بیژن اعـرابـی، کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، دانشگاه سوره، استاد راهنما: دکتر محمدرضـا خاکـی، تهران 1388
2- بررسی تطبیقی مفهوم بیگانه سازی در تئاتر اپیک برشت و تعزیه نمایش ایرانی، رعنا صالحی پور باورصاد، کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشگاه تهران (هنرهای زیبا)، تهران 1383
3- تفاوت بازیگری سیستم استانیسلاوسکی با بیگانه سازی برشت، محمود عمادپور، کارشناسی بازیگری تئاتر، تهران 1372
4- بررسی عناصر تعقل گرایی تئاتر برتولت برشت در متون نمایشی او با تاکید بر نمایشنامه ی ننه دلاور و فرزندانش، حمیده وحیدی، کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، استاد راهنما: دکتر فردوس حاجیان، استاد مشاور: امیر کاووس بالازاده، تهران 1388
5- استانیسلاوسکی و برشت (معرفی، آثار، تاثیر بر تئاتر معاصر)، مهدی دادگر یگانه، کارشناسی کارگردانی، تهران 1380
6- نگاهی به سبک استانیسلاوسکی و شیوه برشت، جواد ثریا، کارشناسی هنرهای نمایشی، تهران 1379

امید است که ذکر موارد فوق نشانِ راهی باشد برای علاقمندان.

پروژه ی عملی

نمایشنامه ی
«خونِ بی گناهان»
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_

کَسانِ نمایش

رَهام قاضی اسبق دادگستری که به صورت غیر رسمــــــی به مراجعین مشاورۀ وکالت
می دهد و دلمشغولیِ اصلی اش نگارش رمان بر اساس زندگی نامۀ موکلینش است

آذر همسر رهام که از بیماریِ جنون ادواری رنج می برد و تحت درمان روان پژشــکی
است، او هفت ماهه باردار است

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد ادبیات مدرن، ایدئولوژی، ادبیات داستانی، قرن نوزدهم Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه روابط ایران و روسیه، سیاست خارجی، ایدئولوژی، روابط خارجی