منابع تحقیق درمورد پسااستعمار، نمایش نامه، روان شناختی، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

دارند، امری ضروری است؛ استراتژی هایی که می توانند شکلی از طغیان علیه اقتدار به ظاهر یکپارچه و عقلانی امپریالیستی (بها بها1992) باشند. به همین ترتیب فیلمساز و نظریه پرداز ویتنامی آمریکایی ترینتی مین ها،جزئی را پیش می کشد که خود ایستاست و نمی تواند با مفهوم یکپارچه کل احیا شود. به عقیده او سوژه پسااستعماری به طرزی سازنده، ناتمام و پیوندی (دو رگه) است و به آرمان امپریالیستی وحدت و کمال وابسته نیست. مین ها به عنوان یک زن، یک آسیایی- آمریکایی و یک هنرمند نه تنها دل مشغول این است که چگونه مفاهیم «زن، بومی و دیگری» در ایدئولوژی امپریالیسیتی ارائه شده اند بلکه به طریقی خلاقانه تر متوجه روش هایی است که به روش هایی است که به واسطه آن می تواند خود را ارایه کند. در نتیجه، برای مثال آثار نظری او بیشتر متاثر از اندیشه غربی است و بخش هایی پراکنده از فلسفه ذن و شعر نیز در آن وجود دارد. (مین ها 1989) شرق بیش از غرب که ذاتا خردگر است، ذاتاً خردستیز نیست و هر موقعیت خاص سوژه در یک جهانی به اندازه جهان ما متغیر، ما را وا می دادر تا عناصر متمایز را به شیوه هایی جدید و غیر منتظره کنار هم گرد آوریم.
بسیاری از شماره های ویژه مجلات آکادمیک به عناوین مرتبط با مسائل پسااستعماری اختصاص داده شدند (برای مثال نگاه کنید به بیل اشکروف و دیگران 1995 و ویلیامز و کریسمن 1994).
2-5-1-13- توفان امه سزر
اشکروف، کریفیث و تیفین در بررسی آثار معیار تئاتر غربی، به اهمیت توفان شکسپیر در اندیشه پسااستعماری تاکید می کنند:
توفان شاید مهم ترین متنی باشد که از آن برای تثبیت الگوی خوانش پسااستعماری آثار رسمی و معیار استفاده شده است. این خوانش ها آن قدر در تولیدات معاصر تثبیت شده اند که «اکنون تاکید خاصی بر استعمارگری انتظار می رود».در واقع آن چه که مهم تر از خوانش ساده خود متن به وسیله منتقدین یا در اجراهاست، به خدمت گرفتن گسترده شخصیت ها و ساختار توفان به عنوان استعاره ای کلی برای روابط استعمارگر- حاشیه، یا در سطح وسیع تری، برای مشخص کردن برخی جنبه های ویژه واقعیت پسا استعماری است نویسندگان در تمام جهان پسااستعماری به ویژه نویسندگان سفید و سیاه انگلیسی زبان و فرانسه زبان، از چشم انداز کالیبان، میرانداو آریل، پاسخ هایی به توفان نوشته اند (اشکروف و دیگران 1989: 1- 190)
توفان امه سزر، نویسنده کارائیبی، پیش از هر چیز اقتباسی پسااستعماری از نمایش نامه شکسپیر است. در نمای کلی پیرنگ نمایش نامه سزر کم و بیش از پیرنگ نمایش نامه شکسپیر پیروی می کند تا پایان نمایش نامه که پروسپرو در کشمکش شدید برای کنترل جزیره از کالیبان عقب می ماند. با این حال، سزر در طول نمایشنامه از روش های متفاوتی برای تغییر کانون تاکید استفاده می کند و تاکید شکسپیر بر عشق و آشتی را به تاکید شخصی اش بر امپریالیسم ، تسلط و کشمکش تغییر می دهد.
توفان سزر عنوان «اقتباسی برای تئاتر سیاه» گرفته است. چنانچه این متن وقایع نمایش نامه شکسپیر را نه تنها از منظر دیگری نمایش می دهد، بلکه برای مخاطبانی، دیگر ارائه می دهد؛ مخاطبانی که کالیبان برای آن ها قهرمان است و پروسپروهیولا. اما این نمایش نوعی «درام روان شناختی» نیز هست. نمایشی که در آن بازیگران سیاه پوست همه نقش ها را ایفا می کنند. بازیگران نه تنها ساختارهای بیروی و سیاسی بلکه ساختارهای درونی و روان شناختی ظلم و تعدی را که ره آورد تسلط امپریالیستی است نشان می دهند. این جاست که نمایش سزر، نشان دادن پیچیدگی های ذهنیت پسا استعماری را آغاز می کند.

2-6- نظريه هاي شرطي سازي پاولف،اسكينر و ثرندايك
2-6-1 شرطي شدن كلاسيك چسيت؟
يادگيري از طريق متداعي شدن محرك خنثي با محركي معنادار و كسب توانايي فراخواني پاسخ مشابه. بعنوان مثال : پدري بچه اش را براي قدم زدن بيرون مي برد بچه دستش را دراز مي كند تا گلي صورتي را بگيرد اما زنبوري كه روي آن گل نشسته او را نيش ميزند .روز بعد مادرش چند گل صورتي مي آورد تا بچه بو كند ا و به محض ديدن گل صورتي زير گريه ميزند. (سانتراك،1385،ص372 )
ترس اين بچه از ديدن گل صورتي فرايند يادگيري از طريق شرطي شدن كلاسيك را نشان ميدهد كه در آن محركي خنثي (گل) با محركي بااهميت (درد نيش زنبور) متداعي مي شود و ظرفيت فراخواني پاسخي مشابه (ترس) را كسب مي كند.(همان)
پاولف در آزمايشاتش پودر گوشت در دهان سگ مي ريخت و اين كار باعث ترشح بزاق در سگ مي شد . پاولف متوجه شد پودر گوشت تنها محركي نبود كه موجب ترشح بزاق سگ مي شد. سگ در پاسخ به ديگر محركهاي متداعي شده با غذا مثل رويت ظرف غذا، رويت شخصي كه برايش غذا مي آورد و صداي بسته شدن در اتاق هنگام آورده شدن غذا نيز بزاق ترشح مي كرد. پاولف متوجه شد تداعي اين منظره ها و صداها با غذا در سگ نوع مهمي از يادگيري است كه بعدا شرطي شدن كلاسيك ناميده شد.(همان)
محرك غير شرطي محركي است كه بدون نياز به يادگيري قبلي، پاسخ توليد مي كند. غذا در آزمايشات پاولف ، محرك غيرشرطي بود.
پاسخ غيرشرطي هم پاسخي آموخته نشده است كه بصورت خودكار به محرك غيرشرطي داده مي شود. در آزمايش پاولف بزاقي كه از دهان سگ در پاسخ به غذا ترشح مي شد، پاسخ غيرشرطي بود.
در مرد آن بچه و گل صورتي، گريه كردن بچه هنگام نيش خوردن ربطي به يادگيري و تجربه قبلي او نداشت. گريه او آموخته نشده و خودكار بود. نيش زنبور محرك غيرشرطي و گريه بچه، پاسخ غيرشرطي بود.
در شرطي شدن كلاسيك ، محرك شرطي، محركي است كه قبلا خنثي بوده است ولي پس از متداعي شدن با محرك غير شرطي ميتواند پاسخ شرطي را فرا بخواند.
پاسخ شرطي، پاسخي آموخته شده به محرك شرطي است كه پس از جفت شدن محرك شرطي و محرك غيرشرطي داده مي شود.
پاولف در بررسي پاسخ سگ با محركهايي كه با پودر گوشت متداعي مي شوند، قبل از دادن پودر گوشت به سگ زنگي را به صدا در مي آورد. تا قبل از آن صداي زنگ تاثير خاصي روي سگ نداشت . سگ شروع مي كرد به متداعي كردن صداي زنگ با غذا و وقتي صداي زنگ را مي شنيد بزاق ترشح ميكرد. زنگ، محرك شرطي (آموخته شده) مي شد و بزاق، پاسخ شرطي. در مود آن بچه، گل همان((زنگ)) يا محرك شرطي بود و گريه پس از جفت شدن نيش زنبور (محرك غيرشرطي) و گل(محرك شرطي)،پاسخ شرطي. (سانتراك،1385،ص373 )
2-6-2- شرطي شدن در سطح بالاتر
پس از انكه محرك خنثي چندين بار با محرك طبيعي همراه شد و محرك خنثي توانست بصورت محرك شرطي پاسخ شرطي را ايجاد كند مي توان از محرك شرطي به عنوان يك محرك طبيعي استفاده كرد و پاسخ شرطي ديگري را توليد نمود .اين فرايند را شرطي شدن در سطح بالاتر مي نامند .در مورد حيوان شرطي شدن از سطوح سوم به بالاتر دشوار و حتي غير ممكن است اما در مورد انسان امكان شرطي شدن در سطوح خيلي بالاتر نيز وجود دارد .(سيف ،1386 ،ص124 )
2-6-3-تعميم و تميز محرك
پاولف متوجه شد سگ نه تنها در پاسخ به صداي زنگ بلكه در پاسخ به صداهاي ديگري چون سوت هم با ترشح بزاق پاسخ مي دهد. پاولف صداها را با محرك غيرشرطي غذا جفت نكرده بود. او متوجه شد هر چه اين صداها به صداي اصلي يعني صداي زنگ شبيه تر بودند ترشح بزاق شديدتر مي شد.
تعميم ، در شرطي شدن كلاسيك به اين معناست كه محرك جديدي كه شبيه محرك شرطي اصلي است بتواند پاسخي شبيه پاسخ شرطي ايجاد كند. تعميم از اين جهت ارزشمند است كه اجازه مي دهد يادگيري به محركهاي خاص منتقل شود.
براي نمونه ،وقتي ماشينمان را عوض مي كنيم لازم نيست رانندگي را از اول ياد بگيريم. البته تعميم محرك هميشه مفيد نيست. براي مثال ، گربه اي كه مينو ماهي را به ماهي گوشت خوار تعميم ميدهد مشكل پيدا ميكند. بنابراين تميز محركها نيز مهم است.
تميز، در شرطي شدن كلاسيك يعني اينكه {ارگانيسم} ياد بگيرد به برخي محركها پاسخ بدهد و به برخي پاسخ ندهد . پاولف براي ايجاد تميز، فقط پس از صداي زنگ به سگ غذا ميداد. به اين ترتيب سگ ياد مي گرفت بين زنگ و صداهاي ديگر تمايز بگذارد. (سانتراك،1385،ص375 )
2-6-4-خاموشي و برگشت خود به خودي
پاولف پس از شرطي كردن ترشح بزاق در برابر صداي زنگ، در برخي جلسات، زنگ را مكررا به صدا در مي آورد ولي غذايي به سگ نمي داد. تا اينكه سگ بالاخره ترشح بزاق را قطع كرد. نتيجه اين كار ، خاموشي بود كه در شرطي سازي كلاسيك ، ضعيف شدن پاسخ شرطي بر اثر عدم حضور محرك غير شرطي مي باشد.
البته خاموشي هميشه پايان پاسخ شرطي نيست. پاولف يك روز بعد از خاموش كردن ترشح بزاق در برابر صداي زنگ، سگ را به آزمايشگاه برد و صداي زنگ را درآورد ولي پودر گوشت به سگ ندتد. با اين حال سگ بزاق ترشح مي كرد كه نشان ميداد پاسخ خاموش شده ميتواند خود به خود برگردد.
برگشت خود به خودي در شرطي شدن كلاسيك فرايندي است كه طي آن پاسخ شرطي پس از مدتي و بدون هرگونه شرطي شدن بيشتر تكرار ميشود. (سانتراك،1385،ص375 )
2-6-5-شرطي شدن كلاسيك انسانها :
پس از انجام اين آزمايشات توسط پاولف محققان انسانها را نسبت به صداي زنگ، نور و غيره شرطي كردند. شرطي شدن كلاسيك كمك زيادي به بقاي افراد ميكند. شرطي شدن كلاسيك است كه باعث ميشود دستمان را قبل از سوختن ، عقب بكشيم.
انديشه هاي نظري عمده ثرندايك
پيوند گرايي:ثرندايك تداعي بين تاثرات حسي و تكانه هاي عمل را اتصال يا پيوند ناميد. اين معرف نخستين كوششهاي رسمي براي ربط دادن رويدادها به رفتار است. گونه هاي قبلي تداعي گري مي كوشيدند تا نشان دهند چگونه انديشه ها (ايده ها) با هم پيوند مي يابند. بنابراين رويكرد ثرندايك نسبت به تداعي گرايي با آنچه قبلا وجود داشت كاملا متفاوت بود، و ميتوان آن را نخستين نظريه نوين يادگيري دانست. تاكيد ثرندايك بر جنبه هاي كاركردي رفتار عمدتا ناشي از نفوذ داروين بود. در واقع نظريه ثرندايك را مي توان تركيبي از تداعي گرايي ، داروين گرايي، و روش هاي علمي دانست.(سيف ،1384 ،ص81 )
علاقه ثرندايك نه تنها معطوف به شرايط محرك و تمايل به عمل ، بلكه متوجه چيزي بود كه محرك و پاسخ را به هم پيوند مي دهد. او معتقد بود كه اين دو به وسيله يك رابطه عصبي به هم متصل مي شوند. نظريه او پيوند گرايي نام دارد كه در آن پيوند به رابطه عصبي بين محرك (s) و پاسخ (r) اشاره مي كند.(همان)
گزينش و پيوند :براي ثرندايك اساسي ترين شكل يادگيري ، يادگيري از راه كوشش و خطا ، يا آنچه او در اصل گزينش و پيوند مي ناميد، بود. او از طريق آزمايش هاي اوليه خود به انديشه اساسي كوشش و خطا رسيد. در اين آزمايش ها حيوان در جعبه اي قرار داده مي شد كه با انجام پاسخ معيني مي توانست از آن خارج شود.
در آزمايش هاي ثرندايك در زمانهاي مختلف پاسخ هاي متفاوتي از حيوان سر ميزد، اما هدف همواره يك چيز بود – حيوان مي بايست پاسخ معيني بدهد تا بتواند از قفس خارج شود.
ثرندايك مدت زماني را كه صرف مي شد تا حيوان مسئله را حل كند ، به عنوان تابعي از تعداد فرصت هايي كه حيوان در اختيار داشت تا مسئله را حل كند، به صورت منحني رسمكرد. هر فرصتي يك كوشش به حساب مي آمد، و زماني كه حيوان به راه حل درست مي رسيد كوشش پايان مي يافت.
ثرندايك در ترتيبات آزمايشي اساسي خود مرتبا متوجه شد كه زمان صرف شده براي حل كردن مسئله (متغير وابسته او) ، با افزايش تعداد كوشش ها ، به طور منظم كاهش مي يافت؛ يعني هر چه تعداد فرصت هاي حيوان بيشتر بود ، سريعتر مسئله را حل مي كرد.(همان)
قانون اثر :قانون اثر، پيش از 1930 ، به نيرومند شدن يا ضعيف شدن پيوند بين محرك و پاسخ در نتيجه پيامدهاي پاسخ اشاره مي كند. براي مثال ، اگر پاسخي با يك وضع خشنود كننده دنبال شود، نيرومندي اين پيوند افزايش مي يابد. اگر پاسخي با يك وضع آزاردهنده دنبال شود، از نيرومندي اين پيوند كاسته مي شود. مطلب فوق را با اصطلاحات امروزي اين گونه مي توان بيان كرد: اگر محركي به پاسخي منجر شود كه تقويت به دنبال داشته باشد ، پيوند بين محرك (s) و پاسخ(r) نيرومند مي شود. از سوي ديگر ، اگر محركي به پاسخي منجر شود كه تنبيه به دنبال داشته باشد، پيوند s – r ضعيف مي شود.(همان)
تاثير ثرندايك بر آموزش و پرورش :ثرندايك قويا باور داشت كه

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد پسااستعمار، پسامدرنیسم، شرق شناسی، ایدئولوژی Next Entries منابع تحقیق درمورد آموزش و پرورش، روش تحقیق، جامعه آماری، جمع آوری اطلاعات