منابع تحقیق درمورد هوش فرهنگی، هوش عاطفی، فراشناختی، سبک رهبری

دانلود پایان نامه ارشد

بین هوش فرهنگی و سبک رهبری مدیران مدارس متوسطه نظری” انجام دادند. در این پژوهش از پرسشنامه 20 سؤالی هوش فرهنگی به روش سرشماری برای مدیران و نمونه گیری تصادفی ساده برای کارکنان استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هوش فرهنگی 93/. به دست آمد. پس از تجزیه و تحلیل آماری بر اساس ارزیابی کارکنان، بین هوش فرهنگی وسبک رهبری همبستگی معناداری یافت نشد. اما در موردی که مدیران به ارزیابی سبک رهبری خود پرداخته بودند، رابطه مثبت معناداری بین هوش فرهنگی و سبک رهبری تحولی مدیران مشاهده شد. بر اساس این تحقیق هوش فرهنگی به طور کلی می تواند رهبری تحولی را پیش بینی کند؛ اما هیچ کدام از مؤلفه های آن به تنهایی قادر به پیش بینی سبک رهبری نیستند.
7. ایزدی، اعتباریان، خانی(1389) در پژوهشی با عنوان” تأثیر هوش فرهنگی بر اثر بخشی گروهی” (مورد مطالعه: شرکت فولاد مبارکه اصفهان ) نشان دادند که بین هوش فرهنگی و اثر بخشی گروهی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. و از سوی دیگر بین ابعاد هوش فرهنگی با اثر بخشی گروهی رابطه معنادار و مستقیمی بدست آمد.
8. خیری و همکاران(1388) در تحقیقی به” بررسی هوش فرهنگی و رابطه آن با ویژگی های کار آفرینانه مدیران سازمان های غیردولتی در ایران” پرداخته اند. براساس نتایج این مطالعه، رابطه عمیقی میان مدل چهار عاملی هوش فرهنگی و هر یک از ویژگیهای کار آفرینان مشاهده شد. همچنین مقاله پیشنهاد می دهد که هوش فرهنگی را می توان به عنوان یک عامل حیاتی موفقیت برای اداره کنندگان سازمان های غیر دولتی به حساب آورد.
9. مشبکی، تیزرو(1388) درمقاله پژوهشی با عنوان”تاثیر هوش هیجانی و هوش فرهنگی بر موفقیت رهبران در کلاس جهانی”به بررسی تأثیر هوش هیجانی و تأثیر هوش فرهنگی بر موفقیت رهبران پرداختند. نتايج اين تحقيق نشان داد كه مديران با هوش هيجاني بالاتر، داراي ويژگي هايي هستند كه موفقيت آنها را در رهبري كلاس جهاني تضمين مي كند. خودآگاهي(يكي ازفاكتورهاي هوش هيجاني) بر روي خود آگاهي هيجاني، خود سنجي و اعتماد به نفس تأثير مي گذارد. همچنين نتایج تحقیق نشان داد كه هوش فرهنگي داراي رابطه مثبت موفقيت رهبران در كلاس جهاني است. اگر چه رابطه ضريب فرهنگي شناختي(يكي از فاكتورهاي هوش فرهنگي) با موفقيت رهبران در كلاس جهاني خيلي ضعيف است، ولي در مجموع تأثير مثبتي در موفقيت رهبران كلاس جهاني دارد. رهبران كلاس جهاني در محيط كاريشان با كاركنان يا مشتريان داراي فرهنگ هاي مختلف مواجه مي شوند. بنابراين برخورداري از هوش فرهنگی بالا مي تواند به آنها در ايجاد ارتباط با كاركنان و مشتريان كمك كند.
10. هادی زاده، حسینی(1387) به تحقیقی با عنوان ” بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و اثر بخشی گروهی ” برروی کلیه کارشناسان(40نفر) مرکز نوسازی و تحول اداری وزارت بازرگانی، در هفت گروه کاری پرداختند. برای سنجش هوش فرهنگی از پرسشنامه بومی سازی شده استفاده گردید. پایایی پرسشنامه هوش فرهنگی 78/. به دست آمد. نتایج نهایی نشان داد که بین هوش فرهنگی شناختی و اثر بخشی گروهی رابطه معنی داری وجود دارد.
11. ودادی(1387) به بررسی ” رابطه هوش فرهنگی و عملکرد مدیران اجرایی و میانی مرکز بین المللی علوم اسلامی قم “پرداخت. براساس تحقیق که از نوع توصیفی بود، بین هوش فرهنگی و عملکرد مدیران رابطه معنا داری وجود دارد. این رابطه معنادار در تمام ابعاد چهار گانه هوش فرهنگی مشاهده گردید.
12. آل آقا(1387) در تحقیق خود با عنوان “ارائه راهكارهايي براي ارتقای هوش فرهنگي مديران دولتي دست اندركار در امور بين الملل” درصدد ارائه راهكارهايي براي ارتقای قابليت هوش فرهنگی در مديران دولتي دست اندركار در امور بين الملل بوده است. وی در تحقيق خود از تركيب روشهاي تحقيق كيفي و كمي بهره گرفته است. براي تحقق هدف اصلی تحقيق كه “ارائه راهكارهايي براي ارتقای هوش فرهنگي” بوده، 20 مدير دولتي دست اندركار در امور بين المللي را به روش گلوله برفي انتخاب نموده است. از مصاحبه برای گردآوري اطلاعات استفاده نموده و براي تحليل داده هاي حاصل از مصاحبه نیز از روش تحليل محتوا و تكنيك آنتروپي شانون استفاده کرده است. همچنين با استفاده از پرسشنامه ي چهار عاملي هوش فرهنگي، روابط ابعاد هوش فرهنگي، وضعيت(نسبي) اين ابعاد و رتبه بندي آن ها در ميان 140 نفر ازكاركنان وزارت امور خارجه به عنوان مهمترين سازمان دولتي جمهوری اسلامی ایران در تعاملات ميان فرهنگي را، مورد بررسي قرار داده است.
13. کاظمی(1387) در تحقیق خود با عنوان” بررسي ارتباط هوش فرهنگي و عملكرد كاركنان جامعه المصطفي العالميه” به بررسي ارتباط هوش فرهنگي با عملكرد كاركنان جامعه المصطفي العالميه به عنوان نهادي كه در سطح بين‌المللي فعاليت مي‌كند، پرداخته است. در این تحقیق نکات قابل توجه استفاده از مدل چهار عاملی هوش فرهنگی بوده و نکته قابل توجه اینکه یک سازمان بین المللی ایرانی را مورد مطالعه قرار داده بود. نتايج به دست آمده از آزمون همبستگي اسپيرمن نشان داده بود كه بين هوش فرهنگي و عملكرد، ابعاد هوش فرهنگي(فراشناختي، شناختي، انگيزشي، رفتاري) و عملكرد ارتباط وجود داشته است. اولويت ابعاد هوش فرهنگي كاركنان جامعه المصطفی العالمیه بر مبناي نتايج بدست آمده از آزمون ميانگين يك جامعه آماري، هوش فرهنگي انگيزشي، هوش فرهنگي فراشناختي، هوش فرهنگي رفتاري و عملكرد كاركنان جامعه المصطفي العالميه در حد مطلوبي قرار داشت، اما از نظر هوش فرهنگي شناختي در وضعيت مطلوبي نبوده اند.
14. حاتم(1380) در مقاله پژوهشی خود با عنوان”هوش عاطفی و هوش فرهنگی، مؤلفه های موفقیت در مدیریت استراتژیک” به بررسی هوش عاطفی، هوش فرهنگی و مدیریت استراتژیک پرداخته ونتایج به دست آمده عبارت است از: در برخی از سازمانها نمونه های بسیاری از عدم تطابق میان فرهنگ موجود و فرهنگ مطلوب را می توان بر شمرد که این عدم همسوئی باعث کند شدن یا انحراف حرکت سازمانها به سمت چشم انداز یا دورنمای سازمان آنان می گردد. اگر نظام توقعات رفتاری اصولی و دقیق باشد، دستیابی به فرهنگ یکپارچه و وحدت فرهنگی امکان پذیر است، وحدت فرهنگی، انسجام سازمانی و عملیاتی همه عناصر و مجموعه های فرهنگی است که کارکرد واحدی دارند و فرهنگ یکپارچه فرهنگی است که عناصر و مجموعه های پیچیده آن پیوند نزدیکی با یکدیگر دارند. این وحدت فرهنگی چنانچه در جهت حرکت استراتژیک سازمان باشد، موجب تسریع حرکت سازمانها به سمت اهداف استراتژیک و برتری آنان نسبت به رقبای خود با همان امکانات و شرایط موجود می گردد. بنابراین یک سازمان برای موفقیت باید رهبرانی را با مهارتهای مناسب انتخاب کند و یا مهارتهای موجود رهبران را بهبود بخشند، به ویژه آنهایی که مرتبط با هوش عاطفی و هوش فرهنگی می باشند. توانایی ایستادگی در برابر مشکلات و سختی ها، تحمل در نا امیدی، سردرگمی و تنهایی در محیط خارجی، مطابقت راههای مختلف تفکر، و توانایی کشیدن پاسخ های صحیح در روابط بین فردی فرا فرهنگی، از الزامات موفقیت مدیران استراتژیک می باشد. نتیجه اینکه سازمان برای اینکه انتظار حرکت به سوی بیشترین تاثیر را داشته باشد، باید به سرمایه های انسانی خود که جزو سرمایه های فکری سازمان است، توجه کافی و لازم داشته باشند.
2-13-2 تحقیقات خارجی
1. در تحقیقی دیگر که توسط مارگوت چالنزمودی(2007) با عنوان”رفتار تطبیقی در محیط های بین فرهنگی: ارتباط بین فاکتور های هوش فرهنگی و پنج ویژگی شخصیتی مهم” در قالب رساله دکتری انجام پذیرفته است، محقق به بررسی ارتباط بین پنچ ویژگی شخصیتی با عناصر هوش فرهنگی پرداخته است و به این نتایج رسیده است:
الف) برون گرایی به طور مثبت با مؤلفه های فراشناختی، رفتاری و انگیزشی هوش فرهنگی ارتباط مثبت داشته است.
ب) وجدان کاری با مؤلفه های فراشناختی؛ رفتاری و انگیزشی هوش فرهنگی ارتباط مثبت داشته است.
ج) سازگاری با هوش فرهنگی انگیزشی، رابطه قویتری در مقایسه با هوش فرهنگی رفتاری دارد و رابطه ضعیف تری با هوش فرهنگی شناختی و فراشناختی داشته است.
د) ارتباط قوی گشودگی با هوش فرهنگی شناختی، فراشناختی و انگیزشی گزارش شده است.
ه) روان رنجور خویی به صورت منفی با هوش فرهنگی فراشناختی و انگیزشی ارتباط داشته است.
2. در تحقیقی که توسط انگ و دیگران(2007) تحت عنوان “هوش فرهنگی: سنجش و تاثیراتش برقضاوت و تصمیم گیری فرهنگی، تطبیق پذیری فرهنگی و عملکرد شغلی ” انجام شده است، محققان به بررسی ارتباط ابعاد هوش فرهنگی با قضاوت و تصمیم گیری فرهنگی، تطبیق پذیری و عملکرد کاری پرداخته اند و به این نتایج رسیده اند:
الف) هوش فرهنگی فرا شناختی و شناختی با اثربخشی قضاوت و تصمیم گیری فرهنگی، ارتباط مثبت و معنی دار داشته است.
ب) هوش فرهنگی انگیزشی و رفتار با تطبیق پذیری فرهنگی، ارتباط مثبت و معنی دار داشته است.
ج) هوش فرهنگی فراشناختی و هوش فرهنگی رفتاری با عملکرد شغلی، ارتباط مثبت و معنی دار داشته است.
3. در تحقیقی که در قالب رساله دکتری توسط ماریو وی .لوگو(2007) تحت عنوان “محک و بررسی هوش فرهنگی و هوش عاطفی در بهبود مهارت های رهبری تحول آفرین جهانی” انجام گرفته است، محقق به بررسی ارتباط هوش عاطفی و هوش فرهنگی با رهبری تحول آفرین جهان پرداخته است و به این نتایج رسیده است:
الف) بین مهارت های بعد فردی(خود آگاهی و خود مدیریتی) هوش عاطفی و مهارت های بعد فردی رهبری تحول آفرین(رهبری کاریزماتیک و انگیزش الهامی) ارتباط وجود داشته است.
ب) بین مهارت های بعد فردی(هوش فرهنگی انگیزشی) هوش فرهنگی و مهارت های بعد فردی رهبری تحول آفرین(رهبری کاریزماتیک و انگیزش و توانایی نفوذ) ارتباط وجود داشته است.
ج) بین مهارت های بعد فردی(هوش فرهنگی رفتاری) هوش فرهنگی و مهارت های بعد فردی رهبری تحول آفرین(الهام) ارتباط وجود داشته است.
4. در تحقیقی که در قالب رساله دکتری توسط کری انی کرون(2007) تحت عنوان” روابط بین هوش اجتماعی عاطفی و هوش فرهنگی و افشاء فرهنگی” انجام گرفته است، محقق سه نوع هوش فرهنگی، هوش اجتماعی و هوش عاطفی را بررسی کرده و به تعیین رابطه بین هوش فرهنگی و هوش عاطفی پرداخته و این مساله را بررسی کرده است که چگونه آن ها ساختارها و زیر مجموعه هایی مجزا و مرتبط از هوش اجتماعی هستند. به علاوه ، تاثیر افشای فرهنگی را بر هوش فرهنگی و هوش عاطفی مورد بررسی قرار داده است و به نتایج ذیل دست یافته است:
الف) هوش فرهنگی، هوش اجتماعی و هوش عاطفی ساختارهایی متفاوت و مجزا هستند.
ب) ساختار هوش عاطفی یک زیر مجموعه از هوش اجتماعی را در بر می گیرد.
کج) ساختار هوش فرهنگی یک زیر مجموعه از هوش اجتماعی را در بر می گیرد.
د) ساختار هوش فرهنگی، مؤلفه هایی دارد که متفاوت از ساختار هوش عاطفی است.
ه) ساختار هوش فرهنگی، مؤلفه هایی دارد که با ساختار هوش عاطفی همپوشانی دارد.
و) میزان و سطوح بیشتر افشاء فرهنگی به گونه ای مثبت هوش فرهنگی و هوش عاطفی را تحت تاثیر قرار می دهد.
5. در تحقیقی که توسط تای و تمپلر و چندراسکر(2006) با عنوان “هوش فرهنگی انگیزشی، پیش نمایش واقع بینانه شغلی، پیش نمایش واقع بینانه شرایط زندگی و تطبیق پذیری بین فرهنگی” انجام پذیرفت، محققان به بررسی رابطه عامل انگیزشی هوش فرهنگی و پیش نمایش واقع بینانه در جهت تطبیق پذیری بین فرهنگی(تطبیق پذیری کاری، عمومی، تعاملی) کارشناسان و متخصصان جهانی پرداختند. تجزیه و تحلیل رگرسیون رابطه مثبت بین هوش فرهنگی انگیزشی و هر سه نوع تطبیق پذیری را نشان داد. پیش نمایش واقع بینانه شغلی با تطبیق پذیری شغلی و پیش نمایش واقع بینانه شرایط زندگی با تطبیق پذیری عمومی در ارتباط می باشد. هوش فرهنگی انگیزشی با تطبیق پذیری شغلی و تطبیق پذیری عمومی علاوه بر پیش نمایش واقع بینانه شرایط زندگی ارتباط دارد. در کل این تحقیق بر اهمیت و کاربرد هوش فرهنگی انگیزشی در درک و شناخت تطبیق پذیر بین فرهنگی تاکید می نماید.
6. توماس و اینکسون(2003) به پژوهشی با عنوان”هوش فرهنگی: مهارت های افراد برای تجارت جهانی” پرداختند که نتایج در این رابطه

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد هوش فرهنگی، رضایت شغلی، رضایت شغل، کارآفرینی Next Entries منابع تحقیق درمورد آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت، انقلاب اسلامی، نظام آموزشی