منابع تحقیق درمورد نمایشنامه، یونان باستان، شگفت انگیز، دوران مدرن

دانلود پایان نامه ارشد

همسرایان: می‌گویند مادرت در این پیوند ننگین همسر تو بود
ادیپوس: بیاد آوردن آن در حکم مرگ من است. تازه این دو نیز (آنتیگنه و ایسمنه) از آن من اند
همسرایان: نه
ادیپوس: فرزندان نفرین شده
همسرایان: آه، خدایا
ادیپوس: و میوه‌های بطن همان مادر
همسرایان: دختران تو و…
ادیپوس: خواهرانم! آه خواهران پدر خود
همسرایان: آیا پدرت را…
ادیپوس: باز هم رنجی دیگر و شکنجه‌ای تازه؟
همسرایان: تو او را کشتی؟
ادیپوس: آری اما به حق
همسرایان: به حق؟
ادیپوس: آری، ناشناخته، در راه کسی را کشتم که می‌خواست مرا بکشد» (مسکوب، 63:1366)
از نگاه ارزش‌های یونان باستان، خودشناسی لازمه هر نوع آگاهی و شناخت دیگری است. در معبد آپولون فرمانی نوشته شده بر دیوار که مخاطبش همگان است. همه باید این فرمان را بخوانند و بدانند. فرمان چنین است: «خود را دریاب». اگر این فرمان را پاسخی برای پرسش ادیپ، یعنی من کیستم او فرض کنیم، بر ریشخند و گمراه‌کننده بودن آن پی خواهیم برد. آگاهی آغاز رنج است نه نقطه ی غلبه بر آن. با چنین نگاه تحلیلی از نقشِ تأکید و تکرار همسرایان در قسمت فوق مطلع می شویم که آنها در هیئت یک ناظر اجتماعی ظاهر شده و در پی آن هستند تا چیستی ماجرا را بدون هیچ گونه اضافات به مخاطب خود منتقل نمایند. این نکته همان نقطه اتصال مضمونی کاربرد تکنیک فاصله گذاری در تراژدی کلاسیک می باشد.
1-2-2 کمدی
ارســــطو در تعریف می نویسد: «کمدی تقلید و محاکـاتی اسـت از اطوار و اخلاق زشـت، نه این که توصیف و تقلید بدترین صفات انســان باشد، بلکه فقط تقلید و توصیف اعمال و اطوار شرم آوری است که موجــب ریشخند و استهزاء می شود. آن چه موجب ریشخند و استهزاء می‌شود امری است که در آن عیـب و زشتی هست، اما آزار و گزندی (عیب و زشتی) از آن به کسی نمی رسد» (ارسطو، 124:1376)
در آتن و اغلب شهرهای یونان، مراسمی به نام کوموس در کنار جشنواره دیونیزوسی برگزار می شد که طی رقص ها و آوازهای دسته جمعی، اجراکنندگان با لباس های خنده آور و ماسک های مضحک بر چهره، با حرکات خود خدایان باروری را ستایش می کردند. سرودهایی که در این مراسم خوانده می شد خنده آور و هجو آمیز بود و آنها را “فالیک” می گفتند. . نخستین کسی که گروه همسرایی خنده آور را ابداع کرد شخصی از مردم مگارا به نام “سوسـاریون” بود، اما اولین سند ثبت شده در زمینه کمدی مربوط به جشنواره دیونیزوسی و مسابقات سال 487 قبل از میلاد بود که در آن از شخصی به نام خیونیدوس نام برده شده است. البته در این جشنواره ها افرادی دیگر نمایش کمدی نوشته واجرا کرده اند که معروفترین آنها: ماگنس، کراتینوس، کراتس و فرونیخوس بوده اند. بطور کلی کمدی یونانی را به سه دسته تقسیم کرده اند: قدیمی، میانه و نو.
1-2-2-1 کمدی قدیمی
به آن دسته از آثاری گفته می شد که از آغاز تا حوالی سال های 388 قبل از میلاد نوشته شده که از نویسندگان این گروه فقط آثار اریستو فانس باقی مانده است. «اریستوفانس بدون شک یکی از بزرگترین نویسندگان کمدی جهان است که بیش از چهل نمایش نوشته و اجرا کرده است که فقط یازده اثر از او باقی است. از معروفترین نمایش های او می توان: ابرها، صلح، پرندگان و غوکان را نام برد. از ویژ گیهای نمایش های او به مسخره گرفتن وقایع و شخصیت های سیاسی معاصر اوست. نمایش های او دارای ساختمان کلاسیک پنج قسمتی بوده که در آن گروه همسرایان نقش بسیار مهمی دارند» (دورانت، 650:1382)
1-2-2-2 کمدی میانه
به آن دسته آثاری گفته می شود که بین سال های 388 تا 336 قبل از میلاد نوشته شده است. از این دسته فقط تکه پاره هایی نمایش باقی مانده که در آنها به نام هایی چون: الکسیس و انتی فانس بر میخوریم. محققان با بررسی روی این پاره های باقیمانده متوجه شده اند که نمایش های این دوره کمتر از دوره های قدیمی تر انتقادی ـ اجتماعی بوده اند. ضمناً از اهمیت گروه همسرایان نیز کاسته شده است.
1-2-2-3 کمدی نو . به آن دسته از آثاری اطلاق می شود که از حدود سال های 336 قبل از میلاد به بعد نوشته شده است. در کمدی نو گروه همسرایان کنار گذاشته شد و ساختمان پنج قسمتی کمدی نیز بکار گرفته نشد. برخلاف نمایش های اریستوفانس از شخصیت های معاصر و حقیقی در آنها خبری نیست و موضوع نمایش ها بیشتر عاشقانه شده اند و تلاش برای بوجود آمدن تیپ سازی در آنها موجود است. نویسنده معروف این دوره مناندر است. نامبرده حدود یکصد نمایش نوشته و اجرا کرده است که فقط یک نمایش به نام “لجوج” که در مورد زندگی پیرمرد لجوج سودایی مزاج است از او باقی مانده است. در اینجا برای ذکر نمونه به قسمتی از نمایشنامة “برادران مناخموس” اثر پلوتوس اشاره شود. لازم به ذکراست که پلوتوس، آثار کمدی نویسان “کمدی نو” (مناندر، فیلمون و…) را مبنای کار خویش قرار داد و آن را با ظرافت های اجتماعی دوران خود آمیخت به نحوی که چگونگی امتیازات، وظائف و حقوق هموطنان رمی خود را در آثارش منعکس می کرد.
پنی سیلوس: «احمقانه ترین کاری که در این سی و چند سال عمرم مرتکب شدم، امروز بود. رفتم خودم را گرفتار انجمن های خیابانی کردم. چه احمقی بودم… همان موقع که مشغول تماشا بودم، مناخموس پنهانی نزد معشوقه اش برگشته… صبر نکرد مرا با خودش ببرد. خدایان لعنت کنند اولین کسی را که به فکر تشکیل انجمن افتاد تا وقت مردم پر کار را تلف کند. این انجمن ها به درد بیکاره ها می خورد، آنها برای این نوع کارها خلق شده اند… یا کسان دیگر، کسانی که در روز به یک وعده غذا بیشتر احتیاج ندارند و کار دیگری هم ندارند که انجام بدهند. محال است کسی از آنها دعوت کند. اینها کسانی هستند که باید در انجمن ها و دادگاه ها کار کنند. اگر کارها به این صورت پیش می رفت من نهار امروز را از دست نمی دادم. همانقدر که به زنده بودنم اطمینان دارم، اطمینان دارم که او قصد داشت همین بلا را به سر من بیاورد. به هر حال فکر می کنم بهتر باشد در بزنم، همیشه به پس مانده غذا می شود امیدوار بود… » (دانشور، 53:1353) .در اینجا تک گفتار بی واسطه “پنی سیلوس” و تلاش او برای بازگویی فضایی که درآن زیست می کند، نگاهی آگاهی بخش به مخاطب جهت درک مناسبات عرضه می دارد که در واکـــاوی کاربرد
تکنیک فاصله گذاری در گونه کمدی موثر است.. حال جهت دریافت کارکرد تکنیک “فاصله گذاری” در نمایش های کمدی کلاسیک لازم است ساختمان اینگونه آثار و بخش های آن معرفی گردد. اجزای ساختمان کمدی طبق دسته بندی های رایج به بخش های ذیل تقسیم می گردد:
1- پیش درآمد (Prologue)
  در این بخش، شخصیت اصلی برای رسیدن به خواسته های خویش، طرحی عجیب (و به گمان خود هوشمندانه) را مطرح می کند تا به آرزوهای عجیب و غریــــب خود دست یابد. این طرح شگفت انگیز، شالوده ی شکل گیری حوادث کمیک بعدی را پی ریزی می کند و فضایی شاد و مفّرح پدید می آورد. اندیشۀ شخصیت اصلی در این بخش معمولاً بسیار تخیـلی و غیر عملی است.
2- پارادوس (Parados)
 واژۀ پارادوس در اصل به بخشی از بنای معماری تماشاخانه های یونانی اطلاق می شد که در دو طرف صحنۀ اصلی (ارکسترا) قرار داشت و همسرایان نمایش از آنجا وارد صحـــنه می شدند. در ساختار نمایشنامه های یونانی، پارادوس به بخشی گفته می شد که طی آن، گــــروه همسرایان، در حال خواندن سرود، وارد صحنه می شدند و مستقر می گردیدند و در خلال شعــرهایی که همسرایان در پارادوس می خواندند، خود را معرفی می کردند.
3- آگون (Agon)
 این واژه به معنای مناظره یا جدل است. این بخش، شامل مباحـــثه ای است میان شخصیت اصلی (که نقشۀ تخیلی و اندیشۀ شگفت و البته شادی آور خود را در پرولوگ مطرح کرده) و مخالفان او. گاه یک رکن آگون، گروه همسرایان هستند که در برابر شخصیت اصلی می ایستند و با او مجادله می کنند. شالودۀ کشمکشِ نمایشنامه ها، در آگـون بنا نهاده می شود. در این بخش انواع شوخی های
کلامی، دست درازی های جسمانی و حتی نزاع و کتک کاری را نیز می توان مـشاهده نمود.
4- پاراباسیس (Parabasis)
 بخشی از سرودهای دسته جمعی همسرایان است. در این بخش همسرایان، به سوی تماشاگران گام بر می دارند و به گونه ای رو در رو با آنان سخن می گویـند. آنها، در این گفتار چهره به چهره، گاه نظرات نویسنده را بیان می کنند و گاه داوران مسابقات نمایشـنامه نویسی را در جشنواره های تئاتری، مورد خطاب قرار می دهند و حتی گاه به شوخی، تهدید می کنند تا جایزۀ اول را به آنها اختصاص دهند. پاراباسیس معمولاً نمایشنامه را به دو بخش تقسـیم می کرد و پس از آن، اپیزودها، یا وقایع اصلی به نمایش در می آمد.
5- اپیزود (Episode)
اپیزودها، در حقیقت عبارت بودند از جریان اصلی نمایش که روایـت مرکزی در درون آنها نقل می گردید. تعداد اپیزودها در کمدی یونانی اغلب به سه تا محدود می شد، اما گاهــی کمتر یا بیشتر بود. اپیزودها یا صحنه های اجرایی، از مقدمات داستان اصلی شروع می شد و سرانجام به نقطۀ اوج می رسید. در واقع اندیشۀ شاد و مفرح مطرح شده در پرولوگ، در اپیزودها پی گــرفته می شد و روند داستانی آن شکل می گرفت.
6- استاسیمون (Stssimon)
 به سرودخوانی های میان هر اپیزود، استاسیما یا استاســـــیمون گفته می شد. این تصنیف های غنایی در آثار آریستوفان، اغلب با روایت های اسطوره ای و حکایــت های تاریخی قدیمی پیوند دارند.
7- اگزودوس (Exodos)
آن بخش از نمایشنامه که طی آن همسرایان به آخرین سرود خـود می رسیدند و صحنه را ترک می نمودند. سرود پایانی همسرایان در کمدی ها معمولاً با صحــنه های جشن و به ویژه جشن عروسی همراه بود. از این رو بخش آخر کمدی های یونانی، “کوموس” (Comos) نامیده می شد. این صحنه اغلب با موسیقی همراه می گردید و طی آن، کشکمکش، به گره گشایی نهایی می انجامید و شخصیت های نمایش همگی برای جشن و سرور از صحنه خـارج می شدند. (کوپال، 56:1383)
مهمترین جزء از ساختمان کمدی که می توان در اینجا به نقش فاصله گذارانه آن تاکید کرد، بخش “پاراباسیس” می باشد که در ذیل به تحلیل آن پرداخته خواهد شد.
1-2-2-4 پاراباسیس در ساختمان کمدی
یکی از مدرن ترین و هوشمندانه ترین بخش های ساختمان کمدی که با عملکردی پیشتازانه ظهور تکنیک فاصله گذاری در نمایش های کلاسیک را بیان می کند همین بخش است. حضور همسرایان در میان تماشاگران و غلبه جلوه فیزیکی و صوتی آنان بدون هیچگونه واســـطه و سخن گفتن با تماشاگران، دقیقاً یادآور آن چیز است که ما امروز آن را “فاصله گذاری” می نامیم. عاملی که بیش از هر چیز دیگر حضور تکنیک فاصله گذاری را در این بخش تضمین می کند، خطاب قراردادن مخاطب به صورت رو در رو می باشد که به نحوی در دوران مدرن و در مونولوگ های نمایشنامه های برشت وجود دارد.
به شکل کلی می توان گفت پاراباسیس در ساختمان کمدی کارکردهای ذیل را به درسـتی ایفا می کند:
1- ارتباط مستقیم و بی واسطه با مخاطب
2- انتقال پیام فحوایی متن به شکل مستقیم برای مخاطب
3- تاکید بر اجرا به مثابه رویکردی تئاتریکال
4- قطع روند آشنای روایت داستان برای مخاطب
5- به کرسی نشاندن اندیشه انتقادی مخاطب
6- انقطاع مغناطیس احساسی مخاطب با اجرا
هر یک از شش مورد بالا به نحوی اثبات گر جنبه وجودی تکنیک فاصله گذاری در نوع کمدی می باشد. حال برای نمونه و پیاده سازی تئوری فوق در دل یک متن، به مونولوگ گوینده نمایشنامه “برادران مناخموس” اثر پلوتوس اشاره می گردد:
«ابتدا دوستان به

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد نمایشنامه، از خود بیگانگی، آشنایی زدایی، یونان باستان Next Entries منابع تحقیق درمورد نمایشنامه، جهان بینی، امام حسین