منابع تحقیق درمورد مستندسازی، نمای ساختمان، زیبایی شناختی، گزینش واژه

دانلود پایان نامه ارشد

اطلاع رسانی و ایجاد جذابیت، با رجعت به شخصیتی که در ابتدای فیلم معرفی می شود، نوعی ترجیع بند را در فیلم نامه می سازند و نیز راه را بر لو رفتن باقی داستـان می بندد.
نگاهی سریع به موقعیت فعلی جهان نشان می دهد که نقطه ی حساس درام معاصر شکاف متافیزیکی است و این شکاف در همه ی حالات مورد مشاهده ی ما، بُعدی تراژیک دارد. هدف همه ی این ها یافتن راهی است که بتوان از آن طریق شکافی را که هم چون زخمی التیام نیافته جان را می آزارد، پر کرد. این موقعیت ضرورتا ً تراژیک است و هر فردی تنش های آن را تجربه کند، در معرض پیامد های آن نیز خواهد بود. غالب افراد در پی چنین تجربه ای از پا در می آیند و بعضی به شکوفایی می رسند. در فیلم «روایت مزگ نازلی از زبان یک جن گیر عاشق»، مرد مفـلوکی را می بینیم که به دلایلی چون نبود شغل و عدم امکان امرار معاش و فقر و نداشتن خانواده در شهر زادگاهش، به شهری دیگر نزد عمویش پناه آورده است. تصاویر و کلام مرد جن گیر از فقری شدید حکایت دارد و در بطن همین فرهنگ حاشیه ای و پرت با رویاها، تخیلات، رنج ها، حرمان ها و خاستگاه های عشق و نفرتش، هویت پیدا می کند. شاید مرد جن گیر نشانه ای از آرزوهای از دست رفته ی کسانی باشد که نمی توانند گریزی از تقدیر و شور بختی داشته باشند.

3-4 آقایان پرنده
برخی از جشنواره هایی که فیلم در آن ها حضور داشته و بعضا ًجوایزی کسب نموده، از این قرار است:
سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند در بیست و دومین جشنواره ی فیلم فجر
لوح زرین (جایزه دوم) ویژه هیات داوران جشنواره فیلم مستند کیش

3-4-1 شناسنامه ی فیلم
کارگردان: رضا بهرامی نژاد
پژوهش گر: رضا بهرامی نژاد
تهیه کننده: اُرد عطارپور
تصویربردار: محمد عاشقی
صداگذار: فرشید فرجی
تدوین: رضا بهرامی نژاد
سال تولید: 83 – 1382

3-4-2 درباره ی فیلم
فیلم، داستان یک گروه موسیقی دوستانه سه نفره است که قصد دارند کنسرت راکی را در شهر کوچک و کم رونق خودشان برگزار کنند؛ شهری که به گفته ی اعضا ی گروه رونق گذشــته را ندارد. کل داستــان فیلم حال و هوای این گروه موسیقی را در شهر انزلی نشان می دهد؛ قبل و بعد از برگزاری کنسرت، کنسرتی که حضورش در فیلم محسوس است اما نمایش داده نمی شود. شخصیت های فیلم نیز سه جوان هستند که هر کدام به نوعی ناراضی از موقعیت شغلی کنونی خود هستند؛ هوتن، یکی از سه شخصیت اصلی، فردی است بیکار که فار غ التحصیل رشته ی گرافیک است و در بسیاری از صحنه ها، مشغول نقاشی روی بخش های مختلف یک کشتی زنگ زده ی قدیمی در بندر انزلی است. محمد، جوان دیگر فیلم، با ماهی 75 هزار تومان از صبح تا غروب در بندر کارگری می کند و رضا، کارگردان فیلم، سرباز معلم است. وجه اشتراک این گروه، گذشته از سن و سال و سابقه ی دوستی قدیمی، نا رضایتی از وضع موجودشان است؛ و همین نارضایتی، دلیلی برای دور هم بودن این گروه سه نفره است زمانی که تأثیر گذاری بر مخاطب بیش از ارتقای دانش او درباره ی موضوع مورد نظر اهمیت می یابد، کاربرد داستان به عنوان یکی از شگردها مطرح می شود؛ چرا که با داستان و خلق شخصیت های ملمـوس و حقیــقی، می توان همدلی و همذات پنـداری بیش تری در مخاطب ایجـاد کرد و از این طریق بر تأثیر گذاری فیـلم افزود. این ترفند به ویژه درمورد موضوع هایی که ذاتاً از یک نواختی خاصی برخوردارند، خود را بیش تر نشان می دهد. در فیلم داستانی مقوله ی هم ذات پنداری با شخصیت اصلی اهمیت زیادی دارد؛ مخاطب باید با مسأله ی قهرمان داستان از نظر حسی و عاطفی احساس قرابت پیدا کند؛ ضمن این که از این طریق جذب کشمکش های قهرمان با عناصر اطرافش می شود.
در سینمای مستند ایران هم با آثار متعددی رو به رو هستیم که یا از تکنیک های سینمای داستانی در مستند بود و یا به عکس تکنیک های سینمای مستند را در یک فیلم داستانی به کار گرفته اند. در آثـار مستند نوین دهـه ی 80 مقوله ی همذات پنداری و جلب احسـاس مخاطـب نسبت به سوژه، برجستگی بیـش تری می یابد. مثلاً در مستند آقایان پرنده فیلم ساز از چنین تمهیدی که ریشه در سینمای داستـانی دارد، استفــاده می کند و به تدریج مخاطب را نگران سرنوشت سوژه اش (گروه موسیقی) می سازد، در واقع به مسأله ی آن ها با شیوه ی انتخابی فیلم ساز به مسأله ی مخاطب تبدیل می شود که آیا می توانند کنسرت خود را به اجرا برسانند یا نه؟!
اگرچه به نظر می رسد بهرامی نژاد، کارگردان فیلم آقایان پرنده، نمی خواسته که از این تجربه فیلمی به لحاظ ساخت و ساز مستند بسازد، لیکن فیلمش به لحاظ مراتبی که با ساخت و ساز مستند دارد، حداقل در حد مستند داستانی قابل مطالعه است؛ خط داستانی فیلم همیاری میان سه جوان را برای اجرای موسیقی راک در یک محیط سراسر سنتی به همراه مشکلات گرفتن مجوز برای اجراء را به تصویر می کشد؛ اگر چه با رعایت ملاحظاتی در این فیلم، نمی توان منکر تفوق خط واقعی بر خط داستانی شد.
صرف نظر از مباحث یاد شده، از آن جا که به هر حال بین فیلم مستند و داستانی تفاوت های انکار ناپذیری وجود دارد، بر این اساس می توان برای تمایز گونه ی مستند داسـتانی از یک فیـلم داسـتانی – که در بسیاری امـور می تواند مانع از بروز تشتت شده و راه گشا باشد- اصل تفوق وجه مستند بر داستانی را ملاک قرار داد و شاید اصل تفوق واقعیت بر خیال.
همان طور که پیش از این گفته شد، فیلم در ابتدا پاره ای تصاویر زیبایی شناختی را به نمایش می گذارد که بخشی از جهان واقع را مورد تأکید قرار می دهد. فیلم تصاویر مکان هایی خاص از شهر را در چارچوب گام های بلند موسیقی به کار می بندد؛ اگر چه تصاویر هستند که عامل پیش برد فیلم تلقی می شوند؛ لیکن در پاره ای موارد و بسته به نیازهای ویژه، تصاویر این وظیفه خویش را به گفتار می سپارند. این جا دیگر تدوین به منظور برش و انتخاب زمان هر نما، روی پرده، از گفتار سود می جوید. در این حالت گفتار عامل اصلی در تدوین محسوب شده و در کنار تصویر، عامل پیش برنده ی فیلم به شمار می آید.
با این مقدمـه آن چه که از ابتدا ی فیلم مشهود است و آن را به عنوان ویژگی خـاص فیلم آقایان پرنده ی بهرامی نژاد می توان برشمرد، حاکمیت صدای گوینده بر فیلم است. این حاکمیت صدا به صورت گفتار و کلام در خدمت تصویر قرار می گیرد و به نوعی آن را تشریح کرده توضیح می دهد.
رضا بهرامی نژاد در نگارش گفتــار متن آقایان پرنده از دو لحــن استفاده می کند: نخست لحنی اطلاعاتی که می کوشد در ساده و رساترین حالت اطلاعات مورد نظر خویش را به بیننده (مخاطب) فیلم منتقل سازد؛ لحنی که با تصاویر آغازین فیلم که عمدتاً از خیابان های شهر می باشند متناسب است و حاوی نگاه حسرت بار کارگردان به زندگی نسل خویش است. این گفتار از زبان شخصیت مرد جوانی نقل می شود که با حسرت به گذشته شهر خویش می نگرد و این گذشته را به واسطه حضور برخی پیشرفت ها در شهر اولین مدرسه، کارخانه کنسرو سازی، پل و کتابخانه درخشان برمی شمرد. در ابتدای فیلم و بر روی تصاویری از خیابان های شهر به دور از طبیعت سرسبز و باران های زیبایی که شهرت شهر به آن است، صدای مرد جوانی خارج از تصویر می گوید:
انزلی یک بندر بسیار کوچک است که کمتر از 200 هزار نفر جمعیت دارد، در شمال کشور واقع شده وپرباران ترین شهر ایران است؛ فاصله ی آن تا اولین شهر روسی 6 ساعت از طریق دریای خزر است. افتتاح اولین مدرسه ی دخترانه، اولین کارخانه کنسرو سازی و اولین کتاب خانه ی ایران جزء افتخارات این شهر بوده، اما بوده، ولی حالا اولین پل شهر در حال خراب شدن است و دیگر خبری از آن همه افتخارات نیست…
تصاویر با گفتار متن متناسب اند. گوینده، متناسب با موقعیت سکانسی (تصاویری از نمای ساختمان ها، پل، خیابان های شهر و حرکت ماشین ها در آن و…) لحن و ریتم کلام خود را تغییر می دهد؛ کلام ضمن فقط ضرب آهنگ تند خود متناسب با تغییرات محیط می کوشد، در گزینش واژه ها به گونه ای گزارش واقع بینانه عمل کرده، اطلاعاتی را به مخاطب به دور از گفتاری شاعرانه منتقل کند. گویی کارگردان با دادن این اطلاعات به دنبال این است تا به این وسیله از نفوذ دنیای غرب در یک جامعه سنتی پرده برداشته، مقدمات حضور موسیقی راک در یک محیط سنتی را نمایش دهد.
در ادامه کارگردان فیلم، با تغییر لحن از گفتار به شیوه ی اول شخص بهره می گیرد. روایت به صیغه ی اول شخص مفرد از قابلیت ویژه ای در برانگیختن احساس همدلی در مخاطب برخوردار است و فضایی صمیمی حول فیلم ایجاد می کند؛ کارگردان از این جا به بعد، ضمن هم دردی با جوانان بومی که گرفتار رکود موجود در شهر شده اند با برهم زدن یکنواختی لحن اطلاعاتی بیش از آیین، از طریق بر انگیختن عواطف مخاطب در جریان همدلی با آنها می کوشد تا معناهای بیش تری را به گفتار خویش دهد و آن را با وضوح بیشتری عیان سازد.
«جوانان این شهر هیچ آرزویی ندارد جز اینکه از این شهر بیرون بزنن البته من بهشون حق می دهم ولی داستانی که می خوام براتون تعریف کنم هیچ کدوم اینا نیست…»
همان طور که دیده می شود، گزینش صیغه اول شخص مفرد در روایت و لحن فیلم محاوره ای آن، فضایی آکنده از صمیمیت و احساس به وجود می آورد؛ احساسی که نطفه های نگاهی یأس آور را در خود دارد؛ نگاه جوان راوی فیلم به حرمان گذشته می نشیند؛ اما چشم به آینده نیز دارد؛ هر چند این نگاه در ادامه روندی توأم با یأس و ناامیدی و احسـاس شکست را همراه دارد.
راوی، سخــن از ایجــاد یک گروه موسیقی می گوید که ایده ی تشکیل این گروه به نام آقایان پرنده نیز از اوست؛ یک گروه دوستانه ی سه نفره که قصد دارند کنسرتی راک در شهر کوچک و کم رونق خودشان برگزار کنند؛ شهری که به گفته ی راوی، «زنگ زدگی حاصل رطوبت شهر در وجود مردمانش هم نشسته است.» کل جریان فیلم، حال و هوای این گروه را در این شهر نشان می دهد؛ قبل و بعد از برگزاری کنسرت؛ کنسرتی که خود تقریباً در فیلم غایب است. ولی از اظهارنظرها در طول فیلم می توان فهمید که در نهایت چندان موفقیت آمیز نیست. در ادامه ی همین روایت به صیغه ی اول شخص، شخصیت های فیلم رو به روی دوربین می نشینند و از خودشان و نوع ارتباطشان با موسیقی و خواست هایشان حرف می زنند. در غالب نمـاها، حضـور شخصیت ها در تصـویر، گفتار را به شیوه ی هم زمان تبـدیل می کند. همان گونه که از صحبت های راوی و شخصیت های فیلم می توان فهمید.
فیلم آقایان پرنده، فیلمی مستقیم نیست؛ مستقیم از این بابت که بدون واسطه به واقعیت اجرای موسیقی دریک محیط سنتی و مسایل و مشکلات موجود بر سر راه بپردازد. در اینجا کارگـردان بیـش تر به بازنمایی تجربه ی شخصی خود در اجرای کنسرت گروهی پرداختــه و به ناچار نگرشی با ویژگــی خاص به این مقــوله، (اجرای موسیقی در محیط سنتی) ندارد؛ در نتیجه گفتاری که به کار می گیرد کارکرد واقعی خویش را تنها به هنگام ترکیب با تصویر پیدا می کند. فیلم نگاهی خاص به موسیقی ندارد؛ تصاویر به گونه ای خطی و سطحی در کنار هم تدوین شـده اند و هیچ رابطـه ای نماها را به تفسیر یکدیگر وا نمـی دارد. گفتـار قـالب ساختاری خـود را می شکند تا با دست یابی به شیوه ای تصویری – ترکیبی، ارزش هنری و اصالتی سینمایی بیابد؛ در لابه لای کلمات نوعی سمت گیری عاطفی به چشم می خورد که از یک نواختی فیلم می کاهد.
تفاوت های استراتژی روایت در جریان مستندسازی نوین دهه ی 80 نیز از همین اظهارنظر پیروی می کند. در گذشته استراتژی اغلب در جهت اطلاع رسانی و افزایش دانایی مخاطب نسبت به یک سوژه خاص و ثبت رویدادی ویژه بوده است. امّا در آثار این دهه می توان به نمونه های مشخص برخورد که استراتژی روایت خود را بر اساس پرداخت یک رویداد خاص و حتی جلب همذات پنداری مخاطب نسبت به آن طــراحی کرده اند. در فیلم های جریان سنتی و کلاسیک مستند کمتر با حضور شخصی فیلم ساز در جریان روایت مواجه می شویم اما در جریان مستندسازی نوین دهه 80 به تدریج حضور فیلم ساز به عنوان یک شخصیت پررنگ می شود؛ حتی به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد سلسله مراتب، عزت نفس Next Entries منابع تحقیق درمورد ریاست جمهوری، انتخابات ریاست جمهوری، شخصیت پردازی، اسباب بازی