منابع تحقیق درمورد مردم نگاری، زندگی روزمره، سینمای ایران، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

یا کسانی است که توانایی مراقبت از گله هایشان را ندارند قاسم برای آن ها علوفه تهیه می کند. شیرشان را می دوشد از درخت بالا می رود و برای آن ها در برابر سرما و گرما مراقبت می کند.
داستان فیلم در هم آمیختگی زندگی تلخ قاسم با طبیعت است. طبیعتی که قاسم در چهار فصل سال قرین تنهایی است؛ طبیعت و گوسفندان. او در ارتباط خوبی که با دوربین برقرار کرده، به راحتی زندگی و اوقات خود را به نمایش می گذارد. لحظه ها ی ارتباط با گوساله ها، بوسیدن آن ها توسط قاسم و صحنه ی اعجاب انگیز بوسیده شدن قاسم توسط گوساله ها، خریدن آینه و هدیه برای خواهر ناتنی اش. چگونگی استحمام و صید گنجشک ها و کباب کردن شان و یا لحظه ها ی ارتباط با پروانه اه کفشدورک ها و خوردن ماهی های کف رودخانه همگی جزء جزء زندگی قاسم را به نمایش می گذراند.
فیلم ساز که یک سالی با سوژه زندگی کرده به درکی عمیق از زندگی و شخصیت قاسم دست یافته است. قرارگرفتن قاسم در موقعیت های مختلف هر بار بعد تازه ای از زندگی او را عیان می سازد. دیدن برادر بعد از مدت زمانی طولانی حکایت از رابطه ی عاطفی آن دو می کند. پدر قاسم را از زندگی خود خارج ساخته و با آن کنار آمده هر از گاهی به دیدن او می آید و بیش تر از آن که سلامت فرزند را جویا شود از حال دام ها می پرسد. قاسم در حسرت داشتن چیزی هایی است که معتقد است با وجود آن ها سرنوشت دیگری داشت. حسرت داشتن خانواده، مادر، مدرسه. این ها حداقل نیازهایی اوست. قاسم در اندیشه ی فرار و رهایی و دستیابی به زندگی راحت تر ادامه می دهد. کودکانه دست سوی میوه های جنگلی می کند. تن به آب می سپارد، دست به صید شبانه می زند. رو به آسمان فریاد می کشد؛ و از زمین و زمان شکوه می کند. او به امید فردایی دیگر به خواب می رود. برای آغازی دیگر. هر چند این آغاز نوید روزهای بهتری برای او نیست.
فیلم ساز با نگاه بومی بر اقلیم منطقه ی خود یعنی مازندران می پردازد؛ او به خوبی از جغرافیا، عناصر دیداری و شنیداری منطقه در جهت فیلم بهره می برد. موسیقی طبیعت، تغییر فصل ها، جنگل، کوه و برف هر کدام در نوع خود صاحب کاراکتر اند و در خدمت خلق و خوی شخصیت فیلم. فیلم ساز با نگاهی پژوهشی به ترسیم فضای زندگی و شرایط اقلیمی آدم ها می پردازد. تینار نمونه ای دقیق و کامل از آثار مستند سینمای ایران است که در آن از عنصر تحقیق درست و به جا استفاده گردیده است. قاسم در گفتار متن داستان زندگی خود را با روندی درام گونه شرح می دهد.
او که به امید رفتن نزد دایی خود برای داشتن یک زندگی بهتر روزها و شب ها را پشت سرمی گذارد؛ اما در نهایت آن گونه که در نریشن فیلم توضیح می دهد، بعد از آن که فرار می کند و نزد دایی خود می رود شرایط برای او نه تنها راحت تر نمی شود بلکه به مراتب سخت تر نیز می شود. قاسم اما شرایط و روی برگشتن نزد پدر را ندارد؛ مستند ساز از مواردی که در زندگی واقعی قاسم جریان دارد، در جهت دراماتیک ساختن فیلم استفاده می کند.
کودکی قاسم توأم است با مرگ مادر، ازدواج مجدد پدر، وجود نامادری و جدایی وی از برادر. امید قاسم به روزهایی بهتر، فرار او و پایان تلخ این ماجرا. موضوعاتی است که همه به غنا و عمق فیلم کمک می کند. صدا و تصویر قاسم ما را به دنیای خود می کشاند. شخصیتی ناآشنا برای مخاطب. صدای او به صورتنریشن شنیده می شود این گونه خود را معرفی می کند: «من قاسم محمدی هستم، پدر حسن محمدی؛ من کوچک بودم که مادرم مرد؛ پدرم رفت زن دیگه ای گرفت؛ نامادریم ما رو کتک می زد. ما گالشیم …
شرح زندگی قاسم از زبان خود او مخاطب را بیش تر در جایگاه یک شنونده ی بی تاب قرار می دهد تا یک بیننده ی مشتاق. او از ترس می گوید؛ از آداب گالش ها؛ از ارباب؛ از نبود مادر؛ از برادری که دیر به دیر او را می بیند و دلتنگ او می شود و از گاو ها که هر کدام برای خود اسمی دارند.

3- 8 – 3 تحلیل روایی و روش بازنمایی
 فيلم مستند تينار بيان لحظه ها و احوالات تلخ تنهايي قاسم شخصيت اصلي فيلم در دامان طبيعت و محافظت از گله ی گوساله ها درجنگل هاي جنوبي بابل است.
تینار، با  یک شعر، آ‎غاز میشود:

در پس  شهری پراز آشوب
در میان جنگلی انبوه
در دل شبهای طولانی
یک نفر در کلبه ای تنهاست
در آغاز فیلم، با نوای کمانچه مازندرانی، به دنبال تصویر ماه و گاوها دراتراق گاه شبانه  ، پسر بچه ای ضد نور، سوار بر اسب، آواز در می دهد و یک  صدای خارج از متن به ترسیم تصویری کلی اززندگیِ گالشی می پردازد و می گوید:
ماگالشِ مردمیم. باید  زحمت بکشیم که حاصلشو مردم بخورن.
با این جملات و این صحنه تصویر گرا در شب، چند اتفاق می افتد.
با تقابلی دوتایی روبرو هستیم. تقابلی که از شعر ِهیاهوی شهر در برابر تنهاییِ یک نفر درکلبه و از کارگالش ها و سودبردن دیگران، آغاز شده بود، در سراسر فیلم هست؛ به عبارت دیگر، زمینه های استدلال از طریق تقابل دوتایی، مهیا می شود. بنا براین تدوین اهمیت پیدا می کند.
از هنگامِ نخستین نمایش فیلمِ تینار،  این جمله به عنوان یک برچسب، تکرار شده که تینار فیلمی  مردم نگار است. در این فیلم  چیزهایی هست که عمدتأ آن را فیلمی در باره فرهنگ می سازد، اما چه نشانه ای از مردم نگارانه بودن دارد؟ شاید ضروری نباشد بپرسیم که تعریف فیلم ساز از فرهنگ چیست؟ متن نشان می دهد که  تعریف فیلم ساز از فرهنگ عبارت است از: زندگی روزمره یک گالش نوجوان در منطقه و مجموعه ای از پدیده ها، اشیا و روابط در یک محدوده زمانی و مکانی . هم چنین او با ذهنیات مردم نیز سرو کار دارد.  یا می توان گفت هم پای فرهنگ مادی یعنی آن چه می بینیم، با رفتار واز طریق رفتار با ذهینات و روابط مابینِ مردمانی نیز آشنا می شویم.
مردم نگاری بودن یا نبودن، ارزش نیست بلکه نوعی طبقه بندی و گرایش است. می توان گفت  فیلم سازانی  که  در میدان تحقیق، به  شیوه مشارکتی و  با رویکرد های مردم نگارانه، در یک جامعه کوچک به جستجو در فرهنگ می پردازند، در صورتی که دارای جستجویی مشارکتی، عمیق وهمه جانبه و دراز مدت  در نظام بهم مرتبطِ پدیده ها باشند  و به اعتقاد برخی از نظریه پردازان، در ضبط پدیده فرهنگی از روش کل گرایی بهره جسته، پدیده را در بافت اجتماعی اش جستجو کنند، از روش مردم نگاری سود جسته اند. اعتقاد بر این است که سازنده فیلم مردم نگاری باید خالی از پیش فرض ها باشد.  ؛ اما هر فیلم مستندی، بازنماییِ واقعیت است نه بازتولید آن؛ یعنی واقعیت، هم در درون جهان متن (فیلم) رخ می نماید، هم دارای پیوند شاخصی با جهان تاریخی و الگو های آن  است. فرض بر این است که روش مردم نگاری، این پیوند شاخص را محکم می سازد و از بین تمام شیوه های مستند، شیوه مشاهده ای ، ادعای بیشتری در ضبط بی واسطه پدیده ها داشته است.  به همین خاطر فیلم های مردم نگاری غالبأ در شیوه مشاهده ای ساخته می شوند. به این معنا که  مردمان مورد تحقیق وا نمود می کنندکه دوربین را نمی بینندو دوربین وگروه سازندگان فیلم تأثیری در زندگیِ آن ها نداشته اند. در تمام صحنه های زندگی روزمره قاسم محمدی، با نوعی ثبت زندگی روبرو هستیم. صحنه هایی مثل بازی با گاو ها، کشتی چوخه بچه ها وطی طریق در فصول مختلف و چیدن شاخه درخت، گویش، آواز و غیره؛ یعنی ثبت واقعیات زندگی روزمره به شیوه مشاهده ای ساخته شده است؛ اما از سوی دیگر به بسیاری از همین صحنه ها و به مدد مونتاژ، حس های دیگر، افزوده شده است. از جمله، صحنه ی کشتی، اسلو موشن می شود و صدای کمانچه وطبل و سورنای مسابقه کشتی، حسی شاعرانه به صحنه می دهد و یا عبور دختر بچه ای سوار بر قاطر و لبخند قاسم (در نمای درشت) بین آنها رابطه ای  حسی بوجود می آورد و این رابطه تنها از طریق مونتاژ ایجاد شده است. بنا بر این می توان فرض کرد که مهدی منیری، فیلم مستند تینار را به شیوه ترکیبی ساخته است.
آن چه را می بینیم، روایت اجتماعی شدنِ کودک است و آنچه را می شنویم روایت گسست از آن.  تینار ، جدا از تنها زیستن در شرایط دشوار، تنها شدن از فرهنگِ یک واحد اجتماعی یا خانواده ای دارای تناقض نیز هست. خانواده ای که تمام ابزار خود را برای اجتماعی کردن وتداوم در اختیار می گیرد؛ اما هم شهر و فرهنگ مصرف، از دور سوسو می زند، ماشین اش را در سرما و گرما برای بردن شیر به سر کوه نزد قاسم می فرستد، هم خشونت عاطفی و فیزیکی قاسم را می آزارد. قاسم یک شخصیت  (خاص) است. یک نمونه نوعی (تیپیکال) نیست. فیلم ساز هم از طریق تدوین نشان می دهد بر خلاف میثاق بی طرفی در فیلم مستندِ مردمنگاری، تاحدی، جانبدار قاسم به عنوان  یک فرد است نه نمونه نوعی. از جمله به مدد تدوین صحنه های موازی (پدر نزد خانواده اش و قاسم بین گوساله ها، درس خواندن بچه ها و بی سوادیِ قاسم، آغوش مادر و بی پناهیِ او) جنبه ی عاطفیِ قصه شخصیت خاص و واقعیِ فیلم تشدید می شود. در این لحظات، مهدی منیری، شیوه غالب در فیلم یعنی شیوه مشاهده ای در بازنمایی جهان تاریخی را عوض می کند  و مفهوم عدم مداخله را به  مدد تدوین موازیِ دو صحنه متقابل به نفع قصه و کشش و حسی کردنِ میانه فیلم دگرگون می سازد ؛ به عبارت دیگر استدلال تصویریِ صحنه های زندگیِ روزمره  را به استدلال فیلم های توضیحی (اکسپوزیتوری) می کشاند و موضوع حسی را از طریق تدوین توضیح می دهد و برای این کار، حتی به زیان شکست سبک و شیوه فیلم، پاپیش می گذارد. در چنین قصه ای از روابط اجتماعی، این طور به نظر می رسد که پدر برای تداوم بهره کشی از فرزند،  برنامه ریزی کرده است  زیرا وضعیت خود او، شناخته نمی شود و در سایه می ماند. نامادری خشونتِ نمادینی را اعمال می کند بی آن که دلیلش مشخص باشد.  دایی، قاسم  را بخود می خواند  تا  محبتِ نمادین خود را به او هدیه کند؛ اما آیا دایی می خواهد از کار ارزان قیمت او سوء استفاده کند؟ وقتی از بیرون نگاه می کنیم این مناسبات برایمان کراهت بار است.
فیلم ساز گفتار متن را به شکل نامه ای از راوی که خود قاسم است، به مخاطب می نویسد. او با شیوه ی پرسش و پاسخ که در مقطع پیش تولید و ضمن تولید انجام داده به جواب هایی از قاسم رسیده که در نهایت آن ها را به شکل گفتار متن که ارزش ادبی هم دارد در متن فیلم قرار داده است.
او هم چنین به خوبی از عنصر موسیقی در جهت هویت و تأثیر فیلم بهره می برد. لالایی ها، موسیقی محلی، آواز مرد از زبان گالش و … صدای لالایی مادر در صحنه، بوسیده شدن قاسم توسط گوساله ها و یا آوازخوانی قاسم در گوش گوساله ها. موسیقی در این فیلم جزء لاینفک آ ن است؛ که نبودش از شدت فضای حسی فیلم می کاهد.
منيري در اغلب ساخته هايش با نگاهي پژوهشي به ترسيم فضاي زندگي و شرايط اقليمي آدمهاي اطرافش پرداخته و در همه ي آثار مستندي که تاکنون ساخته با بهره گيري ازعنصر پژوهش اطلاعات جامعي را در اختيار مخاطب قرار داده است. نوع زبان گالش ها، آوا ها و اصواتی که از دهان آن ها خارج می شود، در برخورد با طبیعت وبا حیوانات وحشی در برخورد با خودشان، گویی در این خلاء بی کسی حضور معنا می یابد. جایی که کسی تو را نه می بیند، نه می شنود.

3- 9 روزهای بی تقویم
برخی از جشنواره هایی که فیلم در آن ها حضور داشته و بعضاً جوایزی کسب نموده، از این قرار است
کاندیدای بهترین فیلم مستند میان مدت از هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند Watch docs ورشو، لهستان، ۲۰۰۷ (1385)
جایزه دوم بهترین فیلم مستند از جشنواره بین‌المللی فیلم «Tri – Continental»، دهلی نو، هند، ۲۰۰۸ (1386)
جایزه بهترین فیلم مستند میان مدت از جشنواره بین‌المللی فیلم مستند «HOT Docs»، تورنتو، کانادا، ۲۰۰۸ (1386)
کاندیدای بهترین فیلم مستند در بخش «Jhon Grierson Award» از جشنواره بین‌المللی فیلم مستند «Sheffield»، انگلستان، ۲۰۰۸ (1386)
جایزه ویژه هیئت داوران از جشنواره بین‌المللی «Med Film» ایتالیا، رم، ایتالیا، ۲۰۰۸ (1386)
جایزه ویژه هیئت داوران از ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند «Planet Doc»، ورشو، لهستان، ۲۰۰۹ (1387)

3- 9 – 1 شناسنامه ی فیلم
کارگردان: مهرداد اسکویی
مدیر تولید و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد فیلم نامه، زندگی روزمره، سوبژکتیویسم، جبر و اختیار Next Entries دانلود پایان نامه درمورد پياده، ورودي، خيابان، هايي