منابع تحقیق درمورد قرن نوزدهم، خارج از خانه، بازار اصفهان، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

كارگزاران استعمار انگليس در چاپ و پخش آن، هم رهبران مذهبي ايران و هم سياست‌مداران دربار قاجاري را دچار بيم و نگراني كرده بود. تا حدي كه اقدام به نگارش رساله‌هايي برضد او نمودند. هنري مارتين در سال 1812م در راه بازگشت به انگليس در «توقات» تركيه در حالي كه از بيماري و تب رنج مي‌برد، در سن 31 سالگي جان سپرد.163

2ـ2ـ3ـ2ـ3. پيتر گوردون:
وي يكي از «مُبلغان» آزاد و منفردي بود كه پس از مرگ هنري مارتين به ايران سفر كرد. او درواقع ناخداي يك كشتي تجاري بود كه ظاهراً به سبب شكست در يك معامله‌ي بازرگاني در مسير كلكته و روسيه كار خود را رها كرد و بر آن شد تا ضمن همكاري با «انجمن تبليغي ادينبرو» مبني بر پخش رسالات مذهبي و تبليغ مردم به مسيحيت از ايران نيز ديدن كند انجمن ادينبرو از جمله انجمن‌هاي تبليغي تأسيس شده در اواخر قرن 18م در انگلستان به شمار مي‌رفت و در آن ايام فعاليت گسترده‌اي را در قفقاز آغاز كرده بود.
پيتر گوردون پس از انعقاد قرارداد با انجمن تبليغي ادينبرو، ميسيون انتقال رسالات تبليغي و انجيل در ايران شد و در سال 1820م از مرزهاي شمالي وارد ايران شد. وي بعدها شرح سفر خود را با عنوان «بخشي از دفتر روزانة سفر در ايران» در 1830 ميلادي چاپ و منتشر كرد.
پيترگوردون در قم با استقبال عامة مردم روبه‌رو نشد و اجازة لمس قرآن را نيافت و در اصفهان با آن‌كه رسالات مذهبي را در بازار پخش كرد و مانند مارتين با يكي از روحانيون به مباحثه پرداخت، متوجه شد كه به سبب اختلاف در شيوة ولادت، زندگي و مرگ عيسي مسيح( ادامة بحث بيهوده است.
به هر تقدير پيشينه پيتر گوردن به عنوان يك ناخداي كشتي و تغيير رويه او به سمت انجام امور تبليغي در ايران امري عادي به نظر نمي‌رسد او در مذاكره با انجمن تبليغي ادينبرو آمادگي خويش را براي فعاليت در منطقه‌اي اعلام كرد كه پيش از آن در مسير معاملات بازرگاني وي از كلكته به روسيه قرار داشت. از طرف ديگر سفر او مقارن ايّامي است كه دولت انگلستان براي حفط منافع سياسي خود در شرق خاصه هندوستان به كسب اطلاعات جامعي از موقعيت اجتماعي، اقتصادي، سياسي و مذهبي سرزمين‌هاي شرقي از جمله ايران نيازمند بود و مي‌توانست اطلاعات مورد نياز را بدون هيچ برخورد سياسي و ديپلماتيك در اختيار كارگزاران دولت انگلستان قرار دهد. بدين ترتيب اين بار نيز فعاليت تبليغي يك مُبلّغ انگليسي به گونه‌اي با اهداف سياسي انگلستان در ايران دورة قاجار ارتباط يافت.164

2ـ2ـ3ـ2ـ4. ژوزف ولف:
او مردي آلماني‌تبار بود كه پدرش يك روحاني يهودي بود ولي او مسيحي شد و براي تحصيل به رم رفت ودر كمبريج به يادگيري زبان فارسي و عربي پرداخت و الهيات مسيحيت را ياد گرفت و براي تبليغ بين يهوديان به «كليساي انگليكن» پيوست و در انجمن لندن براي اشاعه مسيحيت در بين يهوديان به فعاليت پرداخت. او به تبليغ در ميان يهوديان علاقمند شد.165 و سرانجام هم‌چون مارتين داوطلب شد تا به عنوان واعظ به شرق ميانه بيايد. او سفر خود را در سال 1821م آغاز كرد و 5 سال به طول انجاميد. او در سال 1824 وارد بوشهر شد و از اصفهان، تبريز، تهران، شيراز، كازرون و كاشان ديدن كرد و در تمامي اين شهرها با يهوديان و مسلمانان دربارة مسيحيت به بحث پرداخت او يك بار در شهر تبريز از ساعت 10 صبح تا شش بعدازظهر به شش زبان؛ آلماني، انگليسي، ايتاليايي، روسي، سرياني و فرانسوي موعظه كرد.
فعاليت‌هاي او سياسي ـ تبليغي بود و شرح سفر خود را در كتابي با عنوان تحقيقات و زحمات تبليغي بين يهوديان، مسلمانان و ساير فرق به تفصيل بيان كرده است. او در خراسان با نائب‌السلطنه عباس‌ميرزا ملاقات نمود و به او پيشنهاد تأسيس مدرسه‌ در ايران را ارائه نمود كه مورد استقبال عباس‌ميرزا قرار گرفت.
فعاليت ولف با سياست‌هاي استعماري كشورهاي استعمارگر هماهنگ بود يكي از مهم‌ترين نتايح فعاليت تبليغي ولف براي استعمار تحقيقات وي دربارة اقليت يهود در ايران بود. او مي‌نويسد:
«براي نخستين بار مسيحيت را به يهوديان مقيم افغانستان، ايران، بخارا، دشت‌تركستان، خراسان، سمرقند و تاتارهاي چيني شناساندم و جمعي از يهوديان بخارا، صفا، مصر، يافا و يمن را تعميد دادم، من اولين بار مسئله يهود را در دانشگاه‌هاي اكسفورد، اوترخت، ليدن و در كنگرة آمريكا مطرح كردم.»
ازسوي ديگر باتوجه به اين كه مقارن قرن نوزدهم ميلادي ايران از نظر موقعيت سوق‌الجيشي و استراتژيك به عنوان دروازه دسترسي به هندوستان همواره مورد توجه دولت‌هاي انگلستان و روسيه قرار داشت سفرهاي مكرر ولف به شرق ميانه را نمي‌توان با اهداف سياسي و استعماري انگلستان در اين ناحيه بي‌ارتباط دانست خاصه‌ آن‌كه حضور ولف به عنوان مبلّغ مذهبي در شرق ميانه كم‌تر از سفر كارگزاران سياسي و نظامي انگلستان توجه امرا و اهالي آن ناحيه را جلب مي‌كرد.
يكي از دستاوردهاي ولف ملاقات با قشرهاي مختلف مردم و جلب توجه آن‌ها به مسيحيت است؛ به عنوان نمونه ميرزا ابراهيم شيرازي است كه هزينة سفر وي به انگلستان را فراهم كرد و او به عنوان استاد زبان فارسي و عربي در كالج هند شرقي (هيلي بري) به كار مشغول شد او با يك زن انگليسي مسيحي ازدواج كرد و فرزند او نيز نامي مسيحي داشت، به طور حتم او يكي از دست‌پرورده‌هاي ولف است. 166
2ـ2ـ3ـ2ـ5. آنتوني نوريس گرووز:
از ديگر مُبلغان منفرد بود كه يكي از بنيان‌گذاران «انجمن برادران پليموت» و دندان‌پزشكي از اهالي «اكستر» (Exeter) بود، او در سال 1826م براي انجام امور تبليغي در هندوستان به عضويت «انجمن تبليغي كليسا» درآمد و به پيشنهاد انجمن، خود را براي سفر به ايران آماده كرد. او در سال 1829م به همراه همسر، فرزندان، خواهر، دوشيزه‌اي به نام «تيلور»، يك جوان اسكاتلندي به نام بوتي و مردي كرولال به نام «كيتو» به ايران سفر كرد.
آن‌ها ابتدا به قفقاز رفتند و به انجمن تبليغي ادينبرو پيوستند و سپس به تبريز آمدند و بعد به بغداد رفتند و به فراگيري زبان فارسي، عربي و مطالعه دربارة قشرهاي مختلف مذهبي در آن ناحيه مانند مسلمانان، ارامنه و يهوديان پرداختند. «گرووز» درصدد بود به ايران باز گردد و در شيراز و اصفهان به فعاليت بپردازد اما پس از سه سال كه در بغداد بود، همسرش بيمار شد و درگذشت و او نيز به هندوستان رفت و در آن‌جا به تبليغ پرداخت. 167
2ـ2ـ3ـ2ـ6. جان كيتو:
يكي از اعضاي هيئت تبليغي گرووز بود كه ناشنوا و لال بود، او از اعضاي «كالج تبليغي ايزلينگون» به شمار مي‌رفت و اگر چه در واقع مراقبت از كودكان گرووز را بر عهده داشت و پس از يك سال اقامت در بغداد همراه يك مبلّغ منفرد ديگر به نام «فرانسيس نيومن» به منظور بازگشت به انگلستان راه ايران را در پيش گرفت او در سال 1833م در تهران و تبريز اقامت گزيد و نتيجة اين اقامت او بعدها كه به انگلستان برگشت و در رشتة الهيات مدرك دكتري گرفت حاصل شد. او شروع كرد به تأليف كتب الهيات مسيحي من‌جمله؛ انجيل مصور، تاريخ فلسطين، داير‌ه‌المعارف، ادبيات انجيلي و…. و دو كتاب نيز با عنوان «نظري به دربار ايران با توجه به كاربرد كتاب مقدس» و «كشور و مردم ايران» در مورد ايران نوشت كه وضع ايران را در دورة سال‌هاي پاياني حكومت فتحعلي‌شاه قاجار توصيف كرده است.168
2ـ2ـ3ـ2ـ7. ژاكوب ساموئل:
حدفاصل بين حضور مكرر ژوزف ولف در ايران و استقرار هيئت رسمي «انجمن لندن براي اشاعة مسيحيت در ميان يهوديان» يك مبلغ منفرد به نام ژاكوب ساموئل به ايران آمد. البته زمان حضور او و نوع زندگي و فعاليت او در پردة ابهام است.
او براي بررسي وضع يهوديان شرق ميانه، به بغداد و عربستان و شيراز سفر كرد و مدتي در تهران اقامت گزيد، سپس براي تحقيق دربارة امكان وجود اسباط گمشدة يهوديان به داغستان رفت.
سرانجام ساموئل در سال 1837م به عنوان نمايندة «انجمن كتاب مقدس براي بريتانيا و خارج» در ايران و كشورهاي هم‌جوار آن انتخاب شد. از اين پس چندين كتاب دربارة امور تبليغي در شرق ميانه تأليف كرد كه در ادوار بعد، مبلّغان اعزامي به اين نواحي از آن‌ها استفاده كردند.
با اين حال سفر وي به شرق، به‌خصوص‌ هندوستان، ايران و داغستان و سكوت منابع در تبيين جزئيات فعاليت تبليغي و پيشينة اجتماعي وي سبب مي‌شود تا علاوه بر مأموريت تبليغي و مذهبي شكل خاصي از فعاليت‌هاي سياسي را در كارنامة وي در نظر گرفت كه بي‌شك با تكيه بر اهداف انگلستان در شرق، نوعي ديگر از ارتباط و سنخيّت فعاليت‌هاي تبليغي مُبلّغان انگليسي با اركان سياسي دولت متبوعه آنان را متجلي مي‌سازد. 169
2ـ2ـ3ـ2ـ8. رابرت بروس:
رابرت بروس يك مُبلّغ ايرلندي از اعضاي كالج «تثليث دوبلين» بود كه در 25 سالگي به عنوان كشيش تعميد داده شد و براي خدمت در انجمن تبليغي كليسا در ناحية پنجاب هندوستان مستقر گرديد. وي از آن‌جا كه طي اقامت در هندوستان با فارسي‌زبانان بسياري روبه‌رو شده بود، تصميم گرفت براي تكميل زبان فارسي خود و اصلاح ترجمة انجيل هنري مارتين، مدتي در ايران به سر برد. از اين رو در سال 1869م به عنوان تنها نماينده انگليسي دولت انگلستان در جلفاي اصفهان مستقر شد تا ترجمة فارسي انجيل و تورات را اصلاح كند و كتاب دعايي را به زبان ارمني ترجمه كند.
ورود بروس به اصفهان هم‌زمان با دوران قحطي و شيوع وبا در اصفهان بود. او پس از اين‌كه همسرش در سال 1870م به او ملحق شد، كار رسيدگي به آسيب‌ديدگان را آغاز كرد و حدود 000/7 نفر را كه 000/2 نفر آن‌ها ارمني بودند، تحت پوشش قرار داد. بدين ترتيب حدود 000/16 پوند از لندن و مبلغي حدود 000/1 پوند به عنوان اعانه براي قحطي‌زدگان به‌خصوص ارامنه، يهوديان جلفا و اصفهان به دست بروس رسيد.
بروس طي 5 سال اقامت خود در ايران علاوه بر انجام امور خيريه كه در نهايت براي جلب توجه اهالي اصفهان و جلفا نسبت به فعاليت‌هاي هيئت تبليغي بود تبليغ و ترويج آراء و عقايد مسيحيت پروتستان را نيز بر عهده داشت وي مراسم مذهبي را در محل اقامت خود به زبان فارسي برگزار مي‌كرد. وي بر آن بود كه علاوه بر ارامنه ساير اهالي جلفا و اصفهان مانند مسلمانان و يهوديان را نيز به پذيرش آراء و عقايد پروتستان دعوت كند.170
2ـ2ـ3ـ3.ميسيونرهاي زن
يكي از مؤثرترين گرو‌ه‌هاي تبليغي در ايران گروه زنان مُبلّغ بودند كه در آغاز قرن نوزدهم ميلادي زمينة حضورشان در ايران فراهم آمد. زنان مبلّغ بر خلاف مردان كه تنها در حيطه جامعة خارج از خانه توانايي تبليغ و تبشير داشتند، مي‌‌توانستند به خانه‌ها راه يافته با زنان معاشرت و توجه آنان را به مسيحيت جلب كنند و در پي او زنان و كودكان ديگر نيز از آراء وعقايد وي اثر مي‌پذيرفتند. از سوي ديگر مبلغان زن با ورود به خانه‌ها، به دور از چشمان مخالفان و منتقدان امور تبليغي با آزادي بيشتر مي‌توانستند اهالي خانه را با معتقدات خود متمايل كنند.
در واقع پس از اقامت رابرت‌بروس در ايران و پس از بازگشت از سفر به انگلستان و ايرلند، اولين مُبلغ زن براي كمك به هيئت او به ايران آمد وي دوشيزه «ايزابلا ريد» از اهالي ايرلند بود كه عضو «انجمن براي اشاعة تحصيلات زنان در شرق» بود171 و جداي از انجمن تبليغي كليسا و پس از او زنان مبلغ ديگري به صورت انفرادي يا گروهي براي فعاليت به ايران آمدند و در انجمن تبليغي كليسا مشغول شدند من‌جمله؛ «ميس ويلسون». برخي از اين زنان به عنوان آموزگار تعليم و تربيت دانش‌آموزان را به عهده گرفتند و برخي به عنوان پرستار يا پزشك در بيمارستان‌ها مشغول شدند.
معروف‌ترين آن‌ها «ماري بِرد» بود كه در ايران او را به نام مريم مي‌شناختند، او عضو انجمن تبليغي كليسا بود او 6سال در جلفاي اصفهان بود و سپس به انگلستان بازگشت و مجدداً در دوران مظفرالدين‌شاه به ايران آمد و به يزد و كرمان رفت او زبان فارسي را به خوبي ياد گرفت و برخي امور پزشكي را بر عهده گرفت او درمان‌گاهي در بازار اصفهان داير كرد و به كار خود در درمان‌گاه پرداخت.
او هم‌چنين با سفر به روستا‌ها و شهرهاي اطراف با قشرهاي مختلف مردم در ارتباط بود و كتاب و وسايلي را كه در طول

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد شاه عباس اول، ماوراءالنهر، آداب و رسوم Next Entries منابع تحقیق درمورد يكي، بسيار، پهلوي، فعاليت