منابع تحقیق درمورد فیلم نامه، زندگی روزمره، سوبژکتیویسم، جبر و اختیار

دانلود پایان نامه ارشد

به فیلم تهران انار ندارد، تهران ا نتزاعی ترین و مصنوعی ترین شهر جهان است؛ و قصد اصلی از ساخت آن، راندن تهران و ایران از نظر مادی و نمادین به آغوش جهان مدرن بود. این شهر اجتماع بزرگی از آدمیانی از طبقات و افشار گوناگون است؛ شهری انباشته از آرزو ها و ایده های مدرن،

3- 7 سیانوزه
برخی از جشنواره هایی که فیلم در آن ها حضور داشته و بعضاً جوایزی کسب نموده؛ از این قرار است:
بیست و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر برای نوآوری و تجربه جدید و ترکیب خلاقانه مستند و پویانمایی 1386
 لوح تقدیر بخش دانشجویی نخستین جشنواره فیلم مستند ایران: «سینما حقیقت»،
تندیس بهترین فیلم مستند بیست‌وچهارمین جشنواره ملی و دوازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، 
لوح هفته‌نامه چلچراغ در بیست‌وچهارمین جشنواره فیلم کوتاه تهران

3- 7 – 1 شناسنامه فیلم:
کارگردان:  رخساره قائم مقامی
تهیه کننده:  رخساره قائم مقامی
فیلم نامه‌نویس:  رخساره قائم مقامی
صدابردار:  سید علی حسینی
صداگذار: مهدی گنجی
فیلم بردار:  محمد بهنام زاده
مدیر تولید:  احسان نادری پور
تدوین گر: مهدی گنجی
موسیقی:  انتخابی
مدیر تولید:  احسان نادری پور
سال تولید: 1386

3- 7 – 2 درباره ی فیلم
سیانوزه ساخته ی رخساره قائم مقامی داستان زندگی نقاشی است به نام جمشید امین فر. جمشید هنگام تولد سیانوزه به دنیا آمده بود. با تأخیر دنیا می آید. دور گردنش بند ناف پیچیده. وقتی به دنیا می آید، کبود و سیانوزه است؛ سیانوزه یک اصطلاح پزشکی برای حالت کبودی ناشی از خفگی است و به عنوان بیماری تلقی نمی شود. خانواده ای مرفه و از طبقات بالای اجتماعی دارد. پول زیادی برای درمانش خرج می کنند. بیشتر کودکی اش را در فرانسه گذرانده. پدر دوباره ازدواج می کند، همسرش علاقمند به هنر بود. جمشید در سنین نوجوانی پیش استاد نقاشی می آموزد. وقتی به ایران باز می گردد، تمام دنیایش فقط نقاشی است؛ دوست دارد دیده شود.
جمشید امین‌فر، یک نقاش خیابانی است که درگیری‌های زیادی با خانواده‌اش، مردم و ماموران شهرداری دارد ولی مشکلات مالی و اجتماعی نمی‌توانند از عشق او به نقاشی بکاهند. او به کمک دوستان جوانش در جستجوی شرایط بهتر برای کار و زندگی، یک نمایشگاه نقاشی برگزار می‌کند ولی آشنایی با آلیس، زندگی او را تغییر می‌دهد.
رخساره قائم مقامی در سیا نوزه با استفاده از تکنیک داکیومیشن (مستند انیمشن) هنرمندی ناشناس را که یک نقاش خیابانی است مورد توجه قرار می دهد. او فرم را متناسب با محتوا یعنی نگاه فانتزی گونه انیمیشن را با ذهیت تخیلی نقاش در هم می آمیزد.
فیلم در ترکیبی از تصاویر مستند و قطعات انیمیشن به زندگی جمشید می پردازد. سیانوزه یک اصطلاح پزشکی برای حالت کبودی ناشی از خفگی است؛ اما به نظر می رسد دلیل انتخاب عنوان سیانوزه برای این فیلم، صرفاً به جهت احتمال ابتلای جمشید به عارضه ی سیانوزه نباشد؛ می توان چنین استنباط
نمود که در تمام جریان فیلم به گونه ای کارگردان تلاش می کند تصویری از نمایش در تنگنا و خلاء عاطفی قرار داشتن جمشید، چه از سوی خانواده و اطرافیان نزدیک و چه از سوی غریبه هایی که هر روز در معابر عمومی با آن ها برخورد می کند، به مخاطب نشان دهد.
زندگی جمشید به عنوان یک هنرمند که در عین حضور در عرصه ها و معابر عمومی، خود را تنها و ناآشنا با دیگران می بیند؛ به صورتی ساده و آشنا و به دور از هرگونه پیچیدگی نشان داده می شود. طی نمایش فیلم مدام خاطره ی دردناک جمشید از آزار مادرش می شنویم و آزار جامعه که خود، مادر و زهدان دیگری است و قدرت و نظم حاکم به محیط جمشید وقتی دردناک تر به نظر می رسد که در تداوم آزار، کتک و شکنجه ی اضطرار آور، مادر دست از سرش برنمی دارد.
فیلم بدون شعار به رابطه ی خشونت، قانون و نظم سیاسی در مقابله با هنر می پردازد؛ از طریق تضاد ساده ی زندگی روزمره، مزاحمت مأموران حافظ نظم و قانون! واقعیت نامعقول پیرامون و سوء تفاهم هایی که برای امری کوچک ممکن است به مرگ ختم شود.
سیانوزه یک پرتره محنت بار برای هنرمندانه زیستن و باحظ درونی آفرینش تا ابد هنرمند باقی ماندن در یک تجربه ی شخصی و منفرد از یک سو و ارتقای جهان مستند شخصیت فیلم به یک وضعیت عمومی همگانی از دیگر سو است.
سیانوزه به سبک مستد – انیمیشن ساخته شده است؛ در این فیلم انیمیشن ها بیان گر ذهنیات، افکار و تخیّلات نقاش هستند که بدون وجود این تصاویر انیمیشنی، درک دنیای نقاش مورد نظر ممکن نبود. فیلم با کابوس کودکی جمشید و جان گرفتن نقاش او با تکنیک زنده نمایی شروع می شود. نقاشی هایی که کابوس های ذهن وشخصیت درونی او هستند و خود در صحنه ای از آن ها با همین عنوان اسم می برد. انیمیشن های این فیلم عمدتاً برگرفته از نقاشی ها و تصاویری است که جمشید، نقاش خیابانی، خلق می کند. هر چند به صورت کوتاه و گذرا، درک ذهنیت ها و دنیای درون جمشید را برای مخاطب آسان می سازد.
اندیشه ها و احساسات و افکار هنرمند شیوه ی انیمیشن و رخدادهای پیرامون او به شکل مستند نمایش داده می شوند. در این فیلم بازیگر اصلی و راوی فیلم همان سوژه ی اجتماعی مورد نظر است؛ و همین امر باعث می شود تا میان سیانوزه به عنوان یک عارضه یا نارحتی فیزیکی و سیانوزه به عنوان عاملی که مسیر زندگی یک فرد (جمشید) را تحت تأثیر قرار می دهد. نوعی هم ذات پنداری در ذهن مخاطب با سیانوزه ی زندگی خودش ایجاد شود. هر چند در برخی صحنه ها، تصمیم گیری کارگردان به جای ذهنیت واقعی نقاش را می توان دید و این عملکرد آزادانه سازندگان مستند در انیمیشن و رفتار کردن به جای سوژه های واقعی، نوعی تضاد دوگانه اندیشی را در ذهن مخاطب ایجاد می کند؛ اما آوردن نظرات مخالف و موافق با نوع حرفه و مکانی که به فعالیت مشغول است، (با ذکر دیدگاه و استدلال های شان) در روند فیلم به نوعی به آسان تر صورت گرفتن این درک و نزدیکی میان سوژه و مخاطب کمک می کند. روی انیمیشن تیتراژ با نریشنی کند و کاو برانگیز رو به رو می شویم و می شنویم:
«وقتی بچه بودم خواب اینو دیدم که چشم ها مو بستن. نمی دونستم چه کار می کنند. یک چیزهای سوزن مانندی می رفت تو چشمم؛ می خواستم ببینم چیه و از خواب می پریدم».
زاویه دید و محل قرار گرفتن دوربین دست کم نماهایی که مشخص است از پیش با کارگردانی و تصمیم گیری انتخاب شده اند؛ تصمیم برای انتخاب زوایای نا متعارف از طریق سوراخ یا زوایایی از پایین و از بالا در پیاده رو و صفحه ی شطرنج میز کافی شاپ و صداها و کاربرد عالی شان عموماً صدا و تصاویر تحریف شده ای از محیط است که با نظم و دقت کنار هم چیدمان شده اند.

3- 7 – 3 تحلیل روایی و روش بازنمایی
فیلم سیانوزه یک پرتره و کلوزآپ و در همان حال و هم زمان پارادوکس یک چشم انداز و نمای دور و عمومی است: پرتره ی اشتیاقی در دبار برای هنرمندانه زیستن، در یک تجربه شخصی و متفرد از یک سو و ارتقاء جهان مستند این فرد و شخصیت فیلم، به یک وضعیت عمومی همگانی از سوی دیگر! فیلم در همان حال به نحو پارادوکسیکال واقعیت تأثیر پاتولوژیک سیانوزگی و آسیب ذهنی و درونی فردی را با سوبژکتیویسم اضطراب آلود و کابوس گونه ای که بر هنر و هنرمندان ما سایه انداخته و هراس از خشونت فردی و اجتماعی در می آمیزد که در جمشید به صورت خشونت «مادر/جامعه» نمود می یابد.
شگرد استفاده از لنز و قرار دادن دوربین در موقعیتی هایی که هر دو با هم تصویر عکاسانه را از شکل می اندازند صرفاً یک آشنازدایی بازیگوشانه نیست، یک فرم دهی متناسب با نگاه جمشید است به جهان پیرامون. این جهان پیرامون است که از نظر جمشید از ریخت افتاده، آشفته، نا متعادل، ترس آور و خصمانه است. روی همین تصاویر است که او از کالویتس و فرانسیس بیکن و فروید نقاش نوه فروید روان شناس و جهان پوچ و اضطراب آلود نقاشی هایشان حرف می زند و ما با تعجب متوجه دانش جمشید می شویم. آیا پس جنون او، یک جنون هنری است؟ و حالت غیر عادی اش از این مقوله است؟ و نقاشی های عجیب و غریبش بیان یک آگاهی سور رئال است؟
«وقتی عصبانی می شوم آدم ها را شکل گاو می کشم. برای این که از آن ها انتقام بگیرم این کار را می کنم.»
استفاده از صدا، در سیانوزه و از شکل انداختن و شکل دادن به صدا عالی است.
در این مستند موفق، کارگردان به دقت تمام، ما را به دنیای درونی شخصیت مورد نظرش وارد می‌کند و ما شاهد ورود خود به دنیایی عجیب هستیم که هرچه بیشتر در آن پا می‌گذاریم حیرت‌انگیزتر می‌شود. تلفیق واقعیت و انیمیشن، با صداهای مهیب و تأثیرگذار، بهترین روش برای دعوت ما به چنین دنیایی است. پس به تجربه‌ها و باورهای خود این را هم اضافه می‌کنیم که ظاهراً برای ورود ما به دنیای مستند، نیاز نداریم که هرآن چه فیلم ساز قصد بازنمایی به ما د تصشته باشد، تصاویری از دنیای قابل رؤیت ما، یعنی برگردان این جهان هستی، در روی پرده سینما باشد.
در پایان درباره ی سیانوزه شدن جمشید هنگام تولد، نرسیدن خون به مغز و آسیب های معلولیت آفرین آن با خبر می شویم و تا آن زمان به قدرکافی مواد و مصالح فکر کردن از خلال روایت مستند بصری زندگی روزمره جمشید بدست آورده ایم که فوراً فکر کنیم چه آمیختگی غریبی وجود دارد پس تقدیر سیانوزگی او و سیانوزگی هنر میان ما و همه کسانی که با تحمل دردو رنج و آزار می خواهند هنرمند باقی بمانند و در وضعیت تولد در جامعه ای بحرانی اکسیژن حیات بخش هنر دیر به مغزشان می رسد. وضعیتی که بین جبر و اختیار، بین عوامل ریشه دار چند قرنی و قصد و عمد و اداره نادرست ما قرار دارد.

3 – 8 تینار
برخی از جشنواره هایی که فیلم در آن ها حضور داشته و بعضا ً جوایزی کسب نموده، از این قرار است:
سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر را برای فيلم بلند مستند تينار با روايتي اجتماعي
دیپلم افتخار به کارگردان فیلم و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران: تندیس انجمن،
لوح افتخار و یک‌ونیم سکه بهار آزادی به کارگردان فیلم در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر
رکورد دار جشن سينماي مستند در سال 87: ديپلم افتخار و تنديس طلايي كارگرداني فيلم بلند مستند 
ديپلم افتخار بهترين طراحي صدا، علي خطيبي‌نيا و محمد صالحي نوروزنژاد
ديپلم افتخار بهترين تدوين به محمدمعين كريم‌الديني
ديپلم افتخار بهترين فيلم برداري به سيدحسن سيدي پريشان
چهار جایزه از دومین جشنواره بین‌المللی فیلم سینما حقیقت،
تندیس نقره‌ای از سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم رشد و دو جایزه بهترین کارگردانی مستند بلند از اولین جشنواره بین‌المللی فیلم کیش
در مراسم دومین دوره جوایز آسیا پاسیفیک استرالیا برنده بهترین فیلم یونسکو
تقدیر ویژه در جشنواره کارلووی‌واری جمهوری چک توسط هیأت داوران

جايزه بهترين مستند سال 1387 در جشن مستقل سينماي مستند ايران
حضور در:
 نمایش فیلم در کالج لندن و در سینما «پرنس چارلز»
 
3- 8 – 1 شناسنامه ی فیلم
کارگردان: مهدی منیری
تهيه كننده: مهدی منیری
تدوین گر: محمدمعين كريم‌الديني
فیلم نامه نویس: مهدی منیری
نویسنده متن: مهدی منیری
فيلم بردار / تصوير بردار: سيدحسن سيدي پريشان
صدابردار / صدا گذار: علي خطيبي‌نيا و محمد صالحي نوروزنژاد
سال تولید: 87-1386

3- 8 – 2 درباره ی فیلم
تینار روایت گر زندگی قاسم پسر نوجوان گالشی است که مجبور است در جنگل های جنوبی بابل به تنهایی از گله گاوهایی نگهداری می کند. فیلم دارای یک راوی است که خود قاسم است و صدای او که غالباً شرح ماوقع تصویر شده در فیلم را می دهد، همواره شنیده می شود.
تینار از نمونه های خوب مستند پرتره هایی درباره شخصیت های نا آشنا است. فیلم ساز در این فیلم ها علاوه بر خود سوژه، تمهیداتی سینمایی را نیز در نظر گرفته که شخصیت بهتر معرفی شود.
تینار واژه ای است در گویش مازنی به معنای تنها. فیلم ترسیم جهانی است که در آن به نحوی چاره ناپذیر و ناگزیر به زندگی. قاسم کودکی است تنها و به دور از خانواده. او یک گالشی است. گالش به معنای چوپان. وظیفه ی او مراقبت از گله های گاو و گوسفند ارباب و

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع زیبایی شناسی، یافته های پژوهش، نشانه شناسی، تحلیل فیلم Next Entries منابع تحقیق درمورد مردم نگاری، زندگی روزمره، سینمای ایران، روابط اجتماعی