منابع تحقیق درمورد سلسله مراتب، فروش خدمات، علم اقتصاد

دانلود پایان نامه ارشد

مي کند که هزينه هايش را حداقل مي کند. به طور کلي کارایی تخصيصي نشان دهنده توانايي بنگاه براي استفاده از ترکيب بهينه عوامل توليد با توجه به قيمت آن عوامل مي باشد که حداقل هزينه را در پي داشته باشد. اين کارایی در روش تحليل پوششي داده يا با قرار دادن قيمت محصول و هزينه عوامل توليد به عنوان وزن هاي آنها قابل محاسبه مي باشد.
کارایی اقتصادي )هزينه72 (: به ترکيبي از کارایی تکنيکي و کارایی تخصيصي مربوط است. يک سازمان تنها درصورتي داراي کارایی هزينه است که هم از لحاظ تکنيکي وهم از لحاظ تخصيصي کارا باشد. کارایی هزينه به صورت حاصل ضرب برداري مقادير کارایی هاي تکنيکي و تخصيصي محاسبه مي شود. بنابراين يک سازمان تنها زماني مي تواند به کارایی هزينه صد درصد دست يابد که 100درصد کارایی را هم از لحاظ تکنيکي و هم از لحاظ تخصيصي داشته باشد(همان منبع ،100).
کارایی مقياس: با فرض بازدهي ثابت نسبت به مقياس، اندازه سازمان در تعيين کارایی نسبي مورد توجه قرار نمي گيرد وسازمانهاي کوچک مي توانند ستاده ها را با همان نسبتهاي نهاده به ستاده سازمان هاي بزرگتر توليد نمايند. اين فرض در حالتي است که عدم صرفه هاي مقياس وجود ندارد، به طوري که دو برابر کردن همه نهاده يا منجر به دو برابر شدن تمام ستاده ها خواهد شد. به هر حال اين فرض براي خدماتي که صرفه هاي مقياس دارند (بازده صعودي نسبت به مقياس) و براي ساير خدمات، سازمان ها ممکن است بزرگ باشند و عدم صرفه جويي در مقياس داشته باشند يا بازدهي نزولي نسبت به مقياس( که در اين حالت دو برابر کردن همه نهاده ها منجربه کمتر از دو برابر شدن ستاده ها خواهد شد نامناسب است(مجيبي وهمكاران،284،1392).

2-4-4 ناکارایی
همواره در يک سازمان اين سئوال مطرح است که آيا سازمان مسئوليتهاي خود را با صرف حداقل داده‌ها انجام مي‌دهد يا خير. تلاش در جهت يافتن پاسخ براي اين سئوال ممکن است زمينه‌هايي از موارد ناکارایی را در سازمان نشان دهد. نمونه‌هايي از ناکارایی عملياتي که بايد نسبت ‌به آن هوشيار بود عبارت است از:
• استفاده نامناسب از روشهاي دستي و مکانيزه
• کاغذبازي بيهوده
• سيستمها و روشهاي ناکاراي عملياتي
• سلسله مراتب و يا الگوهاي ارتباطي پيچيده در سازمان
• دوباره‌کاري
• مراحل کاري بي‌مورد و انجام کارهاي موازي
 
2-4-5 اندازه‌گيري کارایی
همان‌طور که از تعريف کارایی استنباط مي‌شود، به‌ قاعده مي‌توان ستانده حاصل از هر واحد داده را اندازه‌گيري کرد. اما انجام اين اندازه‌گيري ممکن است به ‌سادگي عملي نباشد. در اين راستا، در برخي از کشورها، بخش هاي دولتي شايد بتوانند بعضي از معيارهاي کارایی را در اختيار بگذارند اما ساير سازمان ها بايد معيارهاي اندازه‌گيري مربوط و مناسب خود را تدوين کنند. معيارهاي اندازه‌گيري ستانده‌ها بايد مربوط، قابل اجرا و مورد توافق مديريت و کارکنان باشد. در مقايسه و اندازه‌گيري بايد توجه داشت که تفاوت هزينه‌ها به‌تنهايي مفهومي ندارد، بلکه دلايل وجود اين تفاوت هاست که داراي اهميت است.
براي اندازه گيري کارایی واحدهاي تصميم گيري روش هاي مختلفي وجود دارد که در حالت کلي مي توان آن ها رابه دو روش زير تقسيم بندي نمود:
الف) روش هاي پارامتري: به روش هايي اطلاق مي گردد که در آنها ابتدا يک شکل خاص براي تابع توليد در نظرگرفته مي شود، سپس با يکي از روش هاي برآورد توابع که در آمار و اقتصادسنجي مرسوم است ضرايب مجهول (پارامترها) اين توابع برآورد مي شود و چون در اين روش ها پارامتر يا پارامترهايي از توابع برآورد مي گردد به آنهاروش پارامتري مي گويند(عبدي و فتحيه فشجاني،2،1390).
در روش پارامتري از يک تابع توليد، هزينه يا سود جمعي استفاده مي شود. اين روش مورد ترديد اقتصاددانان قرار دارد، چرا که در آن فرضيات جمع پذيري، مشکلات انتخاب فرم تبعي و نقض فروض کلاسيک ها براي برآورد ضرايب وجود دارد. در روش ناپارامتري نيازي به تصريح مدل و فرضيات فوق نيست و اندازه گيري با اطلاعات اندک امکانپذير است )رضايي و همکاران، 1388).
ب) روش هاي غيرپارامتري: اين روش مبتني بر يک سري بهينه سازي رياضي هستند که براي محاسبه کارایی نسبي از آنها استفاده مي شود. عبارت نسبي بسيار حائز اهميت است زيرا کارایی به دست آمده در اين روش نتيجه مقايسه بنگاه هاي موجود با يکديگر است. بنابراين، در صورتي که تعدادي از مشاهدات حذف و يا تعداد آنها زياد شود ممکن است مقدار کارایی محاسبه شده نيز کاهش يا افزايش يابد. لذا کارایی به دست آمده نسبي است نه مطلق. در روش هاي غير پارامتري نيازي به انتخاب فرم تابع نبوده و محدوديتي نيز براي تعداد ستاده يا وجود ندارد (عبدي و فتحي هفشجاني،2،1390)
از جمله روش هاي غيرپارامتري روش تحليل پوششي داده ها است با توجه به اينکه تحليل پوششي دادهها مبتني بر يک سري بهينه سازي با استفاده از برنامه ريزي خطي است ونوع تابع آن از قبل مشخص نبوده تا براي پارامترهاي آن برآورد نمود، بنابراين اين روش » ناپارامتريک« گويند.
تحليل پوششي داده ها عبارت است از يک روش برنامه ريزي رياضي براي اندازه گيري کارایی نسبي در واحدهاي يكسان که آن را چارنز، کوپر و رودز73 بر مبناي مدل فارل، ابداع کرده اند. آنها در مقاله خود اين روش را به اين صورت تعريف کرده اند که تحليل پوششي داده يا يک مدل برنامه ريزي رياضي بکار گرفته شده براي داده هاي مشاهده شده است که روشي جديد براي تخمين تجربي نسبت هاي وزني يا مرز کارایی را همچون تابع توليد فراهم مي سازد که پايه اقتصاد مدرن است. از اين روش براي ارزيابي واحدهاي تصميم گيرنده استفاده مي شود. واحدهاي تصميم گيرنده عبارت است از يک واحد سازماني يا يک سازمان مجزا که فردي به نام مدير، رئيس يا مسئول آن را اداره مي کند به اين شرط که اين سازمان يا واحد سازماني داراي فرايند سيستمي باشد به اين معنا که تعدادي عوامل توليد بکار گرفته شوند تا تعدادي محصول به دست آيد. با توده به اين که سيستم مورد نظر شامل سيستم هاي توليدي و خدماتي، انتفاعي و غير انتفاعي و دولتي و غير دولتي مي شود، در ادبيات تحليل پوششي داده يا به منظور جلوگيري از پراکنده کاري به جاي عوامل ورودي سيستم از مفهوم نهاده و به جاي محصولات خروجي سيستم از مفهوم ستاده استفاده مي شود. مفاهيم نهاده و ستاده از علم اقتصاد گرفته شده است که مبناي تحليل هاي اين روش جديد است. تحليل پوششي داده ها در ارزيابي واحدهاي تصميم گيرنده اين فرض را قائل است که واحدهاي تصميم گيرنده تحت بررسي، نهاده هاي مشابه را براي توليد ستاده هاي مشابه بکار مي گيرند. به عنوان مثال، شعب بانک يا مدارس يک استان، شعب يک شرکت بيمه اي و… که در هر مورد واحدهاي تصميم گيرنده داراي ساختارهاي مشابه هستند. لذا داراي نهاده ها و ستاده هاي مشابه با سطوح مقداري متفاوت نيستند)مهرگان، 1383 ،20)

2-4-6 رابطه بين صرفه ‌اقتصادي و کارایی
براساس استانداردهاي حسابداري دولتي ايالات متحد، صرفه ‌اقتصادي و کارایی واژه‌هايي مرتبط با يکديگرند و اظهارنظر حرفه‌اي جداگانه در مورد هر يک از اين دو مفهوم غيرممکن است. معمولاً حسابرسي عملياتي به اظهارنظر حرفه‌اي درمورد عملکرد کلي سازمان منجر نمي‌شود و در نتيجه، اين استانداردها نيز حسابرس عملياتي را ملزم به چنين اظهارنظري نمي‌کند، بلکه حسابرس عملياتي يافته‌ها و نتايج بررسي هاي خود را در مورد حدود و کفايت عملکرد گزارش مي‌کند. اين گزارش همچنين شامل روشهاي خاص، روشها و کنترلهاي داخلي است که مي‌توان آنها را به صورت کاراتر يا موثرتر به‌کار برد.
ارتباط بين صرفه اقتصادي و کارایی و تاثير آن بر نتايج حاصل‌ را مي‌توان به يک حرکت الاکلنگي تشبيه کرد، به اين معني که بايد موازنه‌اي براي دستيابي به مقدارهاي لازم از هر کدام ايجاد شود. موازنه مطلوب زماني برقرار مي‌شود که هزينه عمليات بدون کاهش کارایی (يا روش هاي عمليات) و اثربخشي (يا نتايج عمليات) در حداقل سطح ممکن نگهداري شود که اين همان تحقق صرفه اقتصادي عمليات است. در همان زمان، روشهاي عمليات را بايد با حداقل هزينه و بدون فداکردن نتايج انجام داد و اين به ‌معني تحقق کارایی است. از اين‌رو، مي‌توان دريافت چرا صرفه ‌اقتصادي و کارایی به‌طور معمول با همديگر و به‌عنوان بخشي از روش هاي حسابرسي عملياتي مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
 

2-4-7 معيارهاي کارایی
در بيشتر مواقع معيارهايي براي اندازه‌گيري کارایی وجود ندارد. بنابراين، حسابرسان عملياتي بايد به‌کمک مديريت صاحبکار و ساير متخصصان مربوط آنها را تدوين کنند. حتي در جايي‌که اين معيارها وجود داشته باشد، حسابرسان عملياتي بايد خودشان را در مورد مربوط بودن معيارها قانع کنند. براي نمونه ممکن بود، معيار کارایی يک موسسه مالي در زماني که رايانه وجود نداشت درخواستهاي پرداخت آن مؤسسه باشد اما با اختراع رايانه، زمان مورد نياز براي بررسي درخواست پرداخت دستخوش تغيير شده است. لذا حسابرسان عملياتي بايد قبل از پذيرش معيارها، در مورد چنين تغييراتي هوشيار باشند. اندازه‌گيري کارایی در مواردي که داده‌ها و ستانده‌ها ماهيت تکراري يا مکانيکي دارند نسبتاً ساده‌تر است. در چنين وضعيتهايي، حسابرسان عملياتي مي‌توانند معيارهايي براي اندازه‌گيري کارایی توصيه کنند. اما اندازه‌گيري کارایی در جايي‌که داده‌ها و ستانده‌ها تکراري نباشند، بسيار مشکل است. براي نمونه، اندازه‌گيري کارایی توليد برق خانگي ساده‌تر از اندازه‌گيري کارایی يک پزشک است که بيمارانش را معاينه مي‌کند.
 
2-4-8 تدوين معيارهاي کارایی
تدوين معيارهاي کارایی شامل سه مرحله به ‌شرح زير است:
شناخت داده‌ها و ستانده‌ها معيارهاي کارایی بستگي به ماهيت داده‌ها و ستانده‌هاي هر برنامه يا پروژه سازمان دارند. داده‌ها ممکن است مبالغ سرمايه‌گذاري‌ شده، زمان کارکرد ماشين، روزهاي کاري کارکنان، انرژي مصرف ‌شده، مواد خام مورد استفاده و… باشند. ستانده‌ها نيز خدمات يا کالاهاي توليد شده‌اند. هنگام تدوين معيارهاي کارایی در صورت انجام اين‌کار توسط حسابرسان عملياتي، آنان نياز به ديد خوب و منصفانه نسبت به داده‌ها و ستانده‌ها دارند.
ارتباط بين داده‌ها و ستانده‌ها مرحله بعدي، شناخت شاخص هاي عملکرد کارایی است. براي نمونه، داده‌ها در يک بيمارستان تعداد تختهاي موجود در آن، تجهيزات، داروها و غذاي مصرفي است، و ستانده‌هاي آن تعداد نسخه‌هاي پيچيده‌شده، ميزان استفاده از اشعه ايکس و… است. اين اندازه‌گيري ها معمولاً به ‌شکل نسبتهاي گوناگوني مانند نسبت مخارج به‌ غذا و تعداد بيماران، نسبت ساعات کار کارکنان داروخانه بيمارستان به تعداد نسخه‌هاي پيچيده‌شده يا نسبت تعداد بيماران منتظر عمل به زمان تلف‌شده براي رفتن به اتاق عمل است.
برای تعيين معيارهاي کارایی‌ توليدات را با بعضي معيارهاي قابل قبول مقايسه مي‌کنيم. بنابراين، به دانشي نياز داريم که سطوح توليدات عادي و حدود بالا و پايين آن را بدانيم. براي نمونه، در مورد بيمارستان، خدمات ارائه‌شده نشان مي‌دهد که نسبت تختهاي اشغال ‌شده يا اتاق عمل يا هزينه داروها با تعداد بيماران چيست. اما اين نسبتها کارا يا ناکارا بودن شاخص هاي کارایی را نشان نمي‌دهند. ما نياز به راهي کوتاهتر داريم. اين راه کوتاه، همان معيارهاي کارایی است. اين، کاري دشوار است و اغلب، مستلزم قضاوت حرفه‌اي است. اين مشکل به اين دليل به‌ وجود مي‌آيد که در توليد، اغلب کميت و مقادير کمي اندازه‌گيري مي‌شود و به کيفيت و جنبه‌هاي کيفي کمتر توجه مي‌شود(رايدر هري آر، 1390).
برتري در رقابت از هزاران فاکتور همچون ساخت، پرداخت، آماده سازي، فروش خدمات و يا رساندن محصول به دست مشتري تشکيل مي شود. کارایی عملياتي به انجام مراحل ذکر شده به صورت بهتر، سريع تر، و يا با هزينه و خطاي کمتر نسبت به ساير رقبا اطلاق مي شود. با بالا بردن کارایی عملياتي، شرکت ها و موسسات مالي مي توانند به صورت هنگفت از مزاياي اين رویه بهره

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد عملکرد شرکت، اطلاعات بازار، سنجش عملکرد Next Entries منابع تحقیق درمورد تحلیل پوششی داده ها، تحلیل پوششی، کارایی شرکت