منابع تحقیق درمورد زیبایی شناسی، مقوله بندی، روش شناسی، ساختار شکلی

دانلود پایان نامه ارشد

بسته به سبک فیلم می تواند شکل های متفاوتی به خود بگیرد.

2- 8- 4 ساختار نظری تحلیل
روش شناسی ها اموری نیستند جز ابزارهایی که به دست کسانی ساخته و پرداخته شده ا ند که آ ن ها را به کار می برند و از این رو خلوص روش شناختی مفهومی سترون و خیال پردازانه است و در قیاس با انسجام و تناسب روش شناختی هیچ اهمـیتی ندارد. در ارتبـاط با روش شناسی زیبایی شناسی در سینما نیـز باید گفت سینما نیز مانند سایر هنرها از دو جنبه بر خـوردار است: یکی جنبه ی تصنیفی یا نگارشی و دیگری جنبه ی اجرایی؛ در یک سو داستان یا رمـان یا نمایش نامه و نیز فیلـم نامه وجـود دارد و در دیگـر سـو با سطوح مختلف اجرا رو به رو هستیم: بازیگری، فیلم برداری، تدوین
در این میان جایگاه کارگردان متغیر و نامعلوم است. او هم میان طرح و اجرا پیوند ایجاد می کند و هم می تواند در هر دو سهیم باشد یا بر هر دو نظارت کند؛ البته هر کارگردانی جهت گیری خاص خود را دارد و این جهت گیری متأثر از زمینه ی قبلی کار اوست. «راس مک الوی» (1) در فیلم مستند خود تحت عنـوان اخبارساعت شش (1997) می گوید:
«خیلی از مردم فیلم های مستند را که کم و بیش فیلم هایی در مورد رخدادهای واقعی هستند، به حساب نمی آورند؛ بلکه در عوض فیلم های هالیوودی را که میزان عناصر تخیلی در آن ها بسیار زیاد است، واجد چنین خصلتی می دانند.»
سینمای مستند دست مایه ی خود را به نحوی عرضه می کند که در آن از تماشاگر خواسته می شود موضوع اثر را نه ساخته و پرداخته ی تخیل این یا آن فرد، بلکه در اصل، جزئی از واقعیت رخ داده بداند. مستند سازان هستند که تصمیم می گیرند درباره ی چه موضوعی و چه گونه فیلم بسازند. آنان البتــه گاه، برخــی رویدادها را بازســازی می کنند و کم و بیش همیــشه فیلم هایی را که می گیـرند، تدوین و تنظیم می کنند. بعضی اوقات، فیـلم های مستند «فیـلم های غیرداستانی» اطـلاق می شوند.»
اما باید دانست که عنوان «فیلم های غیر داستانی» در واقع مشخص نمی کند که منظور چه فیلم هایی هستند؛ اما به ما می گوید که منظور از آن چه فیلم هایی نیست و در این حال، تردیدی نیست که گاه بین این دو نوع فیلم، وجوه مشترک بسیاری پیدا می شود. (دان، 1391: 139-140)
نگارش سینمایی یک فرایند است؛ فرایندی از کشف و خلاقیت؛ فرایندی که مستــلزم آگاهی یافتن از تمامی عناصر فیلم و درک این نکته که است که چه گونه این عنــاصر به یکدیگر و ساختـارسازی نمایشی مربـوط می شوند. فیلم نگـاری همان فراینـدی است که می تواند از تمامی عناصر فیلمی بهـره بگیرد و به عمد وآگـاهانه شکل فیلم و محتوای فیلم را در هم آمیزد.
از تاریخ سینمایی چنین می توان استنباط کرد که نظریه های تجـویزی برای فیلم مستند وضع نشـده است. آن گروه از نظریه پردازان سینمایی که در نظریه های خود در تبیین فیلم مستند، موجودیت و چه گونگی یا کیفـیت ظاهـری آن، مختصر مطالـبی دارند، همگی پس از تجـربه، یعنی پس از ساخـته شدن یک یا چند فیـلم مستند، یاس از پیـدایـش و زوال هـر یک از نهضـت های مستند سـازی، به تألیف یک شبـه نظـریه پرداخته اند. این است که ما امروزه نظـریه های کاربردی و ثابتی در سینـما نـداریم که مخـتص فیلم مستند باشد و نظریه بدون کاربرد برای شکلی هنری که موجـودیتـش صرفـاً وابسته به عمـل و توجـه یا پیـروی از واقعیت است، اصلاً مفهومی ندارد. بی عـلت هم نیست که در این صـد سال تاریخ سینما هیچ نظریه پردازی موفق نشده است زیبایی شناسی سینمای مستند را قاعده بندی کند، در صورتی که برای سینمای داستانی به دفعات این کار انجام شده است.
آن چه مسلـم و مشخص است، این است که زیبایی شناسی فیلم مستـند، زیبایی شـناسی واقـعـیت است؛ اما هـر گـاه که نظـریه پـردازان مطـرح خـواسـته اند دربـاره ی زیبایی شناسی مستند بحث کنند، از دیدگاه معیارهای هنری سینمای داستانی آن را مورد بررسی و نقد قرار داده ا ند. روشن است که نمی توان مجموعه معیارهای قابل شمولی برای همه ی فیلم های مستند تعریف کرد. اگر فیلم یا برنامه ای از تکنـیک های خاصـی (مثلاً بازسازی) استفاده کند، به «داستان سرایی» در مورد موضوع متهـم می شود. با وجود این، هم چنان که کارول هم می گــوید: «تمایز میان اثر مستند و اثر داستانی، تمایز میان تعهد متن فیلم به موضوع است، نه چه گــونگی ساختار شکلی متن». یکی از مشــکلات تئوری به اصطلاح کل نگر این است که می خواهد نقش چیزی به عنوان مخاطب را «کلی» تعریف کند و همه ی تفاوت های بالقوه – و قابل استفاده- میان تک تک تماشاگران فیلم، گروه های اجتماعی را که اینارائه کرد که بتواند همه ی متون مستـند و انـواع آن را دقیقاً توضیـح دهد، چون این مفهوم «معنایی باز» و مرزهایی نامشخص دارد. البته نمی توان به دلیل این واقعیت، تلاش برای دستـه دسته کردن و مقوله بندی مستند را متوقـف کرد. چون اولاً وجود دسته بندی ها، هر چنـد ناکـامل هـم باشند، به مشـابهـت های آن ها اشـاره می کنند و به ما کمک می کنند بفهمیم مستند چه طور عمل می کند. به علاوه، وجود دسته بندی، به این تعبیر که در این صورت سازندگان و مخاطبان فیلمِ مستند با ارجاع به این دسته بندی ها می فهمنـد (به غلط می فهمند) که دارند چه چیزی تماشا می کند، واقع بینی بیشتری به فیلم به عمل فیلم سازی مستند تحمیل می کند. بیل نیکولز چند شیوه ی مستند را در کتاب بازنمایی واقعیت ارائه کرده است که مرکب است از شیوه های توضیحی، مشاهـده ای، تعاملی، انعـکاسی و اجــرایی به اعتقــاد وی مطـرح کردن شیــوه های مختــلف و گونه شنـاسی، یا تلاش به قصـد دسته بندی آثار، کار خیلی مفیدی است. بعضی از منتقـدان نیکـولز در رد بعضی از آرا یا نتیجـه گیری های او زیاده روی می کنند و نفس مقوله ی دسته بندی او را رد می کنند ا ما نحوه ی گفت و گوی ما از چیزهای مختلف، بر خود آن تأثیر می گذارد. بروتزی با مقوله بندی و گونه شناسی نیکولز و به خصوص با چیزی که آن را بازسازی «تکاملی» یا «تبارشناختی» تاریخ سینمـای مستند می نامد مخالف است؛ و هرچند مقوله بندی پیشنهادی نیکولز بسیار کارآمد است اما می توان با بروتزی هم موافق بود که می گوید هر نوع ارائه ی این مقوله بندی ها در یک بستـر تاریخی گمراه کننـده است. نیکـولز خاطر نشان می کند که این مقولات همراه با هم وجود دارند و یکی جایگزین دیگری نمی شود، اما این ادعا باز هم دقت کافی ندارد؛ الگویی لازم است که علاوه بر قائل بودن به شیوه های مختلف مستـند، میان آن ها نوعی رابطـه ی دیالکـتیکی نیز نشان می دهد. بدون شک می توان رد جهت گیری ها و گرایشاتی را ترسیم کرد که در آن هـا گونه ی خاصی از گفتمان مستند (مثلاً شیوه ی توضیحی) بر دوره ای یا فرهنـگ خاصی مسلط است. این مستندها همواره در شکل به اصطلاح انعکاسی وجود داشته اند اما در حال حاضر در شکل مستندهای توضیحی ادامه یافته اند. بر این اساس، متنوع ترین شیوه های کار مستند آن هایی اند که دامنه ای از روش های مشاهده ای، توضیحی و «انعکاسی» آشکاری را که در لحظه با اهداف شان متناسـب است که چیزی می سازد که ما در هر زمان خاصی آن را یک فیلم مستند می دانیم.
مشکل اصلی برای کسانی که به تحلیل سینمای مستند می پردازند این است که این گونه ی سینمایی در اغلب موارد بنیاد گرایانه دیده شده است؛ به عبارت دیگر، ظاهراً این پیش فرض وجود دارد که گویا «نمونه» یا «الگوی کاملی» از مستند، «جایی» وجود دارد که همه ی آثار مستند را باید با معیار آن سنجـید. ارزش فیلم های مستند اغلب با «شفافیت» و «عینیت» آرمانی ارزیابی می شود. البته شاید بتوان گفت فلان گونه اصلی ترین گونه ی موجود است و بقیه ی گونه ها فرع بر آن اند. با این حال، در تعریف سینمای مستند، این گونه نظریات غلط بارها و بارها تکرار شده و مؤلفه های گونه ی خاصی از مستند اصل و مهم قلمداد شده که اگر فیلمی فاقد این مؤلفه ها باشد (به عمد آن ها را نادیده بگیرد) جایگاه خود به عنوان یک فیلم مستند را مورد تردید قرار می دهد. همان طور که پیش تر گفتـیم، بروتـزی تر اثر بیل نیکـولز نوعی گـرایش مشخـص می کند- چیـزی که خودش آن را «شجـره نامه» ی گـونه های مستند می خـواند. بدون شک این ادعـا که گسترش سینمای مستند به هر حال نوعی «تحـول» قاعـده مند و به ترتیب زمانی است، مشکـلات فراوانی همراه دارد؛ اما در عین حال این امر، سودمنـدی و ارزش مقـوله بندی های پیشنهـادی نیکـولز را از اعتـبا ر نمی اندازد. می توان مثل بروتزی خاطرنشان کرد که شیوه های تعاملی یا انعکاسی، شیوه ی توضیـحی را از بین نبرده اند و این شیوه هنوز به حیات خود ادامه می دهد و به علاوه، بسیـاری از مستند های اولیه واجد اشکال خلاقانه ای از شیوه ی انعکاسی اند و با معلم مآبی شیـوه ی توضیحی هیچ ارتباطـی نـدارنـد. با این حال، شیوه هایی که نیکولز پیشنهاد می دهد- به خصـوص زمانی که همراه با پیشنهاد بروتزی مبنی بر این که همه ی فیلم های مستند را باید در پرتو مناسبات دیالکتیکی میان رویدادی که در فیلـم تصویر شده و شیوه ی تجسم آن ملاحظه کرد- کاملاً مفیدند. این مطلب بار دیگر ما را به این مفـهوم باز می گرداند.
مستند فرایند بحث و جدلی است. میان فیلم، فیلم ساز، مخاطبان فیلم، زمینه ی اجتماعی و زمینه ی تماشای فیلم. نخستین مبحث در نظریه پرداری برای فیلم مستند که باید مورد توجه قرار بگیرد، عبارت از شجره یا سابقه تحمیلی است که برای تاریـخ فیلـم مستند ساختـه شده است. در نظریه ی نیکولز فـرض بر این است که فیلم مستند در مسیری داروینیستی تکـامل یافته و از صورتی بدوی در فرم مباحثه به صـورتی پیشـرفته و پیـچیده در آمده است. شیوه های مورد نظر وی به صورت یک قانون، حاکی از پیشرفت به سوی درون گرایی و شخصی شدن هستند. معنای شجره ی نیکولز تنها این نیست که فیلم مستـند هر چه بیش تر به سوی درخـودنگری و ذهنیت پیش رفته است؛ بلکه تکامل آن موکـول به جست و جـوی بی پایان فیلـم سـازان برای یافتن راه هـای بهتر و موثـق تری برای ارائه ی واقعـیت است. چیـزی که بی وقـفه در تئوری فیلم مستند بدان اشاره می شـود. از طرفی این عقیده ی آرمان گرایـانه است که رابطه ی بین تصویر و امر واقع در مستند خالص مستقیم است و از طرف دیگر بر غیر ممکن بودن این آرمان تأ کید می شود و در این وضعیت برایان وینستون به صورتی عصبی اظهار عقیده می کند که فیلم مستند در آینـده به صورت وحشـت زده در برابر یـورش جعـلیات به دفـاع دست خواهد زد. بی گمـان برخـی مستـند سازها ادعای واقـع بین بودن دارند. شرطی که نقش روایت گری را نادیده گرفته است. این ادعا ممکن است استراتژیک باشد اما به یقین بی معناست؛ زیرا مستندساز مانند برقرارکننده ی ارتباط در هر رسانه، بی نهایت گزینه دارد. او موضوعات، افراد، چشم اندازها، زوایا، عدسی ها، تقابل ها، واژگان و صدا ها را برمی گزیند. هر انتخابی خواه مستند ساز از آن آگاه باشد یا نباشد، بپذیرد یا نپذیرد، بیان دیدگاه اوست. قانوناً می توان گفت که خود فیلم سازان و مخاطبان شان بیش تر از نظریه پـردازان پذیرفته اند که مستـندها قابلـیت ارائـه ی تصویر ناب، انعکاسی و از شکـل نیفتاده ی واقعیت را ندارند. هم اکنون انواع مختلف فیلم ها ی غیر داستانی به وجود آورده اند که نشان می دهند در سمت چنین پیوندی بین واقعیت و فیلم ساز قلــب هر مستند محســوب می شود.
بر مبنای مطالب ارائه شده و بر اساس نظریه ی بیل نیکولز مستندها به جای جهان خیالی و ساخته ی فیلم ساز به جهانی که در آن زندگی می کنیم، می پردازند و با بسیاری از انواع قصه گویی (علمی تخیلی، وحشت، حادثه ای، ملودرام و …) فرق دارند. آن ها بر مبنای فرض های متفاوتی که درباره ی هدف از مستندسازی دارند، ساخته می شوند. آن ها با روابطی متفاوت بین فیلم ساز و موضوع مورد مطالعه در گیر هستند و سبب بروز چشم داشت های متنوع از جانب مخاطبان می شوند. این تفاوت ها، جدایی قطعی بین فیلم داستانی و مستند را تضمین نمی کنند. پاره ای از مستندها، قویاً از رویه ها و قراردادهایی چون مستند نگاری، صحنه سازی، تمرین و بازیگری که ما آن ها را اغلب با فیلم داستانی پیوند می دهیم، سود می برند. بعضی

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد شخصیت پردازی، داستان پردازی، زیبایی شناختی، ساختار شکلی Next Entries منابع تحقیق درمورد ساختار سیاسی، ابراهیم گلستان، هنرهای زیبا، زیبایی شناسی