منابع تحقیق درمورد داستان گویی، ناتورالیسم، قرن نوزدهم، ابوریحان بیرونی

دانلود پایان نامه ارشد

داستان گویی های نمایشی خنیاگرانه
2- داستان گویی نمایشی افسانه مردم پسند
3- داستان گویی نمایشی مذهبی
نوع و چگونگی اجرای این سه گونه نیز به این شرح است:
در گونه های اول، از موسیقی و سرود و اشعار تغزلی و غنایی بهره برده شده است. خنیاگران و رامشگران، به واسطه و وسیله ی شعر و داستان، تماشاگران و شنوندگان هنر خود را به وجد و حال در می آوردند.
در گونه دوم، درون مایه طومار از شاهنامه و اسکندرنامه، سمک عیار، رموز حمزه و مانند این ها اقتباس شده است و شیوه ها و شگردهای نمایشگری این گونه نقالی ها و هنرنمایی آنان به دلیل تفاوت های مرجع ها و منبع های طومارشان، متفاوت بوده است.
و نهایتاً گونه ی سوم، که نمونه ی برجسته ی آن حمله خوانی بر اساس حمله ی حیدری اثر راجعی کرمانی است.
امروزه نقالی در ایران همچنان کم رنگ به حیات خود ادامه می دهد، هرچند تحولاتی در زمینه تدریس علمی آن و آموزش نقالان زن و جشنواره های دانشجویی را شاهد بوده ایم. همچنین ابداعاتی در این زمینه در سال های اخیر صورت پذیرفته که از آن جمله ترانه های خوانده شده توسط سهیل نفیسی است که توسط برخی به آن نقالی مدرن نیز اطلاق شده است.
2-3-1- بازی های نمایشی
پیش از پیدایش تئاتر در ایران، بسیاری از آداب و رسوم و بازی های ایرانی حال و هوای نمایش و اجرای نمایشی به خود گرفت که در بسیاری از روایات و داستان ها به آن ها اشاره شده است. یکی ازآن ها در روایت ابوریحان بیرونی آمده و جشن برنشستن کوسه نام دارد که پس از اسلام به صورت بازی میر نوروزی ادامه یافته است و هنوز هم در برخی دهات ایران انجام می شود:
«آذر ماه به روزگار خسروان (شاید ساسانیان) اول بهار بوده است و به نخستین روزی از وی میردی بیامد کوسه، برنشسته بر خری و به دست کلاغی گرفت و به باد بیزن خویشتن باد همی زدی و زمستان را وداع همی کردی و ز مردمان بدان چیزی یافتی».
در جایی دیگر ابوریحان بیرونی به رسمی اشاره می کند که در 15 دی ماه انجام می شده و در آن پیکره ای ساخته و مانند سلطان آن را گرامی داشته و عاقبت قربانی اش می کرده اند. شاید این بازی نوعی انتقام جویی از پادشان بوده است. این بازی به گفته بیرونی در عهد او یعنی پس از اسلام نیز باقی ماند و گمان می رود که به بازی عمر سوزان یا عمرکشان تبدیل شده باشد.
از آنجا که در ایران امکان پیدایش نمایش به صورت وسیع وجود نداشته، مردم ذوق نمایشی خود را به رقص و مراسم و جشن ها منتقل کرده اند. یکی از مدارک موجود در این زمینه چهار تصویر زنی هنرپیشه بر تنگی نقره ای است. در تصویر اول زن در دست راست خود شاخه گلی و در دست چپ ظرفی به دست گرفته است و در دو طرف او روباه و قرقاولی دیده می شوند. در تصویر دوم حلقه ای به دست راست و گلی به دست چپ دارد و در حالت رقص است. در تصویر سوم شاخه ی بلند درختی که گل و برگ دارد در دست دارد و در دو طرف وی کبک و تذرو دیده می شوند و در تصویر چهارم پرنده ای به دست راست به سمت بالا نگه داشته و در دست چپ روباهی را گرفته و از دم تکان می دهد و باز هم تصویر کبک و تذرو در دو طرف او دیده می شود.در حاشیه های هر چهار تصویر برگ مو تصویر شده است که تفسیر آن این می تواند باشد که او حیوانات آفت انگور را تنبیه می کند و به حیوانات بی آزار نگاه پرمهری دارد.
نمونه دیگر، یک بازی سه نفری قدیمی همراه با رقص است که پای کوبی زنی است و رقص های رقابت آمیز دو مرد که یکی همسر زن است و دیگر عاشق او. از آنجا که در انتها شوهر به دست عاشق کشته می شود، این گونه می توان نتیجه گرفت که این آئین به پیش از دوران آئین زرتشت اسلام باز گردد، چون از نظر هر دوی این ادیان این عمل بسیار غیر اخلاقی است.
2-3-2- نمایش عروسکی
تئاتر عروسکی یکی دیگر از مراسم نمایشی ایران است که با تئاتر مشابهت زیادی دارد و در حقیقت تئاتری است که بازیگران آن را عروسک های پنبه ای و پارچه ای و چوبی تشکیل می دهند، بازیگران بی جانی که در میانه ی صحنه به اراده ی آنکه سرنخ را در دست گرفته و در پس صحنه ایستاده است حرکت می کنند.
درباره ی اصالت این بازی و اینکه آیا بومی ایران بوده و یا از کشوری دیگر به ایران آمده به درستی چیزی نمی دانیم و به هر حال اگر به گفته نظامی گنجوی اعتماد کنیم باید پذیرفت که لعبت باز و لعبت بازی هنری است که در زمان بهرام گور به این کشور آمده و مورد پذیرش مردم واقع شده است.
با نگاهی گذرا به نقاط مختلف ایران، رابطه ی مردم با هنر نمایش عروسیکی به خوبی دیده می شود. در ایران نیز در اکثر مراسم و جشن ها از عروسک استفاده می شود. اگر چه که ورود فرهنگ های مختلف تاثیرات عمده ای بر مراسم و آئین های ایرانیان گذاشته است با این وجود در بسیاری از نقاط این سرزمین مراسم و آیین هایی هر چند به صورت پراکنده با عروسک اجرا می شود که در نوع خود بی نظیر و دیدنی است.
از جمله این مراسم می توان به تکم گردانی در عید نوروز، در نزد آذربایجانی ها و مراسم تمنای باران با چمچمه و نیز کتراکیشه دختران گیلانی اشاره کرد. چمچمه گلین عروسکی است که با قاشق چوبی ساخته می شود و دختران آذربایجانی در تمنای باران این عروسک را ساخته و به همراه آن به خانه ها سرک می کشند و برای تهیه ی آش ندزی مواد جمع می کنند و آن ها را به مسجد برده و آش پخته و پس از آنکه بین مردم تقسیم کردند برای بارش باران دعا می کنند.
کتراکیشه (کترا به معنای قاشق چوبی) است هم بازی معمولی کودکان گیلانی است که قاشق چوبی در با لباس پوشانده و می رقصانند و شعر می خوانند.
هنر نمایش عروسکی از سمت شمال خراسان بزرگ به لحاظ نزدیکی به تمدن چینی و رابطه ی با هند زودتر به ایران رسیده است تا مناطق جنوب و تا زمان سعدی اثری ازنمایش عروسکی در جنوب ایران مشاهده نشده است. سعدی در کتاب بوستان، در باب هشتم این گونه نقل می کند که در سومنات از سرزمین هند، بتی یا عروسکی را از جنس عاج می بیند که در زیبایی هرگز همتای آن را ندیده است. سعدی متوجه می شود که هندوان به این بت زیبا علاقه مند هستند و آن را پرستش می کنند. در آغاز تعجب می کند چگونه این مردم دل در گرو این بت نهاده اند. او به زائران می گوید که ماجرای این بت چیست؟ مردم از سعدی خشمگین می شوند که چگونه ثبت سومنات را نمی شناسد؛ عروسکی که همچون انسان حرکت می کند و به خدای شیوا تعظیم کرده و سرش را تکان می دهد و دست هایش را بالا و پایین می کند. سعدی ناچار خودش را در مسلک خادمان کنیسه یا همان بتکده هندو در می آورد تا شاید از راز این عروسک آگاهی یابد و هم جانش در امان بماند. پس از چندی به راز عروسک خیمه شب بازی پی می برد. مضمون این حکایت در شعر شیوایی آمده است:
نگه کردم از زیر تخت و ز بر/ یکی پرده دیدم مکمل به زر
پس پرده مطرانی آذر پرست/ مجاور سر ریسمانی به دست
پس فورم در آن حال معلوم شد/ چو داود کاهن بر او بوم شد
که ناچار چون درکشد ریسمان/ برآرد صنم دست بر آسمان
برهمن شد از روی من شرمسار/ که شنعت بود بخیه بر روی کار
البته نمایش عروسکی در ایران آنچنان که باید تحول نیافت و به کمال نرسید و تا همین اواخر در همان شکل عوامانه خود باقی ماند.
2-3-4- تعزیه
یکی از روشن ترین مدارک قابل استناد در مورد وجود نمایش تاریخ بخارا تالیف ابوبکر محمد بن جعفر النرشخی به زبان عربی است که توسط ابونصر قبادی به فارسی ترجمه شده که در آن به تعزیه مردم بخارا در مرگ سیاوش اشاره می شود:
«مردمان بخارا را در کشتن سیاوش نوحه است چنانکه در همه ولایات معروف است و مطربان آن را سرود ساخته و قوالان آن را گریستن مغان خوانند و این سخن زیادتد از سه هزار سال است…»
دکتر احمد محمدی نیز در مقاله نگاهی به تاریخ نمایش در ایران، قدمت نمایش در ایران را مربوط به دوران پیش از اسلام دانسته و شروع آن را با نمایش های آئینی که به داستان سوگ سیاوش و کین ایرج معروف شده است پیوند می زند. بنا بر آثار باقی مانده از ادبیات کهن ایران، شاهنامه ی فردوسی و اشاره هایی که در برخی ازکتب تاریخی ایران آمده، این مراسم هر سال در زمانی معین برگزار می شد اما پس از ورود اسلام به ایران، تعزیه با ماهیت جدیدی ادامه یافت.
درباره ی زمان آغاز تعزیه در دوران پس از اسلام در ایران میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد. گروهی به استناد اشاره تاریخ ابن کثیر شامی معتقدند که این مراسم از زمان حکومت سلسله دیالمه (معزالدوله- 352 ه. ق) در ایران آغاز شده و گروهی دیگر بر این باورند که تعزیه در ایران به گونه ای که با تعریف تئاتر نویسی تطبیق کند از دوره صفویان آغاز شده و آنچه پیش از این دوره وجود داشته نوعی عزاداری و نوحه سرایی بوده است.
به هر حال تعزیه یکی از مراسم نمایشی ایران است که تا امروزه راه خود را ادامه داده، هر چند که پس از قاجاریه و پیدایش تئاتر جدید رفته رفته از رونق آن کاسته شده است.

2-4- سبک های هنری- نمایشی
2-4-1- کلاسی سیسم
سبک کلاسیسم که بر اساس خرد و خردگرایی مخاطبان خود را به دریافت معنا دعوت می کند در واقع طرز تفکری است عقلانی، ترکیبی و ایستا که به نظام مند کردن، پذیرفتن چیزی که ارزشش ثابت شده و بهره برداری از شکل های سنتی و قدیمی به نسل چرخیده، تمایل دارد.
بزرگ ترین امتیاز این ادبیات بر سایر جریان های ادبی اروپا این است که اجتماعی و هم صداست و به این سبب بیشترین موفقیت آن در عالم تئاتر است که می خواهد همیشه طرف خطابش مردمی باشند که در یک جدا گرد آمده اند.
2-4-2- رمانتی سیسم
آثار ادبی و هنری نیمه اول قرن نوزدهم فرانسه، جریانی فرهنگی را نشان می دهد که مکتب رمانتی سیسم نامیده می شود. شاتوبریان و مادام دواستال با ترجمه آثار نویسندگان و شعرای انگلیسی و آلمانی، مکتب رمانتی سیسم را به فرانسه وارد و معرفی کردند. در واقع رمانتی سیسم فرانسه تحت تاثیر رمانتی سیسم انگلستان و آلمان به وجود آمد، ولی با وجود این در فراسنه به صورت مکتبی وسیع و منسجم درآمد، چنانچه به تدریج ادبیات اروپا تحت تاثیر ادبیات رمانیک فرانسه قرار گرفت. در فرانسه این مکتب بین سال های 1800 م. تا 1850 م. جریان داشت. حدود سال 1824 م. نودیه نویسندگان جوان رمانتیک را در گروهی به نام سناکل به دور هم جمع کرد، از سال 1827 .م. هوگو سرپرستی این گروه را به عهده گرفت و به این ترتیب به عنوان سردسته و رهبر رمانتیک ها برگزیده شد. او با انتشار درام معروف خود به نام نبرد ارنانی در سال 1830.م. این مکتب را به اوج خود رساند که در این نمایشنامه، هوگو علینه عقاید کلاسیک ها برخاسته است. بعد از سال 1830.م. رمانتیک ها به دو دسته محافظه کار و آزادی خواه تقسیم شدند که هوگو و وینیی در گروه محافظه کاران جای گرفتند. اختلاف و غرض ورزی های نویسندگان با یکدیگر و روی آوردن آنان به سیاست باعث شد که در نیمه دوم قرن نوزدهم، این مکتب جایگاه خود بین هنرمندان را از دست بدهد.
2-4-3- رئالیسم
رئالیسم عکس العملی بود در مقابل مکتب رمانتیک. رمانتیک مکتبی درون گرا و ذهنی بود که برای فرار از واقعیت اکنون، به دنیای گذشته پناه می برد که البته این دنیای ساختگی غالبا مبنای واقعی نداشت، اما رئالیسم مکتبی عینی و بیرونی بود که بر بیان واقعیت های جامعه تاکید بسیار داشت و معتقد بود که آثار متکلفانه و دیرفهم مکتب های رمانتی سیسم و کلاسی سیسم راه به جایی نمی برد و برای نشان دادن تصویر درسی از جامعه باید زمانی بی پیرایه و ساده را برگزید.
2-4-4- ناتورالیسم
آکادمی هنرهای زیبای فرانسه از قرن هفدهم میلادی به اعتقادی که تقلید از طبیعت را به ویژه در نقاشی ضروری می دانست عنوان ناتورالیسم اطلاق کرد.
هر چند ناتورالیسم از اصطلاحات رایج زمان ما به خصوص در زمینه ی ادبی است اما در واقع تاریخ دور و درازی دارد و نسبتاً دیر وارد عرصه ی ادبیات شده است، همچننان که اصطلاح رمانتیک در ابتدا بر یک طرز تلقی خاص دلالت می کرد و بعدها در وصف یک گرایش هنری به کار رفت.
2-4-5- سمبولیسم
در آغاز قرن نوزده، در آن دوران که هر یک از مکتب ها و جنبش های ادبی قلمرویی از جهان هنر و ادب را ویژه ای خود ساخته بود جنبش دیگری به نام

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد نمایشنامه، قرن نوزدهم، فرهنگ اصطلاحات، ادبیات نمایشی Next Entries منابع تحقیق درمورد ناخودآگاه، سوررئالیسم، نمایشنامه، اگزیستانسیال