منابع تحقیق درمورد دارالفنون، انقلاب مشروطه، عصر مشروطه، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

ه نمایش روحوضی یا تخت حوضی معروف شده است و هنوز هم آن را به همین نام می خوانند.
در تئاتر این دوره غلام سیاه یکی از اشخاص دائمی و مهم تئاتر بوده است . غلام یا کنیز سیاه کسی بود که تاجران برده فروش آنان را ربوده و یا از خانواده ای فقیر با بهایی ناچیز خریداری کرده اند. شکی نیست که هر یک از این افراد با رنجهایی که کشیده اند عقده ها و دردهایی دارند و به همین سبب یا به مسخره بازی دست می زنند و یا به نادانی و ابلهی تظاهر می کنند تا هم عقده دل خویش باز کنند و هم از مردمی که مسبب بدبختی های آنانند انتقام گیرند،اما به هر حال مردمی باهوش و باوفا و درستکارند.
بعضي براين باورند كه نمايش سياه بازي همان حاجي فيروز است كه در پايان سال در كنار مبارك(سياه آوازخوان) با دايره زنگي معروفش به درخانه‌ها مي‌رفته و نويد رسيدن بهار را مي‌داده است . شايد شخصيت حاجي و سياه در كنار هم كه ساختار اصلي نمايش تخته حوضي را تشكيل مي‌دهند از همين نويد بهارحاجي فيروز و تحرك و دست‌افشاني سياه برداشت شده و داستان‌هاي مختلفي وارد ماجراي آنان گرديده و رنگ و جلاي نمايش به خود گرفته است.
از ديگرويژگيهاي‌اين نمايش ، تناسب بين نوع نمايش‌نامه و محل اجراي آن بود . داستان‌هايي كه رويدادهايش به محيط خانواده و اجتماع معاصر مربوط مي‌شد. براي اجرا در خانه‌ها برگزيده مي‌شد، اين داستان‌ها اغلب حاوي مسائلي از قبيل مسخره كردن آداب و رسوم و ظاهرسازي‌هاي مردم بود و اشخاص اين بازي‌ها عبارت بودند از: حاجي‌آقا ، غلام‌سياه ، زن حاجي، پسرحاجي ، دخترحاجي وكلفت‌خانه .عنوان نمايش‌نامه‌ها اغلب چيزي ‌شبيه به حاجي مسجدي، عروسي هالو و … بوده است.
موضوع نمايش‌هاي قهوه‌خانه‌اي داستان‌هاي تاريخي يا حماسي و يا بزمي بود و بيشتر از داستانهاي شاهنامه‌فردوسي يا خمسه نظامي تقليد مي‌شد، مثل بيژن و منيژه ، رستم وسهراب ، يوسف و زليخا و شيرين و فرهاد و گاهي هم ملهم از قصه‌هايي بود كه در ميان مردم سينه به سينه نقل مي‌شد و بناي آن برتخيل بود. مثل حاكم يك شبه و نوروز پيروز و يا نوعي انتقاد بود كه نتيجه اخلاقي از آن گرفته مي‌شد. در اين نمايش‌ها انتقاد شونده‌ها خود مردم بودند.
در اواخر عصرقاجاريه دسته‌هاي مقلد غير درباري ، پايگاههايي مثل باغ ايلچي و قهوه‌خانه‌ي نايب علي يافتند كه در دوران احمدشاه به ظهور نخستين تماشاخانه‌هاي رسمي انجاميد . با وجود اعتراضات قشريون مذهبي، اين پايگاهها باقي ماند و يكي از دلايلش حضور روس‌هايي بود كه قدرت سياسي داشتند و در برابر آنان ايستادند. به اين ترتيب يك روس با نفوذ به نام علي‌بيك قفقازي چهارديواري ويرانه‌اي را در خيابان شاهپور در اختيار تقليدچي‌ها گذاشت و آنها از آن يك نمايش‌خانه ساختند.
درآخرين دهه‌ي قرن پيش فعاليت‌هاي پراكنده نمايشي شكلي جدي‌تر به خود گرفت. گروهي از درس خواندگان اروپا با اقتباس از نمايشنامه‌هاي اروپايي ، متوني نوشتند و براي اولين بار نمايشنامه‌نويسي در ايران پديد آمد.
نمايشنامه ملاابراهيم خليل كيمياگر، حكايت مسيوژوردان حكيم نباتات و بالاخره مجموعه‌اي به نام تمثيلات از اين جمله‌اند.نويسنده اين مجموعه ميرزافتحعلي آخوندزاده و مترجم آن محمد جعفرقراچه داغي بود. سپس ميرزاآقا تبريزي اولين نمايشنامه‌هاي فارسي را نوشت . مجموعه نمايشنامه‌هاي آخوندزاده كمدي‌هاي ساده‌اي بودند كه پيرامون مضامين اخلاقي اجتماعي دور مي‌زدند و خرافات را بعنوان مهم ترين معضل اجتماعي آن روزگار هدف انتقاد خود قرار مي‌دادند و اين معضل را ناشي از جهل و ناداني مي‌دانستند . معضلي كه دولت و ملت هر دو به يكسان گرفتار آن بودند.
مهم‌ترين تأثيرانتشار آثار آخوندزاده تشويق و ترغيب يك ايراني براي نوشتن نمايشنامه به زبان فارسي بود. اين شخص ميرزا آقا تبريزي بود كه بنا به گفته‌ي خودش با خواندن آثار آخوندزاده دست به قلم برده و نمايشنامه‌هايي به همان سبك و سياق اما با مضامين انتقادي و اجتماعي مي‌نوشت و به اين ترتيب سنگ‌بناي نمايشنامه‌نويسي در ايران را بنا نهاد . اما آثار او به دليل انتقادي بودن و به دليل استبداد و ارتجاعي كه در آن زمان بر ايران حاكم بود ، بدون نام نويسنده پخش مي‌شد و سبب شد تا بسياري ، سالهاي زياد آن‌ها را منسوب به ميرزا ملكم‌خان بدانند كه انديشمند و قلم‌زني ناراضي بود و مقالات انتقال بسياري درآن دوران مي‌نوشت و به دليل زندگي كردن در خارج از ايران از تيغ جلادان حكومتي درامان بود . اين چنين بود كه تا ساليان سال نام و چهره‌ي نخستين نمايشنامه‌نويس ايران در هاله‌اي از ابهام قرار داشت.
چند سال بعد در سال 1264 ه.ش . تماشاخانه دارالفنون كه ويژه درباريان بود گشوده شد. با آغازجنبش مشروطيت و پس از امضاي فرمان مشروطيت درسال 1285 ه.ش. نخستين نمايش‌هاي عمومي در هواي آزاد شكل گرفت. نخستين اين گروه‌هاي نمايشي شركت فرهنگ بود كه در پارك‌ها به اجراي نمايش مي‌پرداخت و پس از اين گروه تئاترملي تشكيل شد. درعين حال در سرچشمه‌، تئاتر سعادت با تقليدچيان و مطربان تشكيل شد. اين تماشاخانه براي اولين بار درايران زني به اسم شارمالي‌گل را در نمايش شركت داد و پس از او زنان ديگري چون ملوك مولوي و پري گلوبندكي . شايد به همين علت بود كه عده‌اي از متعصبين مذهبي اين تماشاخانه را آتش زدند . پس از آن تماشاخانه آفتاب و سالن موزيكال و تئاتر مينا و تئاتركسري گشوده شدند و بعدها نيز تئاتر سعدي تشكيل شد.
2-1-4- تئاتر معاصر ایران
2-1-4-1-نمایش در عصر مشروطه:
با شروع انقلاب مشروطه و برقراري حكومت مشروطه و تأسيس پارلمان ، فضاي سياسي و فرهنگي جديدي در كشور ايجاد شد، هرچند كه استبداديون همچنان بر مراكز قدرت فرمان مي‌راندند . همين فضاي شبه آزاد مشروطيت به گسترش هنر نمايش كمك فراوان كرد. تا جايي كه ميرزا رضاخان طباطبايي نائيني نخستين روزنامه نمايشي ايران را با عنوان تياتر انتشار داد و نخستين شماره آن درچهارم ربيع‌الاول 1326 ه.ق. مطابق پنجم ماه مه 1908 م. منتشر شد.
ميرزا رضا نائيني براي پيشرفت تمدن به سه اصل كه به هم پيوسته اعتقاد داشت : مدرسه، روزنامه و تئاتر . او مي‌خواست عيوب زمان استبداد را به زبان ساده و عاميانه چنان در نظرها مصور و مجسم كند كه قدر نعمت مشروطه را بدانند و از اين راه به تدريج اخلاق ملت اصلاح شود.
در يازده شماره روزنامه تياتر نمايشنامه‌اي به نام تئاتر شيخعلي ميرزا حاكم ملاير و تويسركان و عروسي با دختر پادشاه پريان انتشار يافت . داستان نمايشنامه از يك رويداد واقعي مربوط به شاهزادگان قاجار گرفته شده بود و هرچند كه نمايشنامه از جهت فني بسيار ضعيف بود ولي از لحاظ محتوا قوي بود و نشان‌دهنده‌ي جور و ستم حاكمان قاجار و فساد دربار و شاهزادگان خرافاتي ، زودباور و ابله بود . از سويي ياران و مشاوران شاهزاده را ترسيم مي‌كرد كه چقدر كوته‌فكر و نادان و پول‌پرستند.
درهمين زمان روشن‌فكران ومشروطه خواهان شروع به نوشتن نمايشنامه‌ و اجراي آن‌ها كردند. هرچند كه اين افراد شناخت چنداني از اين هنر نداشتند و بيشتر به خاطر اهداف آموزشي و اجتماعي آن به اين هنر گرايش پيدا مي‌كردند و آن را يكي از وسايل تجدد براي مبارزه با جهل و بي‌سوادي و اختناق مي‌دانستند.
دراين راستا علي‌ظهيرالدوله كه پايه‌گذار انجمن اخوت بود، به مشروطه خواهان پيوست و تالار انجمن را براي نمايش مهيا ساخت و خود با الهام از موضوع‌هاي روز ، نمايشنامه نوشت و براي ياري رساندن به مشروطه خواهان آن‌ها را نمايش داد و دركنار نمايش درويش‌خان، موسيقي‌دان معروفِ زمان هم كنسرت‌هايي تدارك ديد.
بهترين خصيصه نمايش دوران مشروطه را بايد در ستيز آن با استبداد دانست و دراين راه كساني همچون نسرين‌الدوله و محقق‌الدوله پايمردي بسيار كردند و محقق‌الدوله نخستين گروه نمايش ايران يعني تياتر ملي را هم تأسيس كرد. متأسفانه اين گروه و گروه‌هايي كه پس از آن در اين دوره تأسيس شدند به سرعت به سمت اجراي نمايش‌هاي اقتباسي از آثار مولير رفتند و همين رسمي شد براي نمايش ايران كه ساليان دراز به شدت چه از لحاظ ساختار اجرايي و چه از لحاظ تكنيك نمايشنامه‌نويسي تحت تأثير نئوكلاسيك‌هاي فرانسوي قرار بگيرد و تا آنجا كه تا مدت‌ها حتي بازيگران در روي صحنه به لهجه‌ي فرنگي حرف مي‌زدند. در هر حال و در پيروي از سنت ناپايداري و بي فرجامي در كوشش‌هاي فرهنگي در ايران با فوت محقق‌الدوله تياتر ملي هم از هم پاشيد.
در نيمه اول قرن سيزدهم هجري ، با بازگشت دانشجوياني كه به فرمان امير عباس ميرزا نايب‌السلطنه به اروپا اعزام شده بودند، آشنايي ايران با فرهنگ مغرب زمين آغاز شد و هر چه اين روابط بيشتر مي‌شد، نفوذ فرهنگ و هنر غرب در ايران رو به فزوني مي‌رفت و به اين وسيله جنبش بزرگي در همه شئون اجتماعي ايران پديد مي‌آمد . شماري از علاقه‌مندان به هنر نمايش به تدريج نوشتن نمايشنامه‌هايي به سبك اروپايي را آغاز كردند و اين درست هم‌زمان با فترت تعزيه و پيشرفت تقليد يا نمايش‌نامه‌هاي شادي‌آور در ايران بود.
نخستين تالار نمايشي كه به سبك اروپايي در ايران ساخته شد تالار مدرسه‌ي دارالفنون بود كه به فرمان ناصرالدين شاه پس از بازگشت دانشجويان اعزامي به اروپا بنا نهاده شد و ترجمه‌ي نمايشنامه‌ي مولير به نام گزارش مردم گريز در آن به نمايش درآمد. ميرزاملكم‌خان نيز نمايش‌نامه‌هايي به زبان فارسي و به شيوه‌ي اروپايي نوشت كه بخشي از اين نمايشنامه‌ها در سال 1326 ه.ق. در روزنامه اتحاد تبريز به چاپ رسيد و مجموعه‌ي كامل آنها درسال 1340 ه.ق. در برلن منتشرشد.
از آن پس به تدريج مؤسسه‌هاي نمايشي كوچكي در ايران داير شد . اغلب اشخاصي كه به تأسيس چنين گروه‌هايي اقدام مي‌كردند مردمي فاضل و روشن‌فكر بودند. اين گروه‌ها نمايشنامه‌هاي خود را در باغ‌هاي بزرگ تهران مثل پارك اتابك بر روي صحنه مي‌آوردند.
درحدود سال 1331ه.ق. در برخي از روزنامه‌ها عده‌اي از تئاترشناسان مقاله‌هاي انتقادي مي‌نوشتند و هنرمندان را تشويق مي‌كردند و اين خود دليل توجه تدريجي مردم آن روزگار به كار تئاتر است.
2-1-4-2-تئاتر دوره پهلوي
پس از بازگشت سيدعلي نصر از اروپا گروه ديگري به اسم كمدي ايران با اجازه رسمي وزارت معارف ايجاد شد . اين مؤسسه درحقيقت نخستين مؤسسه تئاتري است كه با اصول صحيح آغاز به كار كرد و توجه مردم را به تئاتر جديد جلب نمود. كمدي ايران هر ماه دو بار در تالار گراند هتل نمايش مي‌داد و سرانجام موفق شد پاي زنان را كه تا آن زمان جسارت ورود به صحنه را نداشتند بر روي صحنه باز كند و اين خود توفيقي بزرگ در پيشبرد تئاتر ايران بود.
پس از جنگ جهاني اول(18- 1914 م.) گروهي از هنرمندان تئاتر از روسيه و قفقاز به ايران آمدند و با هنرنمايي خود در صحنه تئاتر ايران موجب شدند كه مترجمان آثار نمايشي ، به ترجمه نمايشنامه‌هاي تركي و روسي راغب شوند و نمايشنامه‌هايي برگنجينه‌ي ادب نمايشي ايران بيفزايند، ولي با تمام كوششي كه دراين دوره براي بالا بردن سطح فكر عمومي و تشويق مردم به كار تئاتر و گسترش دامنه آن مي‌شد، هنوز مردم اين هنر را به چشم دلقك‌بازي مي‌نگريستند و هنرپيشه‌گان و علاقه‌مندان تئاتر را تحقير مي‌كردند، از اين رو صحنه‌هاي تئاتر بيشتر به دست هنرمندان خارجي و ارمني اداره مي‌شد.
در سال 1303 ه.ش تئاتر ديگري به نام كمدي اخوان به سرپرستي محمود ظهيرالديني كه يكي از هنرمندان برجسته كمدي ايران بود تأسيس شد. اين گروه تا هنگام مرگ ظهيرالديني كه به مرض سل درگذشت به كار خود ادامه داد. در سال 1305 ه.ش. جامعه باربد به كوشش اسماعيل مهرتاش در تهران تأسيس شد و درسال 1308 ه.ش. استوديويي به نام سيروس در تهران آغاز به كار كرد و سپس تئاتر دائمي نكيسا درسال 1309 شهرهاي بزرگ ايران نمايشنامه‌هايي به وسيله عده‌اي از آماتورهاي علاقه‌مند بر روي صحنه آمد. درهمين زمان ، استوديو درام كرمانشاهي نيز آغاز به كار كرد. اين نخستين تئاتري بود كه از لحاظ تكنيك صحنه و دكوراسيون در تئاتر ايران تحول ايجاد كرد. اين استوديو

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد نشانه شناسی، نمایشنامه، قهوه خانه ها، ناصرالدین شاه Next Entries منابع تحقیق درمورد دانشگاه تهران، جلال آل احمد، آموزش هنر