منابع تحقیق درمورد تحلیل گفتمان، روش پژوهش، ایدئولوژی، تحلیل گفتمانی

دانلود پایان نامه ارشد

غیریت در میان ایرانیان» نوشته محمدرضا تاجیک، «تطورات گفتمانهای هویتی در ایران» ازحسین کچوئیان و «مشکله هویت ایرانیان امروز» نوشته فرهنگ رجایی و «نگاهی تحلیلی به روند تحول مفهوم هویت در قالبهای سهگانه هویت سنتی مدرن و پست مدرن» نوشته حسینعلی نوذری نام برد.
1ـ 7. مشکلات پژوهش
با توجه به اینکه هویت مفهومی چند بعدی و مبهم است ارائه تصویری واضح و درست از هویت سیاسی چند پاره دشوار خواهد بود. ضمن اینکه خود مفهوم چندپارگی نیز مفهومی کیفی است لذا به تحلیل دقیق و همه جانبه نیاز دارد که این خود به دلیل کمبود فرصت کافی امکانپذیر نخواهد بود. علاوه بر گستردگی و ابهام مفهوم هویت، بررسی گفتمان اصلاحات نیز به دلیل گستردگی موضوع دشواری این پژوهش را دوچندان میکند. همچنین کمبود منابع مکتوب در رابطه با هویت گفتمانی و جنبش اصلاحات از دیگر مشکلات مهم این پژوهش میباشد.
1ـ 8. روش پژوهش
دراین قسمت به دو نکته میتوان اشاره کرد: اول، شیوه گردآوری دادهها و دوم، روش پژوهش. در مورد شیوه گردآوری دادهها، از آنجایی که موضوع مورد بررسی آراء و افکار اشخاص را شامل میگردد، برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانهای و اسنادی استفاده میکنیم. اما روش پژوهش ما در این پایان نامه روش تحلیل گفتمان خواهد بود.
“تحلیل گفتمانی” روشی کیفی است که در بستر اندیشه های پست مدرن بسط و گسترش یافته و رویکردهایی چون «ساختارگرایانه، کارکردگرایانه، معرفت شناسانه، تحلیل انتقادی گفتمان، رویکرد پساساختارگرایانه و تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه»را شامل میشود. پسامدرنیستی قابل درک است. در تحليل گفتمان مجموعه اوضاع اجتماعي، زمينة وقوع متن يا نوشتار، گفتار، ارتباطات غيركلامي و رابطة ساختار و واژه‌ها در گزاره‌اي كلي نگريسته مي‌شود. تحلیل گفتمان چگونگی تبلور و شکل گیری معنا و پیام واحدهای زبانی را در ارتباط عوامل درون زبانی ]زمینه متن و عوامل برون زبانی [زمینه اجتماعی، فرهنگی و موقعیتی ] بررسی می‌کند. در این روش تحلیلگر از بافت متن (شکل و ساختار)  فراتر می‌رود و وارد بافت موقعیتی متن( شرایط و ابعاد ایدئولوژیک) می‌شود و به تحلیل آن می‌پردازد چرا که متنها دارای باری ایدئولوژیک هستند که در بنا به موقعیت اجتماعی و ساختار معنایی حاکم پرورده میشوند.
در این روش تحلیلی، واژه‌ها هر يك به‌تنهايي مفهوم خاص خود را دارا هستند، اما در شرايط وقوع و در اذهان گوناگون معاني متفاوتي دارند. انتقال، دريافت و اثرگذاري متفاوت و گوناگوني در پي دارند. گفتمانها بر ساختارها تأثیر میگذارند و از سوی دیگر ساختارها نیز از تأثیرپذیری متقابل در امان نیستند. هر نطام گفتمانی شبکه پیچیدهای از معانی را صورتبندی میکند که نهادها و ساختارهای اجتماعی خاصی را مستقر میسازد.
در این نوشتار بر اساس روش تحلیل گفتمانی و چهار شاخص گفتمانی «ما، غیر، نظام ارزشگذاری و نظام غایتگذاری» گفتمانی، سه لایه متعارض معنایی برسازنده گفتمان اصلاحات مورد بررسی قرار گرفته و مقایسه میگردد. تا بتوان گزارهها و مواضع تعیینکننده متن را در خصوص بازنمایی هویت آشکار ساخت و سپس به مقایسه شیوه بازنمایی هویت در هر کدام از این وجوه سهگانه معنایی پرداخت. در حقیقت این روش با در نظر گرفتن زمینه و محتوای متن، این امکان را ایجاد میکند تا چگونگی بازنمایی هویت در منظومه گفتمانی اطلاحات فراهم آید.
1ـ 9. سازماندهی پژوهش
سازماندهی پژوهش پیش رو به ترتیب زیر خواهد بود: این تحقیق مشتمل بر شش فصل میباشد. پس از مقدمه که شرح مختصری از هویت گفتمانی و چگونگی بازنمایی آن به صورت چندپاره و غیرمنسجم بیان گردیده، فصل اول شامل کلیات و طرح تحقیق و سؤالات و فرضیه و … میباشد. در فصل دوم چارچوب مفهومی پیرامون هویت گفتمانی طرح شده که مباحثی چون هویت برساخته، غیریتسازی و وجه اظهاری و واقعی هویت را بررسی مینماید که در فصول سوم تا پنجم به کار بسته میشود. فصل سوم مرکب از توضیحاتی راجع به فلسفه تحلیلی به عنوان مبنایی نظری برای آراء و نظریات دکتر عبدالکریم سروش و چگونگی بازنمایی هویت سیاسی در آن میباشد. در فصل چهارم مباحثی در رابطه با رویکرد فلسفی هرمنوتیک و کاربرد آن در تحلیل تفاسیر دینی توسط محمد مجتهد شبستری بیان میگردد و نحوه بازنمایی هویت را در این دستگاه فکری مورد بررسی قرار میدهد. فصل پنجم مربوط به نظریه انتقادی هابرماس و کاربست آن در رویکرد جامعهشناختی دکتر حسین بشریه میباشد که چگونگی برساخت هویت از این دیدگاه را نیز بررسی مینماید. در فصل ششم و پایانی نیز مقایسهای مجمل میان مبانی فلسفی و نظری این سه شاخه اصلی از اصلاحات و چگونگی بازنمایی هویت سیاسی در هر یک بیان شده و نتیجهگیریای مختصر نیز طرح گردیده است.

فصل دوم:
چارچوب مفهومی

2ـ 1. مقدمه
هویت، مفهومی است که از دیرباز مورد توجه اندیشمندان و فلاسفه علوم انسانی بوده و نظریات و تفسیرهای متفاوتی پیرامون آن ساخته و پرداخته شده است. اما نظریات پیرامون هویت را به طور کلی میتوان به دو دسته تقسیم کرد؛ یکی آن گروه که هویت را به عنوان پدیدهای پیشینی و استعلایی بررسی میکنند و اینگونه استدلال میکنند که، «خود» یا هویت پدیدهای عینی و متمرکز است که به نحوی جوهری و ثابت در فرد حاضر است. بر این اساس فرد به عنوان سوژهای خودمدار و متمایز از ساختارها، قادر به شناسایی جهان خواهد بود. از این منظر تمامی ساختارها، فرآیندها و فرمهای موجود، مسلم و ثابت انگاشته میشود، که لزوما حاصلش چیزی جز هویتی ازپیش موجود، ثابت و لایتغر نخواهد بود.
دسته دوم، اما شامل آندسته از نظریاتی میشود که اساسا بینش ذاتی و بنیادین به هویت را انکار کرده و آن را به عنوان پدیدهای بازتابی و پسینی مورد توجه قرار میدهند. از این منظر فرد دیگر سوژهای مستقل و خودآیین نخواهد بود، بلکه سوژهای معلق و بیریشه است که درون این جهان پرتاب شده و شناور است. سوژهای که تنها از لابهلای ساختارهایی که او را احاطه کردهاند، قادر خواهد بود به جهان پیرامون خود متصل شده و به آگاهی و شناخت دست یابد. آگاهی و شناختی که به شدت وابسته به همان ساختارها خواهد بود. لذا هویت شکل گرفته در این فضا، هویتی برساخته، بی اساس و بیثبات خواهد بود. از آنجا که ما قصد داریم در این پژوهش، تکثر و بیثباتی هویت سیاسی اصلاحطلبی را مورد بررسی قرار دهیم، لذا مبنای تحلیل خود را بر این برداشت از هویت گذاشته و هویت را به عنوان مفهومی برساخته و غیر استعلایی مدنظر قرار خواهیم داد.
2ـ 2. هویت برساخته
اجتماع و سیاست را هرگز نمیتوان به عنوان کلیتی خودبسنده و تام در نظر گرفت بلکه آنها را باید به عنوان کیفیتی ناقص و غیرمنسجم فهم کرد. جهان به خودی خود عرصهای گنگ و نامفهوم است و فرد نیز در این عرصه، سرگشته و حیران، تنها در سایه گفتمانها ساختارمند گشته و جایگاه خود را پیدا میکند. در یک منظومه گفتمانی هیچ امر بنیادین و ریشهای وجود ندارد بلکه همهچیز در شبکه به هم پیوسته معانی برساخته میشوند. بدین صورت که معانی، تصاویر ذهنی و انگارهها در نظام گفتمانی ساخته شده، بر آنها تأکید شده، به جریان میافتند و در روند منازعات گفتمانی متحول میگردند.
گفتمان به عنوان مجموعهای از معناها، انگارهها و تصاویر ذهنی، علاوه بر اینکه جهان فرد را شکل و قالب میبخشد، ذهن او را چارچوببندی کرده و بینش خاصی اعطا میکند، منظومههای معنایی موقتی که امر اجتماعی را نیز صورتبندی میکنند. امر اجتماعی به طور کلی امری برساخته و گشوده است که در بستر نظام گفتمانی تولید و طی فرآیندی مستمر، بازنمایی میشود. از منظر فوکو هرگاه بتوانیم از بین شمار متنوع و پراکندهای از قضایا، گزارهها و مفاهیم به یک قاعده کلی و صورتبندی همبسته و منظم، همراه با روابطی در همتنیده دست یابیم، آنگاه در واقع با ساختاری گفتمانی مواجهیم. جهان توسط نظم گفتمانی معنا مییابد و بازنمایی میشود، لذا واقعیتی پیشینی و بنیادین وجود ندارد بلکه واقعیتها، معناها و به طور کلی جهان نمادین، برساختههایی زبانی و گفتمانیاند.
در یک ساخت گفتمانی معنا امری تام و از پیش موجود نیست بلکه تحت تأثیر فرآیندهایی پویا و متغیر نمود مییابد. در یک نظم گفتمانی، نشانهها حول یک نقطه کانونی و یک دال مرکزی معنا مییابند و در یک زنجیره دلالی به یکدیگر گره میخورند. به منظور جلوگیری از لغزش معنا، گفتمان تثبیت معنا را در ارتباط با معانی خارج از آن بافت معنایی به قصد یکپارچهسازی و انسجام نظام معنایی انجام میدهد.
گفتمان موجود تلاش میکند تا به واسطه تقلیل چندگانگی معانی و تمرکز آن در یک معنای کاملا تثبیت شده گفتمانی، عناصر فرار و غیرمتمرکز و دالهای شناور را درون خود جذب نماید، هنگامیکه این امر محقق گردد، سیالیت و تعلیق از میان رفته و نوعی انسداد در نشانه، معنا و دال روی میدهد که مانع از نوسانهای معنایی میگردد. اما این ثبات چندان به طول نخواهد میانجامد و به زودی با ظهوراحتمالات معنایی دیگر و گفتمانهای رقیب، این پایداری و تعادل شکننده پایان پذیرفته و انسداد و ثبات در معنا به چالش کشیده میشود. معانی در ساخت گفتمانی نه به واسطه ارجاع به جهان خارج بلکه در شبکه گفتمانی و در نظام زبانی ساخته میشوند. بنابراین از این جهت سیال، متکثر و جهتمندند.
بدین معنا که با واقع شدن در مناسبات گفتمانی به تولید جهتی جدید منجر میشوند. یک منظومه گفتمانی با خلق معانی منحصر به خود، سوژهها را احضار نموده و هویت میبخشد. لذا هویتها در جهانهای متکثر وسرریزشده از معانی متعارض، به ناچار چهلتکه و گشاده ظاهر میگردند. سوژه در فضای گفتمانی، هویتی کسب میکند که در چنین شرایط سیال و ناپایداری، بیوقفه بازتولید شده و از نو شکل میگیرد. افراد در چارچوبهای گفتمانی فاقد منزلگاههایی ثابت و بادواماند بلکه به طور فزایندهای دستخوش کوچندگی و تحرکاند.
این وضعیت «بیخانمانی» که سوژه گفتمانی بدان مبتلاست تحت تأثیر منازعات گفتمانی و زبانی، تنها قادر است، هویتی نیمبند و معلق به سوژه اعطا کند. بنابراین هویتی که در چنین ساحتی نمود مییابد و به سوژه معنا میدهد، بسیار نسبی و شکننده خواهد بود.گفتمانها از طریق بازنمایی واقعیت با روایتی متفاوت از سایر روایتها، سوژهها را برساخته، معنای خاصی از حقیقت و خطا را القا و صورت خاصی از کنش اجتماعی را طلب میکنند. در واقع فضای گفتمانی عرصه تعامل میان معناهای ذهنی و واقعیات عینی است. فرد هیچگاه بلاواسطه به جهان عینیات قدم نمیگذارد بلکه همواره از طریق انگارههایی که گفتمان برایش خلق کرده و در اختیارش گذاشته با جهان خارج مواجه میگردد.
همانگونه که یورگنسن از زبان هال نقل میکند گفتمان پایانی ندارد، معنا گشوده و باز است و برای همیشه خود، سوژگی و هویت نیز آنگونهاند. هویتهای حاصل از گفتمان، بر ساختار اجتماعی معینی واکنش میکنند، موجب حفظش میشوند، تغییرش میدهند یا حتی از نو بدان شکل میدهند. پدیدهای که از دیالکتیک میان ذهن و جامعه شکل میگیرد، ذهنی که در بستر گفتمان سامان گرفت. این عدم ثبات و بنیان در جهان برساخته، به هویت نیز تسری یافته و سوژگی و کسب هویت را تحت تأثیر، نسبی و درحال تعلیق وانهاده است.
هویت طریقی است که افراد خود را در ارتباط با دیگران و جامعه میبینند و در یک شبکه معنایی و در دیالکتیک میان ذهن و جهان برساخته میشوند. به بیان دیگر، سوژگی در فضای گفتمانی صورت میپذیرد و در چهارچوب نظم نمادینی که حاکم شده در کنش و واکنش با نامها و دالها هستی مییابد و هویت میگیرد. از این منظر سوژه به طور ذاتی فاقد هرگونه آگاهی و شناختی از پیش موجود است.
هویت از موضعی بیرونی و به واسطه دالها و انگارههای گسترده در ساحت نمادین، حاصل میگردد. باید توجه کرد که گفتمان هم سازنده است و هم برمیسازد، فرآیندهای گفتمانی صورت مهمی از فرآیند اجتماعیاند که جهان و بسیاری از صورتها و نیروهای اجتماعی را برمیسازد اما خود به گونهای دیگر به واسطه فرآیندهای دیگری ساخته میشود. ساخت گفتمانی منبعث از دیالکتیک میان فرآیندهای معنایی بوده و در راستای آنه

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد هویت اجتماعی، خشونت سیاسی، تحلیل گفتمان، سیاست مدرن Next Entries منابع تحقیق درمورد فلسفه تحلیلی، ایدئولوژی، ساختار زبان، ویتگنشتاین