منابع تحقیق درمورد باستان شناسی، نابرابری ها، عناصر موضوعی، فیلم نامه

دانلود پایان نامه ارشد

خاص خود هستند. رضا فردی که در آغاز فیلم شرور و خشن است و فاطمه به عنوان زنی آرام و افسرده بدین جهت که او را فریب داده اند و همین موجب زندانی شدن اوست، معرفی می گردد. مادر رضا زن در بند شده ی دیگری است که به عنوان زن خوی خاص خود را داراست که ریشه ای در خرافات و باورهایش دارد. انتظارات او از فاطمه به عنوان عروس در محیط زندان به نحوی طنزآمیز در فیلم نمود دارد. به عنوان مثال مادر رضا توقع دارد که فاطمه کارهای شخصی وی را انجام دهد. همین خود سبب بروز موقعیتی طنزگونه در فضای سیاه فیلم می شود؛ به نحوی که بین دو فضا پارادوکس ایجاد می کند.
بهره بردن از یک الگوی داستانی، (ازدواج فاطمه و رضا، تولد نوزاد، آزادی فاطمه، آزادی رضا، بیکاری، استیصال و نبود شغل، تکرار دزدی و مجدداً دستگیر ی وی و…) تماماً موجب ساختار دراماتیک اثر است؛ اما آن چه در این ساختار شایان اهمیّت است، بحث زمان است که عامل مهمی در نوع ریتم فیلم می باشد؛ زمان به کندی می گذرد و بهانه ای است در جهت تأثیر و انتقال روند تلخ و کسالت بار فیلم؛ عاملی که تا حدی منجر به ایجاد حس تعلیق در اثر نیز شده است.

3 – 1 – 3 تحلیل روایی و روش بازنمایی
فیلم ساز با بهره گیری از قابلیت های زندانیان وجوه دیداری و شنیداری این فیلم مستند را برجسته می سازد. آن چه به شکل موسیقی در آواز و دوتار نوازی زن زندانی نمود می یابد و یا آن چه در معرفی فرهنگ و تا حدی آیین اقوام به شکل رقص کوتاهی که با انجام حرکاتی خاص، در میان زندانیان مرد نشان داده می شود. اجرای این مراسم گرچه کوتاه است، لیکن موجب سرگرمی و نشاط آن هاست. لحاظ کردن نماهایی از فضای لوکیشن که مکرر شاهد آن ها هستیم، از دیگر تمهیدات فیلم ساز است،
به جهت پیش برد قصه و داستان فیلم. بارها شاهد تکرار نماهای عمومی از دورنمای زندان، شهر و خانه هستیم، خانه جایی که به مثابه ی جان پناه، خلوت گاه و مکانی برای محبت و عشق ورزی و با هم بودن به شمار می رود. حضور دوربین در زندان هم چون غریبه ای است که پا در حریم افرادی گذاشته که با آن کنار آمده اند اما او را نپذیرفته اند.
در جایی از فیلم نمایی از اتاق زندانیان زن نشان داده می شود که در این نما دوربین حضوری طولانی دارد؛ در این پلان بلند، مادر رضا تک تک زن ها را زیر نظر دارد تا یکی را برای پسرش خواستگاری کند؛ در حالی که بشقابی غذا در دست اش است. او لب به غذا نمی زند و تنها با آن بازی می کند که همین رفتار مردد بودن او وی را نمایان می سازد. زن ها یکی یکی هر کدام در نمایی مستقل نشان داده می شوند؛ بعضی از حضور دوربین شرم دارند، برخی لبخند کم رنگی به چهره اشان می نشیند، عده ای فقط نگاه می کنند و تعدادی روی خود را از دوربین بر می گردانند …
در نمای پایانی فیلم، فاطمه سوار مینی بوس در جاده، در حالی که از ملاقات رضا برگشته، نگاهش به دوربین دوخته شده است؛ دوربین صورت او را از پشت نقاب چادرش نشان می دهد؛ فاطمه غمگین و نگران آینده ای است مبهم که نمی داند چه بر سرشان می آید! که گویی گونه ای روایت از نظر دیافراگم دوربین نیز به شمار می آید.
تم این داستان و روایت آن قدر تلخ و غمگین است که مخاطب را متأثر می کند؛ بی آن که بخواهد احساسات را به بازی بگیرد. اتفاقات ساده و بی ارزشی که گاه زندگی همین آدم های ساده را تحت الشعاع قرارمی دهد مثل ماجرای دمپایی هایی که مادر رضا هدیه داده و حالا دارد به خاطر آن ها دعوا راه می اندازد ولی البته وقتی صدای رضا و فاطمه را از پنجره اتاقشان درزندان می شنویم دارند به کل ماجرا می خندند.
گاگومان برای فیلم سازی به مثابه ی میدانی است جهت طرح نقد های اجتماعی اش نسبت به محیطی که در آن زندگی می کند. گاگومان مستندی است که حدود فیلم مستند و داستانی را در هم می ریزد و خیلی هوشمندانه بیننده را تا پایان باخودش نگاه می دارد و تصویری عمیق و بسیار واقع گرایانه از شرایط یک زندانی به دست می دهد. فیلم با مجموعه ای از بازیگران غیر حرفه ای و در مکانهای اصلی و بر اساس یک روایت واقعی باز سازی شده است.
این فیلم، با واقعیت تلخ و ملموس اش، به خوبی تاثیر موقعیت اجتماعی را بر افراد یک اجتماع نشان می دهد؛ این که افراد، در شرایط اجتماعی است که ساخته می شوند و رشد می کنند. نابرابری های اجتماعی در یک جامعه ی رو به سمت مدرنیته،  با دارا بودن ویژگی های یک جامعه ی  مدرن، امری است که به شکلی گویا و با روایتی ساده، در این فیلم به ما آموخته می شود؛ و می تواند ما را با این سؤال باقی گذارد که: آیا اگر مسؤول زندان، زندگی رضا را آن گونه که بود، بی دستکاری، رها می کرد تا به روند خود ادامه دهد،  فاطمه وکودکش، امیرحسین که مفهوم پیوند عاطفی میان دو انسان هستند، امید به داشتن یک زندگی بهتر بیرون از زندان و درون جامعه، دیگر روایت کنندگان این فیلم نبودند، بهتر نبود؟… چرا که نابرابری های اجتماعی هم چنان به حیات خود ادامه می دهد، مگر در موارد استثنا و نجات یافته از آن.

3-2 پرنیان
برخی از جشنواره هایی که فیلم در آن ها حضور داشته و بعضاًجوایزی کسب نموده؛ از این قرار است:
برنده ی بهترین فیلم نامه و متن تحقیقی سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم رشد نوشته «اُرد عطاپور» 1382
جایزه ی بزرگ اژدهای طلایی جشنواره کراکو لهستان،1382
تندیس طلایی و جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره بین المللی گوانگ ژو چین،1382
جایزه بهترین فیلم مستند جشنواره فیلم کیش،1382

3-2- 1 شناسنامه ی فیلم:
کارگردان: اُ رد عطاپور
نویسنده: اُ رد عطاپور
محقق و نویسنده ی گفت و گو ها: اُ رد عطاپور
تهیه کننده: اُ رد عطاپور و شبکه 4 سیما
تصویر بردار: علی اکبر ولدبیگی
صدابردار: –
تدوین گر: وحید باقرزاده
سال تولید 81- 1380

3- 2- 2 داستان فیلم
«پرنیان» مستندی تاریخی درباره ی زندگی یک باستان شناس و روابط وی با کار، زن و فرزندش است. احساس یغمایی، باستان شناس با تجربه، حفاری های باستان شناسی بسیاری در نقاط گوناگون ایران انجام داده است. او عشق به کار را توأم با عشق به خانواده اش در قلب دارد. یغمایی در سفرهای کاری، همسر و پسرش را که هر دو از بیماری لاعلاجی رنج می برند، با خود همراه می برد. پرنیان فیلمی درباره ی عشق به کار و عشق به خانواده و تکرار تاریخ است.
در پرنیان اُرد عطاپور، اشخاص و روی دادهایی در فیلم مجسم می شوند که در عالم واقع وجود دارند؛ فیلم در حالی که یک مستند تاریخی است، گزارش داستانی بخشی از یک اسکلت کشف شده است. البته کاملاً در فیلم روشن است که کسی از اصل ماجرای واقعی خبر ندارد؛ گرچه فیلم شخصیت هایی دارد که حاصل خصوصیات چند شخصیت واقعی اند و موضوعی ساختگی نیز دارد که رگه هایی از واقعیت در آن باقی مانده است؛ و به رغم قالب داستانی که فیلم در پیش گرفته است، هنوز هم به واقعیت ارجاع دارد.
فیلم تلاشی است برای زندگی کردن، به رغم این که قضیه ی مرگ پرنیان در فیلم پر رنگ است، لیکن همین حدت موضوع نیز در مورد میل به زندگی همسر پرنیان وجود دارد. او با شوری بی مرز به زندگی عشق می ورزد و با شوخ طبعی آن را ادامه می دهد. در فیلم ما شاهد شوق پدر و پسر برای تداوم زندگی، به رغم مرگ همسر و مادر هستیم. باستان شناس در انجام کشفیات باستان شناسی خود اسکلتی را پیدا می کند که مربوط به زنی است که در بطن خود جنینی داشته است؛ و این گونه استنباط می کند که علت مرگ زن، بارداری بوده است. برای باستان شناس این سؤال مطرح می شود که: «آیا مادر سبب مرگ فرزند خود شده؟ یا که خود قربانی فرزند گردیده است؟» این تقارن موقعیت و شباهنی که بین وضعیت باستان شناس و سرگذشت تراژیک زن باستانی وجود دارد، جنبه ای استعاری و تمثیلی به فیلم بخشیده است. اهمیّت کار عطاپور این جاست که توانسته وارد زندگی و دنیای خصوصی باستان شناس شده و مرگ دردناک همسر او را در برابر دوربین خود ثبت کند. حتا می توان اذعان داشت که این اقبال فیلم ساز بوده است.
جذابیّت تجربه ی پرنیان در این است که توانسته گام بلندی در دراماتیزاسیون یک زندگی واقعی بردارد. اُرد عطاپور بی آن که از حدود فضای مستند خارج شود و بدون این که گامی در گرفتن بازی از شخصیت های فیلم بردارد و به اصطلاح یک مستند داستانی از زندگی پر فراز و نشیب آقای یغمایی و خانواده اش بسازد، با ذهن داستان پرداز خود یک زندگی مستند دراماتیزه شده را به بیننده اش عرضه کرده است.
فیلم قوتش را از حضور مؤثر فیلم ساز و دوربین در فضای زندگی یک خانواده در دورانی بحرانی می گیرد؛ بر خلاف دیگر فیلم های عطاپور که گویی نوعی فاخر بودن را با خود یدک می کشد و متکی به مواد آرشیوی، گفتار و تدوین است.
در فیلم پیوندهایی بین اسکلت و جنین با خصوصیات زندگی آقای یغمایی یعنی همسر و فرزندی وجود دارد که بر اساس آن چه در ذهن کارگردان گذشته، روی کاغذ آمده است؛ تصوراتی که نیاز است تا به تماشاگر منتقل شود تا بهتر بتواند به دیدن فیلم ادامه دهد و موضوع را دنبال کند.
اسکلت را آقای یغمایی پیدا کرده است و خود نیز همسری بیمار به نام پرنیان دارد و پسری که دچار همان مشکل جسمانی مادر است. میان اسکلت کشف شده و زندگی آقای یغمایی شباهت هایی وجود دارد، یعنی مادر و فرزندی که کرده بودند و مادر و فرزندی که به دلیل مبتلا به بیماری لاعلاج، هر آن
در انتظار مرگ بودند؛ فیلم ساز به گونه ای هر دو موضوع را در حال وقوع بیان می کند؛ یعنی رویداد را چنان تعریف می کند که گویی خود ما در محل حضور داریم و ماجرا را از زاویه ی دید مناسبی تماشا می کنیم. علاوه بر این، فیلم امر اتفاق افتاده را رویداد اصلی تلقی می کند.

3- 2- 3 تحلیل روایی و روش بازنمایی
پرنیان فیلمی است که از ساختار تمثیلی برخوردار است؛ نخست موقعیت ویژه ی قصه در این فیلم، یعنی کشف اسکلت زن، آن را به سینمای مستند منتسب می نماید و در ادامه ارتباط میان اسکلت زن و همسر باستان شناس که او را از مرگ گریزی نیست، آن را به سینمای داستانی متعلق می سازد. بدین شکل که قصه از بطن موضوع بر می خیزد؛ روابط حاکم بین عناصر موضوعی فیلم روابطی تخیلی است که صرفا ً از ذهن عطاپور و منطق داستان پیروی می کند. گر چه هم اسکلت کشف شده واقعی است، هم بیماری همسر و فرزند باستان شناس و در پی آن مرگ همسر. علاوه بر همه ی این موارد، فیلم از نوعی خود آگاهی در زمینه ی تاریخ و فرهنگ برخوردار است؛ باستان شناسی علمی است که می تواند هویتی را بازسازی یا حتی خلق کند؛ بازسازی خاطرات و بازسازی هویّت به معنی حذف هویّت های مستقل در رسیدن به هویّت و فرهنگ واحد است که از قلب باستان شناس بیرون می آید و بازنمایی می کند. فیلم پرنیان، باستان شناسی را از کندو کاو در جسد مردگان به جست و جوی روح زندگان در می آورد. در حقیقت روح اشیا به فریاد در آمده، هر شئی که به دست آمده، تکه ای از وجود خود ما می شود که نقش گم شده ی ما را به سوی تکامل می برد. باستان شناس هم کاری جز آن که گذشته را کنکاش کند ندارد و این که گذشته را در حال باز نمایاند.
فیلم پرنیان می تواند‌ سند معتبر و مهمی از یك دوران گذار در ایران باشد؛ سندی برای باستان‌شناسی‌. فیلم‌‌های ایران که پیش تر ساخته شده بودند، مستـندهایی تفسیری بودند و اطلاعات باستان‌شناختی جدای حضور سبك فیلم ساز و نگاه تفسیری- تأویلی وی بود. گفتار در پرنیان، تصویر را معنا می‌كند که در حقیقت نگاه فیلم ساز است درباب اسکلتی كه نمی‌توانست اندیشه‌یی داشته باشند. این تصور فیلم ساز نشان دهنده ی پیوندهایی بین اسکلت و جنین با خصوصیات زندگی آقای یغمایی، همسر و فرزندش است که آن را در این غالب باز نمود می کند؛ تصوراتی که نیاز است به تماشاگر منتقل شود تا بهتر بتواند به دیدن فیلم ادامه بدهد و موضوع را تعقیب کند؛ گویی وجود فراموش شده ای را به حساسیتی امروزین بدل می‌كند. باستان شناس استعاره‌ای است به مثابه قطعه ای از تاریخ و تأویل امروز به دیروزی كه می‌توانست ویران شده و خود ساخته شود و ما را بسازد که گویی با مشاهده ی اسکلت و جنین چنین هم شده است و حضور پرنیان همسر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد بندر عباس، محل سکونت، استان هرمزگان، بافت فرسوده Next Entries منابع تحقیق درمورد فیلم نامه، وجود خارجی، ویژگی های شخصیتی، ویژگی های شخصیت