منابع تحقیق درمورد بازی بزرگ، روابط اجتماعی، انتقال اطلاعات، اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

ساده ترین الزامات زندگی اش را به فراموشی سپرده است. فیلم به راحتی می توانست هجویه ای باشد از این شخصیت؛ اما شیروانی کوشیده است یک قهرمان ساده دل سکست خورده با ابعادی انسانی را برای تماشاگرش به تصویر کشد. میر قنبر کودکی به نظر می رسد که قصد دارد وارد بازی بزرگان شود و طنز تلخ فیلم نیز از همین نقطه شکل می گیرد. فیلم ساز علاوه بر این که به نمایش مختصات زندگی میر قنبر می پردازد، بستری دراماتیک را نیز تدارک می بیند تا نگاه شخصی خود را به زندگی این فرد تسری دهد. هم نشینی از این نقطه آغاز می شود که آمال و آرزوهای میر قنبر بسیار به زندگی دن کیشوت شباهت دارد. دن کیشوت هم به همراه مباشرش، سانچو، در دست یافتن به آرزوها ی بلند پروازانه اش راهی سفری دور و درازش می شود؛ و در این میان بیش تر به واقعیت های زندگی دست می یابد.
میر قنبر به همراه دوچرخه ای که پرچمی پشت آن نصب کرده، بهانه ای می شود به هر گوشه ای سر بکشد و سعی کند دیگران را با نظریات خود همراه نماید؛ اما نکته ی جالب در این جا حضور دستیار و مباشرس، سیف اله، است؛ ذستیاری که در بسیاری موارد از شخص میر قنبر معقول تر به نظر می رسد. میر قنبر پس از چند دوره تجربه ی شکست، حضور در عرصه ی رقابت را به نوعی وظیفه ی خود می داند و از روی عادت هم که شده هر دوره راه روستا های مختلف محل زندگی اش را پی می گیرد تا بتواند به آ ن چه قصد دارد، برسد؛ اما در نهایت باز هم چونان دن کیشوت در نبرد با دشمن خیالی نیزه بر آسیاب های بادی فرو می کند.
ابتدا با تصاویری با عمق میدان بالا رئبه رو هستیم. این تصاویر هنگام سفر به جای خود را به تصاویری
می دهد که میر قنبر را هم چون جزئی از یک طبیعت فراخ نمایش می دهد و فضایی رویاگونه را برای تماشاگر و شخصیت اصلی فیلم فراهم می آورد تا بیش تر و بر عکس یخش های نخستین از ظاهر فاصله گرفته و ما را به درون این شخصیت نزدیک کند.
تصاویر با آن که پس از مدتی به ذهنیتی جدا نشدنی از مخاطب بدل می گردد، حالتی خاص دارد. عمق میدان تا حدودی خالی است که فقط همسر میر قنبر بخشی از آن را پر کرده است. نمایش گر تنهایی میر قنبر در دستیابی به هدفش به نظر می رسد.

3 – 5 – 3 تحلیل روایی و روش بازنمایی
فیلم دارا ی لحنی کمدی است؛ لحنی که از یک تناقض شکل می گیرد؛ تناقضی که موقعیت اجتماعی میر قنبر، با هدف غایی اش دارد. آسیب پذیری همراه او که به نوعی قابل تسری به شخصیت میر قنبر هم هست. در واقع شخصی که در نهایت او را در رسیدن به هدف اش همراهی می کند، انسانی است آسیب پذیر که نمی تواند یاور کاملی برای او باشد.
بخشی از اطلاعات پیرامون میر قنبر در فیلم از طریق گفت و گویی انجام می شود که کارگردان با او انجام داده است؛ اما فضاسازی این گفت و گو با آن چه مألوف تماشاگر بوده، تفاوت های آشکار دارد؛ در فیلم هم چنین شاهد میان نویس هایی هستیم. اگر چه میان نویس های این گفت و گو ها نیز با شکل خطی که انتخاب شده، بیش تر در راستای فضای کمیک فیلم است، اما در عمل به موقعیت نامتعادل میر قنبر صحه می گذارد. پس از اعلام نظرات میر قنبر، شیروانی در خلال روایت فیلم اش او را داخل اجتماع می برد و سفر رویا گونه ی او را برای جمع کردن رأی موافق به تصویر می کشد.
سفر نیز در كلیت فیلم بستری است برای شناخت بیشتر مخاطب از میر قنبر در این سفر قرار نیست برخلاف الگوی آشنایی روایت سفر شخصیت طرح شده در فیلم متحول شود؛ بلكه این تماشاگر است كه پس از سفر میرقنبر به تحول می رسد.
دنیای درونی آدم ها همواره از مسائل مورد علاقه شیروانی بوده است. در اینجا هم میر قنبر ساده دل گویا وارد یك بازی شده است. او كودكی به نظر می رسد كه قصد دارد وارد بازی بزرگان شود و طنز تلخ فیلم نیز از همین نقطه شكل می گیرد.

3- 6 تهران انار ندارد
برخی از جشنواره هایی که فیلم در آن ها حضور داشته و بعضا ً جوایزی کسب نموده، از این قرار است:
جایزه ی بهترین کارگردان مستند در بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۵
برنده جایزه بهترین کارگردانی از جشن خانه سینمای ایران 1385
لوح سیمین جایزه بزرگ شهید آوینی 1385
جایزه تماشاگران جشنواره سینما حقیقت 1385
کاندید دریافت جایزه بهترین مستند سال از مرکز مستقل فیلم نیویورک 1385
حضور در:
سی و ششمین جشنواره فیلم روتردام هلند
بیستمین جشنواره فیلم مستند آمستردام ایدفا
پنجاه ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم کرک، ایرلند
جشنواره فیلم مستند استانبول، ۲۰۰۷ (1385)
سیزدهمین جشنواره فیلم‌های ایرانی، بوستون
فستیوال سینما شرق در نیویورک، ۲۰۰۷ (1385)
جشنواره بین‌المللی فیلم داک پوینت، هلسینکی
جشنواره بین‌المللی فیلم مستند هات داکس، کانادا
جشنواره بین‌المللی فیلم‌های شهری، ایران، ۲۰۰۹ (1387)

3- 6 -1 شناسنامه ی فیلم:
کارگردان: مسعود بخشی
پژوهش گر: مسعود بخشی
تهیه کننده: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران
تصویربردار: بایرام فضلی
تدوین گر: مسعود بخشی
سال تولید: 1385

3-6-2: درباره ی فیلم
تهران انار ندارد مستندی انتقادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی درباره تهران و تاریخچه آن است که در عین حال به واسطه موزیکال و طنز بودن فیلم، وجهی سرگرم کننده نیز پیدا می‌کند. این فیلم را دو نفر روایت می‌کنند. یکی نصرت کریمی است که از تهران قدیم صحبت می‌کند و دیگری مسعود بخشی نویسنده و کارگردان فیلم که ظاهراً دارد گزارش تهیه ی فیلم ناتمام خود را به مقامات می‌دهد و مشکلات بی شمارش را در جریان ساختن فیلم شرح می‌دهد از جمله اینکه پنج سال منتظر صدور اجازه فیلم برداری بوده‌است.
تهران انار ندارد، فیلم مستندی است که اطلاعات و دادها را برای بیننده به تصویر می کشد و در آن کارگردان ابعاد مختلف یک سوژه را به ما انتقال می دهد. مستند تهران انار ندارد، یکی از فیلم هایی است که کارگردان آن چند وجهی است؛ اول این که قالب فیلم طنز است که خود یکی از ویژگی های کمیاب در سینمای مستند ماست و زیاد تجربه نشده است؛ روایت «بخشی»، کارگردان فیلم، از امتداد علت و معلولی حادث می شود و هر قسمت زمینه ساز فسمت دیگر است.
«بخشی» روایت خود از شهر تهران را با دو نگره ی متفاوت آغاز می کند. پس از بخش مقدماتی اثر که مکتب طنز فیلم را به بیننده می نمایاند و دلایل شکل گیری کلیت کار را بیان می کند، سیر چینشی وقایع از دو سمت مختلف تاریخی آغاز می گردد؛ یکی ریشه در گذشته های دور و دیگر این که چه طور و بر چه اساسی تهران کنونی شکل گرفت و هر دو را در قالب طنز – مستند، تصویر می شود. این دو پس از آن که جزئیات خود را به تصویر می کشند، در یک نقطه با یکدیگر هم نشین می گردند و در قالب این هم نشینی برآیند ی را که قرار بود در اختیار مخاطب قرار بگیرد، به او می نمایاند.
جنس تصاویر کار هم که نگاتیو است به بخشی این امکان را داده که در هم سو سازی رنگ ها و جنس تصاویر چندان دچار مشکل نشده و تصاویر از منظر گرافیک رنگی با یکدیگر دچار بی تناسبی نشوند. به هر حال رسیدن به فضای یگانه و گریز از عدم انسجام، نخ تسبیحی نیاز داشته که این دو فضا را به هم وصل کند. این نخ تسبیح جدا از کلیت شهر تهران، استفاده ی طنز آمیز از شخصیت «جعفر» در فیلم «دختر لر» است؛ جعفر به دخترک اصرار می کندکه با او به تهران بیاید و اینک او به تهــران آمده چون قطره ای که به دریا فرو غلتد، نمی تواند جایگاه مناسبی برای خود در این شهر پیدا کند.
مستندها از برخی قسمت های جهان تاریخی، مثال ها و بازنمــایی های سمعی و بصــری، فراهم می آورند؛ آن ها نظر افــراد، گروه ها و مؤسسه هایی را حمـایت یا نمایندگی می کنند. هم چنـین شکـوائیــه فراهــم می آورند؛ بحث بر می انگیزند، یا به وضع راهبردهای قانع کننده ی شخصی می پردازند و می کوشند تا نظرشان را مناسب بدانیم. میزان به کارگیری جنبه ها و ابعاد بازنمایی در هر فیلم نسبت به فیلم دیگر متفاوت است. صحبت درباره ی چیزی، ممکن است به قصه گویی بیانجامد. حالت شاعرانه خلق کند یا یک روایت بسازد. فیلم «تهران انار ندارد» ساخته ی مسعود بخشی نیز در پی برآوردن چنین انتظاری است.
در ابتدای فیلم، تهران این گونه معرفی می شود:
«تهران روستای بزرگی در حوالی شهر ری است که باغ ها و درختان میوه ی فراوان دارد؛ ساکنان آن در مرداب هایی زندگی می کنند که به لانه ی مورچگان می ماند. تهران چند محله دارد که هریک با دیگری در جنگ و ستیز است. حرفه ی تهرانی ها خلافکاری است و فرمانروا دلخوش است که ایشان خراجگزار پادشاهند. میوه هاشان نیکــو و فراوان است و به ویژه انــاری دارد که در هیــچ یک از شهرها نظــیرش یافــت نمی شود.»
اگر روزگاری تهران را به انار مرغوبش می شناختند، می شود چنین نتیجه گرفت که کارگردان هوشمندانه عنوانی مناسب را برای فیلم برگزیده، زیرا انار در این فیلم عنصری نمادین است که به هویت تهــران اشــاره می کند و بنابر این فیلم بر بی هویتی تهران معاصر اشاره دارد.
بدین سان داستان شروع می شود با تأکید بر افعال زمان گذشته، تو گویی می خواهد بگوید آن خوف و دهشت سپری گشته است، لیکن حکایتی که قصد بازگویی آن را دارد نافی این تصور است.
صحنه ای از «دختر لر» نخستین ساخته ی سینمای ناطق و داستانی ایران، در ابتدای فیلم مستند «تهران انار ندارد» می آید و به نحوی طنز آمیز لحن فیلم را مشخص می کند؛ تاریخچه ای تصویری از شهر تهران از دیدی طنزآمیز و هجوگرا، درباره ی مردمی که به تناوب یا همزمان، دهاتی، شهری، بازاری، مدرن و سنتی هستند؛ و در همه حال در کمال رضایت به «کسب حلال» مشغول اند. روی صــــدای فیلم هر از گاه یک بار صدای استمداد گلنار شنیده می شود کــــه جیغ می زند: «جعفر…» چنین آثاری به انتقال اطلاعات می پردازند؛ ارزش هایی را نسبت می دهند، یا حرکت هایی را توصیه می کنند و از ما می خواهند تا از طریق قالبی احتمالاً خشک یا زیادی احساس برانگیز، مشترکاتی پیدا کنیم اما به ندرت فیلمی پیــدا می شود که برای توضیح این مطلب که «ما کی هستیم؟» از مفاهیم آماری، گونه ای یا انتزاعی، پا را فراتر بگذارد.
ساختن شهر تهران احتمالا ً مهیج ترین مورد در تاریخ کلیه ی آن صوری از مدرنیزاسیون است که به شیــوه ای جبارانه از بالا برنامه ریزی حمیل و اجرا شدند.
فیلم با نگاهی هجوآمیز تاریخ شهر تهران، از اواخر دوران قاجار تا امروز را دنبال می کند و از خلال تصاویر و گفتار، بر روابط اجتماعی و اخلاقیات جامعه ای انگشت می گذارد که علی رغم بیش از صد سال تحول ظاهری ناهنجاری های آن در اساس چندان تغییری نکرده است. به نظر می رسد کارگردان بر این باور است که تهران و تهرانی ها، با همه ی تغییرات ظاهری هنوز ساختارهای مادی و اخلاقی جامعه ای روستایی را در مقیاس یک مترو پلیس غول آسا تکرار می کنند. او هنوز بازار و روابط بازاری را قلب اقتصاد می داند که اخلاقیات بر آن حاکم است. مسعود بخشی با شوخ طبعی نحوه ی برخورد مسؤلان دولتی را با مشکلات شهری، مثل ترافیک و آلودگی هوا را وابسته به «وزش باد» ارزیابی می کند.
در ادامه کارگردان روند تکامل هویت تهران طی یک صدسال را در مقام سراب یا نوعی شهر اشباح مورد بررسی قرار می دهد. شهری که شکوه و جلال غیر واقعی آن پیوسته در حال دود شدن و بالا رفتن در هوایی تیره و تار است و تعجبی ندارد که تهران توانسته خود را در مقام سرمشق یا نمونه ای ازلی شهر اشباح در عصر جدید مستقر سازد.
این تصاویر پراکنده، هم چنان که کارگردان «تهران انار ندارد» دوران تکامل شهر تهران را دنبال می کند طول و تفصیل می یابد. راوی «تهران انار ندارد»، حکایت خویشتن خویش را درست پیش از شکل گیری تهران کنونی آغاز می کند؛ در زمان هایی که حیات خود شهر نیز آهسته است. تنها چند تن از دهقانان که سلانه سلانه از روستا به این جا آمده اند تا در طرح های ساختمانی وسیع شهر مشغول به کار شوند. راوی اتفاقات را نفس نفس زنان یکی پس از دیگری دنبال هم قطار می کند؛ و به سرعت از یکی به سراغ دیگری می رود و ضربان پرتب و تاب تحول و تغییر شهر را از

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درمورد اوقات فراغت، اوقات فراغت جوانان، اجتماع محور، اقتصاد خرد Next Entries دانلود پایان نامه درمورد مشارکت مردم، توسعه ورزش