منابع تحقیق درمورد استان خراسان، دوره بازگشت

دانلود پایان نامه ارشد

اقليم در جنوب شرقي و شمال غربي انگلستان مورد بررسي قرار دادند. آنها نتيجه گيري کردند که مدل هاي غير خطي و شبکه عصبي نتيجه بهتري را ارائه ميدهند.
-کرافورد82 و همکاران (2007) با استفاده از مدل SDSM ريزمقياس نمايي بارش را در شمال ايرلند مورد بررسي قرار دادند. نتايج اين تحقيق نشان داد که اين مدل مقدار بارش را در فصول پاييز و زمستان در مقايسه با فصول بهار و تابستان بهتر شبيه سازي ميکند. همچنين در اين تحقيق به انتخاب دقيق متغير هاي پيشبيني کننده تاکيد شده است.
– سيمنوو و همکاران (2007) با استفاده از مدل ريز مقياس نمايي LARS-WG شبيه سازي بارش و درجه حرارت در منطقهاي از کشور انگلستان را به منظور اثر تغيير اقليم بر رشد و عملکرد دوگونه گندم مورد بررسي قرار دادند، و اذعان داشتند که باتوجه به مقاومت دو گونه فوق به تنش خشکي و درجه حرارت، تغيير اقليم تاثيري در ميزان توليد اين دوگونه ندارد.
– سيمنوو و واناستورچ (2009) عدم قطعيت نتايج حاصل از مدل هاي گردش عمومي جو در چهار ايستگاه واقع در انگلستان،اسپانيا، فرانسه و ايتا ليا را مورد بررسي قرار دادند و نتيجه گيري کردند که استفاده از خروجي مجموعهاي ازمدل هاي جهاني در کاهش عدم قطعيت ميتواند موثر باشد.
– کوکدس و همکاران(2009) حساسيت مدل ريز مقياس SDSM را به داده هاي بازسازي شده83 (NCEP) و (ECMWF) در جنوب اونتاريو مورد ارزيابي قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند که نوع داده هاي باسازي شده تاثير معنيداري در خروجيهاي مدل براي شبيه سازي بارش و دما دارد.
– صمدي و همکاران (2010) چند مدل جهاني را به منظور ريزمقياسنمايي بارش و دما در حوزه آبخيز کرخه مورد ارزيابي قرار دادند. آنها در اين تحقيق از مدل SDSM به عنوان مدل ريز مقياسنمايي استفاده نمودند و نتيجه گيري کردند که مدل HadCM3 نسبت به ساير مدل هاي جهاني نتايج بهتري را ارائه ميدهد.
-گيوترز 84و همکاران ( 2013) دوازده روش ريز مقياس نمايي را در اسپانيا مورد ارزيابي قرار دادند و نتيجه گيري کردند مدلهاي رگرسيوني از جمله مدل SDSM در برقرار کردن ارتباط بين متغير هاي وابسته و مستقل و در نتيجه پيشبيني دما و بارش از توانايي بيشتري برخوردار هستند .
2-2- تحقيقات انجام شده در خصوص ريز مقياسنمايي مدلهاي جهاني به منظور شبيه سازي متغير اقليمي در داخل کشور
– بابائيان و همکاران (1385) در يک پروژه تحقيقاتي کارايي مدل ريز مقياس نمايي LARS-WG را در ايستگاههاي منتخب استان خراسان مورد ارزيابي قرار دادند و نتيجه گيري کردند که مدل مذکور از توانايي مناسبي جهت شبيه سازي دماي بيشينه وکمينه تحت شرايط تغييراقليم برخوردار است.
– عزيزي و همکاران (1378) به آشکارسازِي تغيير اقليم در نيمه غربي کشور با استفاده از تحليل‌هاي آماري چند ‌متغيره پرداختند. در اين تحقيق، آنها نتيجهگيري کردند که عليرغم مشاهده روند در درجه حرارت، داده‌هاي رطوبت و بارش غالباً از روند تغييرات معني‌داري برخوردار نميباشند.
– بابائيان و همکاران(1388) با استفاده از ريزمقياسنمايي خروجي مدل گردش عمومي جو ECHO-G تحت سناريو A1 در 43 ايستگاه سينوپتيک کشور، نتيجهگيري کردند که در دوره آتي (2030-2010) ميزان بارش کشور 9 درصد کاهش پيدا ميکند و متوسط دما سالانه 5/. درجه سانتيگراد افزايش مي يابد. اين در حالي است که که مقدار حداکثر بارش 24 ساعته با دوره بازگشتهاي 5 و 15ساله به ترتيب 13و 39 در صد نسبت به زمان حال افزايش مييابد.
– صمدي و همکاران (1388) به منظور كوچك مقياس نمودن دادههاي دما و بارندگي در حوزه آبخيز كرخه مدل SDSM را مورد ارزيابي قرار دادند آنها در اين تحقيق بهترين متغير پيشبيني کننده را متوسط فشار سطح دريا و بهترين مدل جهاني را HadCM3 معرفي کردند، و نتيجه گيري کردن که اين مدل بدين منظور از توانايي مناسبي بر خوردار ميباشد.
– پورمحمدي و رحيميان (1389) بارندگي سواحل شمالي و جنوبي کشور را در دورههای آتی مورد بررسي قرار دادند. در اين تحقيق توسط مدل گردش عمومي HadCM3تحت دو سناريويA_2 و B_2 ميانگين بارش در دوره (2039-2010) براي دو منطقه سواحل شمالي و جنوبي شبيه سازِي شد. نتايج نشان داد که تأثير تغيير اقليم بر ميزان بارندگي در عرض‌هاي جغرافيايي پايين‌تر (سواحل جنوبي) نسبت به عرض‌هاي جغرافيايي بالاتر (سواحل شمالي) شديد‌تر است.
– اشرف و همکاران (1389) داده‌هاي مدل گردش عمومي جو HadCM3 را با بکارگيري مدل LARS-WG5 تحت سه سناريوي A1B، A2 وB1 به منظور ريزمقياسنمايي فصلي بارش در استان خراسان رضوي در دوره‌ي (2040-2011) مورد بررسي قرار دادند. نتايج نشان داد كه ميزان بارش در سه فصل پاييز، زمستان و بهار به استثناي اِيستگاه تربت جام كه در هر سه فصل مذكور و نيز كاشمر كه در پاييز داراي روند كاهشي دارد، در ساِير شهرهاي استان روند افزايشِي خواهدداشت.
– مدرسي و همکاران، (1390) به بررسي منطقه‌اي، تغيير اقليم با استفاده از آزمون ‌هاي آماري در حوزه آبريز قره‌سو پرداختند. بررسي روند‌ بارش نشان داد که بارش درنواحي شمال‌شرقي حوزهآبخیز در تمامي فصول داراي روند صعودي و در نواحي جنوب و جنوب‌غربي حوزهآبخیز، در فصول زمستان و تابستان داراي روند نزولي مي‌باشد.
– توريني و حسامي کرماني (1390) با استفاده از الگوريتم نرو- فازي تحقيقي در خصوص پيشبيني دماي ماکزيمم، مينيمم و ميانگين در ايستگاه کرمان انجام دادند. آنها نتيجه گيري کردند که هر سه شاخص دمايي فوق در دروره هاي آتي نسبت به دوره پايه 2000-1971 افزايش مييابند. آنها دراين تحقيق، فشار سطح دريا، قدرت جريان هوا در سطح زمين، سرعت مداري در ارتفاع معادل 500 هکتوپاسکال و رطويت ويژه در سطح زمين را بعنوان بهترين پيشبيني کنندهها معرفي کردند.
رضايي و همکاران (1392) با استفاده از مدل ريز مقياسنمايي SDSM و خروجي حاصل از مدل جهاني HadCM3 تحت دوسناريوي A2 و B2 اثر تغيير اقليم را بر ميزان بارندگي ايستگاه رابر کرمان مورد ارزيابي قرار دادند. آنها نتيجه گيري کردند که متوسط بارش سالانه در دهههاي 2020، 2050 و2080 بترتيب 4، 5 و 6 ميليمتر نسبت به دوره پايه (2001-1970) کاهش مييابد.
2-3- تحقيقات انجام شده در خصوص اثر سناريوهاي تغيير اقليم روي منابع آب خصوصا آّبهاِي زيرزميني در خارج از کشور
– بوراويو85 و همکاران (1999) اثر تغيير اقليم را روي منابع آب مورد ارزيابي قرار دادند و اظهار داشتندکه مدلهاي سه بعدي گردش عمومي جو بهترين ابزار به منظور شبيه سازي اثر غلظت گازهاي گلخانهاي در تغيير درجه حرارت زمين ميباشند اما خروجي اين مدلها در سطح حوزه هاي آبخيز از دقت بالايي برخوردار نيستند. آنها بيان داشتند که با افزايش دو برابري غلظت دياکسيد کربن درجه حرارت کره زمين بين 5/4-1 درجه سانتيگراد گرمتر ميشود. همچنين اذعان داشتند که تغيير اقليم باکاهش ميزان بارش و افزايش ميزان تبخير وتعرق روي کميت وکيفيت منابع آب تاثير معني داري دارد.
– شريف و سينگ86 (1999) اثر تغيير اقليم را روي پيشروي آب دريا بر آبخوانهاي ساحلي مورد بررسي قرار دادند . آنها اظهار داشتند که آب دريا بدليل تغيير در فشار اتمسفر ، ذوب يخها و يخچالها کوهستاني و قطبي در اثر گرماي اتمسفر بالا ميآيد. در نتيجه هجوم آب شور دريا به آبخوان هاي ساحلي را در پيخواهيم داشت. مطالعات آنها در دو منطقه يکي در مصر و ديگري در هند انجام شد.که هر دو نتيجه مشابهي را داشتند بطوريک تحت سناريو A2 سطح آب دريا 5/0 سانتيمتر بالا ميآيد که باعث هجوم آب شور حدود 9کيلومتر در آبخوان نيل و 4/0 کيلومتر در آبخوان باي در منطقه هند ميشود. همچنين اشاره نمودندکه افزايش ميزان بهره برداري از آبخوان در نتيجه افزايش تقاضا در آینده مشکلات بيشتري دربر خواهد داشت.
– يوسف و همکاران (2002 ) اثر تغيير اقليم را روي منابع آب زير زميني حوزهِ آبخيزِ جنوب غربي انگلستان مورد ارزيابي قرار دادند و نتيجه گيري کردند که ميزان تغذيه در فصل پاييز بين 17 تا 35 در صد کاهش مي يابد.
– آژانس بين المللي انرژي اتمي ( 2002) طبق بررسيهايي که به منظور اثر دفن زباله هاي اتمي روي کيفيت آبهاي زير زميني انجام دادهاست. اعلام کرد که اکثر منابع آبهاي زيرزميني در مناطق خشک و نيمهخشک مربوط به آبهاي فسيلي ميباشد. در نتيجه اين منابع از پايداري لازم برخوردار نيستند و بهره برداري از آنها جهت استفاده انساني و اکوسيستم هاي طبيعي نياز به دقت ويژه اي دارد.
-آلن87 و همکاران ( 2004 ) در آبخوان و رودخانه گراندفورک88 تحقيقاتي به منظور بررسي حساست جريان رودخانه و عکسالعمل آبخوان نسبت به سناريوهاي تغيير اقليم انجام دادند. آنها در اين تحقيق از مدل HELPبه منظور شبيه سازي ميزان تغذيه آبخوان استفاده کردند و اذعان داشتند که ميزان تغذيه مستقيم در مقايسه با رواناب حساسيت کمتري به سناريو هاي تغيير اقليم دارد. همچنين آنها در اين تحقيق نشان دادند، زمانيکه حداکثر و حداقل ميزان تغذيه در آبخوان صورت ميگيرد سطح آب زيرزميني به ترتيب 05/ و 025/ متر تغيير ميکند. درزمانيکه ارتفاع آب در رودخانه (50-20 درصد) افزايش يا کاهش مييابد، تغييرات سطح ايستابي آبخوان مذکور به ترتيب بين (4/3-7/2) و (48/0- 1/2-) تغيير ميکند .آنها همچنين نتيجه گيري کردند که 27 در صد کل بارش به تغذيه سفر هاي آب زير زميني ميپيوندد.
– پري انتا و همکاران ( 2005) اثر تغيير اقليم و تغيير کاربري اراضي را برمنابع آب زير زميني آبخوانهاي ساحلي مناطق خشک و نيمهخشک به منظور بررسي ميزان افت آبهاي شيرين، مورد بررسي قرار دادند و اذعان داشتند که جنگل تراشي باعث افزايش ميزان تغذيه منابع آب زير زميني ميگردد.
-اوليويرا و همکاران (2005) مطالعهاي درخصوص اثر تغيير اقليم روي تغذيه آبخواني درشمال پرتغال انجام دادند و اذعان داشتند که کاهش 70 درصدِي بارش باعث کاهش 45 درصدي در ميزان تغذيه آبخوان ميشود.
مال89 و همکاران (2006) تحقيقاتي در خصوص اثر تغيير اقليم بر منابع آب سطحي و زيرزميني در هند انجام دادند و اظهار داشتند، تغيير اقليم در آينده اثر معنيداري بر منابع آب شيرين دارد. چرا که افزايش جمعيت، نياز به آب بيشتر، گرم شدن کره زمين، تغيير کاربري اراضي همه از مواردي هستند که روي منابع آب تاثير زيادي دارند. آنها در نهايت نتيجهگيري کردند که کشور هند به تغييرات اقليمي بسيار حساس است و نياز است در اين زمينه تحقيقات گستردهاي صورتگيرد .
رانجان90 و همکاران (2006) اثر تغيير اقليم را روي منابع آب شيرين زيرزميني مورد ارزيابي قرار دادند. آنها دراين تحقيق از مدل گردش عمومي HadCM3تحت دو سناريو A2 وB2 استفاده کردند و نتيجهگيري کردند که در تمام مناطق آقريقا بجز منطقه صحرا کاهش منابع آب را خواهيم داشت. آنها دراين تحقيق همچنين به ارتباط بين درجه خشکي و آسيب پذيري منابع آب اشاره نمودند.
– اسکانلن91 و همکاران (2006) تحقيقات در140 آبخوان در نقاط مختلف جهان جهت بررسي ميزان تغذيه آبهاي زيرزميني در مناطق خشک و نيمه خشک انجام دادند و نتيجه گيري کردند که متوسط ميزان تغذيه در اين مناطق بين 2/0 تا 35 ميليمتر معادل 01/0 تا 5 درصد کل بارندگي سالانه متغير ميباشد.
– سیبک92 و آلن ( 2006 ) اثر تغيير اقليم را روي ميزان تغذيه و سطح ايستابي آبهاي زيرزميني در يک آبخوان بنام گراند فورک در جنوب ایالت بريتيش کلمبياِي کانادا مورد ارزيابي قرار دادند. آنها دراين تحقيق از دو مدل جهاني CGCM1 و HadCM3 و مدل ريز مقياسنمايي SDSM براي شبيه سازي دادههاي بارش، دما و تشعشات خورشيدي و از مدل HELP براي شبيه سازي ميزان تغذيه استفاده کردند. و نتيجهگيري کردند که ميزان تغذيه آبهاي زير زميني در آينده نسبت به شرايط فعلي بدليل تغيير در الگوي پراکنش بارش و دما در منطقه مورد مطالعه افزايش مي يابد اما سهم تغذيه در تغييرات سطح ايستابي آبهاي زيرزميني به دليل غالب بودن جريان هاي سطحي کم مي باشد.
– وودا مالک93 و همکاران (2007) اثر تغيير اقليم بر

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درمورد محل دفن زباله Next Entries منابع تحقیق درمورد استان کرمان