منابع تحقیق درباره گناهان کبیره، قرآن کریم، طبقه اجتماعی، خسرو پرویز

دانلود پایان نامه ارشد

بصیر، عن ابی عبدالله (ع) قال: تزوجوا فی شکاک ولا تزوجوهم لان المرأه تأخذ من ادب زوجها و یقهرها علی دینه .
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: به مردان شکاک زن ندهید و می توانید با زنان شکاک ازدواج کنید زیرا زنان از شوهرانشان تأثیر پذیرند و ادب اخذ می کنند و تحت تسلط دین شوهرانشان هستند .
معنای روایت این است که اگر زن مؤمنه ای همسر فرد شکاکی شود ممکن است شک او باعث سستی ایمان زن مؤمنه شود یا نتواند و نگذارد به تکالیف درست خود در قبال دین و ایمانش عمل کند. اما هر گاه زن شکاک همسر مرد مؤمن شود، شوهر می تواند عقاید او را اصلاح نموده و به راه راست و ایمانی هدایتش کند، زیرا زنان مقهور عقاید شوهران خود هستند به ویژه آن که اعتقادات درست و محکم و استوار و سنجیده چون عقاید تشیع باشد .
عن فضیل بن یسار قال: قلت لابی عبدالله (ع): ان لامرأتی اختا عارفه علی رأینا و لیس علی رأینا بالبصره الا قلیل فازوجها ممن لا یری رأیها؟ قال: لا و لا نعمه ان الله عز و جل یقول فلا ترجعوهن الی الکفار لا هن حل لهم و لا هم یحلون لهن. فضیل گفت: به حضرت امام جعفر صادق (ع) عرض کردم خواهر زن من عارفه و شناسنده حق اهل بیت علیهم السلام است در حالی که در بصره مانند ما بسیار کم هستند، آیا ممکن است او را در همان جا و میان کسانی که هم عقیده ما نیستند شوهر دهیم؟ فرمودند: نه زیرا خدای عزوجل فرموده: ایشان را به سوی کفار باز نگردانید که بر آنان حلال نیستند، و ایشان نیز بر آنان حلال نمی باشند .
و ایضاً: عن نکاح الناصب فقال: لا والله ما یحل قال فضیل: ثم سالته مره اخری، فقلت: جعلت فداک ما تقول محمد فی نکاحهم؟ قال: والمراه عارفه؟ قلت: عارفه، قال: ان العارفه لا توضع الا عند عارف فضیل گفت از حضرت امام جعفر صادق (ع) پرسیدیم: آیا مرد ناصبی می تواند با دختر مؤمنه ازدواج کند؟ فرمودند: نه به خدا حلال نیست. فضیل گفت: بار دیگر سوال کردم، پس فرمودند: آیا آن زن شناسنده، حق ماست؟ عرض کردم: بلی، فرمودند: زن عارفه و شناسنده حق ما را جز به شخص عارف و شناسنده حق ما نمی دهند و نزد او نمی گذارند .
3- ازدواج با شراب خواران، زناکاران و فرزندان زنا
در میان گناهان کبیره که می شناسیم موارد فوق جایگاه مخصوصی دارند، شراب خواری کلید هر بدی و بی ادبی و فساد و تباهی است، شراب خوار در حالی که سلامتی خود را تدریجاً از دست می دهد و خود را به هلاکت می افکند و به دستور قرآن که فرموده است: «ولا تلقوا بأیدیکم الی التهلکه» نباید موجبات نابودی خودرا فراهم سازد، هر گاه به مستی شراب مبتلا شود: اولاً آماده می گردد انواع گناهان کبیره و صغیره را مرتکب شده و از خیانت هم خود داری نمی کند، ثانیاً اساس و پایه خانواده خود را متزلزل و منهدم می نماید.
کار را به جایی می رساند که نه تنها چهره و ظاهر ایمانی و دینی خود را کاملاً از کف می دهد، بلکه در منش و شخصیت خویش سستی عجیب و وحشتناکی ایجاد می کند که اثراتش نطفه او را ضایع نموده و فرزندانش را ضعیف و غیر ایمانی می سازد .
روایاتی که در خصوص شرابخواران رسیده، تجربیات به ثبت رسیده از این عادت خانمان سوز را تأیید می کند و مجموعاً نشان می دهد چرا خداوند متعال در قرآن کریمش آن را تحریم نموده است. آثار شرابخواری افراد به دنیا تمام نمی شود بلکه عذاب های سختی در قبر و قیامت برای نوشنده شراب مسکر بیان فرموده اند که بهتر است هیچ زنی به عنوان همسر یک شخص شرابخوار، گرفتار تبعات آن نشود:
عن أبی عبدالله (ع) قال: قال رسول الله (ص): شارب الخمرلا یزوج اذا خطب شرابخوار وقتی خواستگاری کند جواب مساعد نخواهد شنید.
قال ابو عبدالله (ع): من زوج کریمه من شارب الخمر فقد قطع رحمها. حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: کسی که به فرد شرابخوار زن دهد رحم او را قطع کرده است .
دیگر از کسانی که نباید به تقاضای ازدواجشان پاسخ مثبت داد یا از آنان تقاضای ازدواج نمود زناکاران و زنازادگان هستند. درباره ی زنا و زنا کاران مبتلا سخنانی بیان شد. قرآن کریم مردان و زنان زناکار را به همدیگر اختصاص داده و عقد نکاح زنان و مردان مؤمن را برای ایشان نپسندیده است .
خلاصه آنچه در روایت می یابیم آن است که نه در زناکاران و نه در زنازادگان هیچ خیری نیست و معصوم علیه السلام با تعبیر زیبائی ایشان را توصیف نموده و فرموده است: « ایشان سفینه ای هستند که درون خود سگ و خوک حمل می کنند.» همچنین فراموش نکنیم که فرمودند زناکاران دشمنان اهل بیت علیهم السلام بوده و یا هیچ دشمنی از دشمنان ایشان وجود ندارند مگر آنکه زنا زاده می باشند108.
3-8- طبقاتی از خویشاوندان که ازدواج میان آنها جایز نیست
بعضی از فرق اسلامی راه افراط پیموده حق ازدواج با افراد غیر طائفه خود را از پیروان سلب نموده اند. و همچنین هر گاه فقط پدر یک نفر مسلمان بوده، چنین شخصی نمی تواند همسری انتخاب کند که آباء و اجداد او مسلمان بوده اند، البته فقهای مزبور این مانع را در خصوص والدین شخص مجری می دانند، یعنی اگر پدر و مادر یکی از طرفین مسلمان بوده باشد کافیست که بتواند با دیگری که نسل اندر نسل بوده است ازدواج کند.
مقررات و قوانین سابق یهود با زناشوئی یهودیان و پیروان سایر ادیان هر چند مسیحی یا مسلمان بوده باشند به شدت مخالفت و آن را منع می کرد ولی اغلب اتفاق می افتاد که حکومت های وقت در اثر فشار عرف اجتماعی قوانینی که این قبیل ازدواج ها را مجاز سازد، وضع می کردند. به عنوان مثال می توان از قانونی که ناپلئون وضع و به موجب آن ازدواج بین یهودیان و غیر یهودیان موحد و یکتاپرست را مجاز اعلام کرد، نام برد.
قیودی که ازدواج با آنها مجاز نیست عبارتند از :
1- اختلاف نژاد
قیودی که منشأ آن اختلاف نژاد است، اگر در میان کلیه اجتماعات بشری نباشد در بسیاری از آنها وجود دارد. مثلاً؛ عبری ها (یهودیان باستان)ازدواج با کنعانی ها و امثالهم را جائز نمی دانستند زیرا یهودیان را نژاد برتر و ملت برگزیده خدا و کنعانی ها را ملتی پست که منحصراً برای بردگی و اطاعت از عبریها آفریده شده اند، قلمداد می کردند و به همین جهت اجازه نمی دادند کنعانی ها از طریق وصلت و آمیزش، قوم بنی اسرائیل را آلوده نمایند. به همین جهت مرد یا زن اسرائیلی به هیچ وجه حق نداشتند با زن یا مرد کنعانی نژاد مزاوجت قانونی نمایند. لکن مردان حق داشتند با کنیزان کنعانی که مملوک ایشان بودند آزادانه نزدیکی نمایند.
اعراب قبل از ظهور اسلام نیز در این خصوص از عبری ها، یونانیان و روسی ها عقب نبوده اند و به هیچ یک از زنان عرب هر چند که از پست ترین طبقات جامعه و قبیله بوده اند، اجازه ازدواج با مرد غیر عرب، هر چند از لحاظ مرتبه و طبقه اجتماعی بسیار نجیب و اصیل بوده باشد، نمی دادند.
داستانی که مورخین از خواستگاری خسرو پرویز از دختر نعمان بن منذر که دست نشانده و تابع شاهنشاه ساسانی بود و مخالفت وی با این ازدواج و رد تقاضای ولی نعمت خود به علت پای بندی به سنن و عادات اجتماعی و ملّی خویش و انجام کار وی، نقل نموده اند، و هم چنین داستانی که از خواستگاری یکی از نجیب زادگان ایران از دختر قبیله بسیار حقیر و گمنامی ذکر می کنند که آن هم با مخالفت مواجه شده بوده است، بر این مدعی گواه بارزی است در میان خود اعراب نیز بعضی قبائل خود را از حیث اصالت و شرافت برتر از قبائل دیگر دانسته به افراد خود اجازه ازدواج و اختلاط با دیگر قبائل که آنها را از خود پست تر می دانستند، نمی دادند.
در بعضی فرق اسلام نیز آثاری از این سنن و رسوم به جای مانده، مثلاً ابوحنیفه ازدواج عرب با عجم را صلاح ندانسته و حتی زن قریشی و مرد غیر قریشی را هم شأن هم نمی داند و ازدواج ایشان را نا مناسب می شمارد.
پس از گذشت قرن ها هنوز قبائل و طوائف بسیاری در میان اعراب یافت می شوند که دختران خود را از ازدواج با مردان غیر عرب ممانعت می کنند و جالب اینجاست که به نظر این طوائف هر کس جزء قبیله ایشان نباشد، غیر عرب به شمار می رود بنابراین مثلاً تمام ملت عرب نسبت به یکی از این قبائل بیگانه و غیر عرب می باشند. آنها معتقدند که انحراف از این اصل شرم و ننگ عظیمی است که شرف و حیثیت و سابقه درخشان یک قبیله و طائفه را نابود می سازد.
2- اختلاف طبقاتی
موانعی که منشاء آنها اختلاف طبقات است در میان جوامع بشری وجود دارند.
در میان اعراب دوران جاهلیت این ملاحظات تأثیر به سزایی در وقوع یا عدم وقوع ازدواج می نمود خانواده ایی که موافقت می کرد دخترش وارد خانواده ایی گردد که از حیث نسب یا مقام پائین تر از آن باشد مورد تنفر و انتقاد خانوادههای دیگر واقع می شد. آثاری از این طرز فکر در برخی فرقه های اسلامی باقی مانده است؛ مثلاً در مذهب حنفی نسب و حرفه و آزاد بودن و ثروت از شرائطی به شمار می رود که در امکان وقوع ازدواج مؤثرند. کسی که از خانواده یی پست باشد نمی تواند با کسی که دارای حسب و نسب برتری است زناشوئی کند و برای کسیکه اشتغال به حرفه ایی پست مانند رگ زنی دارد وصلت با خانواده یی که دارای حرفه عالیست، مجاز نمی باشد. به همین نحو برده اجازه ازدواج با دختری آزاد را ندارد و حتی برده آزاد شده هم نمی تواند زنی را که آزاد به دنیا آمده است به زوجیت اختیار کند. زنی که فقط پدرش آزاد بوده نمی تواند مردی را به همسری انتخاب کند که پدرانش نسل اندر نسل آزاد بوده اند و کسی که در خانواده ای فقیر به دنیا آمده باشد حق ازدواج با فردی از طبقات ثروتمند و غنی را ندارد.
هنوز هم در میان اغلب ملل مشاهده می شود که طبقات برتر اجتماع سعی می نند از وصلت دختران و پسران خود با کسانی که در طبقات پائینتر هستند جلوگیری کنند. هر چند در این که ایشان همسر خود را از طبقه پائین تر از خود انتخاب کنند اغماض نمایند.
با وجود این در عصر حاضر در میان کلیه ملل متمدن تمایل شدیدی به منظور رفع یا تخفیف این موانع مشاهده می شود که می توان گفت بیشتر از روح دموکراسی طلبی و اشاعه اصول برابری و مبارزه شدید برای از میان برداشتن امتیازات طبقاتی ناشی می شود. نهضت های عظیم اقتصادی و صنعتی معاصر موجب از بین رفتن بسیاری از اختلافات طبقاتی شده است که سابقاً از نسلی به نسلی دیگر به ارث می رسد.
3- خویشاوندی(قرابت نسبی)
در هر یک از اجتماعات بشری اعم از ابتدائی یا مترقی موانعی در راه ایجاد رابطه زناشوئی وجود دارد که ناشی از خویشاوندی (قرابت نسبی) است.
آن طور که از مطالعات و بررسی های علمی بر می آید به نظر می رسد که ممنوعیت ازدواج با محارم یعنی وصلت با افراد یک فامیل در میان ملل قدیمه شیوع کامل داشته و بر طبق قانونی که در فصل قبل مورد بحث واقع و گفته شده که قلمرو وظایف خانواده را تعیین می کند، پیدایش و تکامل یافته است لذا باید گفت قلمرو ممنوعیت ازدواج با محارم ابتدا بسیار وسیع بوده و طبقات زیادی را شامل می شده سپس به تدریج محدود گردیده تا به وضعیت فعلی ملل متمدن که در آنها فقط چند طبقه از خویشاوندان جزء محارم شخص محسوب می شوند، منتهی شده است چون این تحقیق گنجایش بررسی و مطالعه کامل این رژیم و مشخصات آن را در میان کلیه ملل و ازمنه ندارد، تنها به ذکر دو نمونه اکتفا می شود.
یکی وضعیت و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره حرمت نکاح، محدودیت ها، زنان مسلمان، آیات و روایات Next Entries مقاله رایگان با موضوع جامعه شناسی، جهانی شدن، سوره بقره، کالاهای مصرفی