منابع تحقیق درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، عصر اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

است نه از هر طريق ديگر. 216
در اهميت تربيت جنسي کافي است بگوييم که پايه و اساس بسياري از انحرافات بعدي انسان تا حدود پايان دوره جواني مربوط به همين امر است.
کودک در اين مرحله از عمر شديداً کنجکاو بوده و کنجکاوي او معني دار و جهت دار است. او در نحوه روابط والدين، در کيفيت پوشش آن‌ها، در نشست و برخاستنشان دقت کرده و مي‌خواهد از آن آگاه شود. وضع خواب و استراحت والدين در کنار يکديگر، شيوه خنده و مزاحشان با هم، حرکات دست و پايشان، حالت نگاه آن‌ها به يکديگر براي او برانگيزاننده حس کنجکاوي است. اين کنجکاوي زماني عميق تر مي‌شود که نوع روابط و رفتار والدين سؤالي در ذهن او ايجاد نمايد و کودک از معني و مفهوم آن سر در نياورد. کودک در اين مرحله عدم تميز خود و غير خود را پشت سر گذارده است. 217
فکرش در سايه رشد هوشي، علمي، داراي جنبه حسي و تجربي است، اشيا را بر اساس شباهت طبقه بندي مي‌کند و تقليد و حالت همانندشان در او پديد مي‌آيد. 218
بازي‌هاي اجتماعي بر حسب پسر و دختر بودن فرق نمي‌کند. از دنياي متفاوت زن و مرد سر در مي‌آورد و حسن و قبح را در سايه همان هوش عملي تا حدودي مي‌فهمد. به همين خاطر مراقبت از ديده‌ها و شنيده‌هاي او بيشتر باشد.
کودکان از حدود سنين چهار سالگي و بعد به تماشاي بدن خود و ديگران مي‌پردازند و گويي مي‌خواهند از آن سر درآورند و از حدود سنين 5 تا 7 سالگي اين حالت در بچه‌ها شديدتر مي‌شود، در حين تعويض لباس توسط والدين يا ديگران با دقت بيشتري به تماشاي بدن آن‌ها مي‌پردازند و از اين طريق هم مي‌خواهند از دنياي ديگران سر درآورند و هم جواب سؤالات خويش را بيابند. 219
در سنين 8 سالگي اين تماشا با نوعي لذت که بي شباهت به لذت جنسي نيست همراه است و اگر تداوم يابد به‌صورت عادت و بازي در مي‌آيد و ممکن است بعدها خود سبب بروز انحراف شود.
والدين بايد آگاه باشند که اگر غرايز جنسي در جهت مناسب و صحيح هدايت شود، مي‌تواند سبب کمال گردد و اگر از مسير خود منحرف شود، انحطاط فرد و خانواده و جامعه را به همراه خواهد داشت. خانواده و جامعه مسئول تربيت افراد مي‌باشند و شايسته است که اين مسئوليت را به خوبي انجام دهد. براي شناخت اين مسئوليت‌ها و تربيت صحيح غريزه جنسي نکاتي را بايد موردتوجه قرار دهند:
الف) غريزه جنسي امري همگاني است که محدود به مرز و منطقه اي نمي‌باشد. از درون بر مي‌خيزد و به تدريج و مستمر رشد مي‌کند، رشد آن مسيري مشخص دارد و عوامل اجتماعي طبيعي و… آن را از بين نمي‌برد.
ب) غريزه جنسي داراي ويژگي‌هايي است ازجمله ادراکي، انفعالي و حرکتي که شناخت آن‌ها براي هدايت صحيح آن مهم است.
ج) بيداري غريزه جنسي در انسان امري است تدريجي، والدين بايد از عواملي که مي‌تواند منجر به بلوغ زودرس يا انحراف جنسي گردد، آگاه بوده و آن را مهار کنند.
د) بيداري جنسي در کودک به صورت‌هايي ازجمله کشف و يادگيري صورت مي‌گيرد. 220
جرم شناسان و متخصصين جرائم اطفال معتقدند که سرعت رشد و بلوغ زودرس نوجوانان يکي از علل مهم ازدياد جرائم به شمار مي‌آيد. از آن جمله کارشناسان کشور آلمان در پاسخ به پرسشنامه ارسالي از طرف کميته اروپايي بررسي مسائل جنايي که علل ازدياد جرائم اطفال را در سال‌هاي پس از جنگ سؤال کرده بود، صريحاً مطلب فوق اشاره کرده و نابساماني و اضطراب ناشي از بلوغ زودرس را يکي از علل ازدياد جرائم از ناحيه نوجوانان آن کشور دانسته‌اند. 221
بند سوم: اختلالات پنداري
اکثر تصاوير سينمايي و تلويزيوني ساحرانه به تخدير بيننده پرداخته و او را مجذوب توانايي‌هاي خارق‌العاده شخصيت‌هاي واهي و غيرواقعي کرده و تصاويري را ارائه مي‌دهد که در زندگي عادي واقعيت ندارند. سازندگان اين‌گونه برنامه‌ها از يک دروغ بزرگ و جاندار، يک حقيقت بسيار مؤثري مي‌سازند و تماشاگراني که اشتياق فراوان براي تحقق آمال و آرزوهاي دست نيافته خود دارند به دقت تماشاي آن، غير ممکن‌ها را ممکن مي‌يابند و درنتيجه به عوامل بيمارگونه گرايش پيدا کرده و دست به اعمال خلاف قانون و ضداجتماعي مي‌زنند.
حتي در مورد فيلم‌ها و زنجيره‌هاي تلويزيوني و بازي‌هاي کامپيوتري، چنان ساخته ذهن نويسندگان و تهيه کنندگان آن است که در عالم واقعي، وجود خارجي ندارند، ولي تأثيرات منفي را مي‌توانند بر روي اطفال و نوجوانان باقي بگذارند. به‌طوري‌که اين‌گونه تصاوير در آخر تبديل به مسابقه اي جهت بمباران ذهني کودکان شده و چيزي جز ايجاد ترس و وحشت، خشونت و گسترش بازار اوهام و خيالات در کودکان ندارند.
گفتني است که امروزه در برخي از کشورها من‌جمله ايران، جرائم ارتکابي اطفال و نوجوانان افزايش‌يافته و روز به روز مطبوعات اين کشورها و همچنين صدا و سيماي آن‌ها منعکس کننده اين واقعيت تلخ هستند. زيرا نمونه‌هاي زيادي ديده شده که کودکان، تحت تأثير فيلم‌هاي سينمايي دست به اعمال خلاف زده‌اند. از آن جمله سرگذشت کودکي در تهران است که با ديدن فيلمي از فرود آرام و زيباي چتربازان، چتر پدر خود را برداشت و با آن از پشت بام به زمين فرود آمد.
کودک دنياي فيلم را با دنياي واقعي يکسان مي‌پندارد و در صدد پياده کردن آن در واقعيت بر مي‌آيد و گاه از اين رهگذر براي خود و اطرافيان مشکلات جبران‌ناپذيري ايجاد مي‌کند.
شايان ذکر است که رسانه‌ها نقش مهمي در ايجاد ارتباط بين اختلال رواني و خشونت در اذهان مردم ايفا کرده‌اند، در يک بررسي، آقاي “موناهان” در سال ???? نشان داده که در برنامه‌هاي تلويزيوني شبکه‌هاي دست اول آمريکا، ?? درصد از کساني که نقش بيمار رواني را ايفا مي کردند، رفتاري خشونت آميز داشتند. در تحليل ديگري، پژوهشگران “شين” و “فيلپس” در سال ???? به اين نتيجه رسيدند که 86 درصد از داستان‌هايي که زندگي بيماران رواني پشين را به تصوير مي‌کشند، بر خشونت اين افراد نيز تأکيد دارند، به‌خصوص وقتي که مسئله قتل‌هاي زنجيره اي و يا گروهي در کار باشد. البته اين کارکرد رسانه‌ها صرفاً جنبه بازتابي ندارد، بلکه در بسياري از موارد خود آن‌ها هستند که باعث ايجاد يک سري اختلالات پنداري و رواني در بينندگان و يا استفاده کنندگان خود مي‌شوند. شايد بتوان اختلالات روان گسيختگي، اختلالات خلقي و روان دردمندي “ضداجتماعي” را ازجمله مهم‌ترين آن‌ها برشمرد. 222
بند چهارم: فرهنگ پذيري انحراف آميز
فرهنگ پذيري فرآيندي است که طي آن آحاد جامعه يا اعضاي يک جمعيت ويژه با عناصر فرهنگي جامعه يا جمعيت ديگر آشنا مي‌شوند و اقتباس از باورها، هنجارها، ارزش‌ها و بازتاب‌هاي رفتاري فرهنگ غير خودي را در پيش مي‌گيرند. اين روند، زمينه دگرگوني و جابجايي عناصر فرهنگي متعامل را فراهم مي‌آورد.
رسانه به عنوان يکي از نهادهاي اجتماعي کارکرد انتقال ميراث فرهنگي و اجتماعي و ارزش‌هاي جوامع را بر عهده دارند. در عصر کنوني با توجه به نقش بارز آن‌ها در جامعه و اطلاع‌رساني پيرامون موضوعات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و… سعي مي‌کنند الگوهاي سنتي شوند. در اين رهگذر رسانه‌ها به عنوان عاملان تغيير و تحول در ارزش‌ها و هنجارها مطرح هستند، به‌طوري‌که سنت‌ها را به مبارزه مي‌طلبند و به‌صورت يک عامل مؤثر در دگرگوني نگرش‌ها و رفتارهاي نسل جديد عمل مي‌کنند. همين امر مي‌تواند منجر به شکاف نسلي و عدم انتقال تجربيات نسل گذشته به نسل فعلي شود. نسل فعلي، هر آنچه را که از رسانه مي‌خواهد، مي‌شنود و مي‌بيند، ملاک نگرش، عمل و رفتار خود قرار مي‌دهد. در دوران کنوني نقش نهادهاي اجتماعي همانند خانواده، مدرسه و همسالان در اجتماعي کردن نسل‌ها ضعيف و در مقابل روز به روز به اهميت و نقش رسانه‌ها افزوده مي‌گردد.
رسانه‌ها در دوران کنوني بخش جدايي ناپذير از زندگي ما شده‌اند. مردم در طول شبانه روز از محتواهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و آموزشي و سرگرمي رسانه‌ها استفاده مي‌کنند. نسل کنوني جامعه از ابتداي حياتش با رسانه‌ها بزرگ مي‌شود و در دنياي اطلاعاتي و ارتباطي امروز، اين نسل، بخش عظيم فرهنگ، ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه خود و ديگر جوامع را از رسانه‌ها دريافت مي‌کند. به عبارتي در دوران معاصر که به عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتي و ارتباطي معروف است، بخش عظيمي از جامعه پذيري نسل‌ها از طريق رسانه‌ها انجام مي‌شود و نفوذ و تأثير رسانه تا جايي است که برخي از نظريه پردازان ارتباطي بر اين باورند که رسانه‌ها اولويت ذهني و حتي رفتاري ما را تعيين مي‌کنند و اگر چگونه فکر کردن را به ما ياد ندهند، اينکه به چه چيزي فکر کنيم را به ما مي‌آموزند. 223
در رسانه رفتارهايي به عنوان الگو و شاخص معرفي مي‌شوند. اين رفتارها در غالب نظريه يادگيري قابل طرح است. نظريه يادگيري اجتماعي به يادگيري در زمينه و بستر اجتماعي تأکيد دارد. اين نظريه بر اين اساس استوار است که مردم از يکديگر مي‌آموزند. اين يادگيري مي‌تواند بر اساس مشاهده، تقليد يا مدل سازي باشد.
وسايل ارتباط‌جمعي در جوامع کنوني به عنوان يکي از مهم‌ترين مظاهر فرهنگي ملت‌ها محسوب شده و نقش مؤثري در انتقال، ارتقا و يا تخريب هويت فرهنگي جوامع به عهده دارند و اين وسايل با شيوه‌هاي گوناگون مکتوب، مصور، سمعي و بصري اهداف ويژه‌اي را دنبال مي‌کنند.
“فرام” بر اين باور است که فرهنگ و زندگي اجتماعي و نوع هنجارهاي فرهنگي من‌هاي شخصيتي افراد را مي‌سازند. 224
رسانه‌هاي گروهي ابزاري هستند که مي‌توانند وسيله انتقال فرهنگ بيگانه به کشورهاي درحال‌توسعه باشند که در صورت عدم برنامه ريزي و اتخاذ شيوه مقابله صحيح با اين مسئله مي‌تواند استحاله فرهنگي را به دنبال داشته باشد. اين آسيب‌پذيري براي کشورها به قدري روشن است که گاهي برخي با اينترنت و ماهواره به‌طورکلي مخالفت مي‌کنند و خواستار حذف اين عناصر از زندگي انسان هستند و برخي راه حل را در استفاده صحيح در شبکه و حضور فعال و نيز توليد کالاي فرهنگي مي‌دانند. 225
داده‌ها و پيامدهاي رسانه بايد با خواسته‌ها و نيازهاي رواني و خصوصيات جامعه مترقي و متحول هماهنگ باشد و الا نوعي از خود بيگانگي شديد در افراد به وجود خواهد آمد. به‌علاوه تضاد ميان نسل‌ها را شکل مي‌دهد و موجب تخريب و ويراني ميراث‌هاي گران بهاي فرهنگي خواهد شد، زيرا نمايش ويژگي‌هاي مبتذل يک جامعه منحط و عرضه رسوم و آداب و رفتار غير انساني و حتي جناياتي که در آن محيط رواج دارد در جامعه اي ديگر که وجه اشتراکي با آن ندارد، سبب مي‌شود که پايه‌هاي فرهنگ و ارزش‌هاي اين جامعه تماشاگر دچار تزلزل گردد و افراد آن، به‌ويژه نوجوانان که بايد حافظ ميراث‌هاي فرهنگي خود باشند، به فرهنگ خود بي‌اعتنا باشند.
فرهنگ مايه اصلي هويت ملت‌هاست. فرهنگ يک ملت است که مي‌تواند آن ملت را پيشرفته، عزيز و توانا، عالم و فن آور، نوآور و داراي آبروي جهاني کند.
اگر فرهنگ در يک کشور دچار انحطاط شود و کشورها هويت فرهنگي خودش را از دست بدهد، حتي پيشرفت‌هايي که ديگران به آن کشور تزريق کنند، نخواهد توانست آن کشور را از جايگاه شايسته اي در مجموعه بشريت برخوردار کند و نخواهد توانست منافع آن ملت را حفظ کند.
الف: تخريب باورهاي مذهبي
رسانه‌ها به عنوان يک نهاد اجتماعي در انتقال ارزش‌هاي ديني و فرهنگي جوامع بسيار مؤثرند. اين رسانه‌ها هستند که مي‌توانند در بيشترين وسعت نسبت به ارائه الگوهاي نوين پيرامون موضوعات و مذاهب در سطح جامعه اقدام نمايند. اين ارائه الگو به معناي جايگزين کردن برخي فرهنگ و ارزش‌هاي جديد و مذاهب جديد و بي پايه و اساس به جاي فرهنگ‌ها و مذاهب و ارزش‌هاي قديمي است.
پس رسانه به عنوان عامل دگرگوني در نگرش و رفتار نسل جديد نسبت به مذاهب گذشته هستند که در گذر زمان نه چندان طولاني، باعث ايجاد شکاف بين نسل قديم و نسل جديد در جوامع مذهبي شده است. در دوران امروزي رسانه‌ها آن‌چنان در زندگي فردي افراد جامعه رسوخ نموده‌اند که نقش عوامل ديگر، چون مدرسه و همسالان و… را تا حد زيادي کمرنگ کرده است و کودکان و نوجوانان در آنچه از رسانه دريافت مي‌کنند به عنوان الگو خود انتخاب و عمل مي‌کنند.
عقايد پديده اي از گرايش‌هاي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد پولشویی، تامین مالی، مدل مفهومی Next Entries منابع تحقیق درباره عزت نفس، احساس حقارت، کودکان و نوجوانان