منابع تحقیق درباره کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

نوجوانان است و از آن به نام زوال دوران کودکي يا افول طفوليت ياد کرده مي‌شود. 208
“دانيل پستمن”، اولين هشدار دهنده به اين زوال بيان مي‌دارد که تحليل و آمارهاي علمي و جامعه‌شناختي نشان مي‌دهد که وسايل ارتباط الکترونيکي با قدرت فوق‌العاده و حضور گسترده و تأثير ويرانگر خود به اين جريان شتاب وحشتناکي بخشيده است.
رسانه‌ها جريان مستمري دارند، اما برنامه‌هاي رسانه‌اي ملغمه درهم‌ريخته هزار رنگ است. 209
بشر اصولاً نوجوست و به همين خاطر هميشه دنبال مسائل تازه‌تر و پرهيجان‌تر مي‌رود تا طبع نو طلب تماشاگران خود را ارضا کنند. کارهاي خشونت آميز و زدوخوردهاي خشونت‌بار، اعمال وحشيانه و تجاوز و شکنجه و قتل و جنايت همراه شده است. به قول معروف “هر دم از اين باغ بري مي‌رسد”.
متأسفانه هر روز تعداد اين نوع فيلم‌ها بيشتر مي‌شود و به همين ترتيب فساد و تباهي نيز افزون مي‌گردد. 210
تحقيقات “موراي”، “زينمن” و “اتکين” در 1972 و بعد در سال 1969 حاکي از آن است که گاهي کودک سعي کرده است همان رفتاري را که در تلويزيون مشاهده کرده است، عيناً تقليد نمايد که در بعضي موارد با نتايج تأسف‌آوري نيز همراه بوده است.
يکي از پژوهش‌ها به‌وسيله “التا آستين فردريک” در سال 1972 در دانشگاه ايالتي پنسيلوانيا تأثير برنامه‌هايي را که ضد اجتماع، اجتماعي يا بي طرف بودند، به رفتار کودکان مورد بررسي قرارداد. برنامه‌هاي ضداجتماعي شامل کارتون‌هاي “خفاش = بتمن” و “سوپرمن” بودند و برنامه‌هاي اجتماعي عبارت بودند از قسمت‌هايي از همسايگي آقاي “راجرز” و برنامه‌هاي بي‌طرف شامل فيلم‌هاي مسافرتي براي کودکان بود.
برنامه اين کودکان در طول 9 هفته که مورد مشاهده قرار گرفتند شامل: دو هفته مشاهده قبل از نمايش و تماشاي فيلم‌ها، و دو هفته مشاهده در دوران تماشاي فيلم، و سه هفته پيگيري بعد از آن بود. تمام مشاهدات هنگامي که کودکان در کودکستان مشغول فعاليت بودند انجام شد. مشاهده کنندگان رفتارهاي مختلفي را که رفتارهاي اجتماعي محسوب مي‌شد (مانند کمک به ديگران، سهيم کردن ديگران، همکاري در بازي، تحمل در انتظار ماندن) و يا اينکه رفتار ضداجتماعي به حساب مي‌آمد (مانند جر و بحث کردن، گلاويز شدن، شکستن اسباب‌بازي) يادداشت نمودند. نتيجه کلي نشان داد کودکاني که در اصل کمي پرخاشگر بودند در اثر تماشاي کارتون‌هايي مانند “خفاش” و “سوپرمن” حالت پرخاشگري کاملاً شديدتري پيدا مي‌کردند. به عکس کودکاني که 12 فيلم “همسايگي آقاي راجرز” را ديده بودند، حس همکاري قابل‌ملاحظه‌اي نسبت به ديگران پيدا کردند و حاضر شدند که اسباب‌بازي‌هاي خود را در اختيار کودکان ديگر بگذارند و به آنان کمک نمايند.
در تحقيق ديگري “رابرت ليبرت بارون” (1972) در دانشگاه ايالتي نيويورک، ميل به آزار دادن کودکان پس از ديدن برنامه‌هاي خشونت آميز و يا برنامه‌هاي غير خشن مورد بررسي قرار گرفت. برنامه‌هاي خشن شامل قسمت‌هايي از زنجيره “تسخير ناپذيرها” بود، در حالي که برنامه غير خشن يا بي طرف عبارت بود از يک مسابقه اسب‌دواني. مهم‌ترين نتيجه‌اي که از اين پژوهش به دست آمد اين بود که کودکان از تماشاي فيلم خشن ميل بيشتري به آزار کودکان ديگر پيدا کردند. وضع تحقيق به نحوي بود که کودک مي‌توانست دو دگمه را فشار دهد که يکي از آن‌ها کودکي را در اتاق ديگر “کمک” مي‌کرد و ديگري به آن کودک “آزار” مي‌رساند. کودکان خردسالي که فيلم خشن را تماشا کرده بودند، دکمه آزار را زودتر و براي مدت طولاني‌تري از کودکاني که فيلم اسب‌دواني را ديده بودند، فشار دادند. به‌علاوه هنگامي که همين کودکان در بازي معمولي خود مورد مشاهده قرار گرفتند، ديده شد که فيلم “تسخير ناپذيرها” را تماشا کرده بودند، در بازي‌هاي خود از اسباب‌بازي‌هايي نظير اسلحه و وسايل خطرناک زيادتر استفاده مي‌کردند تا کودکاني که فيلم مسابقه اسب دواني را ديده بودند فشار دادند.
بند اول: ايجاد ترس و اضطراب
زنجيره‌ها و فيلم‌هاي رسانه‌اي مي‌توانند ترس و اضطراب را در کودکان و نوجوانان ايجاد کنند، به نحوي در روحيه و عادات آن‌ها و رفتار آن‌ها نيز تأثيرگذار مي‌باشد.
بينندگان اين مجموعه‌ها، به يک باره احساس مي‌کنند جامعه اي که به زعم آن‌ها آرام بوده، چندان آرام نيست و خبرهاي زيادي در آن وجود دارد که آن‌ها از آن بي‌خبر هستند. اين احساس به نوعي احساس ترس و اضطراب را در ميان اطفال و نوجوانان دامن مي‌زند و يا آن را تقويت مي‌کند.
اضطراب و ترس که يک پديده زيستي عمومي است با انتظار دردناک وقوع يک اتفاق ناگوار مشخص مي‌شود. عموميت آن در سطح بين‌المللي به حدي است که اين قرن را قرن اضطراب ناميده‌اند و مي گويند اين قرن، قرن دلهره و نگراني است. انسان‌ها در هر سطح و شرايطي که باشند به نحوي اسير دلهره و اضطراب‌اند و اين امر ريشه و منشأ بسياري از بيماري‌هاي رواني است. 211
با توجه به بيان اهميت و ضرورت اضطراب از آن تعاريف متفاوتي شده است که بعضي از آن‌ها از ديدگاه نظريه‌پردازان مختلف بيان شده است.
اضطراب از ديدگاه “فرويد” عبارت است از واکنش ناآگاهانه اي در برابر تمايلات سرکوفته است. علامت اخطاري است به “خود” مبني بر اينکه کشش غريزي مطلوب در گذشته موجب ناراحتي و درد شده است، اينک دارد مجدداً بروز مي‌کند. 212
ترس صحنه اي از توقع و انتظار فرد از اتفاقات بد و ناگوار در رفتار و تنش‌هاي آينده او به وجود مي‌آيد. فرد با تشخيص اينکه اين اضطراب از چه منبعي حاصل مي‌شود، بايد به خود آيد در زمان حال زندگي کند. اگر فرد در زمان حال به سر برد، مضطرب نخواهد شد، زيرا هيجان و تحرک در فعاليت خود به خودي او جريان مي‌يابد و خلاّق و مُبدع مي‌شود. 213
سخن آنجاست که استفاده نادرست از رسانه موجب ترس در کودکان و نوجوانان شود. امروزه نظريه روان‌شناختي در کنکاش ريشه بسياري از جرائم، جايگاه ويژه‌اي به خود اختصاص داده است. براي مثال نظريه‌هاي روان‌شناختي مربوط به سوءمصرف مواد مخدر نشان‌دهنده آن است که بعضي افراد براي انجام کاري غيرقانوني براي رهاي از اضطراب و ترس و يافتن اعتماد به نفس اقدام به مصرف مواد مخدر يا مشروبات الکلي مي‌نمايند.
اگر به سرچشمه ترس و اضطراب بينديشيم، به راحتي به درک اين نکته نائل مي‌گرديم که ارضاي نياز به عزت نفس و برخوردار شدن از اعتماد به نفس بالا و برعکس، عدم اساس عزت و شخصيت و داشتن اعتماد به نفسي در خور توجه، تا حد زيادي در خانواده و محيط تربيتي فرد رقم مي‌خورد.
حال اگر رسانه‌هاي جمعي در قالب خانواده و پروسه تربيتي والدين دخالت کرده و با قدرت جاذبه فراوان خود جاي توجه و محبت آن‌ها نسبت به فرزندان را بگيرد، طبيعي است که فرزند هم تابع آموزه‌هاي آن شده و در بسياري از موارد به علت عدم تناسب محتواي مضامين با قابليت‌هاي آنان، عوارضي چون ترس، اضطراب دروني را به عمل مي‌آورد که هرکدامشان با انتزاعي نمودن انديشه و انفعالي کردن شخصيت، قدمي به‌سوي ارتکاب انواع جرائم و نا هنجاري‌هاي اجتماعي قلمداد مي‌شوند. 214
بند دوم: عارضه بلوغ زودرس
والدين بايد درباره حقايق زندگي و مسائل جنسي با فرزندان خود به‌طور مناسب به گفتگو بنشينند و در روشن کردن حقايق براي آنان غفلت نورزند. اولين برخورد و تماس با هر فرد يا شيء اثر عميقي در ذهن بر جاي مي‌گذارد، مثلاً اگر اطفال و نوجوانان به دليل عدم کنترل والدين و نظارت بر نحوه صحيح استفاده از وسايل ويدئويي و اينترنت و… با موضوعات جنسي به‌طور نامناسب آشنا گردند، کار و تلاش والدين در زمينه مسائل آموزش دو چندان خواهد شد. زيرا بايد در درجه اول افکار نادرست و نامناسب آموخته شده در زمينه مسائل جنسي را تغيير و تصحيح نموده و سپس به آموزش مناسب مسائل جنسي اقدام کنند.
متأسفانه در کشور ما به دليل عدم آگاهي والدين به اين امر مهم به دلايل متفاوت از توضيح درباره اين مسائل با فرزندان خود کمتر سخن مي گويند و احساس شرم مي‌کنند و حتي به اين امر در آموزشگاه‌ها و مدارس نيز توجهي نشده است. گروهي از والدين معتقدند که آموزش مسائل جنسي بايد در مدارس و آموزشگاه‌ها صورت گيرد، لذا منتظر مي‌مانند که کودک وارد مدرسه شود و در آنجا اطلاعاتي در زمينه مسائل جنسي فراگيرد. اما صبر کردن تا زماني که کودک به سن مدرسه برسد به هيچ وجه کار درستي نيست. بايد اين موارد را به‌صورت طبقه بندي شده و مرحله اي با توجه به فهم و درکشان به آنان آموخت. کودک تا سنين مدرسه در زمينه‌هاي مختلف اطلاعات را از طريق تماشاي تلويزيون و ماهواره و يا دوستانش به دست مي‌آورد. اطلاعات و آگاهي‌هاي اوليه بايد از طريق والدين به کودک داده شود. مثلاً اطلاع از اين‌که پدر و مادر يکديگر را دوست دارند و همراه با عشق و علاقه با يکديگر زندگي مي‌کنند و کودک حاصل زندگي مشترک آن‌هاست. براي کودک از اهميت خاصي برخوردار است.
ميل جنسي يک ميل غريزي ساده نيست و اگر اين ميل در نوجواني به هيجان آيد، جلوگيري از عواقب بعدي آن کاري بس مشکل خواهد بود. از اين رو بايد در چنين مواردي به اصل پيشگيري پيش از درمان توجه داشت. براي اين منظور محيط خانواده نبايد چنان باشد که به اين انگيزه دامن بزند يا آن را به هيجان آورد. طرز لباس پوشيدن و آرايش مادران و خواهران نبايد چنان باشد که زمينه انحراف پسران نوجوان را فراهم کند. روابط زناشويي پدران و مادران بايد دور از چشم کودکان و نوجوانان باشد. در بعضي از خانواده‌ها چندان قيد و بندي در روابط زن و مرد وجود ندارد و زنان و دختران بدون مراعات اصل پوشيدگي با مردان و پسران خانواده و فاميل هم‌نشيني مي‌کنند. اولين قربانيان اين روابط آزاد نوجوانان و جواناني هستند که در اين روابط و رفت‌وآمدها پيوسته در معرض تهييج و عواقب ناشي از آن قرار مي‌گيرند.
همچنين در مورد خانواده‌هايي که به علت سهل‌انگاري به تماشاي فيلم‌هايي مي‌نشينند که تماشاي آن براي فرزندانشان بسيار زيان‌بار و مخرب است، اين خانواده‌ها به دست خود زمينه انحراف فرزندان خود را فراهم مي‌آورند که قبل از هر کسي خود آنان تاوان اين سهل‌انگاري را خواهند پرداخت.
اگر محيط زندگي کودک سالم و طبيعي و عادي باشد، بلوغ کودک مناسب با رشد و امکانات جسمي او تحقق خواهد يافت. اما اگر شرايط و محيط زندگي مناسب و آرام نباشد و کودک از نظر جنسي تحريک شود، بلوغ زودرس به سراغش آمده و منحرفش مي‌کند. در مکتب تربيتي و انسان‌ساز اسلام، احتياط‌هاي لازم در امور جنسي فرزندان خردسال که از سوي رهبران معصوم (ع) مطرح‌شده است. پيامبر اکرم (ص) در اين خصوص مي‌فرمايد: “الصّبي و الصّبي، والصَّبي و الصّبيه، والصّبيه و الصّبيه، يفَرّق بينهم في المضاجع لعشر سنين”
يعني: “از سن ده سالگي پسر با پسر، پسر با دختر و دختر با پسر بايد جداي از هم بوده و در يک بستر نخوابند.”
دختر بچه شش ساله را پسر بچه نبوسد و زن‌ها از بوسيدن پسربچه اي که سنش از هفت سال تجاوز کرده است خودداري نمايند.
محيط زندگي اطفال بايد به تمام معنا زمينه را براي پرورش عفت و پاکدامني فراهم گرداند، تمايلات جنسي کودکان و نوجوانان بايد طوري پرورش يابد که به موقع ظاهر گردد. هرگاه اين تمايلات زودتر از موقع مقرر طبيعي يا ديرتر بروز کند، آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري را به کودکان وارد خواهد ساخت.
ترشح زياده از حد غده‌هاي فوق کليه در رشد زودرس تمام بدن و به‌خصوص دستگاه تناسلي مؤثر است. دو غده “تيموس” و “پينال” در دوره کودکي فعاليت مي‌کنند و همين که دوره بلوغ فرا مي‌رسد، فعاليت آن‌ها کاهش مي‌يابد. به عقيده علماي فيزيولوژي فعاليت اين غده‌ها مانع بلوغ زود رس است. 215
در اين‌که بايد طفل را تا زمان بلوغ به طرز مؤدبانه و واقع‌بينانه‌اي با مسائل جنسي آشنا کرد، حرفي نيست، مطلب اين است که نبايد براي او چه از طريق سمعي و چه از طريق بصري و چه از طريق لمسي، زمينه‌هايي فراهم شود که دچار بلوغ زودرس و به کار افتادن غدد جنسي شود. اين کار براي کودکي که هنوز آمادگي جسمي پيدا نکرده است، ظلم و خيانت و جنايت است. در دوران بعد از بلوغ نيز فراهم شدن اين زمينه‌ها تنها از طريق مشروع مجاز

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره حقوق بشر، کودک و نوجوان، مشارکت مردم Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد پولشویی، تامین مالی، مدل مفهومی