منابع تحقیق درباره کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

مناسب در رفتار آن‌ها مي‌شود و باعث تکرار بيشتر رفتار خوب مي‌شود. زماني که بزرگ‌سالان، کودکان و نوجوانان را به دليل رفتار درست، تشويق و تأييد مي‌کنند، احساس غرور مي‌کند و نتيجه اين، احساس دور شدن از اعمال ناپسند است، به عبارتي توجه و تشويق، بر پرهيز از بزهکاري اطفال و نوجوانان مؤثر است. 172
براي اينکه تشويق همگام با اصول تربيتي باشد، بايد به نکات زير توجه نمود:
1- نفس عملکرد بايد تشويق شود.
2- تشويق بايد با سن، نيازها، شرايط، موقعيت (مکاني، شخصي، رواني و…) کودکان و نوجوانان تناسب داشته باشد.
3- علت تشويق براي فرزند مشخص شود تا بداند براي کدام کار شايسته تشويق شده است.
4- تشويق نبايد بيش از اندازه باشد، وگرنه زيانش بيشتر از نفع آن خواهد بود، زيرا باعث مي‌شود که شوق ما براي فرزند به‌صورت غايت و هدف در آيند و فرزند را به غرور و بدبيني مبتلا مي‌کند.173
در همه حال تشويق و ترغيب کارساز نيست، دست‌اندرکاران تعليم و تربيت و اکثر روان شناسان لزوم استفاده از تنبيه صحيح را نفي نمي‌کنند، ولي معتقدند که قبل از اعمال به روشي مناسب بايد به اقدامات تربيتي ديگري مانند تشويق و… پرداخت. فقط در آخرين مرحله تربيتي، يعني “اصلاح رفتار” با هدف آگاه هوشيار کردن به عنوان يکي از ابزارهاي تغيير به شکل خاص و البته غير بدني مي‌توان از تنبيه استفاده کرد.
پيگيري در مسئله تنبيه و اصلاح رفتار يک اصل مهم است. اگر فرزند به خوبي اين واقعيت را درک کند که حل مشکل او براي پدر و مادر مهم است و تا رفع کامل آن و ايجاد تغييرات مثبت، دست بردار نخواهند بود، به‌طور يقين وي سعي در ايجاد تغييرات مثبت در رفتار خود خواهد کرد. 174
براي اينکه تنبيه در اصلاح رفتار نامطلوب مؤثر واقع شود و اثرات منفي ناخواسته نداشته باشد، بايد حالت‌هاي تنبيه کننده هنگام اعمال تنبيه، عاري از خشم، غضب، خصومت و انتقام جويي باشد، به‌نحوي‌که تنبيه شونده بفهمد، وجود اين حالت باعث به کارگيري تنبيه نشده است.
براي اينکه تنبيه شونده متوجه شود که هدف از تنبيه، آگاه کردن اوست، بهتر است تنبيه کننده از وضع موجود اظهار ناراحتي کند و به تنبيه شونده بفهماند که مايل به تنبيه نيست، چون تنبيه کردن را دوست ندارد و خوشحال مي‌شود که بعد از آن تنبيه شده کاري نکند که موجب تنبيه شود. 175
درباره تنبيه خاص، پدر و مادر بايد با هم توافق داشته باشند و يکي از آن‌ها اعمال تنبيه از سوي ديگري را بي ارزش نداند و در برابر تنبيه شونده با تنبيه مخالفت نکند. همچنين پدر و مادر نبايد با هم اقدام به تنبيه کنند، زيرا در اين صورت فرزندان اتکا و پناه خود را از دست داده و دچار ناامني مسائل جسماني و رواني ناشي از آن خواهند شد. علاوه بر آن تنبيه بايد متعارف باشد و ثبات داشته باشد، يعني هر بار رفتار نامطلوب انجام مي‌شود تنبيهي اعمال شود. در صورتي که گاهي بعد از انجام “رفتار نامطلوب” تنبيه اعمال شود و گاهي اعمال نشود، تنبيه ثبات ندارد و به عنوان نمونه اگر فرزندي دروغ بگويد و پدر و مادر گاهي به تذکر دهند و گاهي ندهند فرزند در نمي‌يابد که چرا گاهي دروغ گويي بد است و تنبيه دارد و گاهي با انجام همان عمل، تنبيه نمي‌شود. 176
تنبيه نبايد در حضور ديگران انجام شود، زيرا باعث شرمندگي تنبيه شونده در جمع مي‌شود و درباره ارزشمندي فردي و اجتماعي خود دچار شک و تشويش مي‌شود. اين مسئله به‌ويژه در نوجواني بايد بيشتر موردتوجه قرار گيرد. 177
تحقيق کامکار و همکارانش بر روي 30 نوجوان 18 تا 20 ساله بزهکار نشان داد که نظارت پدر و مادر بر آن‌ها توأم با سهل گيري و بي‌توجهي افراطي بود. 178
در مجموع دلايل حاصل از مطالعات، حاکي از آن است توجه بيشتر پدر و مادر به امور کودک و نظارت و مراقبت بر رفتــار نوجوانان، موجب کاهـش مشکلات رفتاري و خطر بزهکاري آنان در آينـده مي‌شود.179
ضمن تأکيد بر ضرورت مراقبت پدر و مادر بر رفتار و روابط کودک و نوجوان، بايد به اين نکته توجه داشت که در صورت نامناسب بودن و شدت کنترل و نظارت پدر و مادر نسبت به رفتار و روابط کودکان و نوجوانان، اين کنترل نتيجه وارونه داشته، خطر بروز ناهنجاري در رفتار و روابط وي در آينده افزايش مي‌يابد. تحقيقات “کمبل” و همکارانش در سال‌هاي 1991 و 1996 ثابت کرد که کنترل منفي پدر و مادر و مقررات انضباطي شديد، در طي دوران کودکي نشانگر افزايش خطر بروز رفتارهاي تهاجمي و ساير مشکلات رفتاري است. 180

فصل سوم:
نقـش رسانه‌هاي جمــعي
در
بزهکاري اطفال و نوجوانان

فصل سوم: نقش رسانه‌هاي جمعي در بزهکاري اطفال و نوجوانان
رسانه‌ها به عنوان يک پيام و وسيله انتقال افکار نقش مهمي در پيدايش و گسترش بزهکاري دارند که تحقيقات زيادي در اين خصوص توسط حقوق‌دانان، جامعه‌شناسان، روان شناسان و جرم شناسان صورت گرفته است. بي‌شک امروزه اهميت نقش رسانه‌ها در زندگي افراد غير قابل انکار است. استفاده از رسانه‌هاي گروهي به‌خصوص توسط اطفال و نوجوانان تأثيرات عميقي را در خلق و خوي و رفتار و الگوپذيري و همسان‌سازي آنان خواهد داشت.
ماهيت رسانه‌هاي گروهي به اين‌گونه است که براي جذب مخاطبين خود و کاشت هدف مورد نظر در ذهن آنان واقعيات را به‌صورت اغراق آميز و يا افسانه اي و تحريف آميز ارائه مي‌دهند و همچنين با انتخاب موضوع حوادث و چگونگي انتقال مفاهيم و پيام‌ها به مردم نقش مؤثري در تعيين اشکال و محدوده جرم و انحراف اجتماعي به عهده دارند. ما در اين فصل به بررسي نقش رسانه‌هاي جمعي در بزهکاري اطفال و نوجوانان طي دو مبحث خواهيم پرداخت.
مبحث اول: رسانه‌ها و تحريک به ارتکاب جرم
نقش کمکي رسانه‌ها در مورد بزهکاري هنگامي مي‌توان دريافت که نوجوان يا طفل، روش يا شگرد مخصوص ارتکاب جنايت و بزهکاري را از طرق متفاوت (تماشاي برنامه‌ها، شنيدن و خواندن) فرا مي‌گيرد و سپس هنگامي که به دلايل فراوان ديگري تصميم به ارتکاب عمل يا جنايت در عالم واقع مي‌گيرد، از اين شگردها استفاده مي‌کند. به‌طور مثال بسياري از برنامه‌هاي خشونت آميز بديهي و مبارزات خشن، افراد بزهکار و دزد و جنايتکار با مهارت زائد الوصف، نقشه‌هاي شوم و تبهکارانه خود را به مرحله اجرا مي‌رسانند و گاهي براي اينکه ارزش نمايشي اين فيلم‌ها و برنامه‌ها زيادتر شود، کارگردان و ساير هنرمندان، با استفاده از وسايل و روش‌هاي که در اختيار دارند، انجام يک قتل را با نهايت ظرافت و ذکر جزئيات نمايش مي‌دهند، هرچند شگردهايي که در اين برنامه‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد بيشتر جنبه نمايش دارد، مع‌هذا کودکان و نوجوانان به خوبي آن را فرا مي‌گيرند و سپس آن عده که به دليل خاص رواني و اجتماعي دست به ارتکاب جرم و جنايت مي‌زنند، از آن شيوه استفاده مي‌کنند.
استفاده از نقاب يا ماسک هنگام دستبرد، خراب کردن پل با ديناميت، کمين کردن در تاريکي، استتار، استفاده از حربه‌هايي مانند چاقو، قيچي براي کشتن، آتش زدن محل پس از انجام جرم، دزديدن اتومبيل، عوض کردن پلاک آن براي جنايت، ربودن طفل و گروگان گيري و خواستن پول از والدين آن‌ها و… همه و همه در برنامه‌ها و فيلم‌هاي رسانه‌هاي گروهي وجود دارد، که هر يک به صورتي طفل و نوجوان مستعدي را که در مقابل تلويزيون چشم به دنياي خيالي و غير واقعي دوخته است صاحب مهارت‌هايي مي‌کند که اگر بخواهد تمايل داشته باشد، مي‌تواند از آن‌ها استفاده کند.
موارد بسياري در گوشه و کنار جهان وجود دارد که طفلي به تنهايي يا نوجواني به اتفاق، دست به ارتکاب جنايت يا عمل خلافي زده‌اند که روش انجام آن را از طريق يک کتاب، روزنامه، تلويزيون و… فراگرفته است. 181
“خشونت و شرارت و مسائل مختلف جنايي وحشتناکي که از تلويزيون پخش مي‌شود، امري است که دانشمندان آن را شديداً به حال همه افراد، به‌ويژه کودکان و نوجوانان زيان‌بخش مي‌دانند.
دکتر “ادوز” مي‌نويسد: “صحنه‌هاي خشونت و کشتار و قتل عام و شکنجه، تقريباً به طرزي سيستماتيک و غالباً انحصاري، از سن دو سال و نيم در ذهن بچه ضبط مي‌شود.”182
با توجه به آنچه که دکتر ادوز مي‌گويد و اين امر مورد تأييد جرم شناسان و روان شناسان کيفري مي‌باشد، کاملاً روشن مي‌شود که صحنه‌هاي ستيزه‌جويي و قتل و کشتار، شخصيت کودکان را به کلي زيرورو مي‌کند و آثاري بسيار ناهنجار و نامطلوب بر روي آنان مي‌بخشد، بالأخص با توجه به اينکه هرقدر خشونت، هيجان‌انگيزتر انجام بگيرد، کودکان اشتياق و شور فراوان‌تري در مشاهده آن از خود نشان مي‌دهند به‌طوري‌که مي‌توان از آن‌ها به عنوان آفت رواني ياد کرد.
روش رسيدن به تمنيات غيراخلاقي را به يک طريق سهل و ساده به نمايش در مي‌آورد، اعمال جنسي را تحريک مي‌نمايد و درنتيجه اطفال و نوجوانان را به طرف تجاوزها و سوداگري‌هاي غيراخلاقي مي‌داند. شهامت و جسارت اجراي اعمال ناصواب و عملي نمودن تصميمات نادرست را تلقين مي‌کند و با قلب حقايق افکار نابهنجار و غلط را توسعه مي‌دهد، اعمال ضداجتماعي را تشويق مي‌نمايد و روح تبهکاري را در نهادها مي‌پروراند، حسادت و بغض را رشد و کينه‌ورزي و انتقام جويي را ترغيب و توصيه مي‌کند، طريقه قتل و آدم کشي و دزدي‌هاي مختلف را مي‌آموزد، فساد و تباهي و انحطاط اخلاقي را به‌صورت پسنديده و شايسته جلوه گر مي‌سازد، بدي‌ها را نيکو و نيک سرشتي ها را بدطينتي نشان مي‌دهد. موفقيت را در شقاوت ورزشکاري و خشونت بيان مي‌کند، افراد را به کارهاي قهرماني و خارق‌العاده که منجر به رفتارهاي بزهکارانه مي‌شود، و حس تقليد را در آن‌ها پيدا مي‌کند و به‌طور مداوم مي‌گستراند، به تلقين بي‌بندوباري و تنبلي و ولگردي مي‌پردازد، و بر بي‌احساسي و سنگدلي و ستمگري مهر صحه مي‌گذارد، حس ماجراجويي را تقويت مي‌کند و جسارت و گستاخي را با ارزش وانمود مي‌سازد، اميال انحرافي و خواسته‌هاي ضداجتماعي را مطلوب بايسته به شمار مي‌آورد، موازين اخلاقي را پايمال مي‌نمايد و کشش‌ها و گرايش‌هاي ناسازگاري را مي‌پروراند. 183
“ساترلند معتقد است که سينما و تلويزيون به علت تصويرهايي که دارنده از ساير پديده‌ها محرک‌تر و مؤثرتر هستند.”184
“لازار سفلد” و “مرتن”، هر دو معتقدند: “وسايل ارتباط‌جمعي جديد ابزاري بس نيرومندند که مي‌توان از آن در راه خير و شرّ با تأثيري شگرف سود برد و چنانچه کنترل مطلوب وجود نداشته باشد، امکان استفاده از اين وسايل در راه شر، بيشتر از خير آن است.”185
نظريه نامحدود بودن قدرت رسانه‌ها بر اساس اين ديدگاه، وسايل ارتباط‌جمعي داراي چنان تأثير و قدرتي است که مي‌توانند نسلي را به دلخواه پديد بياورند. طرفداران اين نظريه از (فراگيري) ارتباط‌جمعي و توانمندي آن‌ها هراسانند، چنان که برخي از آنان توانايي راديو را با بمب اتم مقايسه کنند. در باور اينان وسايل ارتباط‌جمعي نوين ابزاري بس نيرومندند که مي‌توان از آنان در راه خير با تأثيري شگرف سود برد و چنانچه نظارت در ميان نباشد، امکان استفاده از اين وسايل در راه دوم يعني شرّ بيشتر است. اين ديدگاه رسانه‌ها را داراي چنان قدرتي مي‌داند که مي‌توانند افکار فلسفي و سياسي را دگرگون کند و به اختصار، تمامي رفتار ما را هدايت کنند. اين گروه از انديشمندان براي تأييد نظريه خود به کاربرد مؤثر راديو توسط هيتلر و وزير تبليغاتش دکتر گوبلز استناد مي‌جويند.
امروزه گسترش و توسعه وسايل ارتباط‌جمعي به حدي است که دوران حاضر را عصر ارتباطات ناميده‌اند. “مک لوهان” دنيا را با مفهوم “دهکده جهاني” مي‌شناسد.
گفتار اول: اشاعه الگوهاي تبليغاتي انحراف آميز
تبليغ کوششي است تعمدي و حساب شده که به منظور شکل دادن به دريافت، دستکاري کردن ادراک و همسو کردن رفتار مخاطبان با نيت مورد نظر مبلغ صورت مي‌گيرد.
“از نظر آشکار ساختن منبع پيام و صحت اطلاعات، تبليغ را به سه نوع سفيد، سياه و خاکستري تقسيم مي‌شود. تبليغات در عرصه‌هاي مختلف تجاري، اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي صورت مي‌گيرد. “تبليغات در ساده‌ترين تعريف آن نوعي اعلان عمومي است که به منظور آگاهي مردم از تازه‌هاي توليد يا خدمات يا شکل دادن و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، کودک و نوجوان Next Entries منابع تحقیق درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، ناخودآگاه