منابع تحقیق درباره کسب و کار، تحمل ابهام، اندازه شرکت

دانلود پایان نامه ارشد

در سازماني كه معمولاً سنتي و بوركراتيك است به ثمر رساند. و زماني است كه كارآفريني در داخل يك سازمان صورت گيرد. در اين حالت فرد يا گروه كار آفرين از قابليت ها و امكانات يك سازمان استفاده كرده و اقدام به كارآفريني وابسته به سازمان مي نمايند. وجود جو خلاقيت نوآوري و كارآفريني از مهم ترين ويژگي هاي سازمان هاي خلاق و كارآفرين مي باشد.
2-8-3- در قالب سازمان (سازمان كارآفرين52 – كارآفريني سازماني53)
كارآفريني سازماني فرايندي است كه سازمان طي مي كند تا همه كاركنان بتواند در نقش كارآفرين انجام وظيفه كنند و تمام فعاليت هاي كارآفرينانه فردي و گروهي به طور مستمر، سريع و راحت در سازمان مركزي يا شركت هاي تحت پوشش خود مختار به ثمر رسند.

شكل 2-10: انواع كارآفريني و كارآفرينان
صمدآقايي،‌1378
2-9- عوامل و شاخصهای موثر بر موفقيت کارآفرينان
کارآفرينان کمک فراواني به ايجاد ارزش و فرصتهاي شغلي در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه مينمايند (Peng, 2001). با وجود اينکه پژوهشهاي فراواني در زمينه ايجاد شرکتهاي کارآفريني و شرکتهاي خصوصي انجام گرفته است (Keh et al., 2002)، اکثر تحقيقات در زمينه موفقيت، به جاي تمرکز بر کارآفرينان، بر سازمان و عوامل ساختاري متمرکز شدهاند(Parasuraman et al., 1996). بر اساس يک نظريه، سازمانهاي کارآفريني، در واقع از بسط ويژگيهاي يک کارآفرين بوجود آمدهاند و در نتيجه شناخت عوامل موفقيت کارآفرينان، ميتواند نخستين گام براي شناخت علل موفقيت سازمان آنها باشد(Gunz and Heslin, 2005).
از ديدگاه حرفهاي، عوامل موفقيت شغلي کارآفرينان با کارکنان عادي متفاوت است. براي مثال سطوح شغلي و عوامل ارتقاي شغلي که معمولا جزء ابعاد موفقيت شغلي، دستهبندي ميشود، براي ارزيابي کارآفرينان مناسب نميباشد زيرا آنها مالک شرکت هستند و هميشه در سطوح عالي سازمان قرار دارند. از ديدگاه فرهنگي، اگرچه ما معتقديم که موفقيت شغلي يک بحث عمومي است و در تمامي جوامع از اهميت بسزايي برخوردار است، اما ممکن است محتواي آن بر اساس عوامل فرهنگي و جغرافيايي تفاوت پيدا کند (Nicholson and Waal-Andrews, 2005). بنابراين احتمال دارد که عوامل موثر بر موفقيت کارآفرينان که در کشورهاي غربي شناسايي شده است با کشورهاي شرقي و يا جهان سوم متفاوت باشد. به طور سنتي عوامل موثر بر موفقيت شغلي در دو حوزه مورد بررسي قرار ميگيرد: عوامل دروني و بيروني. عوامل با منشاء خارجي، قابل مشاهده هستند و معمولا با شاخصهايي مانند درآمد، ارتقاء، سطح شغلي، جايگاه و اعتبار بيان ميشوند(Nicholson and Waal-Andrews, 2005). عوامل دروني موفقيت شغلي، به ارزيابي اشخاص از تجارب شغلي خود اطلاق ميگردد(Judge et al., 1999).
اخيرا بر اساس تئوري مقايسه اجتماعي54، بيان شده است که اين دو حوزه ميتواند به دو بخش ديگر نيز تقسيم گردد: خود ارجاعي و ديگر ارجاعي (Heslin, 2005). خود ارجاعي به ارزيابيهاي مربوط به استانداردهاي شخصي مربوط بوده در حاليکه معيار ديگر ارجاعي به انتظارات ديگران مربوط است.
لازم به ذکر است که با وجود تغييرات شديد محيطي مانند جهاني شدن، کوچکسازي سازمانها و تشکيل مشاغل بدون مرز، عوامل دروني از اهميت بيشتري برخوردار ميگردند (Hall and Chandler, 2005) اما در شرکتهاي کارآفريني که کارآفرينان متعددي در آن حضور دارند، نقش عوامل بيروني، پررنگتر ميشود.
محققان زيادي بيان کردهاند که بيشتر تحقيقاتي که تاکنون در زمينه موفقيت کارآفرينان انجام گرفته است به عوامل بيروني توجه بيشتري نشان دادهاند(Arthur et al, 2005) . در يکي از پژوهشهايي که در اين زمينه انجام گرفته است عنوان شده است که عواملي از قبيل سن، جنسيت، وضعيت تاهل،سطح تحصيلات، آموزشهاي شغلي، تجربه کاري، اندازه شرکت و وضعيت شغلي همسر بر موفقيت کارآفريني موثر است(Gattiker and Larwood, 1990).
به طور کلي ميتوان از بررسي پيشينه تحقيق به اين نتيجه دست يافت که عوامل موفقيت کارآفريني به سه دسته کلي تقسيم ميشود. اين عوامل شامل عوامل شخصيتي، محيطي و جمعيتي است.
2-9-1- ويژگيهاي شخصيتي
بر اساس نظر (Gartner, 1989) اينکه کارآفرينان از صفات مشخصه متمايزي نسبت به ساير افراد برخوردارند از سابقه طولاني در مطالعات کارآفريني برخوردار است. يکي از مطالعات معروف در اين زمينه به اين نتيجه دست يافته است که بين ويژگيهاي شخصيتي و گرايش به کارآفريني در بين يک نمونه از افراد آلماني رابطه مثبتي وجود دارد(Schmitt-Rodermund and Vondracek, 2002).
(McClelland,1965) پيشنهاد کرده است که يکي از خصوصيات کليدي براي کارآفريني، انگيزه پيشرفت و موفقيت است. اين به آن معناست که شخص، زمان بيشتري را براي انجام يک کار درست صرف ميکند. همچنين (Robinson, 1991) اذعان ميدارد که اعتماد به نفس يک عامل مهم در موفقيت موسسان شرکتها و کارآفرينان است. ساير تحقيقات به عامل جديدي مانند تمايل به (رئيس خود بودن) اشاره کردهاند(Falter, 2002).
در برخي از پژوهشها از مرکز کنترل فرد به عنوان يک عامل مهم در موفقيت کسب و کار اشاره شده است. حتي (Borland, 1975) مدعي است که مرکز کنترلي افراد، پيشبيني کننده بهتري براي گرايشات کارآفرينانه نسبت به نياز به موفقيت است.
تحمل بالاي ابهام، عامل ديگري است که در کارآفرينان موفق مشاهده شده است. (Begley and Boyd, 1986) ، اثبات کردهاند که موسسان شرکتهاي کوچک از تحمل شرايط ابهامآميز بالاتري نسبت به ساير افراد برخوردارند. ريسکپذيري همواره يکي از مهمترين تفاوتهاي رفتاري کارآفرينان با ديگران بوده است به طوريکه آنان ميتوانند خطرات مربوط به کسب و کار خود را به آساني سازماندهي و مديريت نمايند(Kreiser et al, 2002).
در پژوهشهاي بازرگاني، از ايجاد کسب و کار جديد همواره با عنوان يک ريسک نام برده ميشود. نتيجه تحقيقات(Mcclelland, 1961) نشان ميدهد که کارآفرينان بر خلاف تصورات ما، از تمايل متوسطي نسبت به ريسک برخوردارند وساير محققان نيز بيان کردهاند که کارآفرينان، قبل از ورود به هر کاري، ميزان ريسک آن را محاسبه ميکنند(Timmons, 1989). نتايج مطالعهاي ديگر به نتيجهاي معکوس دست يافته است و بيان کرده است که کارآفرينان نسبت به غير کارآفرينان از ريسک پذيري بيشتري برخوردار نيستند ولي در هنگام برخورد با شرايط پرريسک، با راحتي بيشتري با آن کنار ميآيند (Palich and bagby, 1995).
هيل55 در سال 1960 درکتاب خود به بررسي علل موفقيت 500 فرد ثروتمند از کشورهاي مختلف پرداخته است. او بيان کرده است که يکي از علل ضعف اکثر مردم ترس از شکست و اين عامل است که آنها فکر ميکنند نميتوانند از عهده انجام بعضي کارها برآيند. برعکس، کارآفرينان موفق ميدانند که ميتوانند از شکستهاي خود درس گيرند و آن را براي موفقيتهاي بيشتر مورد استفاده قرار دهند. بنابراين مقاومت و پشتکار يکي از مهمترين ويژگيهاي روانشناختي کارآفرينان است.
روابط ميانفردي و حمايتهاي اجتماعي يکي از عوامل کليدي براي موفقيت کسب و کار است تا جايي که حتي کارآفرينان چيني روابط فردي را در اولويت اول و روابط کاري را در اولويت بعدي قرار ميدهند.(Gartner, 1985).
همچنين در بعضي تحقيقات اندک روانشناسي و مديريت به عامل اصول اخلاقي به عنوان فاکتور موفقيت کارآفريني اشاره شده است(Barnet and Karson, 1987). در مطالعات (Timmons, 1989) که به بررسي جزئيات عوامل موفقيت کارآفرينان پرداخت 15 عامل شناسايي شد که به شرح زير است:
– ميزان تعهد کارآفرين
– حرکت در جهت موفقيت و پيشرفت
– گرايش به سمت اهداف و استفاده بهينه از فرصتها
– پيشقدم شدن در کارها و پذيرش مسئوليت شخصي
– پايداري و پشتکار در حل مشکلات
– حقيقتگويي و حس شوخ طبعي
– جستجو و استفاده از بازخور
– مرکز کنترل دروني
– تحمل ابهام، استرس و شرايط بحراني
– ريسک پذيري حساب شده و متوسط
– عدم نياز به قدرت و مقام
– امانتداري و قابل اعتماد بودن
– قطعيت همراه با بردباري و شکيبايي
– درس گرفتن از شکستها
– تيمسازي
جدول2-3: پيشينه تحقيق در زمينه رابطه بين ويژگيهاي شخصي و عوامل موفقيت کارآفرينان
پيشينه تحقيق در زمينه رابطه بين ويژگيهاي شخصي و عوامل موفقيت کارآفرينان
ويژگيهاي شخصي
ادبيات
نياز به موفقيت
• (McClelland, 1965) بيان کرد که، عامل کليدي موفقيت کارآفرينان، انگيزه موفقيت و پيشرفت است.
• (Robinson et al, 1991) اعتماد به نفس را داراي اهميتي فوقالعاده دانست.
• (Hofstede et al, 2004) عامل (رضايتمندي)را معرفي کردند.
مرکز کنترل
• (Rotter, 1966) مرکز کنترل را به عنوان عضوي از تئوري آموزش اجتماعي دانست.
• مطالعات (Borland, 1975) مرکز کنترل افراد را پيشبيني کننده بهتري براي موفقيت کارآفرينان نسبت به نياز به موفقيت دانست.
• (Hayton, George and Zahra, 2002) فردگرايي و گرايشات مردانه را عامل موفقيت کارآفرينان معرفي کردند.
تحمل ابهام
• (Begley and Boyd, 1986) اثبات کرد که موسسان شرکتهاي کوچک، داراي تحمل ابهام بالاتري نسبت به سايرين هستند.
• (Timmons, 1989) نشان داد که کارآفرينان موفق، در مقابل ريسک و شرايط نامطمئن، تحمل و شکيبايي بيشتري دارند.
ريسک پذيري
• (Kreiser et al, 2002) بيان کرده است که ريسک پذيري، يکي از مشخصههايي است که کارآفرينان را نسبت به سايرين متمايز ميکند.
• (McClelland, 1961) اعتقاد دارد که کارآفرينان تنها به سطح متوسطي از ريسک گرايش دارند.
• (Timmons, 1989) به اين نتيجه دست يافت که کارآفرينان پيش از انجام هر کاري، ريسک آن را محاسبه ميکنند.
• (Palich and Bagby, 1995) بر خلاف سايرين معتقدند که کارآفرينان نسبت به سايرين، از ريسک پذيري بيشتري برخوردار نيستند.
مقاومت و پايداري
• مطالعات (Hill, 1960) به اين نتيجه دست يافته که مقاومت، يکي از مهمترين ويژگيها در موفقيت کارآفرينان است.
روابط بين فردي
• (Rdding, 1990) و (Gartner, 1985) روابط بين فردي و حمايتهاي اجتماعي را عامل مهمي در رفع مشکلات ورود به صنعت جديد ميدانند.
اخلاقيات
• رعايت اخلاقيات، در بسياري از مطالعات، عامل مهمي در جلب اعتماد مردم شناخته شده است و باعث ميشود که وجهه اجتماعي افراد تقويت شود (Kohlberg, 1969).
ساير عوامل
• (Timmons, 1989) بيان کرده است که مهارتهاي کارآفريني قابل آموختن و يادگيري است و در نتيجه، 15 رفتار را که در اين زمينه قابل آموختن است را عنوان کرده است.

2-9-2- عوامل جمعيتي
نتايج مطالعات (Mancuso,1974) نشان ميدهد که کارآفرينان موفق معمولا داراي ويژگيهاي بسيار هستند. آنها معمولا بزرگترين فرزند خانواده هستند، جوان بوده و معمولا ازدواج کردهاند و همسري دارند که کاملا پشتيبان و حامي آنهاست. پژوهشهاي (Cooper nd Dunkelberg, 1987) اثبات کرده است که حداقل يکي از والدين بيشتر کارآفرينان، خود اشتغال بوده است و اين افراد از پيشينه خانوادگي زيادي در کسب و کار برخوردار بودهاند.
محققان ديگري نيز بيان کردهاند که افرادي که سطح تحصيلات بالاتري دارند، احتمال بيشتري دارد که به فعاليتهاي کارآفرينانه روي آورند اما از يک سوم نمونه آنها که داراي تحصيلات عاليه بودند، تعداد بسيار اندکي توانسته بودند که به سطوح بسيار بالاي تحصيلي برسند(Evans and Leighton, 1987). در تحقيق ديگري که بر روي تعدادي از زنان انجام گرفت، نتايج نشان دادند که با بالا رفتن سطح تحصيلات، ميزان موانع ورود به يک کسب و کار جديد کاهش مييابد(Dolinsky et al, 1993). اگرچه نقش تحصيلات در موفقيت کارآفريني به اثبات رسيده است اما، بسياري از کارآفرينان مشهور جهان از قبيل بيل گيتس و کاشينگ لي، هيچ تحصيلات دانشگاهي را پشت سر نگذاشتهاند و همين امر اعتبار اين عامل را زير سوال ميبرد.
جدول 2-4: پيشينه تحقيق در زمينه رابطه بين عوامل جمعيتي و فاکتورهاي موفقيت کارآفرينان
پيشينه تحقيق در زمينه رابطه بين عوامل جمعيتي و فاکتورهاي موفقيت کارآفرينان
• (Mancuso, 1974) در پژوهشهاي

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره ارزش اطلاعات Next Entries منابع تحقیق درباره کسب و کار