منابع تحقیق درباره پیامبر (ص)، اعراب جاهلی، فقهای امامیه، زنان مسلمان

دانلود پایان نامه ارشد

و تجرد در حداکثر مخالفت می کند در قرآن می خوانیم: و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم44؛ «و زنان و مردان مجرد خود و بردگان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید»، به مسأله ازدواج تشویق می کند: حتماً و حتماً پسر و دختر باید ازدواج کنند. برای اینکه موجبات بی عفتی فراهم نشود تشویق شدید به ازدواج می کند و با عزوبت و تجرد در هر شکلی مخالف است. در اسلام ازدواج یک سنت الهى است. گر چه امروز مسأله ازدواج آن قدر در میان آداب و رسوم غلط و حتى خرافات پیچیده شده که به صورت یک جاده صعب العبور یا غیر قابل عبور براى جوانان در آمده است، ولى قطع نظر از این پیرایه ها، ازدواج یک حکم فطرى و هماهنگ قانون آفرینش است که انسان براى بقاء نسل و آرامش جسم و روح و حل مشکلات زندگى احتیاج به ازدواج سالم دارد. اسلام که هماهنگ با آفرینش گام بر می دارد نیز در این زمینه تعبیرات جالب و مؤثرى دارد، از جمله حدیث معروف پیامبر (ص) است: «تناکحوا، و تناسلوا تکثروا فانى اباهى بکم الامم یوم القیامه و لو بالسقط»؛ «ازدواج کنید تا نسل شما فزونى گیرد که من با فزونى جمعیت شما حتى با فرزندان سقط شده در قیامت به دیگر امتها مباهات مى کنم»! و در حدیث دیگر از آن حضرت مى خوانیم: «من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فى النصف الباقى»؛ «کسى که همسر اختیار کند نیمى از دین خود را محفوظ داشته، و باید مراقب نیم دیگر باشد». چرا که غریزه جنسى نیرومندترین و سرکش ترین غرائز انسان است که به تنهائى با دیگر غرائز برابرى مى کند، و انحراف آن نیمى از دین و ایمان انسان را به خطر خواهد انداخت. باز در حدیث دیگرى از پیامبر (ص) مى خوانیم «شرارکم عزابکم»؛ «بدترین شما مجردانند»45.
به همین دلیل در آیات مورد بحث و همچنین روایات متعددى مسلمانان تشویق به همکارى در امر ازدواج مجردان و هر گونه کمک ممکن به این امر شده اند مخصوصاً اسلام در مورد فرزندان مسئولیت سنگینى بر دوش پدران افکنده، و پدرانى را که در این مسئله حیاتى بى تفاوت هستند شریک جرم انحراف فرزندانشان شمرده است چنانکه در حدیثى از پیامبر (ص) مى خوانیم: «من ادرک له ولد و عنده ما یزوجه فلم یزوجه، فاحدث فالاثم بینهما!»؛ «کسى که فرزندش به حد رشد رسد و امکانات تزویج او را داشته باشد و اقدام نکند، و در نتیجه فرزند مرتکب گناهى شود، این گناه بر هر دو نوشته مى شود». و باز به همین دلیل دستور مؤکد داده شده است که هزینه هاى ازدواج را اعم از مهر و سایر قسمتها سبک و آسان بگیرند، تا مانعى بر سر راه ازدواج مجردان پیدا نشود، از جمله در مورد مهریه سنگین که غالباً سنگ راه ازدواج افراد کم درآمد است.
در حدیثى از پیامبر اکرم (ص) مى خوانیم: «شوم المرئه غلاء مهرها»؛ «زن بد قدم زنى است که مهرش سنگین باشد». و باز در حدیث دیگرى که در ذیل حدیث فوق وارد شده مى خوانیم: «من شومها شدة مؤنتها»؛ «یکى از نشانه هاى شوم بودن زن آن است که هزینه زندگى (یا هزینه ازدواجش) سنگین باشد». و از آنجا که بسیارى از مردان و زنان براى فرار از زیر بار این مسؤلیت الهى و انسانى متعذر به عذرهائى از جمله نداشتن امکانات مالى مى شوند در آیه «و أنکحوا الأیمى منکم و الصلحین من عبادکم و إمائکم إن یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله وسع علیم46؛ «مردان و زنان بى همسر را، همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بى نیاز مى سازد، خداوند واسع و آگاه است». صریحاً گفته شده است که فقر نمى تواند مانع راه ازدواج گردد، بلکه چه بسا ازدواج سبب غنا و بى نیازى مى شود.
دلیل آن هم با دقت روشن مى شود، زیرا انسان تا مجرد است احساس مسؤلیت نمى کند نه ابتکار و نیرو و استعداد خود را به اندازه کافى براى کسب در آمد مشروع بسیج مى کند، و نه به هنگامى که در آمدى پیدا کرد در حفظ و بارور ساختن آن مى کوشد و به همین دلیل مجردان غالباً خانه به دوش و تهى دستند! اما بعد از ازدواج شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعى مى شود و خود را شدیداً مسئول حفظ همسر و آبروى خانواده و تأمین وسائل زندگى فرزندان آینده مى بیند، به همین دلیل تمام هوش و ابتکار و استعداد خود را به کار مى گیرد و در حفظ درآمدهاى خود و صرفه جوئى، تلاش مى کند و در مدت کوتاهى مى تواند بر فقر چیره شود. بى جهت نیست که در حدیثى از امام صادق (ع) مى خوانیم: «الرزق مع النساء و العیال»؛ «روزى همراه همسر و فرزند است». و در حدیث دیگرى از پیامبر (ص) مى خوانیم: «مردى خدمت حضرتش رسید و از تهیدستى و نیازمندى شکایت کرد پیامبر (ص) فرمود: «تزوج، فتزوج فوسع له»؛ ازدواج کن، او هم ازدواج کرد و گشایش در کار او پیدا شد.47
بدون شک امدادهاى الهى و نیروهاى مرموز معنوى نیز به کمک چنین افراد مى آید که براى انجام وظیفه انسانى و حفظ پاکى خود اقدام به ازدواج مى کنند. هر فرد با ایمان مى تواند به این وعده الهى دلگرم و مؤمن باشد، در حدیثى از پیامبر گرامى اسلام (ص) نقل شده: «من ترک التزویج مخافة العیلة فقد ساء ظنه بالله ان الله عز و جل یقول ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله»؛ «کسى که ازدواج را از ترس فقر ترک کند گمان بد به خدا برده است، زیرا خداوند متعال مى فرماید: اگر آنها فقیر باشند خداوند آنها را از فضل خود بى نیاز مى سازد.48
1-3- انواع ازدواج قبل از اسلام
پیش از ظهور اسلام، در میان اعراب جاهلی ده نوع ازدواج وجود داشت:
1-ازدواج صداق: که همان ازدواج رایج در همه ادیان آسمانی است و دین اسلام نیز آن را تأیید کرده است. در این ازدواج، مهریه معین اما مدت زمان زندگی مشترک، نامعین است و تنها با ازدواج یا مرگ یکی از طرفین پایان می پذیرد.
2-متعه: یا همان ازدواج موقت که در ادیان الهی پیش از اسلام و حتی در برخی ملت‌های غیر الهی نیز وجود داشته است. در این ازدواج هم مدت زمان را معین می‌کردند هم مهریه را.
3-ازدواج اماء: که ازدواج با کنیزان بود. اگر کسی کنیزی را می خرید، بی آن که مهری برای آن بپردازد، همسرش می شد و می توانست او را به دیگری بفروشد. این ازدواج در اسلام با شرایط ویژه ای مجاز بوده است.
4-ازدواج موقت: پسر بزرگ خانواده حق داشت با زن یا زنان پدرش ازدواج کند (البته غیراز مادر خودش). در اسلام این ازدواج حرام شمرده شده و زن پدر، محرم شمرده می‌شود49.
5-ازدواج شغار: در این نوع پیوند، مرد با دختر یا خواهر مرد دیگری ازدواج می کرد تا او نیز با دختر یا خواهر او ازدواج کند.
6-ازدواج رهط: یعنی ازدواج مشارکتی یا دسته جمعی گروهی از مردان که نباید بیشتر از ده نفر می بودند با یک زن رابطه برقرار می‌کردند و اگر فرزندی به دنیا می آمد، آن زن فرزندش را به هر یک از مردان که خود می خواست منتسب می کرد و او را پدر فرزند خود قرار می داد.
7-ازدواج با اُختین: یعنی مردی همزمان با دو خواهر ازدواج کند.
8-ازدواج مخادنه: نوعی ازدواج دوستانه بوده است که مردی زنی را به دوستی می گرفت یا زنی مردی را به دوستی بر می گزید.
9-ازدواج استبضاع: در این نوع ازدواج، مردی همسر خود را در اختیار مردی که شجاعت، قدرت و یا صفت پسندیده دیگری داشت قرار می داد و تا وقتی که همسرش از آن مرد صاحب فرزند نمی‌شد، از او کناره گیری می کرد.
10-ازدواج تعویضی: دو مرد با یکدیگر توافق می کردند و زنانشان را با هم عوض می کردند.
 علاوه بر این ها، ازدواج رسمی و دائم چند مرد با یک زن در برخی اقوام وجود داشته است و نیز در میان درباریان پادشاهی ساسانی در ایران ازدواج خواهر و برادر نیز انجام می شده است.
از این ها گذشته در میان اعراب جاهلی ارتباط با زنان فاحشه مرسوم بود؛ زنانی که بر در خانه خود پرچم می افراشتند و هر گاه فرزندی از آنها زاده می شد، او را بنا به تشخیص قیافه شناسان و کاهنان به یکی از مردانی که با او ارتباط داشتند منتسب می کردند و آن مرد رسماً پدر آن نوزاد شمرده می شد50.

فصل سوم

ازدواج های ممنوع در اسلام

ازدواج های ممنوع در اسلام 
پس از بیان مقدماتی در خصوص موضوعات مورد بحث، در این فصل از پایان نامه به بررسی ممنوعیت ازدواج در دین مقدس اسلام می پردازیم؛
3-1- ازدواج مرد مسلمان با زنان اهل کتاب
اکثر فقها و مفسّران ، لفظ مشرک را شامل اهل کتاب می دانند، با این توضیح که عده ایی از آنها صریحاً اهل کتاب را مشرک خوانده و عده ایی دیگر ضمن کلام خود نام مشرک را بر اهل کتاب یا اعم از آن اطلاق کرده اند. برای نمونه سید مرتضی در تحلیل حرمت نکاح زنان نصرانی نوشته است: شبهه هایی نیست که زن نصرانی مشرک است و شیخ طوسی نیز اهل کتاب را یکی از اقسام مشرک شمرده است.
در مقابل عده ایی دیگر از دانشمندان به عدم اندراج اهل کتاب در عنوان مشرک قائل شده اند. مثلاً ابوالصلاح حلبی در تعریف مشرک نوشته است:« و ایشان کفار غیر کتابی می باشند». و جصّاص نیز در این باره می نویسد: «هر چند نصارا، مجوس و صائبین مشرکند ولی اطلاق مشرک فقط بت پرستان را شامل می شود». در دائره المعارف شیعه نیز آمده است: «کسی که رسالت پیامبر را انکار می کند کافر است نه مشرک»51.
پس از بررسی عنوان اهل کتاب و این که دانستیم این عنوان بر حسب عرف محاوره در زمان نزول آیات قرآن و صدور احادیث، تنها شامل یهود و نصارا می شود، اما به لحاظ ترتیب احکام، مجوس و صابئیان را نیز در بر می گیرد. بنابر این هر حکمی که از ادله برای یهود و نصارا استفاده شود شامل دو طایفه دیگر نیز می شود، ولی از آن جا که کلمات فقها درباره طوایف چهارگانه یکسان نیست، نخست درباره دو طایفه اصلی (یهود و نصارا ) و سپس درباره دو طایفه دیگر بحث خواهیم کرد. بنابر این در این قسمت مسائل ذیل مطرح می شود :
1. ازدواج ابتدایی و دائم مرد مسلمان با زنان یهودی و نصران؛
2. حکم متعه زنان یهود و نصارا؛
3. ازدواج مرد مسلمان با زنان مجوسی؛
4. ازدواج مرد مسلمان با زنان صابئی؛
5. ازدواج با زنان اهل کتاب در صورتی که مرد همسری اهل کتاب دارد؛
6. ادامه زناشویی مرد مسلمان با زن کتابی.
ادامه زناشویی با زنان اهل کتاب به دو صورت قابل تصور است :
صورت اول: این که زن و شوهر هر دو از اهل کتاب باشند و مرد مسلمان شود و زن بر دین اهل کتاب باقی بماند.
صورت دوم: این که زن و شوهر مسلمان باشند و زن به یکی از ادیان اهل کتاب گرایش پیدا کند.
مسئله اول: ازدواج ابتدایی و دائم مرد مسلمان با زنان یهودی و نصارا
الف) دیدگاه فقهای اهل سنت
تمام فقهای اهل سنت ازدواج دائم مرد مسلمان با زنان یهود و نصارا را جایز می دانند و می توان گفت در بین مذاهب چهارگانه اهل سنت در این مسئله هیچ اختلافی نیست، لذا ابن قدامه و ابن رشد بر جواز این ازدواج ادعای اجماع کرده52، ابن قدامه خلاف را به امامیه نسبت داده است. زیدیه نیز همانند اهل سنت است، ازدواج با زنان یهود و نصارا را جایز می دانند53.
قرطبی تعدادی از صحابه و تابعین را که به جواز نکاح زنان یهود و نصارا قائل بوده اند به شرح زیر نام برده است: از صحابه عثمان، طلحه، ابن عباس، جابر و حذیفه و از تابعین سعیدبن مسیب، سعیدبن جبیر، حسن، مجاهد، طاووس، عکرمه، شعبی و ضکاک54. ابن حزم اندلسی از ظاهریه نیز به جواز نکاح زنان یهودی و نصرانی تصریح کرده است55.
ب: دیدگاه فقهای امامیه
از بررسی دیدگاه های فقهای امامیه درباره ازدواج دائم با زنان یهود و نصارا چهار قول به دست می آید:
1- حرمت مطلق:
طبق این نظر، ازدواج دائم با زنان یهود و نصارا در هیچ شرایطی جایز نیست56.
2- جواز مطلق:
طبق این نظر، ازدواج با زنان یهود و نصارا همانند زنان مسلمان به طور مطلق جایز است. این اطلاق در مقابل قیودی می باشد که در دو قول دیگر آمده است57.
3- جواز در حال اضطرار:
بر اساس این دیدگاه، ازدواج دائم با زنان یهودا و نصارا در حال اضطرار جایز و در حال اختیار حرام است. صاحبان این دیدگاه به دو گروه تقسیم می شوند:
الف)کسانی که در حال اختیار ازدواج دائم را ممنوع و ازدواج موقت را جایز می دانند.
ب) کسانی که در حال اختیار، هر گونه ازدواج با زنان یهود و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره مشرق زمین، امر به معروف، جنبه های اجتماعی، نهی از منکر Next Entries منابع تحقیق درباره اهل بیت (ع)، مذاهب اسلامی، رسول خدا (ص)، آیات و روایات