منابع تحقیق درباره وشمگير، بودند،، بريدى، ياقوت

دانلود پایان نامه ارشد

‌ فرات‌ گسترش‌ داد. در زمان‌ اين‌ پادشاه‌ قدرتمند طبرستان‌، گيلان‌ و سيستان‌ نيز از وي‌ اطاعت‌ مي‌كردند. سه‌ شعبه‌ اصلي‌ اين‌ دولت‌ عبارت‌ بودند از: ديالمه‌ فارس‌ جانشينان‌ علي‌ (عمادالدوله‌)، ديالمه‌ عراق‌ و كرمان‌ و خوزستان‌ جانشينان‌ احمد (معزالدوله‌) و ديالمه‌ ري‌ و همدان‌ و اصفهان‌ جانشينان‌ حسن‌ (ركن‌الدوله). چند پارگي‌ آنها، وجود اختلافات‌ دروني‌ و تلاش‌ شاهزادگان‌ و سرداران‌ براي‌ به‌ قدرت‌ رساندن‌ خود در نهايت‌ موجب‌ ضعف‌ و شکست اين‌ دولت شد. سرانجام این سلسله در سال ۴۴۷ ه.ق به دست سلجوقیان از میان رفتند.
2-1. اوضاع جهان اسلام در قرن چهارم ه. ق
در ابتدا مختصری درباره اوضاع سیاسی جهان اسلام در قرن چهارم ه. ق مقارن با پیدایش دولت آل بویه می پردازیم تا با چگونگی اوضاع و شرایط آن برهه از زمان بیشتر آشنا شده و دلایل تشکیل این دولت را بهتر دریابیم.
تشيّع‏ در قرن‏ چهارم‏ هجرى، در شرق و غرب و تمام نقاط جهان اسلام رواج يافته و در اوج رشد و گسترش خود بود؛ به طوری كه قبل و بعد از آن هيچ‏گاه از چنين گسترشى برخوردار نبوده‏ است. فهرستى كه مقدسى از شهرهاى شيعه‏نشين، در سرزمين‏هاى اسلامى در اين قرن ارائه داده، نشان‏دهنده اين مطلب است. به گفته ی مقدسی، مملکت اسلام از شرق به کاشغر و از غرب تا سوس امتداد داشته و ده ماه راه بوده است.12 اما به نظر ابن حوقل مملکت اسلام از شرق به کشور هند و از غرب به سرزمین سیاهان سواحل اقیانوس اطلس و از شمال به بلاد روم و ارمنستان و آلان و اران و خزر و سرزمینهای بلغار و اسلاو و ترکستان و چین و از جنوب به خلیج فارس محدود میشد.13 تشيّع‏ در به دست گرفتن حكومت نيز به پويايى خود ادامه داد و به رغم سركوبهاى شديد توسط خلفا، حكومتهاى شيعى مستقل يكى پس از ديگرى تشكيل شدند؛ در آن زمان به اندازه‏اى زمينه براى كوشش شيعيان هموار بوده كه بيشتر سرزمينهای اسلامى زير سلطه حاكمان شيعى بوده‏اند؛ در آغاز اين قرن بودكه ناصر اطروش پس از سال‏ها تبليغ كه در شمال ايران به عمل آورد، به ناحيه طبرستان استيلا يافت و حکومتی تأسيس كرد كه تا چند نسل ادامه داشت.14 پیش از اطروش نيز حسن بن زيد علوى سالها در طبرستان حکومت كرده بود.15 ادريسيان در مغرب، زيديان در يمن و علويان در شمال ايران، فاطميان در مصر ، حمدانيان در شمال عراق و سوريه و در ايران و عراق آل بويه زمام قدرت را در دست داشتند. همه اينها مقدمه‏اى شد براى قرن‏ چهارم‏ و پنجم هجرى كه دو حكومت مقتدر شيعى يعنى آل بويه در شرق عالم اسلامى آن روز و فاطميان در غرب حاكميت را در دست گرفتند. اوج شكوفايى تمدن اسلامى نيز در همين دو قرن به چشم مى‏خورد.16 پس از اینکه دولت آل بویه قدرت گرفت و توانست بر خلافت چیره شود، از خلافت جز اسمى باقی نماند. امير الامراء تمام كارها را اداره مى‏كرد. اموال مستقيما به خزانه آنها حمل مى‏شد و آنها به هر نحوى كه ميخواستند آن را مصرف مى‏كردند و به خليفه هم حقوق مى‏دادند.17
2-2. به قدرت رسيدن آل بويه
آل بویه در عراق و غرب ایران پس از دوره ای به قدرت رسیدند که شاهد تجزیه امپراطوری عباسیان و از هم پاشیدن قدرت خلافت و گسترش کشمکشهای داخلی در بغداد بود. همانطور که قبلا ذکر شد، در هنگام روی کار آمدن آل بویه، امپراطوری اسلامی به حکومتهایی کوچک تجزیه شده بود. ابو شجاع بویه سه پسر به نامهای علی، حسن و احمد داشت که پایهگذار حکومت مقتدر آل بویه بودند. ابن مسکویه که خود در این دوران زندگی میکرد و بسیاری از وقایع این زمان را خود از نزدیک دیده، در این مورد آورده است که «ابوالحسن علی بن بویه و برادرش ابوعلی حسن بن بویه از سرداران بزرگ ماکان بن کاکی بودند و رابطه ماکان و مرداویج نیکو بود تا آنکه مرداویج، اسفار را کشت و بخشهای ری و کوهستان (جبال) را به دست آورد و سپاه و دارایی بسیار به دست آورد. از سوی دیگر ماکان به سوی آمل و طبرستان رفت و بخشهایی از آن را گرفت و سپاه خود را تا نیشابور پیش برد.
با افزایش قدرت ماکان اختلاف میان او و مرداویج آغاز شد و در چند جنگ پراکنده که میان آنها روی داد، در نهایت مرداویج به پیروزی رسید. اما علی بن بویه و برادرش حسن پس از شکست اولیه ماکان به سوی مرداویج آمدند و او آنها را پذیرفت و به هر یک از سرداران پیشین ماکان، فرماندهی بخشی از جبل را واگذار کرد و کرج (کرهرود فعلی) را به علی داد. پس از آنکه فرمانها براى آنها نوشته شد، به رى رفتند، كه فرماندار آنجا وشمگير بن زيار، برادر مرداویج بود و ابو عبد الله حسين بن محمد ملقب به عميد ناظر كارهاى آنجا بود.»18 در همان روزها مرداويج از سپردن فرمانروايي به ديلميان منصرف شد. بنابراین نامه ای به برادرش وشمگير نوشت تا از بيرون شدن آنها از رى جلوگیری کند. چون نامه‏ها اول به دست عميد مى‏رسيد و او چكيده آنها را به وشمگير مى‏گفت، هنگامى كه از اين نامه آگاه شد، پنهانى به على بن بويه هشدار داد كه هر چه زودتر به سوى كار جدید خود بشتابد و در راه نماند. او نامه‏ها را هنگامى برای وشمگير خواند كه على بن بويه راهى بسيار را پيموده بود. زمانی که علی وارد کرج شد با مردم و لشکریان و کارگزاران آنجا با مهربانی و مدارا رفتار کرد. کارگزار آنجا هم به وشمگیر نامه تشکر نوشته، سیاست و خوشرفتاری و مردمداری علی راستایش کرد. او به زودی در آن نواحی صاحب قدرت و نزد مردم محبوب و محترم گرديد.  وی چند قلعه از خرمدینان را فتح کرد و غنیمتهای بسیاری به دست آورد که همه را میان سرداران خود تقسیم نمود. این اقدام او باعث شد مردم به حکومت او علاقمند شوند و طرفداران بسیاری به دست آورد.19
مرداویج به شهر ری رفت و تعدادی از سرداران خود را به کرج فرستاد. ولی علی بن بویه با بخششهایش آنها را به سوی خود کشاند و همه پیرو او شدند. وقتی مرداویج از این موضوع اطلاع یافت هراسان شد. نامهای به علی و دیگر سرداران نوشت و از آنها خواست که نزد او بیایند. اما علی که موقعیت مناسبی پیدا کرده و از مقبولیت میان مردم برخوردار شده بود، به فکر توسعهی محدوده تحت فرمانروایی خود افتاد. بنابراین با سرداران عهد و پیمان بست و ناجوانمردی مرداویج را به آنها یادآوری کرد. او مالیات کرج را دریافت کرد و هر اندازه از دارایی و یاران را که میتوانست با خود از کرج بیرون برد. در آن هنگام شیرزاد که یکی از سرداران و اعیان دیلم بود با چهل مرد به او پیوست. علی که با پیوستن شیرزاد نیرو گرفته بود، به سوی اصفهان رفت که در دست ابو الفتح بن ياقوت بود و سپاه او نزدیک به ده هزار نفر بود و ابو على بن رستم خراج آنجا را بر عهده ‏داشت. علی به آنها نامه‏هاى دوستانه نوشت، اما آنها نپذيرفتند. در همان زمان ابو على بن رستم كه بيش از ديگر مردم با وی دشمنى داشت و مخالف آمدن او به اصفهان بود درگذشت و ابوالفتح بن ياقوت تنها براى جنگ با او از اصفهان تا سه فرسنگى بيرون آمد. در میان ياران ابن ياقوت، ششصد مرد جنگى گيلانى و ديلمى بودند. آنها كه رادمنشى، گشاده دلى، و بخشش على بن بويه را شنيده بودند، به او پناه بردند. سرانجام نبردى بسيار سخت رخ داد و سپاه ابن ياقوت شکست خورد و علی اصفهان را فتح كرد. ابن یاقوت وقتی پايدارى ديلميان و سستى ياران خود را ديد به فارس فرار کرد.
على بن بويه اصفهان را گرفت و در نظر مردم عظمت و قدرت یافت. زيرا با تعدادی اندک، هزاران تن از ياران سلطان را شکست داده بود.20 وقتی گزارش به مرداويج رسيد، برادر خود وشمگير را براى گرفتن او فرستاد، بنابراین على بن بويه آنجا را رها كرده، به سوى ارّجان در خوزستان رفت‏،که در آن زمان ابوبکر بن یاقوت بر آن حکومت می‌کرد و آنجا را تصرف کرد. در ارّجان اموال بسياری بدست آورد كه با آنها نيرومند گرديد. به تدریج سایر نواحی فارس را فتح کرد و سرانجام پس از جنگ سختی که با یاقوت حاکم شیراز کرد، آنجا را نیز تحت نفوذ خویش درآورد.21 وقتى وی در شيراز مستقر شد برادر خود حسن را به كازرون فرستاد. ياقوت لشكرى به كازرون فرستاد كه با ركنالدوله نبرد كند. ولی با اينكه تعداد سپاهیان ركنالدوله كمتر بود، پیروز شد و به سلامت با اموال بسيار نزد برادرش بازگشت.22
پس از آن عماد الدوله از خليفه الراضى بالله خواست كه او را از طرف خود به عنوان والى فارس بشناسد و او هم متعهد مى‏شود كه سالانه هشت میلیون درهم به بغداد بفرستد. در سال ۳۲۲ ه. ق، خلعت و لواى خليفه به همراه فردى براى وى فرستاده شد، اما على از دادن پولى كه تعهد كرده بود، خوددارى كرد.23 بعد از آن، با مردآويج از در صلح درآمد و برادر خود، حسن، را با هدايا نزد مردآويج فرستاد.24
پس از كشته شدن مردآويج در سال ۳۲۳ ه.ق، حسن بن بویه اصفهان و سپس رى را از وشمگير بن زيار گرفت و بر همه جبال مستولى شد. وی در سال ۳۵۹ ه.ق به کردستان لشکر کشید و حسنویه پسر حسین کرد را که حاکم آن منطقه بود، وادار به مصالحه کرد.25 اينگونه در غرب ايران عملا حكومت خليفه از ميان رفت و دولت بويه‏ جاى او را گرفت‏.گاه حدود متصرفات آل بويه تا طبرستان و گرگان هم گسترش مى‏يافت و بر اثر هم‏مرز بودن با دولت سامانى غالبا ميان اين دو سلسله كشاكش و اختلاف وجود داشت. رکن‌الدوله با امرای سامانی به خصوص ابوالحسن سیمجور که از طرف سامانیان حکومت خراسان را داشت اغلب در کشمکش بود و اين اختلاف يكى از دلایل ضعف اين دو دولت ايرانى گرديد.
زمانى كه على در فارس و برادرش حسن در اصفهان استقرار يافتند، تصميم گرفتند كه برادر كوچكتر خود احمد را براى تصرف كرمان بفرستند.26 احمد نيز بعد از حوادثى موفق شد كرمان را تصرف كند، پس از اين پيروزى على از برادرش احمد خواست كه به فارس برگردد، وى نيز بازگشت و در استخر اقامت گزيد.27 پس از آن على و بعد از او برادرزاده‏اش عضد‌‌‌الدوله به‏طور مكرر اقدام به فتح كامل كرمان كردند؛ تا سال ۳۵۷ ه ق كه عضد‌‌‌الدوله تمام آن ناحيه را به تصرف درآورد. در اين ايام دستگاه خلافت بسیار ضعیف شده بود و موالى بر آن فرمان مى‏راندند. ابوبكر محمد بن رائق عامل خلیفه در واسط بود.
به دلیل درگیریهایی که در بغداد روی داده بود و نابسامانی اوضاع در آن شهر، خلیفه الراضى باللّه او را فراخواند و مقام سپهسالارى و امير الامرايی را به او داد تا امنیت را برقرار سازد. فرزندان بريدى كه در خوزستان و اهواز بودند، از این اقدام خلیفه خشمگین شدند و ميان این دو گروه اختلاف افتاد. ابن رائق، بدرالخرشنى و بجكم را كه تركان سپاه مرداويج به او گرويده بودند، به جنگ ابو عبد اللّه بريدى فرستاد. ابو عبد الله بريدى به على پناه آورد و از او ياری خواست. عمادالدوله دو پسر بريدى را نزد خود به گروگان گرفت. سپس برادرش احمد را که در استخر اقامت داشت به یاری بریدی فرستاد.28 احمد در سال ۳۳۴ه.ق موفق شد ابن رائق و بجكم را شكست دهد و بغداد را نیز به قلمرو آل بویه اضافه کند و خلیفه را تحت فرمان خود در آورد. خليفه به او خلعت و لقب معز‌‌الدوله داد. به برادرش على بن بويه هم در همان روز لقب عماد الدوله‏ و به برادر ديگرش حسن بن بويه لقب ركن الدوله داد و نيز مقرر نمود كه سكهی درهم و دينار به نام آنها ضرب و القاب و كنيهی آنها بر سكه نقش شود.29
از آن پس، معز‌‌الدوله صاحب اختيار بغداد شد و هر روز پنج هزار درهم خرجى ‏براى خليفه المستكفى قرار داد. خليفه از تمام اختيارات خود محروم شد و تنها در خطبه نامى از او برده مى‏شد. وی به تضعيف خليفه قناعت نكرد بلكه كوشيد تا نفوذ خود را در همه قلمرو خلافت كه خليفگان از ديرباز جز به نام در آنجا قدرت نداشتند، مستقر كند. از جمله براى تضعيف حمدانيان كه مركزشان موصل بود كوشش آغاز كرد و در سال ۳۳۴ ه. ق سپاهى به جنگ ناصر الدوله حمدانی فرستاد. زیرا وى در آن هنگام كه معز‌‌الدوله و مطيع خليفه از پايتخت رفته بودند، بغداد را گرفته بود. آنگاه معز‌‌الدوله شخصا با سپاهى به تكريت كه قلمروی حمدانيان بود حمله کرد؛ شهر را غارت كرد و با خليفه به بغداد رفت و در شرق پايتخت اقامت گرفت. جنگ بغداد چهار ماه دوام داشت. از آن پس ناصرالدوله به

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره تشيع، اين‌، تشيّع، ايران‌ Next Entries منابع تحقیق درباره ه.ق)، كاليجار، بهاء‌الدوله، يزدگرد