منابع تحقیق درباره هوش منطقی، کتابهای درسی، ابوعلی مسکویه، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

مدینه بر خود جرات میدادند و از پیامبر میخواستندتا با آنها بازی کند و ایشان قبول میکردند.اینگونه سیره و رفتار پیامبر با کودکان بود که فرزندان حضرت علی(ع) چنان دلاور مردانی بارآمدند.(همان منبع)
ابوعلی سینا: حکیم ابو علی سینا اعتقاد داشت که سلب آزادی و جلوگیری از جنب و جوش و بازی کودکان، زمینهای برای افسردگی آنها میباشد و این افسردگیها باعث میشود تا رغبتها از بین برود و کودکان شادابی،طراوت،تحرک و جنب و جوش خود را از دست بدهند و رفتار آنها،بیمارگونه شود.(همان منبع)
امام محمد غزالی : این دانشمند اسلامی همانند سایرین به بازی و ورزش کودکان اعتقاد دارد و در برنامه تربیتی پیشنهادی خود برای آموزش کودکان، ساعتی از اوقات مربوط به آموزش را به بازی و ورزش اختصاص میدهد و بازی و ورزش را عاملی در جهت رشد کودکان در ابعاد مختلف میداند و اعتقاد دارد که باید حداقل کودک روزی یک ساعت به ورزش و بازی بپردازد.(همان منبع)
خواجه نصیرالدین طوسی: این دانشمند اسلامی در بخش ششم از برنامه تربیتی خود برای آموزش کودکان خردسال، ورزش و بازی را وسیلهای برای رفع خستگی از فعالیتهای جدی میداند که به او کمک میکند برای ادامه کار و فعالیتهای روزانه آمادگی بهتری کسب کند.(همان منبع)
ابوعلی مسکویه: از دیگر دانشمندان ایرانی است که در برنامه تربیتی پیشنهادی خود در کتاب ظهاره الاعراق، درمورد پرورش کودکان اعتقاد دارد که والدین نباید کودکان خود را معتاد به کم تحرکی کنند و باید تلاش کنند آنها،به تلاش و جنب و جوش و جست و خیز و بازی مشغول باشند.
او جست و خیز و بازی و تحرک برای کودکان را توصیه میکند و از دستاندرکاران تعلیم و تربیت زمان خود میخواهد تا به ورزش و بازی کودکان توجه بیشتری نمایند،زیرا بدین وسیله موفقیت آنها تضمین خواهد شد. چنانچه در اشعار وی، این مساله نمایان است:(همان منبع)
چونکه با کودک سرو کارم فتاد هم زبان کودکان بایــد گشــاد
که بـرو کتاب تا مرغــت خـرم یـا مویـز و چوز وقسق آورم
2‌.6‌ هوش:
به علت پیچیدگی و چند ساختی بودن هوش، نظریات متفاوتی درمورد ماهیت هوش وجود دارد. عدهای آنرا عامل عمومی تعریف میکنند که نوع رفتار فرد در موقعیتهای مختلف را مشخص میکند.برخی، هوش را تعدادی عامل مستقل میدانند که در افراد مختلف، به نسبتهای متفاوت وجود داشته و عوامل اختصاصی نام دارد. برای مثال، بینه هوش را قابلیت درونی برای حل مساله میداند و براین اساس اولین آزمونهای هوش را تهیه نمود.(کدیور،32،1389).
دیوید وکسلر56 روانشناس آمریکایی، هوش را مجموعه یا کل قابلیت فرد،برای فعالیت هدفمند، تفکر منطقی و برخورد کارآمد با محیط میداند(امیر تیموری،26،1382)
اصطلاح هوش صرفا نامی است که به فرایند ذهنی فرضی و یا مجموعه رفتارهای هوشمندانه اطلاق میشود و نظریههای هوش عمات نظریههای مربوط به رفتار هوشمندانه است(ایکن57،1985،نقل از شریفی، 1388).چنین رفتاری شامل تواناییهای مختلف و دیگر متغییرهای شخصیتی است که از فردی به فرد دیگر تفاوت میکند. بنابراین ارائه یک تعریف جامع و مانع از چنین مفهوم پیچیده آسان نیست( شریفی،1388،به نقل از داوری بینا،1391)
با اینحال، عناصری از هوش وجود دارند که مورد توافق اغلب پژوهشگران است. گیج و برلاینر(1992) این عناصر را در سه دستهی زیر قرار دادهاند:
• توانایی پرداختن به امور انتزاعی: منظور این است که افراد باهوش بیشتر با امور انتزاعی (اندیشهها، نمادها، روابط، مفاهیم، اصول) سروکار دارند تا امور عینی(ابزارهای مکانیکی،فعالیتهای حسی).
• توانایی حل کردن مسائل: یعنی توانایی پرداختن به موقعیتهای جدید، نه فقط دادن پاسخهای از قبل آموخته شده به موقعیتهای آشنا.
• توانایی یادگیری: به ویژه توانایی یادگیری انتزاعیات، از جمله انتزاعیات موجود در کلمات و سایر نمادها و نیز توانایی استفاده از آنها.
2‌.6‌.1‌ هوش یگانه و چندگانه:
دیوید وکسلر(1985) و چارلز اسپیرمن58 (1927) از طرفداران هوش یگانهاند. وکسلر هوش را یک توانایی کلی میداند که فرد را قادر میسازد تا به طور منطقی بیاندیشد، فعالیت هدفمند داشته باشد، و با محیط خود به طور موثر به واکنش متقابل بپردازد. اسپیرمن نیز معتقد است به یک هوش کلی است و آنرا با حرفg نشان میدهد. (سیف،325،1388)
دلیل طرفداران هوش یگانه یا هوش کلی استناد به وجود همبستگی چشمگیر میان تواناییهای مختلف انسان (مانند توانایی کلامی و استدلال انتزاعی) است. این روانشناسان در دفاع از اندیشهی خود استدلال میکنند افرادی که در یادگیری یک موضوع موفقاند موفقیت آنان در یادگیری موضوعهای دیگر نیز قابل پیشبینی است.در مقابل اندیشه هوش یگانه، مفهوم هوش چندگانه نیز طرفدارانی دارد. قدیمیترین روانشناس طرفدار هوش چندگانه لوئیس ترستون(1983) است. در نظریهی ترستون هوش از هفت توانایی عمدهی زیر تشکیل شده است:
• درک کلامی(توانایی درک قیاسهای کلامی و خواندن و فهمیدن متن)
• سیالی واژهها (توانایی کارکردن با کلمات، واژگان)
• سهولت عددی ( سرعت و درستی محاسبات)
• تجسم فضایی ( توانایی انجام کارهایی نظیر چرخاندن اشیاء در ذهن)
• حافظه تداعی ( توانایی یادآوری کلمات یا اشیاء ارائه شده به صورت جفت)
• سرعت ادراکی ( مانند توانایی یافتن دفعاتی که یک کلمه در یک متن تکرار شده است)
• استدلال ( توانایی حل مسائل استدلالی ریاضی یا منطقی)(سیف،325،1388)
2‌.6‌.2‌ نظریه هوشهای چندگانه:
گاردنر نیز از طرفداران هوش چندگانه است.هوشهای معرفی شده از جانب گاردنر و تعاریف آن عبارتند از:
• هوش کلامی: در آموزش سنتی یکی از انواع هوشهایی است که در کلاس درس به شدت روی آن تاکید میشود. این هوش باارزش است چراکه مطابق با روشهای سنتیای است که ما با آن مورد تدریس قرارگرفتهایم از قبیل: سخنرانی،حفظ کردن، کتابهای درسی و کار با تخته سیاه. این هوش دربردارنده توانایی تشریح فرد از لحاظ شفاهی، کتبی و همچنین توانایی تسلط بر زبانهای خارجی را دربرمیگیرد.(مکنزی، 2005/10،1391)
• هوش منطقی: در آموزش سنتی نیز بسیار باارزش است. در حقیقت هوش ریاضیاتی نیست، بلکه منطق و استدلال است. این هوش به ما اجازه میدهد که حلال مشکلات باشیم. هوش منطقی به دنبال ساختار در محیط یادگیری است و براساس ترتیب و توالی دروس رشد مییابد. در کلاس درس سنتی، از دانشآموزان خواسته میشود که از زویکرد آموزشی معلم پیروی کنند و این هوش به آنها اجازه میدهد که چنین کاری را انجام دهند.(همان منبع)
• هوش دیداری: هوشی است که استدلال سهبعدی را از طریق استفاده از نمودارها، نقشههای هندسی،طرحها،جداول،تصویرها،هنر،معماها، لباسهای محلی و بسیاری از دیگر مواد را بهبود میبخشد.هوش دیداری چیزی بیشتر از درونیسازی چشمی یک محرک است و به آنها این اجازه را میدهد تا قبل از تلاش برای کلامی کردن نظرات و راهحلهای مشکلات یا حتی عملی کردن آنها، ابتدا آنها را در افکارشان تصور کنند.(همان منبع)
• هوش جنبشی: این هوش از طریق تعامل فیزیکی و فعال یادگیرنده با کمک محیط پیرامون فرد برانگیخته میشود. این هوش از طریق فعالیتهای حرکتی ریز و درشت پرورش مییابد از قبیل آنهایی که در مراکز یادگیری با اشیاء جورکردنی، آزمایشگاههای علوم،بازیهای کنشگر و ابتکارات نمایشی وجود دارد. دانشآموزانی با هوش جنبشی قوی ممکن است در کلاس سنتی به عنوان بیش فعال دیده شوند اما آنها در محیطهای یادگیری با اشیاء جورکردنی پرورش مییابند.(همان منبع)
• هوش موسیقیایی: هوش الگوهایی دربردارنده آهنگها،شکل،ابزارها، صداهای محیطی و ریتمها است. با بهکار بردن این الگوها در موقعیتهای مختلف، یادگیرندگان میاوانند محیطشان را درک کنند و به طور موفقیت آمیزی با آن وفق یابند. دقت کنید که این هوش منحصراً یک هوش شنیداری نیست بلکه این هوش میتواند شامل همه انواع الگوها نیز باشد.به همین خاطر ریاضیات به عنوان مطالعه الگوها تعریف میشود و این هوش به درستی یک حوزه از آمورش ریاضیات میباشد.(همان منبع)
• هوش درونفردی: این هوش مختص احساسات، ارزشها و نگرشها است. این هوش به یادگیرنده کمک میکند تا ارتباط موثری با برنامهی درسی برقرار کند. بچههایی که میپرسند،( چرا من باید این را یاد بگیرم؟) یا (این چه تاثیری روی من دارد ؟) ، همگی در حال بهکارگیری هوش درونفردی خود هستند . این هوش بخشی از ماست که انتظار دارد یادگیری به طور معنا دار صورت پذیرد . بیشترین ارتباطی که درمییابیم در چیزی است که مطالعه میکنیم . این هوش بیشتر دربردارنده این پیام است که ما را متمایل سازد تا در یادگیریمان احساس مالکیت کرده و همچنین آن چیزی را که تاکنون یاد گرفتهایم بهتر نگهداری کنیم.(همان منبع)
• هوش میانفردی: این هوش از طریق تعامل با دیگران تحریک میشود.دانشآموزانی که در این هوش قوی هستند اغلب نیازمند همکاری و مشارکتند تا یادگیری را برای خود معنادار کنند. دانشآموزانی با گرایش میانفردی قوی در کلاس درس سنتی احتمالا به عنوان ” بسیار پرحرف ” و ” بسیار اجتماعی” لقب میگیرند . اگر این دانشآموزان بهدرستی راهنمایی شوند،در گروههای جمعی و مشارکتی پیشرفت کرده و پرورش مییابند یا حتی در موقعیتهای تماما گروهیای که حضور دارند برای پرسش،بحث و ادراک مستقل هستند.(همان منبع)
• هوش طبیعتگرا: این هوش مختص طبقهبندیها و سلسله مراتب است.اگرچه هوش طبیعتگرا دربردارنده مطالعه گیاهان ، حیوانات و دیگر علوم است ولی فرایندهایی که این انتظامها را تعالیم میبخشند و نیازمند ردهبندی،طبقهبندی و سلسلهمراتبی هستند را نیز در بر میگیرد . هوش طبیعتگرا میتواند در کلاس درس از طریق فعالیتهایی از قبیل گروه بندی ، رسم نمودار و نقشه معنایی و مشخصات و ویژگیها برانگیخته شود .(همان منبع)
• هوش وجودی: هوش فهم و ادراک فرایندهای موجود در یک بافت وجودی بزرگتر است . این هوش شامل زیبا شناختی، فلسفه و مذهب میشودو روی ارزشهای کلاسیک زیبایی ، حقیقت و خوبی تاکید دارد . این به دانش آموزان اجازه میدهد که جایگاهشان را در تصویری بزرگتر ببینند چه در کلاس درس ، جامعه ، اجتماع ، جهان یا گیتی باشد . دانشآموزانی که هوش وجودی قویتری دارند از توانایی بیشتری برای خلاصه کردن و ترکیب نظرات برگرفته از منابع و سیستمها برخوردار هستند.(همان منبع)
از آنجایی که هوش مورد نظر ما دراین پژوهش هوش میانفردی است در ادامه به بیان اعمال مشهود این هوش میپردازیم:
اعمال مشهود این هوش میان فردی عبارتند از:
تقسیم کردن، سوق دادن، هدایت کردن، راهنمایی کردن، کمک کردن، میانجیگری کردن، مدیریت کردن، رهبری کردن، همکاری کردن، مشارکت کردن، مصاحبه کردن، تحت تاثیر قرار دادن، ترغیب کردن، مبارزه کردن، متقاعد کردن، مصالحه کردن، ایفای نقش، تعبیه کردن، بدیهه گویی کردن، داوری کردن، صلح کردن.(مکنزی، 2005/14،1391)
برای درک بیشتر این هوش تعاریف دیگری از آن نیز ارائه میگردد که با اندکی توجه در این تعاریف میتوان شباهت و مشترکات بسیاری در آنها یافت.
2‌.7‌ هوش میانفردی:
استعداد درک مقاصد، انگیزهها و احساسات دیگران و مهارت در ایجاد روابط با آنان و توانایی همکاری موثر با دیگران است.(حامدیان،1390)
استعداد درک مقاصد،انگیزهها و احساسات دیگران و مهارت ایجاد روابط با آنان و توانایی همکاری موثر با دیگران است. فرد دارای هوش میانفردی بالا کسی است که دیگران غالبا برای مشورت و راهنمایی به او مراجعه میکنند.این افراد به انجام کارهای گروهی علاقهمندند و هنگام مواجهه با مشکلات بودن در کنار دیگران را به پناه بردن به تنهایی ترجیح میدهند. با همسالان خود معاشرت خوبی دارند و معمولا رهبران شایستهای در گروه میشوند. دوستان خود را نصیحت میکنند و از انجام بازیهای گروهی بسیار لذت میبرند. جالب است که دیگران هم از بودن با او و همصحبتی و انجام فعالیتهای مشترک با او احساس رضایت و شادی دارند. فروشندگان،معلمان،پزشکان،رهبران مذهبی،رهبران سیاسی و مشاوران نیاز مبرم به هوش میانفردی دارند.(حامدیان،1390)
در کلاسهای درس سنتی( که معمولا بر پایه رقابت استوار است تا همکاری گروهی)این هوش

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره بازی درمانی، اسباب بازی، سازگاری اجتماعی، آموزش و پرورش Next Entries منابع تحقیق درباره تحول همدلی، عامل اجتماعی، هوش عاطفی، تعامل اجتماعی