منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، کمال مطلق، تربیت اخلاقی، امام خمینی

دانلود پایان نامه ارشد

پیامبران، و تصدیق کتب آسمانی، و فروتنی در عبادت و تسلیم در برابر فرمان خدا، و اطاعت محض فرمانبرداری با نیت خالص تنها برای خدا صورت پذیرد. و اهداف غیرخدایی در آن راه نیابد که هر مقدار آزمایش و مشکلات بزرگتر باشد ثواب و پاداش آن نیز بزرگتر خواهد بود» (نهج البلاغه: خطبه 192).
5- گرایش به عدالت
عدالت دوستی و عدالت خواهی، و انزجار از ظلم و بیدادگری از جمله فطریاتی است که حیات آدمی و برپایی مردمان و زندگی انسان در گرو آن است و با ضعیف شدن آن، انسانیت انسان رو به اضمحلال می رود، وبا بیرنگ شدن آن در جوامع مردمان به تباهی کشیده می شوند. هرچه فطرت عدالت دوستی و عدالتخواهی در مردمان زنده تر و قویتر باشد، سلامت فرد و جامعه بیشتر است. از منظر امیرمؤمنان علی (ع) عدالت دوستی و عدالتخواهی والاترین جلوه های وجود آدمی است که بازگشت تمام ارزشها بدان است، چنانکه در توصیف والاترین انسانها فرموده است: «… وَ إِنَّ لِلذِكرَ لِأَهلًا اَخُذوهُ مِنَ الدُّنيا بَدَلاً، فَلَم تَشغَلهُم تِجَارَهٌ وَلا بَيعُ عَنهُ ، يَقطَعُونَ بِهِ أَيّامَ الحَياةِ ، وَ يَهتِفُونَ بِالزَّواجِرِ عَن مَحَارِمِ اللهِ، فِى أَسمَاعِ الغَافِلينَ، وَ يَأمُرُونَ بِالقِسطِ وَ يَأتَمِرُونَ بِهِ، وَ يَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَ يَتَنَاهُونَ عَنهُ ، فَكَأَنَّمَا قَطَعُوا الدُّنيا إِلَي الْاَخِرَهِ وَ هُم فِيهَا، فَشَاهَدوُا مَاوَرَاءَ ذلِك …» (نهج البلاغه: حکمت 222).
«… همانا مردمی هستند که ذکر خدا را به جای دنیا برگزیدند، که هیچ تجارتی یا خریدو فروشی، آنها را از یاد خدا باز نمی دارد. با یاد خداوند روزگار می گذرانند. و عاملان را با هشدارهای خود، از کیفرهای الهی می ترسانند، به عدالت فرمان می دهند و خود عدالت گسترند، از بدی ها نهی می کنند و خود از آنها پرهیز دارند. با اینکه مردم در دنیا زندگی می کنند گویا آن را رها کرد و به آخرت پیوسته اند و سرای دیگر را مشاهده کرده گویا از مسائل پنهان برزخیان و مدت طولانی اقامتشان آگاهی دارند…» که در این خطبه توجه دارد که انسان والا، عدالت خواه است خدا را فراموش نمی کند و همیشه در تمام کارهایش به یاد خداست و خودش حق کسی را ضایع نمی کند و به دیگران هم تذکر می دهد که از خدا بترسید و حق دیگران را رعایت کنید.
امام می فرماید: « دین خود و امانت خود را با انصاف ورزیدن از جانب خود و عمل کردن به عدالت در میان مردمان نگه دار (شرح غررالحکم، 1360، ص36). می توان گفت که انسان تربیت یافته در تعامل خود با دیگران انصاف دارد.
خداوند عادل است و حتی کوچکترین ظلمی را به بندگان نمی کند و امام علی(ع) می فرماید: «وَ اِرتَفع عَن ظلم عباده و قام بالقسط فی خلقه» (نهج البلاغه: خطبه 185).
« خدا برتر از آن است که بر بندگان ستم روا دارد و میان مخلوقات به عدل و داد رفتار کرد». با توجه به این بیان انسان نیز باید در برخورد با دیگران و خودش عادل باشد و طبق گفته امام علی در خطبه 193 حتی انسان نباید به دشمن خود ستم کند و امام علی(ع) خداوند را در فرمان خودش عادل معرفی می کند (نهج البلاغه: خطبه 191).
انسان باید از هرگونه افراط و تفریط در کارها و اعمالش دوری کند. با توجه به اجتناب از تفریط و افراط امام علی(ع) می فرماید: « هرگونه کمبود به او زیان می رساند و هرگونه زیادی او را فاسد می سازد» (نهج البلاغه: حکمت 109).
در کارهایش اعتدال داشته باشد چرا که اساس تربیت اخلاقی اعتدال و متعادل بودن فرد است. امام علی(ع) در مورد خودشان می فرمایند: «ما تیکه گاه میانه ایم، عقب ماندگان به ما رسند و تند روان غلو کننده به سوی ما باز گردند» (نهج البلاغه: حکمت 109). و می توان گفت این فرد جاهل است که افراط و تفریط می کند. امام می فرماید :«لَاتَری الجَاهِلَ إلّا مُفرِطاً أَو مُفرّطا» (نهج البلاغه: حکمت 70) « نادان را یا تندرو یا کندرو می بینی» لذا این فرد از اعتدال دور است.
امام علی(ع) می فرماید: « ثَمَرَهُ التَّفریطِ النَّدامَهُ وَ ثَمَرَهُ الحَرمِ السَّلامَهُ» (نهج البلاغه: حکمت 181).
« ثمرة تفریط پشیمانی است و ثمرة دور اندیشی سلامت است». لذا انسان نباید در کارهایش افراط و تفریط داشته باشید یعنی در عبادت خدا، محبت کردن، انفاق، احسان و … میانه رو باشد تا به کمال انسانی خود دست یابد.
حال که انسان گرایش به عدالت در او وجود دارد باید از طریق تمرین این گرایش به عدالت را شکوفا کند و فردی عادل باشد چرا که یکی از صفتهای اخلاقی مهم در جهت تربیت اخلاقی است .
لذا انسان سعی کند این صفت را در خود ایجاد کند حال این انسان نباید در کار ناروا دخالت کند و از محدودة حق خویش خارج شود و در برخورد با دیگران منصف باشد حقوقشان را ضایع نسازد و حتی در برخورد با کودکان و فرزندان به عدالت رفتار کند تا بذر حسادت در آنان پرورش نباید و به زیردستان خود با عدالت رفتار کند و به آنان ستم و ظلم نکند و حقوق آنان را ضایع نکند و حتی در دوستی های خود اعتدال دارد که امام علی به پسرش امام حسن(ع) می فرماید: آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند، ستم روامدار، آنگونه که دوست نداری به تو ستم شود و امام علی(ع) در مورد عدالت و عادل بودن که بعنوان یکی از صفتهایی اخلاقی انسان است.
امام علی در مورد اینکه انسان عادل باشد می فرماید: «عدالت را پیشه کن و از خشونت و سختگیری بی جا و ستمگری بپرهیز، چرا که سخت گیری، موجب فرار مردم از منطقه، ظلم و ستم و دعوت به مبارزه مسلحانه می کند. (نهج البلاغه: خطبه 87)
لذا در جهت تربیت اخلاقی افراد که عدالت گستر باشند چنین می فرماید: «نخستین مرحلة عدالت این است که فرد خواسته های دل را بیرون رانده، حق می گوید و به حق عمل می کند» (نهج البلاغه: خطبه87).
فطریات یاد شده و دیگر فطریات که همگی به عشق به کمال مطلق و انزجار را از نقص باز می گردند، بستری مناسب را برای سیر انسان به سوی حقیقت ملکوتی و احسن تقویم وجودی اش فراهم می کند.
براساس مطالب بیان شده در این فصل می توان گفت که تربیتی اخلاق که اساس برنامه هاو اقدامات و آموزش را بر فطریات آدمی قرار می دهد و حجابهای فطرت را می زداید و فطریات راشکوفا می نماید، تربیتی فطری و متناسب با وجود آدمی و نیازهای او و درخور حقیقت انسانی است. تربیتی که عشق به کمال مطلق و انزجار از نقص را جلوه می دهد تربیتی مطابق نقشة فطرت است. امام خمینی (ره) در این باره می نویسد:
« بدان که از برای قلب که مرکز حقیقت فطرت است، دو وجهه است: یکی وجهه به عالم غیب و روحانیت، و دیگر، وجهه به عالم شهادت و طبیعت. و چون انسان ولیدة عالم طبیعت و فرزند نشئه دنیاست- چنانچه آیة شریفه «اُمُهُ هَاویهً» (قارعه: 10). نیز شاید اشاره به آن باشد- از بدو خلقت در غلاف طبیعت تربیت شود، و روحانیت و فطرت در این حجاب وارد شود، و کم کم احکام طبیعت بر آن احاطه کند، و هرچه در عالم طبیعت رشد و نمای طبیعی کند، احکام طبیعت بر آن بیشتر چیره و غالب شود. و چون به مرتبة طفولیت رشد با سه قوة، هم آغوش باشد که آن قوة شیطنت- که ولیدة واهمه است- و قوة غضب و شهوت می باشد. و هر چه رشد حیوانی کند، این سه قوة در او کامل شود و رشد و نماید و احکام طبیعت و حیوانیت بر آن غالب شود؛ و شاید کریمة شریفة (لَقَد خَلَقنَا الإنسانَ فِی أَحسَنِ تَقویمٍ ثُمَّ رَدَدناهُ أَسفَلَ سافِلینَ). (تین: 4-5). « هر آینه انسان را در نیکوترین صورت و هیأت آفریدیم. آنگاه او را به پایین ترین مراتب نازل کردیم» اشاره باشد به نور الی فطرت، که تخمیر به ید قدرت حق تعالی شده و آن احسن تقویم است، زیرا که بر نقشة کمال مطلق و جمال تام است، و ردّ به «اسفل سافلین» اشاره ابن این احتجاب به طبیعت- که اسفل سافلین است- باشد. و چون این احتجابات و ظلمات و کدورات بر نفس غالب و چیره است، و کم اتفاق افتد که کسی به خودی خود تواند از این حجب بیرون آید و با فطرت اصلیه سیر به عالم اصلی خود بنماید و به کمال مطلق و نور و جمال و جلال مطلق برسد، حق – تبارک و تعالی- به عنایت ازلی و رحمت واسعه انبیای عظام- علیهم السلام- را برای تربیت بشر فرستاد و کتب آسمانی را فرو فرستاد تا آنها از خارج، کمک به فطرت داخلیه کنند، و نفس را از این غلاف غلیظ نجات دهند. و از این جهت، احکام آسمانی و آیات باهرات الهی و دستورات انبیای عظام و اولیای کرام، بر طبق نقشة فطرت و طریقة جبلت بنا نهاده شده، و تمام احکام الهی به طریق کلی به دو مقصد منقسم شود که یکی اصلی و استقلالی، و دیگر فرعی و تبعی است، و جمیع دستورات الهیه به این دو مقصد، یا بی واسطه یا با واسطه رجوع کند.
مقصد اول- که اصلی است و استقلالی توجه دادن فطرت است به کمال مطلق، که حق- جل وعلا- و شئون ذاتیه و صفاتیه و افعالیه او است که مباحث مبدأ و معاد و مقاصد ربوبیات از ایمان بالله و کتب و رسل و ملائکه و یوم الاخره، و اهم و عمدة مراتب سلوک نفسانی و بسیاری از فروغ احکام از قبیل مهمات صلاه و حج، به این مقصد مربوط است، یا بی واسط یا باواسطه.
مقصد دوم- که عرضی و تبعی است تنفر دادن فطرت است از شجرة خبیثة دنیا و طبیعت که اُمّ النقایص و اُمّ الارض است. و بسیاری از مسائل ربوبیات، و عمدة دعوتهای قرآنی و مواعظ الهیّه و نبویّه و ولویّه، و عمدة ابواب ارتیاض و سلوک، و کثیری از فروع شرعیات از قبیل صوم و صدقات واجبه و مستحبه، و تقوا و ترک فواحش و معاصی به آن رجوع کند.
و این دو مقصد، مطابق نقشة فطرت است، چنانچه دانستی که در انسان دو فطرت است: فطرت عشق به کمال، و فطرت تنفّر از نقص. پس جمیع احکام شرایع مربوط به فطرت است و برای تخلّص فطرت از حجب ظلمانیة طبیعت است» (امام خمینی، 1368، صص 78-80).
تربیتی اخلاقی که در جهت خلاف خداجویی، زیبایی دوستی، آزادی دوستی، عدالتخواهی، حق گرایی و … گام بردارد، تربیتی خلاف فطرت و دین الهی است، و هرچه اهتمام بر فطریات در یک نظام تربیتی بیشتر باشد، توفیق آن نظام در تربیت فطری و دینداری حقیقی بیشتر خواهد بود.
انسان به حسب فطرت و ذاتش متدین است و جمیع ادیان الهی و التزامات آسمانی بیان همین دین فطری است و جمیع کتب آسمانی شرح کتاب تکوینی انفسی است وتمام انبیا شرّاح کتاب فطری ما هستند.
رسالت تربیت اخلاقی همة انبیای الهی،تربیتی فطری بوده است. امیر مؤمنان علی (ع) این حقیقت را چنین بیان کرده است: «… وَ اِصْطَفَى سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِيَاءَ أَخَذَ عَلَى اَلْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ وَ عَلَى تَبْلِيغِ اَلرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ لَمَّا بَدَّلَ أَكْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اَللَّهِ إِلَيْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَ اِتَّخَذُوا اَلْأَنْدَادَ مَعَهُ وَ اِجْتَالَتْهُمُ اَلشَّيَاطِينُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ اِقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ…» (نهج البلاغه: خطبه1).
«… خدای سبحان از فرزندان آدم (ع) پیامبرانی برگزید، و هر یک به زبان وحی پیمان او را شنید، که امانت او نگاه دارد و حکم خدا را به دیگران برساند، و این هنگامی بود که بیشتر آفریدگان از فطرت خویش بگردیدند و طومار عهد در نوریدند، حق او را نشناختند و برابر او خدایانی ساختند. شیطانها آنان را از خداشناسی به گمراهی کشیدند، و پیوندشان را با پرستش خدا بریدند. پس هر چند گاه پیامبرانی فرستاد و به وسیلة آنان به بندگان هشدار داد تا حقّ میثاق فطرت بگزارند، و نعمت فراموش کرده را به یاد آرند…»
با توجه به مطالبی می توان گفت که انسان به فطرتی و ذاتی با کمال مطلق یعنی خداوند آشنا بوده است پس می تواند این آشنایی خود را با خالق خود که فطرتاً به او شباهت دارد حفظ کند.
اگرچه انسانها در سرشت اولیه مشترک هستند ولی انسان خودش ماهیتش را شکل می دهد؛ که به بالاترین مرتبه کمال و سعادت برسد یا نه! و انسان نباید با تربیت غیراسلامی ارزش آن افول کند پس ارزش انسانها بر می گردد به جهت یابی درست در جهت شکوفا

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، کمال مطلق، امام خمینی Next Entries منابع تحقیق درباره تربیت اخلاقی، نهج البلاغه، امام علی (ع)، کمال انسانی