منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، امام علی (ع)، بی عدالتی

دانلود پایان نامه ارشد

أَصْلُکَ الَّذِی إِلَیْهِ تَصِیرُ وَ یَدُکَ الَّتِی بِهَا تَصُولُ.» (نهجالبلاغه، نامه 31).
«… خویشاوندانت را گرامی دار، زیرا آنها پر و بال تو میباشند که با آن پرواز میکنی، و ریشۀ تو هستند که به انها باز میگردی و دست نیرومند تو میباشند که با آن حمله میکنی …»
احسان و نیکی با یتیمان : امام علی به یتیمان خیلی اهمیت میدادند و همیشه خودشان با کودکان یتیم بازی میکردند و آنها را مانند کودکان خود ادب میکردند، برای یتیمان غذا تهیه میکردند در حفظ مال یتیم کوشا بودند، با آنان مهربان بودند و آنها را گرامی میداشتند. امام حتی پس از ضربت خود که در بستر خوابیده بودند به فکر یتیمان و گرسنگی آنان بودند
« … خدارا خدارا دربارۀ یتیمان نکند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند و حقوقشان ضایع گردد! » (نهج البلاغه: نامه 47).
پس به یتیم ستم نکنیم و حق او را پایمال نکنیم. در قرآن آمده است:
« اگر کسانی دارایی یتیمان را به ناحق می خورند … دیری نه که به آتش سوزان میسوزند» (نساء: 100).
با توجه به ارزشی که نهجالبلاغه به احسان می دهد و پاداش هایی برای آن معرفی میکند به این نتیجه میرسیم که نهجالبلاغه خواهان روحیه خیرخواهی برای همه است تا در پناه خدمت به یکدیگر جامعه انسانی، اخلاقی و ارزشی به وجود آید و در سایۀ آن افراد به سعادت دنیا و آخرت برسند. از طرف دیگر، مبارزۀ انسان با صفت حسادت که این مبارزه نیز زمینه ساز خیرخواهی به هم نوعان میشود والا انسان حسود از نظر روحی بیمار است. و این بیماری مانع احسان به دیگران می گردد و هم خودش از نظر روانی آسیب میبیند. باید لذت احسان را در وجود متربیان به وجود آوریم تا از حسادتی که بر پایه دوست داشتن خود است متربی دور شود.
6- عدل:
امام علی (ع) می فرمایند: عدل بر چهار پایه استوار است: فکری ژرف اندیش، دانشی عمیق و به حقیقت رسیده نیکو داوری کردن و استوار بودن در شکیبایی. پس کسی که درست اندیشد به ژرفای دانش رسید و آن کس که به حقیقت دانش رسید از چشمۀ زلال شریعت نوشید و کسی که شکیبا شد در کارش زیاده روی نکرد با نیکنامی در میان مردم زندگی خواهد کرد (نهج البلاغه: حکمت 31).
براساس تربیت اخلاقی یکی از نشانه های عدالت این است که در انجام کارها شکیبا و صبور باشیم.
«… اَلْعَدْلُ الْإِنصُافُ … » (نهج البلاغه: حکمت 231). (…عدل همان انصاف است…»
عدل یعنی آن است که انسان مال خودش را بگیرد و آنچه به دیگران بدهکار است، بپردازد. راغب اصفهانی در مفردات معنای عدل را اینگونه بیان کرده است:
عدل لفظی است که اقتضای معنای مساوات را میکند. عدل و عِدل بهم نزدیکند. عَدل در جاهایی به کار میرود که با بصیرت و بینش، مساوات آن را میفهمیم مانند احکام دین، اما عِدل و عدیل در مواردی استعمال میشود که با حواس ظاهری بتوان آن را فهمید مانند موزونات، معدودات و مکیال.
عدل عبارت است از مساوات در تاوان اگر خیر است و در صورتی که شر است (راغب اصفهانی، ص553).
سجادی در تعریف «عدل» اینگونه می گوید: «عدل مقابل ظلم است و به معنای احقاق حق و اخراج حق از باطل است و امر متوسط میان افراط و تفریط را نیز عدل گویند و حد میانۀ قوای شهویه، عقلیه، غضبیه را عدالت می نامند (سجادی،1373، ص 1244).
امام علی (ع) ارزش عدل را اینگونه بیان می کنند: «عدالت، هرچیزی را در جای خود مینهد…» (نهج البلاغه: حکمت 37).
حضرت علی (ع) در خطبۀ 185 خداوند را عادل معرفی می کند: «… وَأرْتَفِعْ عَنْ ظُلْمِ عِبادِهِ، وَقَامَ بِالْقِسْطِ فی خَلْقِهِ …» (نهج البلاغه: خطبه 185). «… خداوند برتر از آن است که بربندگان ستم روا دارد، میان مخلوقات به عدل و داد رفتار کرد و در اجرای احکام عادلانه فرمان داد … » با توجه به نکته ای که از نظر تربیت اخلاقی مهم است، اینکه انسان هم باید سعی کند به کسی ستم نکند حتی به دشمنش.
امام علی (ع) پیامبر را مأمور اجرای عدالت معرفی کرد: « … پیامبر پیشوای پرهیزگاران … سخنانش روشنگر حقّ و باطل و حکم او عادلانه است خدا زمانی او را مبعوث کرد …. مردم از نیکوکاران فاصله گرفته بودند» (نهج البلاغه: خطبه 94). یکی از جنبه های دیگر در تربیت اخلاقی در بحث عدالت این است که انسان که در قضاوت عادل باشد.
با توجه به سخنان امام علی (ع) می توان گفت عدل جایگاه ویژهای در ارتباطات انسانی دارد و هر جامعه ای بر پایۀ عدل و قسط می تواند دوام بیاورد. امام علی در مورد عدالت اجتماعی چنین میگوید: «… فَإِنَّ فِی الْعَدلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ، فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ أَضْیَقُ!» (نهج البلاغه: خطبه 15).
«… زیرا عدالت گشایش برای عموم است، و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمّل ستم برای او سختتر است.»
بیشتر مشکلات جوامع در کمبود عدل به وجود می آید که در این جوامع حق یکدیگر را رعایت نمیکنند و هرکس به دنبال حق خودش هست و استفاده از فرصتها جهت منافع خودشان است نه منفعت دیگران.
امام علی (ع) در عدالت جامعه بر اساس ارتباط مردم با رهبری می داند و چنین بیان می کند:
«… و آنگاه که مردم حقّ رهبری را ادا کنند و زمامدار حقِّ مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت می یابد، و راههای دین پدیدار و نشانههای عدالت برقرار، و سنّت پیامبر (ص) پدیدار گردد. پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مأیوس گردد…» (نهج البلاغه: خطبه 216).
عدالت در ارتباطات خود با خانواده، جامعه، رعایت کرد؛ تا بتوان به زندگی مطلوب دست پیدا کنیم؛ حال زمانی که ما در محیط خانواده، اجتماع مورد ستایش دیگران واقع میشویم یا دیگران را به خاطر کار یا موفقیت هایش مورد ستایش قرار میدهیم، باید حد و مرز آن را رعایت کنیم، زیرا ستایش بیش از حد یکی از موانع عدالت از نظر تربیت اخلاقی است کبر و خودپسندی را در فرد ایجاد می کند. باعث می شود در انجام وظایفش دچار مشکل شود در نتیجه این فرد برایش سخت و مشکل است که سخن حق را بشنود.
نکته مهمی که می توان در تربیت اخلاقی بیان کرد که در ستایش افراد اعتدال را باید رعایت کنیم تا فرد دچار کبر و خودپسندی نشود و دیگر اینکه از گفتن سخن حق یا مشورت در عدالت امتناع نورزیم زیرا با این کار افراد متوجّه اشتباه خود نمیشوند. در اینجاست که با توجه به مطالب بیان شده امام علی (ع) درباره ستایش خودشان توسط دیگران می فرماید: «مردم! … گمان ببرند زمامداران دوستار ستایشاند، … خوش ندارم در خاطر شما بگذرد من ستایش را دوست دارم و خواهان شنیدن آن می باشم… من از شما می خواهم که مرا با سخنان زیبای خود مَسِتایید تا از عهدۀ وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم برآیم… با ظاهرسازی با من رفتار نکنید… کسی که شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد عمل کردن به آن ، برای او دشوارتر خواهد بود پس از گفتن حق یا مشورت در عدالت خودداری نکنید زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمیدانم مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید…» (نهج البلاغه: خطبه 216).
امام علی(ع) در مورد اینکه اگر در جامعه عدالت نباشد می فرماید: « بی عدالتی خودش را در خانواده و اجتماع و به هر حال در همه جا نشان میدهد. به نحوی که افراد به راحتی به هم ستم میکنند ، وحدت در گفتار و عمل بین افراد وجود ندارد، مردم چه در محیط خانه یا اجتماع در ارتباط با هم مکر و نیرنگ بکار می برند، مردم بر طبق هوای نفس خود عمل می کنند همدیگر را فراموش می کنند و گناه رواج دارد ولی احساس نگرانی نمی کنند، نیکان خوار و بدان قدرتمند می شوند حال باید بنا به گفته امام علی باید در جهت تربیت اخلاقی افراد که عدالت را در جامعه حاکم کنند این است که «یکدیگر را نصیحت کنید و نیکو همکاری نمایید … هرکس به مقدار توان حقوق الهی را رعایت کند که یکی از واجبات الهی، یکدیگر را به اندازۀ توان نصیحت کردن، و برپاداشتن حق، و یاری دادن به یکدیگر است …» (نهج البلاغه: خطبه 216). که بی عدالتی با توجه به آثار بدی که دارد بعنوان یکی از موانع تربیت اخلاقی بحساب می آید.
می توان گفت عدالت یعنی رعایت حق افرادی که با آنها برخورد داریم، وقتی حق آنان را رعایت می کنیم، حق ما هم نیز رعایت می شود که در نتیجه حق خدا هم رعایت میشود، در این جاست که عدالت به گفته امام علی (ع): «همه چیز سر جای خودش» قرار می گیرد.
نکته: احسان از عدل بالاتر است زیرا عدل آن است که انسان مال خودش را بگیرد و آنچه به دیگران بدهکار است بپردازد ولی احسان این است که انسان کمتر از آنچه بستانکار است بگیرد و بیش از آن بدهکار است بدهد. بر این اساس احسان بالاتر از عدل است.
7- تواضع:
امام علی(ع) در توصیف تواضع مومن چنین بیان می فرمایند:«شادی مومن در چهرة او و اندوه وی در دلش پنهان است، سینه اش از هر چیزی فراخ تر، و نفس او از هر چیزی خوارتر است برتری جویی را زشت و ریاکاری را دشمن می شمارد و اندوه اوطولانی، و همت او بلند است، سکوتش فراوان، و وقت او با کار پر است، شکرگذار و شکیبا و ژرف اندیش است، از کسی درخواست ندارد و نرم خو و فروتن است، نفس او از سنگ خارا سخت تر اما در دینداری از بنده خوارتر است» (نهج البلاغه: حکمت 333).
تواضع در اخلاق و افعال ظاهری و باطنی به کار میرود. محققان در تبیین مفهوم تواضع در حوزه اخلاق اسلامی معتقدند : مفهوم تواضع آن هست که انسان در مقایسه با دیگران برای خویش امتیاز و برتری قائل نشود. وجود چنین حالتی در فرد باعث میشود که دیگران را بزرگ و گرامی بدارد (دیلمی،1382، ص114).
تواضع در مقابل کبر و تکبر قرار دارد و این دو به عنوان موانع تواضع مورد بحث قرار میگیرند. زیربنای تواضع خودشکنی است یعنی انسان بدون مقایسه خود با دیگران، خود را کوچک و پایینتر شمرده و خودپسند و از خودراضی نباشد.
در تربیت اخلاقی توجه به این که خودشکنی منشأ و مبنای تواضع است و بدون آن تواضع محقق نمیشود. بنابراین آنچه در باب فضیلت و منزلت تواضع بیان شده است، همگی به فضیلت فروتنی و خودشکنی نیز دلالت خواهد کرد و شاید به همین دلیل است که در روایات و آیات، بیشتر بر تواضع تأکید شده است.
نخستین صفتی که خداوند متعال بندگان خاص خود را به آن توصیف میکند، آرامی و وقار در راه رفتن و نداشتن ژست غرورآمیز است زیرا شیوۀ راه رفتن حاکی از خصلتهای درونی انسان است. برخی افراد چندان متکبّر و مغرورند که از شیوۀ راه رفتن آنها بخوبی میتوان به غرور و نخوتشان پی برد. حضرت علی در توصیف پرهیزگاران فرمود: «فَالمُتَّقوُنَ فِیهَاهُم أَهلُ الفَضَائِلِ وَ مَشیُهُمُ التَّواضُعُ …» (نهج البلاغه: خطبه 193). «… پرهیزگاران در دنیا دارای فضیلتهای برترند… راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است.» تواضع وسیلۀ سربلندی و عظمت مقام انسان است و پاداش الهی را نیز در پی دارد. افتخار و بزرگی برای کسی است که برای خدا تواضع کند.
امام علی «فلسفه عبادت» را در بحث تربیت اخلاقی این چنین بیان می کند: «خداوند بندگانش را با نماز و زکات و تلاش در روزهداری حفظ کرده است، … دلهایشان متواضع باشد، کبر و خودپسندی از آن رخت بربندد، چرا که در سجده، بهترین جای صورت را بر خاک مالیدن فروتنی آورد، و گذاردن اعضاء پر ارزش بدن بر زمین، اظهار کوچکی کردن است … به آثار عبادت بنگرید که چگونه شاخههای درخت تکبّر را درهم میشکند و از روییدن کبر و خودپرستی جلوگیری میکند!» (نهج البلاغه: خطبه 192).
می توان گفت انجام تکالیف الهی مانند نماز، روزه و زکات از عوامل موثر تربیت اخلاقی افراد است که آنان به سوی کمال خود پیش بروند.
میتوان گفت کمال نعمت، تواضع است طبق سخن امام علی (ع) «… وَ بِالتَّواضُعِ تَیَمُّ النِعمَةٌ … » (نهج البلاغه: حکمت 224). «… با تواضع نعمت کامل می شود …»
انسان مومن نرم و فروتن است (نهج البلاغه: حکمت 333). با مردم گشادهرو و فروتن است (نهج البلاغه: نامه 46). نباید انسان فروتن باشد به هنگام نیاز و ستمکار باشد به هنگام بینیازی! (نهج البلاغه: نامه 31).
اگر

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، امام علی (ع)، تربیت اخلاقی، اخلاق اجتماعی Next Entries دانلود پایان نامه درباره نفت و گاز، منابع نفتی، نفت وگاز، قراردادهای نفتی