منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، امام علی (ع)، علامه طباطبائی

دانلود پایان نامه ارشد

وجود خود را از رذایل و شهوات نفسانی زدوده است یعنی جهاد نفس کرده است تا بتواند دیگران را بر خودش ترجیح دهد.
امام علی(ع) می فرماید:«پس رحمت خداوند بر کسی که شهوت خود را مغلوب و هوای نفس را سرکوب کند، زیرا کار مشکل بازداشتن نفس از شهوت بوده که پیوسته خواهان نافرمانی و معصیت است.
توجه و تکریم مجاهدان بدلیل اینکه این افراد در راه خدا نزد خدا جایگاه رفیعی دارند و تکریم آنان بر مسلمانان لازم است این تکریم به خاطر ارزش جهاد است اینان بر همه برتر هستند و باید به آنان نیکی کرد و هرکس آنان را بیازارد یا غیبت آنان را کند یا در غیاب آنان با خانوادهشان بدرفتاری کند کیفر کارهایش را میبیند.
امام علی (ع) در وصف مجاهدان می فرماید: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللهُ لِخَاصَّةِ أَوْلیَائِهِ.» (نهج البلاغه: خطبه 27). «جهاد دری از درهای بهشت است که خدا آن را برای اولیاء خاصّ خود گشوده است.» می توان گفت جهاد یعنی فداکاری کردن بخاطر دیگران و در جهت منافع دیگران بخاطر رضای معبود خود.
و امام علی (ع) ارزش جهاد در راه خدا را از نظر تربیت اخلاقی چنین بیان میکند: «پس از ستایش پروردگار، همانا جهاد در راه خدا دری از درهای بهشت است که خدا آن را به دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند است کسی که جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلّت و خواری بر او میپوشاند و دچار بلا و مصیبت میشود و کوچک و ذلیل میگردد. دل او در پردۀ گمراهی مانده و حق از او روی میگرداند، به جهت ترک جهاد به خواری محکوم و عدالت محروم است.» (نهج البلاغه: خطبۀ 27).
امام علی (ع) اقسام جهاد را این گونه بیان میکند:
«… جهاد نیز بر چهار پایه استوار است: امر به معروف، نهی از منکر، راستگویی در هر حال، دشمنی با فاسقان … آن کس در میدان نبرد صادقانه پایداری کند حقی را که بر گردن او بوده است ادا کرده است (نهج البلاغه: حکمت 31). می توان گفت بهترین ایثار، جهاد است که یکی از تکالیف الهی است که هر که ترک کند ذلیل و خوار می شود.
زمانی فرد وجودش را از بخل، حسادت دیگر رذایل اخلاقی پاک کرد ایثار می کند یعنی فرد به خود رسیده است که هدف مهم در تربیت اخلاقی فرد است.
نکته: با توجه به معنای لغوی انفاق و ایثار به نظر میرسد که هر کجا ایثار باشد، انفاق نیز هست؛ ولی این گونه نیست که هرکجا انفاق باشد ایثار نیز باشد. زیرا ممکن است فردی بخشی از مال خود را که نیاز نداشته باشد انفاق کند، در حالیکه ایثار مقدم کردن دیگران بر خود است، در چیزی که به آن نیاز دارد.
3- وفا:
امام علی (ع) می فرمایند:«ای مردم! وفا همراه راستی است…» (نهج البلاغه: خطبه41) می توان گفت وفا یعنی راستی و درستی، صداقت، صبور که از خصلت های انسان های وفادار است.
در جایی دیگر می فرمایند: «أَهْدَکَ بالْوَفَاءِ… » «.. به عهد خویش وفادار باش …» (نهج البلاغه: نامه 53).
یکی از ارزشهای اخلاق اسلامی در قرآن وفاست. «وفا» بیشتر همراه با قید عهد «پیمان» ذکر میشود. بنابراین وفای به عهد به معنای وفای به پیمان است.
«وفا» عبارت از انجام اعمالی است که تعهد کرده باشد و عبادت از وقوف به امر الهی است و نیز عبارت از عنایت ازلی است… خواجه میگوید: وفا غایت وفاقت است وقایت میثاق است و وفا دستگاه مشتاق است و پایگاه عشاق و مایۀ اخلاص و پیراهۀ اهل اختصاص است و سرّ خویش نهفتن است و سرّ دوست ناگفتن (سجادی، ج3، ص595).
سه نوع وفا در جهت تربیت اخلاقی می توان در نظر گرفت: 1- وفای به عهد از سوی بنده 2- وفای به عهد از طرف خدا 3- وفای به عهد در انسانها به قبال یکدیگر.

وفای عهد مشروط از سوی خدا: انسان با خدا عهد و پیمان بسته است یکی اینکه دستورات اخلاقی دین و عمل به احکام فقهی را رعایت کند، پس پیمان بین خدا و بنده است که بعد از ایمان آوردن بندگان به وجود می آید.
یکی از هم پیمانهایی که به صورت «نذر»، «قسم»، «عهد» متقبل شدیم؛ حال اگر انسان به این تعهدات خود پایبند باشد و عمل کند خداوند هم متعهد شده است که انسانها را به سعادت و موفقیت در دنیا و آخرت برساند.
امام در مورد عهدی که با نام خدا بسته می شود چنین می فرماید:« … وَقَدْ جَعَلَ اللهُ عَهْدَهُ وَ ذِمَّتَهُ أَمْناً. أَفصَاهُ بَیْنَ الْعِبَادِ بِرَحْمَتِهِ و حَرِیماً یَسْکُنوُنَ إِلَی مَنقَْتِهِ وَ یَسْتَفِیضوُنَ إِلی جِوَارِهِ…»
«… خداوند عهد و پیمانی که با نام او شکل می گیرد با رحمت خود مایۀ آسایش بندگان و پناهگاه امنی برای پناه آورندگان قرار داده است، تا همگان به حریم امن او روی بیاورند …» (نهج البلاغه: نامه 53).
« و به پیمان من وفا کنید تا به پیمان خود با شما وفا کنم.» (بقره: 40). پس شک و تردیدی در وفای خداوند به وعدۀ خود وجود ندارد ولی این وفا مشروط به وفای انسانهاست.
امام علی (ع) می فرماید: «اعتَصِمُوا (استعصموا). بالذمم فی اوتادها» (نهج البلاغه: 155).
« عهد و پیمان را پاس بدارید و بخصوص با وفاداران»
وفای به عهد بین انسانها: این وفای به عهد بیشتر جنبۀ اخلاقی دارد تا اعتقادی و کلامی وفای به عهد یکی از صفتهای نیکان و مؤمنان است در تربیت اخلاقی بیان می شود که انسان در ارتباط خود با دیگران باید وفادار باشد، وفادار در حفظ اسرار دیگران، وفادار در پوشیدن عیبهای دیگران، وفادار در کمک به دیگران (مادی یا غیر مادی) وفا دارد در عهد و پیمان، وفاداری یعنی خیر دیگران را خواستن. نقطۀ مقابل وفا غدر و نیرنگ است که دلالت بر نقض پیمان و عهد شکنی دارد، که چنین اعمالی از صفات رذیلۀ درونی افراد است.
امام علی (ع) در مورد شناخت جایگاه وفادارای چنین می فرمایند:
«الوَفَاءُ لِأَهْلِ الْغَدْرِ غَدْرٌ عِنْدَاللهِ، وَالْغَدْرُ بِأَهْلِ الْغَدْرِ»
«وفاداری با جنایتکاران نزد خدا نوعی خیانت و خیانت به خیانتکاران نزد خدا وفاداری است.» (نهج البلاغه: حکمت 259).
یکی از موانع وفاداری از نظر تربیت اخلاقی این است که انسان در اجتماع باید با جنایتکاران رابطه نداشته باشد تا بتواند خود را خوب تربیت کند چرا که یکی از موانع تربیت اخلاقی است.
امام علی (ع) در مورد خیانت که مانع تربیت اخلاقی است میفرمایند: «… پس هرگز پیمان شکن مباش، و در عهد خود خیانت مکن. … پس فساد، خیانت، فریب در عهد و پیمان راه ندارد … مبادا مشکلات پیمانی که بر عهدهات قرار گرفته و خدا آن را بر گردنت نهاده تو را به پیمان شکنی وادارد، زیرا شکیبایی تو در مشکلات پیمانها که امید پیروزی در آینده را به همراه دارد، بهتر از پیمان شکنی است که از کیفر آن میترسی و در دنیا و آخرت نمیتوانی پاسخگوی پیمانشکنی باشی» (نهج البلاغه: نامه 153).
با توجه به این نامه انسان باید در عهد و پیمان خود وفادار باشد، خیانت نکند، در مشکلات پیمان صبور و شکیبا باشد.
علامه طباطبائی مراتب وفارا این گونه ذکر می کنند:
وفای به عهد دارای مراتبی است یکی از مراتبش مرتبه قبولی است، مثل اینکه قول بدهد که یک ساعت یا دو ساعت فلان جا منتظر بایستد، تا کار لازم تری پیدا شده او را از ایستادن منصرف کند؛ این یک مرتبه از وفاست عرفا آن را وفا میخوانند و از این مرتبه بالاتر این است که آن قدر بایستد تا عادتاً از برگشتن طرف ناامید شود و اطلاق وعده را به یأس مقید سازد و از این هم بالاتر، اطلاق آن را حفظ نموده این قدر بایستد تا طرف برگردد، هرچند طولانی شود. پس نفوس قوی مواظب قول و فعل خود هستند. هیچ وقت قولی نمی دهد مگر قولی که طاقت عمل به آن داشته باشد. و بتوانند با عمل آن را تصدیق کنند، و همین که از زبانشان درآمد، دیگر هیچ چیز از انفاذ آن بازشان نمی دارد.
لذا انسان مؤمن عهد و پیمانی که با کسی می بندد وفادار است. حتی اگر با دشمن عهد و پیمان بسته باشد. در این مورد امام علی (ع) می فرمایند: «… اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردد به عهد خویش وفادار باش. و بر آنچه برعهده گرفتی امانتدار باش، و جان خود را سپر پیمان گردان، زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست، که همۀ مردم جهان… در آن اتفاق نظر داشته باشند، تا آنجا مشرکین زمان جاهلیّت به عهد و پیمانی که با مسلمانان داشتند وفادار بودند زیرا آیندۀ ناگوار پیمان شکنی را آزمودند …» (نهج البلاغه: نامه 53).
دستور اسلام برای پدران و مادران به وعده هایی که به فرزندان خود می دهند عمل کنند زیرا با عمل نکردن به وعده ها شخصیت فرزندان را تحقیر می کند و به آنان درس دروغگویی می دهند و با گفتار بی عمل خود سخنانی را که در آینده خواهند گفت از پیش بی اعتبار می سازند (مروجی طبسی1387،، ص 70).
امام علی از پیامبر نقل می کند که فرمود:«اذا وَعَدَ أحَدَکُم صَبِیَّه فلیُنجِز» (مستدرک الوسایل، ج15، ص95).
« از هر یک از شما، اگر به فرزند خود وعده ای می دهد بدان وفا کند».
یا جایی دیگر می فرماید: «المَسؤُولُ حُرُّ حَتَّی یَعِذ»(نهج البلاغه: حکمت336). «کسی که چیزی از او خواسته اند تا وعده نداده آزاد است».
لذا پدر و مادر باید در کنار هم به تربیت اخلاقی کودک توجه کنند و با هم هماهنگ باشند که فرزند دچار دودلی نشود و در ضمن پدر و مادر چون نقش هدایت کننده دارند به وعده های که به فرزندان می دهند وفادار باشند و سهل انگار نباشند یا به دروغ وعده ای دهند چون کودکان به آنان اعتماد دارند. حضرت علی (ع) می فرماید: «راستگو در راه نجات و بزرگواری است…» (نهج البلاغه: خطبه 86).
نکته مهم در تربیت اخلاقی این است که کسی وقتی وفادار است راستگو است و نقطه مقابلش ریا، دروغ است که انسان باید در دوستی خود وفادار باشد یعنی همان طور که دوست ندارد عیب های خود را کسی بداند، عیبهای دوست خود را نیز بپوشاند والا وفادار نبوده و پیمان خود را شکسته است و پس می توان گفت انسان دروفای خود نیرنگ کرده است و اگر زمانی دوستمان عمل خلافی مرتکب می شود و ما باید اینجا به او گوشزد اگر قبول نکرد با او مقابله کنیم، مثلاً دوست شما اعتیاد به مواد مخدر پیدا کرده است باید به والدین او بگوییم این وفاداری را نشان می دهد که خیرخواه دوستش است.
4- برّ:
راغب اصفهانی «برّ» و «بِرّ» را به این صورت معنا میکند:
بَرّ در مقابل دریاست و از او وسعت فهمیده میشود. از کلمۀ بَرّ، بِرّ مشتق شده است و گستردگی در فعل خیر از آن استفاده میشود. هم دربارۀ خدا و هم بنده به کار رفته است. درباره خدا که استعمال شده به معنای زیادی در ثواب است، ولی دربارۀ عبد که استعمال می شود به معنای وسعت در طاعت عبد است(ص114).
در اصطلاح عرفان و اخلاق، «ابرار» را این گونه معنا کردهاند: ابرار یعنی نیکان و خوبان و از اصطلاحات اخلاقی عرفانی است و عبارتند از متوسطان در سلوک و از بندگان خاص خدایند که مادامی که سیر الی الله را طی کردهاند و مقام ابرار، یکی از مقامات قرب به حق است و ابرار جماعتی باشند که به صلاح بلا و عباد مشغول و سعی ایشان بر تکمیل خلق مقصود است (سجادی، ج1، ص34).
مصادیق بِرّ در نهجالبلاغه
1- انجام دادن کار نیک: «افْعَلوُا الْخَیْرِ وَ لاَتَحْقِروُا مِنْهُ شَیْئاً، فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثیرٌ وَلاَ یَقوُلُنَّ أَحَدَکُمْ: إِنَّ أَحَداً أَوْلَی بِفِعْلِ الْخَیرِ مَنِّی، فَیَکوُنَ وَاللهِ کَذالِکَ …» (نهج البلاغه: حکمت 422).
« کار نیک را به جا آورید، و آن را هر مقدار که کوچک باشد کوچک نشمارید، زیرا کوچک آن بزرگ و اندک آن فراوان است، و کسی از شما نگوید که: دیگری در انجام کار نیک از من سزاوارتر است!»
در جایی دیگر میفرمایند: «فَاعلَموُا (فاعلموا). وَ أَنتُم فِی نَفَسِ البِقَاءِ … وَ هُوَ مُعَمَّرٌ إِلَی أَجَلِهِ وَ مَنظوُرٌ إلَی عَمَلِهِ … » (نهج البلاغه: حکمت 237). «حال که زنده و برقرارید پس عمل نیکو انجام دهید … زیرا تا لحظۀ مرگ فرصت داده شده و مهلت عمل نیکو دارید … »
حضرت علی میفرماید: «… همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا … همواره به یاد خدا

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره تربیت اخلاقی، نهج البلاغه، امام علی (ع)، روابط انسانی Next Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، امام علی (ع)، تربیت اخلاقی، پیامبر اسلام (ص)