منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، کمال مطلق، امام خمینی

دانلود پایان نامه ارشد

آثار، افعال و آیات خداوند را نیز دوست خواهد داشت، لذا آن که دوست خداوند باشد که خودش ظلم نمی کند و رابطه اش را با خداوند اصلاح می کند. پس می توان گفت انسان که یک موجود الهی است.
امام خمینی در مورد فطرت چنین می فرماید: «که عشق به کمال مطلق، که از آن منشعب شود عشق به علم مطلق و قدرت مطلقه و حیات مطلقه و ارادة مطلقه و غیر ذلک از اوصاف جمال و جلال، در فطرت تمام عائله بشر است…»، در تشخیص کمال مطلق مردم متفرق و مختلف شدند. آنچه سبب اختلاف است در تشخیص متعلّق فطرت و مراتب آن تاثیر نموده و ایجاد اختلافات کثیرة عظیمه نموده است، نه در اصل آن (امام خمینی،1368 ، صص 182-184).
تمام اموری که از عشق به کمال مطلق و انزجار از نقص نشأت می گیرد فطریات انسان است شامل: عشق و پرستش، ستایش و نیایش، زیبایی دوستی، حقیقت جویی خیر اخلاقی، خلاقیت و ابداع، دانش دوستی و علم جویی، بیزاری از جهالت و نادانی، آزادی دوستی و آزادگی، عدالت دوستی و عدالت خواهی و انزجار از ظلم و ستمگری، میل به رأفت و رحمت، انزجار از قساوت و خشونت، تنفر از ناپاکی و تباهگری، دوستی، رفق و مدارا، حق گرایی و حق پذیری، انزجار از تحبّر و تکبّر و … است.
حال در این فصل به ویژگی های انسان در ارتباط با خدا از دیدگاه امام علی(ع) در نهج البلاغه پرداخته شده پیامدهای تربیت اخلاقی مرتبط با آن بیان می گردد.
1- گرایش به خدا
بر این اساس فطرت توحیدی در آدمی شکل گرفته است و امام علی (ع) بر این حقیقت اشاره دارد که بر فطرت توحید تولد یافته اند.
«… فَإنی وُلدِتُ عَلَی الفِطرَهِ…» (نهج البلاغه: خطبه57)«…که من بر فطرت توحید تولد یافته ام…»
انسان از نظر روان و فطرت خداجوست، و در روانشناسی امروز بعد مذهبی را یکی از ابعاد وجودی روح آدمی پذیرفته اند، اگر موانعی نباشد، انسان از نظر روان و فطرت به خدا گرایش دارد و خدا را در همه جا می جوید (دشتی، 83، ص25).
حال اگر حجابها برداشته شود فطرت حقیقی همان فطرت الله هویدا می شود، همان فطرت حقیقی است که هرچه از او صادر می شود حقیقت است و خود این فطرت مبدأ و منشأ خیرات و سعادت است خود خیر، بلکه خیر است. پس حقیقت فطرت عشق به کمال مطلق است و بستر تربیت اخلاقی آدمی به سوی سعادتش همین بستر است.
انسان به طور فطری و ذاتی با خداوند آشنا بوده است و لذا می توان همچنان امید داشت که بتواند این آشنائی خود را با خالق خویش که فطرتاً به او شباهت دارد حفظ نماید (علوی، 1389، ص 258).
«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ »(روم: 30) «سپس (تو ای رسول) مستقیم روی بجانب ائین پاک اسلام آور و پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروی کن که هیچ تغییری در خلقت خدا نباید داد…».
امام خمینی می گوید: «باید دانست که از فطرتهای الهی یک فطرت بر اصل وجود مبدأ-تعالی و تقدّس- است، و دیگر فطرت بر توحید است. و دیگر فطرت بر استجماع آن ذات مقدس است جمیع کمالات را» (چهل حدیث، صص 182-181).
حضرت علی (ع) درباره اشرف فطریات و برترین جلوة فطرت آدمی فرموده است:
« … وَ کَلِمَهُ الإخلاصِ فَإِنَّهَا الفِطرَهُ…» (نهج البلاغه: خطبه110).
« … یکتا دانستن پروردگار مقتضای فطرت انسانی است».
پرستش خداوند یکتا بر اساس فطرت الهی انسان می باشد که رسالت همه پیامبران الهی این بوده است. یکی از موانع تربیت اخلاقی که مطرح می شود شرک است امام علی(ع) در مورد پرهیز از شرک می فرماید: « آن صفت ناپسند این است که شریکی برای خداوند در عبادت برگزیند» (نهج البلاغه: خطبه 153).
لذا انسان بطور فطری به پرستش گرایش دارد، علت بعثت پیامبران نیز بوده است که انسان را از گمراهی نجات و جهت دهند و بسوی پرستش خدای یکتا نه موجود دیگر.
امام علی در مورد بعثت پیامبران چنین می گوید: «خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هر چند گاه متناسب با خواسته های انسان ها، رسولان خود را پی در پی اعزام کرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان باز جویند… و با ابلاغ احکام الهی حجّت را بر آنها تمام نمایند…» (نهج البلاغه: خطبه 1).
انسان به ذات اهل پرستش است و انسان به فطرت اصلی خود عاشق معبود حقیقی و ذات مستجمع جمیع کمالات است.
در جایی دیگر می فرمایند: «إِنَّ أَفضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ المُتَوَسَّلُونَ إِلَی اللهِ سُبحانَهُ وَ تَعالی الإیمانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ، وَ الجِهَادُ فِی سَبیله…» (نهج البلاغه: خطبه 110).
« همانا بهترین چیزی که انسان ها می توانند با آن به خدای سبحان نزدیک شوند، ایمان به خدا و ایمان به پیامبر (ص) و جهاد در راه خداست، که جهاد قّلة بلند اسلام و یکتا دانستن خدا بر اساس فطرت انسانی است…»
لذا با توجه به گفته ی امام علی(ع) ایمان را در خود تقویت کند که همان ایمان به خدا و پیامبر است که در همین خطبه نیات و اعمالی که باعث نزدیک شدن انسان به خدا و تقویت ایمان می شود را امام این گونه بیان کرده است: به یاد خدا باشید که نیکوترین ذکر است و آنچه پرهیزگاران را وعده دادند آرزو کنید که وعدة خدا راست ترین وعده هاست. از راه و رسم پیامبرتان پیروی کنید که بهترین راهنمای هدایت است و رفتارتان را با روش پیامبر(ص) تطبیق دهید که هدایت کننده ترین روش هاست و قرآن را بیاموزید، که بهترین گفتار است و آن را نیک بفهمید که بهار دل هاست.. (نهج البلاغه: خطبه110).
با توجه به بیانات امام علی(ع)، عواملی که در بحث های تربیت اخلاقی افراد جهت پرستش و نزدیکی به خداوند موثر است که انسان همواره یاد خدا باشد؛ توجه به کردار و رفتار انسان های پرهیزگار و الگو قراردادن آنان بعنوان یک انسان کامل است کسب دانش الهی و عمل به آن است.
امام علی(ع) در این زمینه خودشان را بعنوان یک الگوی کامل ایمان این چنین معرفی می کنند: « و همانا من از کسانی هستم که در راه خدا از هیچ سرزنشی نمی ترسند، کسانی که سیمای آنها سیمای صدیقان، و سخنانشان، سخنان نیکان است، شب زنده داران و روشنی بخشان روزند، به دامن قرآن پناه برده سنت های خدا و رسولش را زنده می کنند، نه تکبر و خودپسندی دارند، و نه بر کسی برتری می جویند، نه خیانتکارند و نه در زمین فساد می کنند، قلب هایشان در بهشت و پیکرهایشان سرگرم اعمال پسندیده است» (نهج البلاغه: خطبه 193).
با توجه به آیه میثاق که خداوند می فرماید: «(ای رسول ما) بیاد آر هنگامیکه خدای تو از پشت فرزندان آدم ذریه آنها را برگرفت و آنها را بر خود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم هم گفتند بلی ما بخدائی تو گواهی دهیم که دیگر در روز قیامت نگوئید ما از این واقعه غافل بودیم» (اعراف: آیه 172).
چون انسان به فطرتش طالب کمال است همین منشأ فطرت آدمی بر توحید است و تلاش مربیان الهی بر این بوده است که مردمان را به خود آورند تا حجاب های فطرت را کنار زنند و به حقیقت فطرت توحیدی خود روی کنند که خمیرة ذرات وجود آدمی، عشق به معبود حقیقی است (دلشاد تهرانی، ص87).
حضرت علی (ع) با خدا چنین نیایش کرده بود:« اَللَّهُمَّ أَنْتَ أَهْلُ اَلْوَصْفِ اَلْجَمِيلِ وَ اَلتَّعْدَادِ اَلْكَثِيرِ إِنْ تُؤَمَّلْ فَخَيْرُ مَأْمُولٍ وَ إِنْ تُرْجَ فَخَيْرُ مَرْجُوٍّ اَللَّهُمَّ وَ قَدْ بَسَطْتَ لِي فِيمَا لاَ أَمْدَحُ بِهِ غَيْرَكَ وَ لاَ أُثْنِي بِهِ عَلَى أَحَدٍ سِوَاكَ وَ لاَ أُوَجِّهُهُ إِلَى مَعَادِنِ اَلْخَيْبَةِ وَ مَوَاضِعِ اَلرِّيبَةِ وَ عَدَلْتَ بِلِسَانِي عَنْ مَدَائِحِ اَلْآدَمِيِّينَ وَ اَلثَّنَاءِ عَلَى اَلْمَرْبُوبِينَ اَلْمَخْلُوقِينَ اَللَّهُمَّ وَ لِكُلِّ مُثْنٍ عَلَى مَنْ أَثْنَى عَلَيْهِ مَثُوبَةٌ مِنْ جَزَاءٍ أَوْ عَارِفَةٌ مِنْ عَطَاءٍ وَ قَدْ رَجَوْتُكَ دَلِيلاً عَلَى ذَخَائِرِ اَلرَّحْمَةِ وَ كُنُوزِ اَلْمَغْفِرَةِ اَللَّهُمَّ وَ هَذَا مَقَامُ مَنْ أَفْرَدَكَ بِالتَّوْحِيدِ اَلَّذِي هُوَ لَكَ وَ لَمْ يَرَ مُسْتَحِقّاً لِهَذِهِ اَلْمَحَامِدِ وَ اَلْمَمَادِحِ غَيْرَكَ وَ بِي فَاقَةٌ إِلَيْكَ لاَ يَجْبُرُ مَسْكَنَتَهَا إِلاَّ فَضْلُكَ وَ لاَ يَنْعَشُ مِنْ خَلَّتِهَا إِلاَّ مَنُّكَ وَ جُودُكَ فَهَبْ لَنَا فِي هَذَا اَلْمَقَامِ رِضَاكَ وَ أَغْنِنَا عَنْ مَدِّ اَلْأَيْدِي إِلَى سِوَاكَ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ» (نهج البلاغه: خطبه91).
«خدایا! تویی سزاوار نیکو ستودن، وبسیار بی شمار ستایشت نمودن. اگر امید به تو بندند بهترین امید بسته ای، و اگر چشم از تو دارند، این چشمداشت را هرچه نیکوتر شایسته ای. خدایا! در نعمت بر من گشادی، و مرا زبانی دادی تا بدان مدح جز تورا نخوانم، و بر کسی غیر تو آفرین نرانم. بدان کسانی را نستایم که نومید کنند یا گمان آن بود که نبخشند، وزبان خود را بازداشتم از ستودن مردمان، و آفریدن راندن بر پروردگان و آفریدگان. بار خدایا! هر ثناگوی را بر ثنا گفته، پاداشی است: جزایی در خورد ثنای آفرین گوینده یا عطایی نیکو – سزاوار بزرگی پاداش دهنده. خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشی به اندوخته های آمرزش و گنجینه های بخشایش. خدایا! این بندة توست که در پیشگاهت برپاست، یگانه ات می خواند و یگانگی خاص تو راست. جز تو کسی را نمی بیند که سزای این ستایشهاست. مرا به درگاه تو نیازیاست که آن نیاز را جز فضل تو به بی نیازی نرساند، و آن درویشی را جز عطا و بخشش تو به توانگری مبدّل نگرداند. خدایا! خشنودی خود را بهرة ما فرما، هم در این حال که داریم، و بی نیازمان خشنودی خود را بهرة ما فرما، هم در این حال که داریم، و بی نیازمان گردان از اینکه جز به سوی تو دست برداریم، که تو بر هر چیز توانایی».
پس انسان نیازمند نیایش است تا خدای خود را بیابد که در این صورت خود را می یابد و زمینة شکوفایی استعدادهایش فراهم می گردد (دلشاد تهرانی، 1388، ص89).
امام علی در نامه خود به امام حسن (ع) در مورد دعا و نیایش چنین می گوید: «… هرگاه او را بخوانی، ندایت را می شنود، و چون با او راز دل گویی راز تو را می داند. پس حاجت خود را با او بگوی، و آنچه در دل داری نزد او بازگوی، غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن، تا غم های تو را برطرف کند و در مشکلات تو را یاری رساند» (نهج البلاغه: نامه31).
همچنین امام در مورد اثر تربیتی دعا و نیایش اینگونه می گوید: از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی تواند عطا کند مانند عمر بیشتر، تندرستی بدن و گشایش در روزی…» (نهج البلاغه: نامه31).
امام علی(ع) همچنین در مورد اجابت دعا چنین می فرماید: « خداوند… که به تو اجازه دعا کردن داد، پس هرگاه می توانی با دعا درهای نعمت خدا را بگشایی، تا باران رحمت الهی بر تو ببارد…» (نهج البلاغه: نامه31).
انسان به فطرت خود عاشق یگانة جمیل است که تنها از او سزاوار پرستش و ستایش و نیایش است و تلاش مربیان الهی در جهت تربیت اخلاقی بشر پیوسته بر این بوده است که آدمیان را متوجه تنها معبود شایسته تقدیس کنند و عامل موثردر ارتباط انسان با خداوند نیایش است که موجب نزدیکی بیشتر به خداوند می شود. راه نیایش را به آنها بیاموزند تا این نیاز فطری انسانها به درستی پاسخ یابد.
2- گرایش به زیبایی
زیبایی مطلق اوست و او منشاء هر زیبایی است و همه عالم جلوة زیبایی اوست؛ و انسان به فطرت خود اهل زیبایی و زیبایی دوستی است و هرچه در این جهت سیر کند به کمال والاتری دست می یابد. امیرمؤمنان (ع) مردمان را بدین حقیقت متوجه می نماید و پیوسته درسی زیبا شناسی می دهد.
توجه به زیبایی های جهان آفرینش ما را در جهت تربیت اخلاقی صحیح خود ودیگران سوق می دهد.
امام علی(ع) در مورد زیبایی آفرینش چنین می فرماید: «آنچه را آفرید با اندازه گیری دقیق استوار کرد و با لطف و مهربانی نظم شان داد، و به خوبی تدبیر کرد. هر پدیده را برای همان جهت که آفریده شد به حرکت درآورد، چنان که نه از حد و مرز خویش

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، رفتار انسان، مدارس متوسطه Next Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، امام علی (ع)، امام حسن (ع)