منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، رفتار انسان، مدارس متوسطه

دانلود پایان نامه ارشد

آنچه سخنان امام را تا بدان درجه بالا برده كه گويند برتر از سخن آفريده و فروتر از گفته ي آفريننده است، رنگي است كه از كلام پروردگار در گفتار علي (ع) مي بينيم گفتار بي انديشه ي پيش و بي آموختن از استادي كم يا بيش.
5 – عزيزي (1381) در پايان نامه كارشناسي ارشد خود با عنوان «شناخت در نهج البلاغه» چنین نتيجه گيري مي کند كه محورهاي مهم و اساسي شناخت در نهج البلاغه: پيرامون موضوعاتي چون خداشناسي، معادشناسي، امام شناسي، انسان شناسي، جهان شناسي، تاريخ شناسي، فقه شناسي و … هستند. علي (ع) آفت هاي زيادي را بر شجره طيبه شناخت مطرح نموده اند نظير : دنيا پرستي، پيروي از هوي و هوس، عشق مجازي، آرزوهاي بلند، گناه، طمع، فتنه، فقر، نزاع، كشمكش و .. (به نقل از ابراهیمی زرندی، 1388، ص33).
6 – عنايتي فرد (1390) در پايان نامه كارشناسي ارشد خود تحت عوان «شناخت، تحليل و مقايسه شروح معاصر نهج البلاغه» چنين بيان مي كند : نهج البلاغه كتابي كه عنوان «اخوالقرآن» به خود گرفته است. مجموعه اي گرانسنگ از خطبه ها، نامه ها و سخنان كوتاه اميرمومنان (ع) است، و بيان مي كند كه «نهج البلاغه: فيض ملفوظ است و نور مكتوب» ؛ «اين كلام جاودانه جوششي است از سرچشمه فيض بي انقطاع الهي كه به امر رب مي جوشد ؛ تقرير دوباره اي است از حقايق تجسم يافته ي قرآن كريم و علم وحي محمدي و شناخت هاي قرآني و تعاليم اسلامي» (حكيمي، 1374، ص 261).
پژوهش های گروه پنجم
1 – تاریس و سمین9 (1997 م) تحقيق خود را تحت عنوان «فقدان ايمان ؛ تاثير ارتباط فرزند با مادر در انتقال ارزش هاي اخلاقي» چنين بيان مي كنند : بنابراين تحقيق، حفظ ارتباطات خوب والدين با فرزند، يكي از مفيدترين وسائل جعبه ابزارهاي آنان به منظور انتقال ارزش هاي والدين به فرزندانشان مي باشد. اصولاً انتظار آن است كه اين امر نه تنها به انتقال ارزش هاي ديني، بلكه به انتقال ارزش هاي اخلاقي به طور كلي بينجامد خواه اين ارزش ها در باور ديني ثابتي قرار گرفته باشند يا خير. بنابراين، هر چند نتايج ما به طور مستقيم تنها از ارتباط ارزش هاي ديني سخن مي گويند، به انتقال ارزش هاي اخلاقي به طور كلي نيز مرتبط اند. در هر دو مورد، تعامل خوب والدين با فرزند سبب دروني سازي ارزش هاي واتلدين مي شود (ضمناً اين تحقيق با روش ميداني بوده است).
2 – شاملي (1388) در پژوهشي تحت عنوان «جايگاه و نقش انذار و تبشير در نظام تربيتي پيامبران؛ نگرش قرآني» چنين بيان كرده است : با بررسي ده ها آيه مربوط به انذار و تبشير، هركس بايد به نقش تعيين كننده ي اين دو شيوه در دعوت پيامبر (ص) و نظام تربيتي پي برد.
از آنجا كه خداوند به پيامبران توصيه كرده است در هدايت و تربيت آدميان اين دو شیوه ارشادي به كار بندند، گمان من بر اين بود كه بايد حقيقتي در اين دو روش درباره ي تعديل رفتار انسان نهفته باشد. انذار و تبشير در حقيقت راه هاي براي هشيار كردن و آگاهي بخشي (يس:6) و خودسازي است ؛ دو راهكار تربيتي انذار و تبشير مسبوق و منجر به آگاهي، شناختا و حيات فكري انسان هاست كه طي آن، انسان ها مي توانند رفتارهاي خود را با آگاهي و شناخت و آزادي شكل دهنده ؛ انذار و تبشير شيوه هاي آگاهي دادن به مردم در مورد پاداش و كيفر الهي رفتارهاي آنان است. با اين همه به نظر مي رسد قرآن كريم پاداش و كيفر را، به ويژه در قيامت نه به عنوان پيامد رفتار كه به عنوان ظهور واقعي خود رفتار انساني معرفي مي كند (زلزال:87) در اين نگاه، پاداش و كيفر پيامد اعتباري و قرار دادي رفتار نيست بلكه تجلي و نمود خود رفتار است.
3 – گروه مؤلفان (1999) در تحقيقات خودشان تحت عنوان «عاطفه و تاييد والدين و رابطه ي آن با عواطف اخلاقي و رفتار كودكان» چنين بيان كردند: يافته هاي اين تحقيق تاييدي بر ديگر پژوهش ها در اثبات نقش عاطفه والدين (به خصوص مادران) در تعامل با كودكان اند تصويري كه از اين يافته ها حاصل مي شود آن است كه رفتارهاي والديني كه صميمي و حمايت گرانه اند احتمالاً دغدغه هاي عاطفي و رفتار اخلاقي كودكان را افزايش مي دهند. رفتارهاي جامعه پذيرانه والديني كه پذيرا هستند و عاطفه مثبت دارند، ممكن سطح اثر پذيري تلاش هاي جامعه پذيرانهي والدين نزد كودكان را با توجه به معيارهاي اخلاقي ارتقا بخشند. ممكن است كسي نتواند نتايج قطعي دراز مدت تاخير والدين بر عملكرد اخلاقي كودكان را از اين پژوهش استنباط كند، ولي ممكن است اقدامات حمايتگرانه ي والدين، سطح دغدغه ي عاطفي كودكان را ارتقاء بخشد و تاثير پايداري بر جنبه ي رفتار اخلاقي كودكان بر جاي گذارد ( ضمناً اين تحقيق با روش ميداني بوده است ).
4 – تاموري10 (2007) در پژوهشي تحت عنوان «معلمان تربيت اسلامي برداشتي از تدريس اخلاق در مدارس متوسطه» به اين نتيجه دست يافت كه افزايش و گسترش فعاليت هاي مدرسه و فعاليت هاي مذهبي و انجام مقررات مدرسه رابطه مثبت و قابل توجهي با اخلاق دانش آموزان دارد.
5 – روتلدگ11 (2007) در پژوهشي تحت عنوان «ظهور و پيشرفت اخلاق» بيان داشته است كه تكامل اخلاقي ناشي از يك ديد فلسفي است. طبيعت انسان يك طبيعت خوب مي باشد و از اين رو انسان تمايل به خوبي دارد و بديهي و آشكار است كه انسان در ذات خود و دركي از خود و تكامل خود دارد. اگر چه هر كسي آن را به مرحله عمل نمي رساند اما آرزو و فهم آن در هر كسي وجود دارد. رشد اخلاقي مانند رشد ساير اعضاي انسان خود به خود صورت مي گيرد حتي با وجود موانع اجتماعي و شخصيت و وجوان اخلاقي صورت مي گيرد. در حقيقت ظهور اخلاق مظهر و نشاني از وجدان اخلاقي هر شخص مي باشد اما مي توان از خصوصيت انسان در اين امر بهره گرفت. 1 – دليل و برهان 2 – خشم ها 3 – حس شرم و گناه (به نقل از عسكري، 1389، ص 33).
6 – اي الرود12 (2009) در پژوهشي تحت عنوان «فلسفه معاصر تربيت اخلاقي در تبيين رويكرد، تبيين ارزش ها» چنين بيان داشته است كه : تبيين ارزش ها خواه ارزش ها عيني باشند يا ذهني مفيد مي باشد و در مورد رفتار مطابق ارزش ها چنين بيان داشته است كه ارزش ها زماني منتسب به انسان مي شوند كه الگوي ثابتي از رفتار را شكل مي دهند.
7 – يويسال13 (2007) در پژوهشي تحت عنوان «تربيت اخلاقي كودكان» چنين نتيجه گيري مي نمايد كه والدين نقش مهم و موثري در تربيت كودكان دارند ؛ زيرا كودكان داراي طبيعت خالص و پاك مي باشند كه در معرض همه نوع تاثيرات قرار دارند. از اين رو در تربيت اخلاقي تاكيد بر نقش والدين است.
8 – استوتل14 (1997) در مقاله ي خود تحت عنوان «رويكرد فضيلت به تربيت اخلاقي» برخي روشنگري هاي مفهومي به اين نكته اشاره كرده است كه علي رغم وفور گفته ها و نوشته ها در باب فضايل و تربيت در زمان كنوني، هنوز گزارش شفاف و متقاعد كننده اي راجع به ويژگي هاي رويكرد فضيلت گر او وجود ندارد. وي پس از طرح و بررسي سه تعريف متفاوت راجع به اين رويكرد تمايز قابل شدن ميان رويكرد فضيلت گر او چشم اندازهاي اصلي ديگر در تربيت اخلاقي (به ويژه رويكرد شناختي – رشدي) را مورد بحث قرار مي دهد و استدلال مي كند كه تنها تعريفي كه قابليت فرق نهادن مناسبي را داشته باشد به اخلاق فضيلت مدار اشاره خواهد داشت؛ تنها بر اساس اين تعريف مي توان رويكرد فضيلت را به عنوان يك پژوهش كيفي جديد رشدي، در تربيت اخلاقي مورد نظر قرار داد (صص 395 – 407).
9 – هالستيد15 (2007) در پژوهشي تحت عنوان «چارچوب مشخص براي تربيت اخلاقي» چنين بيان دانسته است كه براي مسلمانان سه نوع ارزش اساسي وجود دارد كه عبارتنداز : 1 – ادب 2 – اخلاق 3 – رفتارهاي الگو مانند پيامبر (ص) آنچه سبب تفاوت تربيت اخلاقي غرب و اسلام مي شود عبارتنداز : 1 – وجود اصول و قوانين ازلي و ابدي و نقش قانون در اجراي اخلاق. 2 – به دليل درك هاي مختلف از خوبي، خودمختاري در اخلاق ممنوع است. 3 – وجود آخرت به عنوان عامل ايجاد انگيزه براي انجام عمل و بازداري از يك عمل. در پايان دو اصل اساسي در تربيت اخلاقي اشاره نموده است. 1 – اشاعه دانش كه مقدمه عمل است 2 – انگيزه كه سبب عمل بر طبق علم و دانش مي شود (به نقل از عسكري، 1389، ص 32).
10 – اوسرف و رايشنباخ16 (1994م) دو متفكر غربي در تحقيقات خود تربيت اخلاقي را اين گونه تعريف كرده اند كه: جامع دو گرايش باشد، يكي پرورش فضائل در دانش آموزان و ديگري آموزش ارزش ها و اصول اخلاقي ؛ آنان در تعريف تربيت اخلاقي گفته اند : «تربيت اخلاقي در صدد است رشد اخلاقي را ارتقاء دهد يا فضائل اخلاقي بيشتري را در دانش آموزان ايجاد كند.
11 – اسكات17 (1990) در مقاله اي با عنوان «ابعاد تحولي ناديده گرفته شده در تربيت اخلاقي» ديدگاهي را در موردداوري اخلاقي مطرح مي كند كه از موضوعات عدالت و حقوق فراتر مي رود و به اخلاق نظر دارد كه شامل مسئوليت و غمخواري نسبت به ديگران است. به نظر او، نظريه ي تحول اخلاق بايد هم رفتار اخلاقي مانند (رفتار اجتماعي) و هم استدالال اخلاقي را در كانون توجه قرار دهد. وي در نهايت مدلي جامع براي تربيت اخلاقي پيشنهاد نموده است.
12 – النر18 (1996) در مقاله اي تحت عنوان «چگونه مي توان مشخص كرد كه تربيت اخلاقي كارآمد است ؟» پيشنهاد مي كند كه عرصه ي ارزشيبابي را در تربيت اخلاقي گسترش دهيم. در اين مقاله استدلال شده است كه پژوهش هاي پيشين، در ارزشيابي تربيت اخلاقي، عمدتاً بر شواهد غير مستقيم تاكيد ورزيده اند (به طور مثال پيشرفت در استدلال اخلاقي) و به تغييرات رفتاري توجهي نداشته اند. توصيه شده است بر روابط ميان مراقبت فرد نسبت به رتارهاي فردي و اجتماعي خود با تربيت اخلاقي تاكيد بيشتري صورت پذيرد.
نتیجه گیری
با توجه به تحقيقات داخلي و خارجي بيشتر تحقيقات در زمينه ي تربيت بيان شده بود و در زمينهي اخلاق بخصوص تربيت اخلاقی از منظر امام علی(ع) كم مورد بررسي قرار گرفته بود ولي در زمينه تربيت ديني، اجتماعي و سياسي از منظر قرآن يا عالمان يا نهج البلاغه بيشتر مورد تحقيق بوده است و تربيت اخلاقي را به طور كلي بررسي نشده بود يعني تحقيق در زمينه ي تربيت اخلاقي كه اهداف، روش ها، اصول، مباني و استلزامات تربيتي دقيقاً بررسي شود نبود بلكه يك يا چند مورد تربيت اخلاقي بررسي شده بود. درباره موضوع تا جايي كه جستجو شد، مستقلاً اثري با اين نام در پايان نامه ها نگاشته نشده، در مورد اخلاق يا انسان كامل يا تربيت در نهج البلاغه و … پايان نامه هايي نگاشته شده است اما با عنوان خاص «تربيت اخلاقي در نهج البلاغه» تاكنون پايان نامهاي نوشته نشده است؛ که هدف آن بررسی ویژگی های انسان در ارتباط با خدا، خودش و دیگران باشد.
در مجموع مي توان گفت در تعريف تربيت اخلاقي از ميان متفكران مسلمان دو گرايش است يكي تعريف تربيت اخلاقي با تكيه بر پرورش عادت ها و صفت هاي اخلاقي مطلوب اسلام و ديگر تعريف تربيت اخلاقي با تكيه بر پرورش شناخت ها گرايش ها و رفتارهاي اخلاقي.
در ميان متفكران غربي نيز دو گرايش در تعريف تربيت اخلاقي وجود دارد : يكي گرايش كه تربيت اخلاقي را پرورش فضائل در دانش آموزان مي داند؛ و ديگري گرايشی که تربيت اخلاقي را وزش ارزش ها و اصول اخلاقي تلقي مي كند. پس با توجه به تحقيقات كه بررسي شد تربيت اخلاقي را مي توان اين طور تعريف كرد: تربيت اخلاقی، آموزش اصول و ارزش هاي اخلاقي و پرورش گرايش ها و فضيلت هاي اخلاقي است. در تعريف ارائه شده بعد شناختي، عاطفي و رفتاري اخلاق مورد توجه قرار گرفته است پس تربيت اخلاقي فقط تهذيب نفس نيست بلكه تربيت اخلاقي همان به وجود آمدن يك انسان متكامل است.

فصل سوم:
ویژگی های انسان در ارتباط با خداوند و
تربیت اخلاقی متناظر با آنها (در نهج البلاغه)

مقدمه
اگر بخواهیم تربیت اخلاقی را در یک مفهوم خلاصه کنیم، باید بگوییم تربیت اخلاقی یعنی «حب خدا» و تمام مسائل دیگر در زمینة تربیت اخلاقی یا مقدمة رسیدن به خداست یا ثمرات و نتایج دوستی خداست، می توان گفت کسی که دوستدار خداوند باشد او را اطاعت خواهد کرد و قهراً حسادت، بخل، … نخواهد داشت؛ کسی که خداوند را دوست بدارد

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، امر به معروف Next Entries منابع تحقیق درباره نهج البلاغه، تربیت اخلاقی، کمال مطلق، امام خمینی