منابع تحقیق درباره منبع کنترل، منبع کنترل درونی، مسئولیت پذیری، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

خلاقیت آنها میشود، خواه این مسئولیت اداره کلاس درس، یا سرپرستی بهداشت مدرسه باشد، زیرا هر وقت فردی مسئولیتی را به عهده میگیرد تمام نیرو و توان خود را به کار میگیرد تا آن کار را به بهترین وجه انجام دهد.
برخی از راههای مسئولیتپذیری در محیط مدرسه؛ دادن تکلیف به دانشآموزان در حد وسع و توان فردی، اعطای مسئولیتهای متناسب با علایق وگرایشهای فردی، استفاده از نیرو و توان همۀ دانشآموزان در مدرسه و واگذار کردن مسئولیت به آنها، مقدم کردن بعد پرورشی مدارس بر بعد آموزشی آن موانع مسئولیتپذیری در محیط مدرسه؛ تبعیض قائل شدن بین دانشآموزان، جذاب نبودن فعالیتهای مدرسه تکیه بر بعد آموزشی و غفلت از جنبههای پرورشی، سختگیری در محیط مدرسه، روش تدریس معلممحوری، فقدان روح همکاری بین مسئولان مدرسه ( رحیمی،1377؛ به نقل ازحسینیقمی،18:1391).
وجود افراد مسئولیتپذیر و مقید به انضباط شخصی نه تنها در پیشبرد اهداف مؤسسه یا سازمانی که فرد در آن مشغول به کار است موثر میباشد، بلکه فضای کاری را از تنشهای عصبی ناشی از درگیرهای افراد با یکدیگر و مسئولان آن سازمان مبرا ساخته، آرامش و نظم پیامد مثبت حضور این نوع افراد در فعالیتهای اداری میباشد. در مقابل افراد نامنظم(به لحاظ شخصیتی) و غیرمسئول، سازمان را درگیر اغتشاشات ناخواسته و هرجومرج42 کرده، هدفهای ساختاری سازمان را دستخوش نابسامانی و انحراف میگردانند(ابوطالبی،28:1389).
2-2-7 مسئولیتپذیری دانشآموزان
بعضی از دانشآموزان و شاید حتی بسیاری از آنها واقعاً احساس میکنند که فاقد توانایی یادگیری هستند، علت این احساس ممکن است، اثرات پیشنهی و یا عملکرد ضعیف سیستم آموزشی باشد. مسئولیت پذیری به درک توانایی عامل بستگی دارد و بعضی از دانشآموزان چنین درکی را در مورد خود ندارند آموختن مسئولیتپذیری مستلزم آزمایش و خطا است.

بنابراین والدین مدرسه میتوانند با سپردن مسئولیتهای کوچک تا نسبتاً بزرگ به دانشآموزان متناسب با تواناییها، آنها را برای پذیرفتن مسئولیتهای مهمتر در عرصه زندگی آماده نمایند.
دانشآموزان برای ارضای نیازهای خود و نیز در قبال رفتار خویش، مسئولند. اگر آنها به رفتار انحرافی دست میزنند، بیمار روحی نیستند بلکه انتخابهای بدی کردهاند، با این وصف نمیتوانند انتخاب بهتری داشته و مسئولانهتر انتخاب کنند، مگر اینکه درگیر یک رابطه قوی و عاطفی با اشخاصی شوند که آنها خود قادر به انتخاب مناسب و مسئولانه هستند. در آموزش و پرورش، درگیری و ارتباط عاطفی میتواند با یک شخص مثلا: معلم، مشاور یا مدیر مدرسه شود، یا با گروهی از بچهها یا حتی با تمام افراد کلاس.هنگامی که شاگردان به شکل عاطفی با معلمانی مسئول درگیر باشند، معلمانی که خود دارای هویت توفیق بوده و قادرند نیازهایشان را برآورده کنند. شاگردان نیز در وضعیتی قرار میگیرند که میتوانند نیازهای خود را ارضا کنند(گلاسر،28:1384).
دانشآموزان اگر در قبال رفتارشان بیشتر احساس مسئولیت کنند، نیاز کمتری به اعمال مدیریت از سوی معلم و مسئولین مدرسه خواهند داشت. بنابراین لازم است هر چه بیشتر در مسئولیتپذیر کردن دانشآموزان بکوشیم، آن هم با دادن مسئولیت به آنها، از نوع تنفیض اختیارات مسئولین و معلمین به دانشآموزان، البته با نظارت کافی از سوی مسئول تنفیض نموده بر فعالیتهای آنها است، که زمینه رشد و شکوفایی و هویت بخشی آنها، فراهم خواهد شد.
از منظر یادگیری اجتماعی43، آموزش دادن برای مسئولیتپذیری فردی و اجتماعی ابتدا مستلزم شکلدادن محیط اخلاقی است. مککب و دیگران پیشنهاد میدهند که از منظر یادگیری اجتماعی باید اعمالی صورت گیرد تا اینکه دانشآموزان مدلهای مناسبی داشته باشند، به این دلیل که اگر دانشآموزان ببینند همسالانشان به رفتارهای موافق با اجتماع میپردازند، کمتر احتمال دارد که به رفتارهای منفی روی آورند. علاوه بر این شواهد مثبتی در مورد تأثیر سیاستهای نهادی همانند داشتن قوانین و قوانین رفتاری محترمانه در تقویت رفتار اخلاقی مطلوب وجود دارد(ساونر،2005؛به نقل از خرم دل:28).

برخورداری از احساس مسئولیت، و توانایی به انجام رساندن وظایف بنحوی شایسته در مدرسه، دقیقاً به هم مربوط هستند. برای موفقیت در امر یادگیری، کودکان باید بسیاری از مسئولیتهای شخصی را بر عهده گیرند. دانشآموزانی که در مدرسه، مشکل دارند و نمیتوانند آن گونه که باید از عهدۀ وظایف خویش برآیند، همسالان، موقعیت فراگیری، معلم، دشواری مواد درسی، یا سایر شرایط را مقصر میشمارند. این امر، نشانۀ آن است که آنها هنوز مسئولیت یادگیری خویش را بر عهده نگرفته است(کلمزو بین،99:1385).
2-2-8 خود مختاری و مسئولیت
کسی مستقل، خود مختار44 و با احساس مسئولیت در قبال خود متولد نمیشود. این حالات وجود ثمره و حاصل رشد کردن است، بیان کننده یک دستآورد است. سیر طبیعی از کودکی به دوران بلوغ، حرکت از وابستگی به سوی استقلال و خود مختاری است. از حمایت بیرونی به سر وقت حمایت درونی میرویم، از نداشتن مسئولیت در قبال خود به داشتن مسئولیت در قبال خود میرسیم. پذیرفتن مسئولیت در قبال خویشتن هم نشانه رسیدن به بلوغ، است برای رسیدن به تفرد، وسیلهای است که خود را به واقعیتها نزدیکتر کنیم هویت خود را شکل بدهیم، از توانمندی بالقوه به توانمندی بالفعل برسیم(ناتانیل براندن،39:1384).
در واقع یکی از راههای ایجاد حس مسئولیتپذیری در کودکان، نوجوانان و جوانان درونی کردن آن در ذهن افراد است، به طوری که اگر آنها انجام وظیفه را جزیی از خود بدانند، بدون این که کسی را ناظر بر اعمال خود ببینند، و یا از روی ترس به انجام آن وظایف بپردازند، به طور خود مختار و مسئولانه آن کار را به درستی انجام میدهند. البته نوجوانی که امروزه در قبال خانواده و جامعه هیچ مسئولیتی را احساس نمی کند، و از انجام وظایف که بر عهده اوست سرباز میزند و انتظار انجام آن را از دیگران دارد، در آینده نیز قادر نخواهد بود، وظایف و نقشهای محوله را به درستی انجام دهد. ایجاد و پرورش حس مسئولیتپذیری است که کودک و نوجوان امروز را به بزرگسالی مسئول در آینده تبدیل میسازد.

نتایج برخی تحقیقات نشان داده است: 1- افرادی که دارای منبع کنترل درونی هستند مسئولیت اعمال خود را میپذیرند و معتقدند دیگران نیز مسئول اعمال خودشان هستند. 2- در مقابل افرادی که منبع کنترل بیرونی دارند، علت اعمال خود و دیگران را اجبارهای بیرونی میدانند و در نتیجه در آنان احساس مسئولیت شکل نمیگیرد.3- افراد دارای منبع کنترل درونی در مقایسه با افراد دارای منبع کنترل بیرونی،نسبت به خلافکاران احساس کمتری ابراز میکنند و معتقدند خلافکاران باید تنبیه شوند(فراهانی به نقل از خسروی و حاجیان،161:1377).
بارون45(1991)، افراد دارای منبع کنترل بیرونی در مقایسه با افراد دارای منبع کنترل درونی درگیر مشکلات شغلی، تحصیلی واجتماعی بیشتری هستند، در موقعیتهای رقابتآمیز، مقاومت کمتری از خود نشان میدهند و زود تسلیم میشوند و از شیوههای مقابلهای ناکارآمد مثل کنارهگیری و انکار استفاده میکنند. مطالعه دیگر نشان داد افراد دارای منبع کنترل درونی در مقایسه با افراد دارای منبع کنترل بیرونی صاحب استقلال بیشتر بوده و روحیه همکاری و تعاون بیشتری را از خود نشان دادند(خسرویوحاجیان،163:1380).
2-2-9 مسئولیت و عزتنفس
روحیه نگرش مسئولیت پذیری وقتی عزتنفس مناسبی وجود داشته باشد، موثرتر صورت خارجی پیدا میکند وقتی والدین و آموزگاران نسبت به صلاحیت وارزش جوانها ابراز اطمینان می کنند زمینه مناسبی تدارک میبینند تا نه تنها عزت نفس افزایش پیدا کند، بلکه مسئولیت پذیری بیشترشود. جوانها زمانی از بزرگترها مسئولیت در قبال خود را بهتر میآموزند که این بزرگترها خود مسئولیتپذیری را به نمایش بگذارند. جوانها زمانی مسئولیتپذیری را میآموزند که والدین و آموزگاران این را از آنها درخواست کند(ناتانیل براندن،40:1384).
فیشروراویزا46 ویژگیهای فرد مسئولیتپذیر را عزت نفس بالا، خودپنداره مثبت، منبع کنترل درونی، ادرک درست از خود و دیگران، توانایی برقراری روابط اجتماعی مفید، محبتآمیز وتوانایی شناختی بالا میداند. ویژگی دیگر این افراد این است که کمتر دچار افسردگی، اضطراب و بیماریهای جسمی میشوند و از امیدواری و نشاط بالایی در محیط کار و زندگی برخوردارند. چنین افرادی دارای هویت موفق و باثبات میباشند و از سلامت کافی برای زیستن برخوردارند(اسماعیلی و همکاران،29:1386).
اولین نماد درونی اعتماد به نفس رضایت خاطر است. اشخاصی که دارای اعتماد به نفس هستند، توانایی به فعلیت درآوردن استعدادهای خود دارند، و به یک نوعی از خود رضایت دارند و احساس ارزشمندی میکنند که البته این محصول اعتماد و تشویق دیگران است، که اگر این اعتماد و تشویق نبود به طرد شدن فرد میانجامید و حس اعتماد فرد به خودش کم و کمتر ، و از مشارکت در فعالیتهای مختلف تحصیلی، ورزشی و… دست میکشید. در واقع اشخاص برای داشتن عزتنفس بالا، به حس قدرت نیازمند هستند. چنین حسی به معنای آن است که آنها دارای فرصت و قابلیت تأثیر گذاری بر زندگی خویش را داشته باشند.
اعتماد به نفس در مرحله عملی احساس مسئولیت، آنجا که بعد از پیدا کردن راهحل، فرد باید تصمیم بگیرد و دست به اقدام بزند، نقش مهمی ایفا میکند. وظایف خاص مربی در زمینه شناسایی دانشآموزانی که به نقص بیاعتمادی به خود و احساس ضعف مبتلا هستند آن است که، زمینه ایجاد کند تا کودک در امور جمعی شرکت کند و با محول کردن هر وظیفهای، متناسب با روحیات و تواناییهای او، از قبیل مسئولیت حفظ انضباط کلاسی، یا کنترل بهداشت کلاس، و غیره به او مهلت احساس ضعف و عجز ندهد و بلکه وادار به استفاده از تواناییهایش بنماید(ایروانی،13:1369).
مسئولیتپذیری، به حداقلی از اعتماد به نفس و باور به توانمندیهای شخصی نیازمند است. تخریب این اعتماد، ضعف نفس و ناتوانی در پذیرش مسئولیت را به دنبال خواهد داشت. یکی از مهمترین عوامل در تخریب اعتماد به نفس، القای ترس از بیکفایتی یا نهادن تکلیف سنگین و بزرگ بر دوش کودک و نوجوان است(علیزاده لوشابی49:1392).
همه کودکان و دانشآموزان به دنبال فرصتی برای نشان دادن مسئول بودن در برابر رفتار، کارهای مدرسه، کارهای روزانه و روابط با دیگران هستند، دانشآموز زمانی میتواند به شیوهای مسئولانه رفتار کند که مورد اعتماد بزرگسالان باشد، فرصت تصمیم گیری به او داده شود و افزون بر این فرصتی برای واکنش در برابر رفتار دیگران برای او فراهم گردد(خاطری،2:1389).
در یک جمعبندی میتوان گفت یکی از راههای پرورش مسئولیت در کودکان و نوجوانان این است که از همان ابتدا خانوادهها، آنها را با وظایف و کارهای خانه آشنا کنند و چگونگی انجام دادن کارها را به آنها محول نمایند. تا آنها الگوهای ذهنی طرز انجام فعالیتها، را یاد بگیرند و مهارتهای خویش را افزایش دهند. در واقع اگر آنها از همان ابتدای کودکی موظف به انجام کارهای روزانه نشوند در نوجوانی هم فاقد مهارتهای لازم برای سازماندهی امور شخصی، و انجام وظایف خود خواهند بود. اگر کودکان با نگرشی درست نسبت به کار، قواعد و ارتباطهای انسانی، برای مدرسه آماده شوند، با انواع تشویقهای معلمان در مدرسه مواجه خواهند شد که این تشویقها احتمال موفقیت آنها را بالا خواهد برد. اما اگر کودکی در مدرسه مشکل دارد و نمیتواند وظایف خود رابه درستی انجام دهد به دلیل این است که کودک هنوز مسئولیت یادگیری خویش را بر عهده نگرفته است در این صورت باید والدین کودکان خود را بازخواست نمایند، تا آنها متوجه شوند که مسئول اعمال خویش هستند و معلمان باید به گونهای کلاس درس را سازماندهی نمایند که دانشآموزان بتوانند بر حسب قابلیتها و علاقه خویش دست به انتخاب بزنند.

2-3 بخش سوم: مروری بر پیشینه پژوهشهای انجام شده:
2-3-1

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره رشد اجتماعی، مسئولیت پذیری، تشویق و تنبیه، کودک و نوجوان Next Entries منابع تحقیق درباره برنامه درسی، برنامه درسی پنهان، هویت اسلامی، مسئولیت اجتماعی