منابع تحقیق درباره منابع معرفت، عقل مستفاد

دانلود پایان نامه ارشد

يك ذات مجرّد از مادّه مربوط مي‌داند، تقسيم اين قوا را به نحو تنويع تفسير نمي‌کند؛ يعني به نظر او تفکيک قواي نفس و اختلاف ميان آن‌ها اعتباراتي محسوب مي‌شود که اگر نسبت به ذات نفس در نظر بگيرم در حکم عوارض آن محسوب مي‌شوند؛ در واقع اختلاف و جدايي ميان آن‌ها در حکم تقسيم ميان اصناف يک نوع است نه تقسيم يک جنس به انواع که اختلاف ميان انواع به سبب فصولي است که از جملة ذاتيات محسوب مي‌شوند.197 او در جاي ديگر مي‌گويد: “نظير تفصيلي كه در قواي ادراكي حيواني است در قواي نفس انساني هم تفصيلي به تضيّف وجود دارد. نفس انساني كه جوهر را تعقّل مي‌كند قوا و كمالاتي دارد. خواجه در تفسير اين کلام مي‌نويسد: قواي حيواني متباين بالذات هستند؛ به اين معنا که چون مبادي افعال مختلفند پس تفصيل آن‌ها بر سبيل تنويع است، ولي چون قواي نفس انساني به ذاتي مجرّد باز مي‌گردند، اختلاف ندارند و اختلافشان اعتباري است و اين اعتبارات به قياس آن ذات عوارض به حساب مي‌آيند، پس مانند اصناف هستند”.198
از اين مطالب برداشت مي‌توان کرد که از نظر شيخ‌الرئيس اختلاف قواي نفس به جهت مسائلي است كه به قياس ذات مجرّد نفس در حكم عواض هستند، لذا اين قوا همانند اصناف محسوب مي‌شوند؛ پس اختلاف در ذات نخواهند داشت. البته اين عوارض كه خواجه از آن‌ها به كمالات تعبير مي‌كند، افعال اين قوا و لذا كمالات ثانيه محسوب مي‌شوند. زيرا كمالات اولي هر چيزي آنست كه از ذات آن شيء برمي‌خيزد. “و الكَمالات المَذكورَه هيهُنا هِيَ الكَمالات الثانيه وَ هيَ الافعال هذِهِ القُوي”199
از لحاظي ديگر شيخ قواي نفس مجرّد انساني را به عقل عملي و عقل نظري تقسيم مي‌کند، اين تقسيم ملاكي اعتباري و بالقياس دارند. زيرا نفس از آن جهت كه موجب تدبير بدن مي‌شود و احكام كلي در اين زمينه صادر مي‌كند، عقل عملي گفته مي‌شود و از آن جهت كه براي تكميلش (عقل بالفعل شدنش) كسب مي‌كند، عقل نظري محسوب مي‌شود. به نظر ابن سينا عقل عملي نيز به استعانت عقل نظري نياز دارد تا مطالب كلي را بشناسد. سپس از آن‌ها به جزئيات انتقال يابد و آن‌ها را به عنوان غرض افعالي اختياري انتخاب كند.200 به بيان ديگر عقل عملي از منابع شناخت محسوب مي‌شود که به وسيلة آن خوب و بد را درمي‌يابيم و عقل نظري به معني فهم و ادراک کليات (در اصطلاح معرفت شناسي) هم از ابزارهاي شناخت است و هم از منابع شناخت که نقش آن در فرآيند معرفت، تجزيه و تحليل فرآورده‌هاي منابع شناختي هم‌چون حس و شهود و وحي و عقل عملي و نيز کاوش در ديگر دستاوردهاي خود (عقل نظري) در مراحل ثانوي است.
در منابع اسلامي عقل در معاني متعدّدي201 به کار رفته؛ برخي از اين معاني در حيطة عقل عملي، برخي در حيطة عقل نظري و برخي اساساً به وادي شهود و قلب اختصاص دارد. البته غير از خود واژه عقل گاهي علم نيز در احاديث اسلامي به معناي عقل به کار رفته است که از آن جمله مي‌توان به تقسيم علم به مطبوع (سرشتي و دروني و فطري) و مسموع توسط امير مؤمنان عليه السلام و اصالت راه مطبوع اشاره کرد.202 مولانا با تکيه بر همين حديث مي‌گويد:
عقل دو عقل است اول مکسبي که بياموزي به مکتب در صبي
عقل ديگر چون دُر و مرجان بود چشمة او در ميان جان بود
آن‌چه در منابع اسلامي در مورد عقل مي‌يابيم مدح اين نعمت الهي است که ابزار شناخت و معيار تشخيص حقّ و باطل و حجت خداوند و ابزار کسب بهشت و عبادت خداوند203 دانسته شده و آن‌چه مذمت شده کيد و حيله‌گري و شبهه‌پردازي و وسواس و جُربُزه است که به نوعي استفادة نادرست و بي‌جا از عقل و موجب سوق انسان‌ها به مهالک است. در لسان احاديث اين قوّه مذمت شده عقل نيست، بلکه قوّه‌اي شبيه عقل است.204 در اصطلاح فلسفي عقل (کسبي يا مکسبي) که ابزار تحصيل علوم اکتسابي است، قوّه‌اي است كه بواسطة آن انسان از جماد، نبات و ديگر حيوانات جدا مي‌شود، يعني قوة درك كليّات. البته اين را عقل نظري مي‌گويند. در مقابل عقل عملي كه همان قوة عاملة ويژه انسان است و تمام كارهاي انسان را عهده‌دار است.205
از اين رو عقل مادام که به کار تجزيه و تحليل فرآورده‌هاي منابع شناختي بپردازد نمي‌تواند تعارضي با آن منابع معرفتي داشته باشد، چنان‌که شأن ابزار، چون و چرا کردن در مورد و متعلّق کارش نيست. هم‌چنين از جنبه منبع معرفت بودن عقل نيز هنگامي که در حيطة خويش و يافته‌هاي معرفتي‌اش اظهار نظر نمايد و ماوراي خويش را تخطئه نکند، نمي‌تواند تعارضي با ديگر موارد داشته باشد. البته به لحاظ آن‌که عقل ابزار توزين است مي‌تواند خطايابي از منابع مزبور داشته باشد، امّا در واقع اين خطايابي تصحيح خطاي خود به عنوان قوّة حاکمه (حکم کننده) است؛ نه خطاي حس يا خطاي وجدان و شهود. خطا در مرحلة حکم عقل رخ مي‌دهد نه در مرحلة گزارش حس و شهود.206 حال همين عقل، خود مي‌تواند مرزهاي خويش را بشناسد و اقرار به ندانستن کند و بشر را تا مرز امور فراعقلي ببرد و اموري را اثبات کند که خود از درک کُنه و حقيقتش اظهار عجز نمايد و اين همان عقلي است که به حدّ و مرز خويش واقف است و چنان‌که گفته شد به تعارضي با يافته هاي حسي يا قلبي دستاوردهاي وحياني نمي‌رسد. چرا که بين امور عقلي با فراعقلي (نه ضد عقلي) تعارضي نيست، بلکه چنان عقلي مي‌تواند روشنگر تجارب حسي، بيانگر تجارب عرفاني و مفسّر يافته‌هاي وحياني پيامبران باشد. تدوين عرفان نظري حاصل کاوش هاي عقل در حيطة تجارب عرفاني عارفان است؛ چنان‌که فلسفه، رياضيات و علوم تجربي حاصل کاوش‌هاي عقل در حوزة دستاوردهاي ديگر منابع و ابزارهاي شناخت است.
از آنجا که ابن‌سينا در گفتمان تمدن اسلامي و آموزه‌هاي قرآني موضوعات و مسائل فلسفي خود را پرورانده، در معناي حکمت به استدلال عقلي اهميت داده است. بر طبق اين رويکرد، شيخ‌الرئيس حکمت نظري و عملي را چنين تعريف مي‌کند: “حكمت نظري دانشي است كه از راه علم (تصوري و تصديقي) به اموري بي‌ارتباط با اعمال و احوال انساني، قوة نظري نفس را براي عقل بالفعل شدن آمادّه مي‌كند. پس غايت در آن حصول رأي و اعتقاد است … در حالي كه حكمت عملي در ابتدا از راه علم (تصوري و تصديقي) به اموري كه ذاتاً مرتبط به اعمال و احوال انساني است موجب كامل شدن قوه نظري نفس مي‌شود و سپس از اين راه موجب كمال قوّه عملي با اخلاق مي‌شود”207 (متن اصلي در پي نوشت‌ها ذکر شده است)?
هر چند عنوان عقل در بحث مورد نظر اين نوشتار مُدرِك كليّات است امّا بايد توجّه داشت برخي فيلسوفان چون ملاصدرا وقتي از مفهوم عقل استفاده مي‌کنند همة مراتب ادراك و از جمله حس و خيال را مد نظر دارند. اين موضوع در بحث اتّحاد عقل و عاقل و معقول کاملاً مشهود است. او هر چند عنوان مسئله را به عقل داده امّا اتّحاد در تمام مراحل ادراكي اعم از تعقّل كليّات، خيال، وهم و احساس به كار گرفته شده است.208 در تعريف ماهيت عقل گفته‌اند عقل جوهري است مجرّد از مادّه و مدّت و عوارض مادّه و خواهش‌هاي نفساني و تصوّرات محدود به عالم طبيعي؛ يعني از همه آينها دور و برتر است و همّت علياي او تصوّرات کلّيه و رعايت مصالح عامّه راجع به نظام کلّ است، و هرگز به خود علاقه نفساني ندارد، بلکه رضاي حقّ در منافع کلّيه عقلانيه ملحوظ و منظور اوست.209 آن‌که فعليت و تحصّل عقل مجرّد و کارش ادراک و تعقّل است، و ادراک عقلي را به قدرت و نيروي وجود خود انجام مي‌دهد و حاجت ادراک به آلت و قواي خارجه از وجود خويش ندارد؛ چنان‌که نفس در ادراک حسي مثل سمع و بصر حاجت به آلت بصر و آلت سمع دارد، عقل اين‌طور نيست.210
اما از بُعد هستي‌شناسانه در فلسفه ابن‌سينا عقل به معناي موجودات مجرّد از مادّه و علايق آن است و به صورت جمع به عنوان عقول جوهري يا عقول مجرّد به كار مي‌رود؛ كه همان يكي از اقسام پنج گانة جوهر است.211 اين نگاه هستي‌شناسانه به عقل است و وجه نظر قبلي به عقل نگاه به عقل از منظر ويژگي‌ها و کارکرد آن است؛ يعني نگاه به عقل از منظري معرفت‌شناسانه. اين نگاه هستي‌شناسانه به عقل ما را به همان عقول طوليّهُ حكمت مشاء و عقول عرضية اشراقيان مي‌رساند که انسان به دليل بهره داشتن از اين جوهر گران‌قدر يا ارتباط داشتن نفس او با آن مي‌تواند بينديشد. هستي و وجود عقل مجرّد از سنخ هستي طبيعيات و محسوسات نيست، بلکه اين هستي و وجود به‌نحوي است که دستخوش حوادث و اوضاع روزگار نخواهد بود و از عوارض جسمانيه و مادّيه عاري است. چون هستي او به نحو هستي جسمانيت نيست، پس نمي‌توان پرسيد که عقل در کجاست؛ زيرا که مکان و حيز در سنخ هستي جسم و مادّي معتبر است، و افق هستي عقل برتر از افق عالم جسماني است.212 در حكمت مشاء نهايت مرتبة كمال نفس، پيوستن به عقل آخر (عقل فعّال، عقل فيّاض و يا مدبّر عالم عنصري) است.
حكيمان مسلمان از جمله ابن‌سينا براي عقل چهار مرتبه ذكر كرده‌اند: عقل هيولاني، عقل بالملكه، عقل بالفعل و عقل مستفاد.213 اين مراحل در فلسفه مشايي از جمله ابن‌سينا به عنوان مراتب استكمال نفس مطرح مي‌شوند. لذا نفس در مسير تعقّل خود حقيقتي درحال تكامل است. نفوس انساني اين مراحل چهارگانه را همانند پلكاني براي رسيدن به مرحله عالي عقل مي‌پيمايند.
آنچه از اين بخش رساله مي‌توان نتيجه گرفت آن است که شيخ براي استدلال عقلي اگر بر مبناي اصول منطق و قياس استوار باشد، اعتبار ويژه‌اي قائل است و پيمودن راه عقل نظري بر اين اساس را تنها راه نجات از ضلالات و گمراهي‌ها مي‌داند. عقل انسان با اين توصيف توانايي دارد حقايق را شناسايي نمايد و در مسير زندگي با استعانت از عقل عملي و کشف خوب و بد اعمال راه کمال را بپيمايد. در ضمن همين عقل است که با استمداد موجود جوهري متعالي به نام عقل فعال از مرتبه هيولاني و بالقوه به فعليت و ملکه و سپس درجه مستفاد نائل مي‌شود. عقل نزد بوعلي يعني بهترين راه شناخت در عالم انساني که اگر کسي غير از تعاريف و قياسات آن را بپيمايد به گمراهي و سفسطه دچار خواهد شد.

خيال نزد ابن‌سينا
غير از قوّة عاقله، قوّة خيال نيز از جمله مهمّ‌ترين منابع کسب ادراکات نزد فيلسوفي‌ چون ابن‌سينا است. در ضمن ابن‌عربي نيز همچون تمامي عرفاء براي خيال اهميت بسياري قائل است و البته آنچه اين دو از خيال مدّ نظر دارند تا حدود زيادي با هم متفاوت است و لذا ضروري است قدري در مورد اين قوّه نيز بررسي صورت گيرد.
حكماء خزانة حس مشترك را خيال مي‌نامند و حس مشترك دركِ صور حسي است. همان‌طور كه خزانة واهمه را حافظه نام مي‌نهند. پس خيال قوّه‌اي باطني است كه صورت‌هايي كه توسط حواس ظاهري ادراك مي‌شوند و توسط حس مشترك مجتمع شدهاند در آن ذخيره مي‌شوند تا در دسترس وهم و عقل قرار گيرند. بحث از قوة خيال يكي از پردامنه‌ترين مباحث در فلسفه اسلامي‌است و از زواياي مختلف قابل بررسي و پي‌گيري است.
انسان به پنج طريق و قوّه كه مرتبط با ابزارهاي جسماني هستند درك مي‌كند214 كه يكي خيال است، در ميان فلاسفه مسلمان ابن‌سينا به مادّي بودن قوة خيال قائل است.215 در مقابل اين ديدگاه فيلسوفي چون ملاصدرا از قائلان به مجرّد بودن اين قوّه است. به نظر ابن‌سينا از آنجا كه خيال مدركِ صور جزييه است و از ابزار جسماني كمك مي‌گيرد تا بتواند عوارض همراه صورت‌هاي حسي را رفع كند،216 (هرچند نميتواند آن مدرك را بطور كامل تجربه كند)، جسماني است.217
او در کتاب “التعليقات” به صراحت مي‌گويد خيال جسماني است218 و در “الاشارات و التنبيهات” مي‌گويد: “حلول صورت حسّي و خيالي درجسم و توابع جسم است.”219 شيخ در مورد جسماني بودن قوّه خيال مي‌گويد: “از آنجا كه خيال مدركِ صور جزييّه است و از ابزار جسماني كمك مي‌گيرد تا بتواند عوارض همراه صورت‌هاي حسي را رفع كند (هرچند نميتواند آن مدرك را بطور كامل تجربه كند) جسماني است.”220 او در باب ذکر دليل براي جسماني بودن اين قوّه چنين مي‌نويسد: “صور خيالي با وضع، جهت و مقدار متمايز درك ميشوند؛ اين تمايزها تنها از ناحيه قابل و محلّ هستند. بنابر اين محل آن صُور نيز امري مادّي است. هرچند مادّه‌اي لطيف مانند روح بخاري داشته باشد.”221 در فلسفه ابن سينا تحقّق صورت،

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره وجود لنفسه، اصل موضوع Next Entries منابع تحقیق درباره منطق ارسطو، عالم ماده