منابع تحقیق درباره مضاف و مضاف الیه، کاپیتولاسیون، فعالیت ذهنی، فضاهای باز

دانلود پایان نامه ارشد

فرهنگی و هنری و سیاسی شاعران نسل گذشته؛ آرمان باختگی و بی‌ایمانی به ایدئولوژی‌ها؛ شوریدن بر دروغ و دغلبازی اصحاب سـیاست وپنـاه‌ بردن‌ به دنیاهای خالی و خودآفریده و سـرشار از صـداقت و صـمیمیت؛ برخورداری بعضی از شـاعران از روحـیه‌ی عصیانگری و آنارشیسم. اما البـته دلایـل دیگری نیز در ایجاد زمینه و شکل‌دهی به شعر‌حجم‌ دخالت‌ داشت که بعضی از آنها را می‌توان چنین بـیان کرد: (شمس لنگرودی،1390،ج3: 78)
1) فروکش کـردن فـشارهای خفقان‌آور و رویکرد حکومت به کاستن ازمحدودیت‌های سـیاسی، پس از کـودتای سـیاه و سـرکوب‌گرانه،جنب‌وجوشی گـسترده در هـمه‌ی سطوح جامعه‌ به‌ وجود‌ می‌آورد که شماری از گروه‌های‌ سیاسی‌ به‌ رغم همه‌ی ممنوعیت‌ها به بازسازی مجدد خود می‌پردازند و چند سازمان و تشکیلات نوپا نیز که اغلب مَشربی تند ومسلحانه دارنـد، اندک‌اندک به‌ تأثیر‌ از‌ وضعیت جدید پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارند و بتدریج، تحرک‌ عمومی‌ تمامی ارکان جامعه را در سیطره‌ی خود می‌گیرد و در این میان، بعضی از لوایح مجلس از جمله تصویب قانون‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی و کاپیتولاسیون واعتصاب گسترده‌ی مـعلمان، گروه‌های مـذهبی و مردم‌ را به اعتراض عمومی و رویارویی علنی با حکومت وا می‌دارد. (همان)
2) آن‌گونه سنت‌شکنی‌های شتاب‌آلود در واقع نوعی گریز از فضایی پراختناق وسراسر‌ محدودیت‌ است‌ که پس از کودتا بر جامعه حاکمیت یافته است و با خود نوعی تلاش بـرای جـبران‌ عقب‌ماندگی‌های‌ سـیاسی‌ و فرهنگی را به همراه دارد که در طول یک دهه بر جامعه‌ تحمیل‌ شده و مقدمه‌ای است برای فراهم آوردن زمینه‌های لازم در شکل‌دهی به فعالیتهای سـازمانی و تشکیلاتی برای‌ ستیز‌ با وضعیت موجود و انکار کامل عیار آن به هـمین دلیـل اسـت که‌ شماری‌ از سازمانهای سیاسی در همین سال‌ها به‌ عرصه‌ی‌ وجود‌ قدم می‌گذارند.( همان:79)
3) وجود تفاوت عمده در نوع نگرش‌ و طرز فکر و سـلوک ‌ ‌و رفـتار جوانان جدید با نسل پیش از خود نیز‌ در‌ شکل‌دهی به این جریان‌های شعری‌ تأثیر‌ بـسیار دارد. اسـماعیل نوری‌ عـلا‌ که‌ یکی از این جوانان بود درباره‌ی این‌ تفاوت‌ها می‌نویسد: «گویی که ما را در کارخانه‌ی دیگری ساخته باشند. نسل قـبل از ما‌ خیلی‌ جدی و عبوس بود؛ اغلب سر در‌ گریبان و فکور. به شوخی‌ می‌گفتیم‌ که آن‌ها دارنـد اندوه اجتماعی می‌خورند. هریک‌ از‌ آنان مـی‌توانست فهرستی از دوسـتان خود را به ما بدهد که یا پس از‌ کودتای‌ 28 مرداد تیرباران شده بودند‌ ویا‌ هنوز‌ در زندان و تبعید‌ به سر می‌بردند و یا‌ با نوشتن”توبه نامه”از زندان رها شده و به کُنجی خزیده بودند. بسیارشان در دام اعتیاد افتاده‌ بـودند… ساختار‌ روانی و چارچوب فکری بیشتر آن‌ها در‌ مبارزات‌ سیاسی شکل‌ گرفته‌ بود. شعرشان‌ نیز تا گلو به‌ سیاست آغشته بود. آن‌ها جوانی پرشور و آزاد ما را جدی نمی‌انگاشتند» (نوری علا،1373: 75)
4) به اعتقاد یداللّه‌ رؤیایی، شعر‌ حجم «شاید میوه‌ی تأمل و سکوت نسلی‌ بـود‌ کـه‌ تلخی شکست‌ 28‌ مرداد را با‌ خود‌ به سال‌های چهل و پنجاه آورده بود که برای او سال‌های وحشت و تحقیر و نومیدی بود‌ و آنجا‌ در کنار نسلی که در میان شکنجه‌ و سرکوب‌ می‌زیست امیدش‌ را‌ از‌ واقعیت رو به رو بریده بود و آنچه را در دور دسـت ذهـن می‌جست دیگر آن چیزی نبود که خود زمانی در فضاهای باز کویر نیافته بود و حالا از نسلی می‌خواست که آرمان‌هایش را در پیچ و خم جنگل از دست داده بود و در دوردست ذهن چیزی جز دوردست خود شاعر نـبود: در بـاز بود اما بسیار دور‌ بود» (رؤیایی،1379:‌ 62)
5) افزایش شمار شاعران و فراوانی صداها و سلیقه‌ها و تعداد اندیشه‌ها در سال‌های پس از کودتا عرصه ی گسترده‌ای فراهم آورد و باعث آن گردید که شاعران به چنان حدی از تکامل‌ هنری‌ در اندیشه و زبان و ساختار شعری دست پیدا کنند که یک تنه رهبری یـک خـط فـکری و هنری متمایز در میان هم عصران خود‌ شدند‌ و شماربـسیاری رادر‌حـوزه‌ی‌تأثیر خود قرار دادند. شاملو، اخوان، سپهری و فرخزاد در زمره‌ی چنین شاعرانی بودند. که هرکدام بدون هیچ‌گونه ادعا در جریان آفرینی در عمل، جریان‌هایی را به دنبال خـود راه انداختند. اما بـعضی از شاعران جوان‌تر‌ به‌ دلیل برخورداری از روحیه‌ای متفاوت‌تر از همان آغاز تمایل بـه کار جمعی و راه‌اندازی جریان و تأثیرگذاری گسترده و مسلط بر محفل‌های شعری داشتند. احمد‌رضا احمدی و یداللّه رؤیایی تقریباً از‌ چنین‌ ویژگی بـرخوردار‌ بودند. (شمس لنگرودی،1390،ج3: 80)
6) اندک‌انـدک مـحافل ادبی تشکیل دادند و عده‌ای را به گرد خود فراهم آوردند و زمینه را برای‌ کار گـروهی مـهیا ساختند و همین امر باعث شد تا تشکیلات و گروها پا بگیرند و اعلام موجودیت کنند. این تحولات اجتماعی سبب گردید که تشکیلات سیاسی جبهه‌ی آزادی و جریان‌های جدید شعری نظیر موج‌نو و حجم وارد عرصه جامعه شوند. (همان)
7) براهنی، یکی از ویژگی‌های هم‌نسلان خود و رؤیایی و آتشی را روستایی و شهرستانی بودن می‌داند که‌ ورود‌ آن‌ها بـه مـطبوعات و مـحافل ادبی پایتخت از اواخر دهه‌ی سی آغاز شد و در دهه‌ی چهل شدت گرفت و در رقـابت و حـتی حسادت به نسل پیشتر می‌کوشد تا‌ خودی نشان‌ بدهد‌ و”کلاهی مناسب سر خود پیدا‌ کند”. چون‌ نسل‌ شـاملو و اخـوان به جای اینکه نسل جدید را وارث خود بداند در یک کلام، آن‌ها را جدی نمی‌گیرد. «به گمانم مـا هـمه در حول و حوش سال چهل، که‌ بتدریج‌ ازکتاب‌ هفته سر در آوردیم، نسبت‌ به بـرخی از شـاعران قبل از خود حسودیمان می‌شد. شهرت نادرپور، شجاعت کـلامی شـاملو و صنعت مـتکی بـر تـرکیبات زبانی اخوان برای‌ ما‌ غبطه‌انگیز‌ بود. ما هـم‌اینان را تـحسین می‌کردیم و هم پشت سرشان نقمی ‌زدیم» (براهنی،1371،ج 3:‌1520).
8)نیاز به نوآوری در این دوران بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد و به گفته نوری علا «شاید سبک‌های مختلف شعر نیمایی به حدی از اشباع تاریخی خود رسیده‌ بود‌ که ما از همان آغاز راه، متوجه وجود‌ مطالب‌ غـیر‌ شعری در درون شعرنیمایی شدیم. شعر ما در‌ دهه‌ی‌ چهل، با همه‌ی خامی‌ها، نه قصه می‌گفت، نه نقالی می‌کرد، نه فلسفه می‌بافت و نه بلندگوی مشرب سیاسی‌ خاصی‌ بود؛ شعری بود که می‌خواست شعرباشد» (نوری‌ علا،1373: 96)
9) تلاش برای‌ نزدیک‌ کردن‌ شعر بـه مـوسیقی و نقاشی نیز‌ یکی‌ از انگیزه‌های اساسی برای عدول از شعر نیمایی، حتی در زمان خود نیما بود‌ که‌ برای نخستین بار کسانی چون هوشنگ ایرانی‌ کوشش‌های خود را مصروف‌ آن‌ کردند و شاعران حجم‌گرا نیز‌ آن را دوباره از سـر گـرفتند. رؤیایی آشکارا به این واقعیت اعتراف می‌کند: «پیدا کردن راهی در شعر‌ برای‌ پیاده کردن عواملی که در‌ سایر‌ هنرهای‌ زیبا نقش زیباشناسانه‌ دارند، یعنی همان‌ خطوط مشترکی کـه در‌ مـثلاً‌ نقاشی یا موزیک، شکل‌ساز و زیبایی‌آفرین هـستند، می‌بایست در شـعر هم جایی برای تظاهر داشته باشد؛ این‌ توفیق‌ را همان‌طور که گفتید ما در”دلتنگی‌ها”و بسیاری‌ از‌ شعرهای”دریایی”شناختم که‌ همراه‌ با‌ کشف مکانیسم تازه‌ای از خیال‌ بود. طرز تازه‌ی نزدیک شدن بـه کـلمه و آن مکانیسم تازه‌ی خیال در ایـن دوکـتاب و در‌ شش هفت قطعه از کتاب”از دوستت‌ دارم”و‌ شعرهای‌ بعد‌ از‌ آن _…._ چیزی بود که باعث‌ گروه‌ شدن عده‌ای از شاعرانی شد که در آن روزگار خیال‌هاشان زندگی وتحرک مشترکی داشت» (رؤیایی،1357: 19-20)
10) تأثیر فریدون‌ رهنما‌ که‌ در آن سال‌ها اشراف گسترده‌ای بـر هـنر‌، شعر‌ و سینماداشت‌ و از‌ شاگردان پل الوار، شاعر مشهور فرانسه بود و تأثیرش بر جریان‌های شعری موج‌نو و حجم هیچ‌گاه قابل انکار نیست.‌ رؤیایی درباره‌ی تأثیر رهنما می‌گوید: «رهنما در یک مرحله از زندگی شاعرانه‌ی من، حضورتعیین‌کننده‌ای داشت. بگویم که”رهنما”روحیه‌ای پیشرو داشت. همیشه پیشتاز بود. نفس‌های تازه‌ و نیروهای تازه را همیشه جذب می‌کرد. روزی به من پیشنهاد کـرد که یک هیجان، یک تجمع از بابت طرز تفکر شاعرانه و دید شاعرانه‌ای که من و گروه جوانی که بامن بودند، داشتیم و می‌پسندید، ایجاد‌ بکنیم و ارائه بدهیم. حاصل این تشویق‌ها، چاپ بیانیه‌ی شعر‌حجم بود و نتیجه‌ی این تلاش‌ها در کتاب”شعر دیگر”دیده شد. جای پای”رهنما”دراینجا حـس‌ مـی‌شود» (همان:171).
11) واکنش منفی در برابر رئالیسم که در آن سال‌ها‌ به‌ صورتی‌ انفجارآمیز، گستره‌ی تمام معرفت‌های بـشری را در بـر گرفته بود. «پس عجیب نیست اگر در گوشه‌ای از‌ این دنیا‌ گروهی برمی‌خیزند که برایشان دیگر عین، انسان نیست و عین را پشـت سـر‌ انسان می‌گذارند‌ تا‌ به صورت پدیده‌ای ذهنی به او برخورد کنند و این پدیده‌ی ذهـنی مـنظر دیگری است از‌ آنچه‌ گفتید”محصول‌ شرایط اجتماعی-تاریخی”معینی هستند و یـا بـاید بـاشند وبیانیه‌ی حجم در واقع محصول‌ آن‌ محصول اسـت. محصول ضـربه‌هایی است که آن محصول نخستین به ذهن‌ما و گروه‌ما زده است و تظاهرش‌ به صورت حـجم گرایی و یـا کشف جهان حجم در تهران در آن سالها‌ بـروز‌ کـرده است؛ یعنی دسـتیابی بـه نـوعی معرفت پنهان‌ که‌ در‌میان رابطه‌های چندگانه درمـیان فـاصله‌های ذهنی(اسپاسمان) ظهور می‌کند؛ این است که شاید به نوعی مکمل هم بـودند؛ یعنی هـردو ازیک‌ رحم‌ برخاستند و یا این جـنبش‌ ذهنی‌ حجم رحمی‌ نـامرئی‌ بـرای‌ آن جنبش آرمانی بود» (رؤیایی،1379:‌64-65).
3-7) فرمالیسم و شعر حجم
در این بخش تحلیلی از یدالله رویایی ذکر می‌شود که او در مصاحبه‌ای با محمود کیانوش در سال 71 (ه.ش) در مورد فرم در اشعارش بیان کرده است.و هدف نگارنده، هم این بود که قدری از زبان رویایی به فرم اشعارش بنگریم و به اصطلاح یک طرفه به قاضی نرویم البته شایان ذکر است که متن کامل مصاحبه را آورده نشده و بخشی از آن گلچین، و به سمع و نظر رسیده است. متن کامل آن در نشریه ادبی و هنری بایا در سال 85 چاپ شده است.
«مصاحبه کننده از یدالله رویایی می‌پرسد که در مورد حجم این فعالیت ذهنیتان در شعر توضیحی دهید و رویایی در پاسخ به او می گوید چون اشاره کردید که خواننده برای این که به خیال شاعر برسد و یا به استعاره‌ی او، گاهی از یک خط عبور می‌کند و گاهی در عین اینکه از یک خط عبور می‌کند از خط‌های دیگر هم عبور می‌کند. یعنی برای رسیدن به آن ماورا کلمه از یک حجم عبور می‌کند، از سه بعد. گاهی هم از دو بعد. شاعرانی هستند که سطح می‌سازند. و خواننده‌ای را که می‌تواند همان سطوح را کشف کند ارضا می‌کنند و یا از برخورد سطوح است که حجم ایجاد می‌شود و حجم به معنای آن فضای ذهنی و فاصله‌ای که در ذهن ایجاد می‌شود است. مثلاً فرض کنید که این استعاره‌ای که من از آن در این شعر عبور می کنم (مثال می زنم):
«وقتی صدای نیمرخ تو/ پرهای سبز طوطی را ناقوس می کند».
مسئله صدای این نیمرخ، نیمرخی است که حرف می‌زند، ما را به یاد طوطی و یاد پر سبز طوطی می‌برد، یعنی حاضر نیست فقط از یک خط طولی عبور کند. خط‌های نگفته و نهفته دیگری را هم رسم می‌کند: سخن، تن، رنگ، زنگ، پرواز، فضا، حرکت…. اما فرضاً وقتی می‌گوید چشم تو آبی است، یا چشم تو به آسمان می‌ماند خوب این یک خط و عبور از یک خط است. وقتی می‌گوید: بازوی تو مثل شط است یا تمام تشبیهاتی که با مضاف و مضاف الیه در شعر کلاسیک ما و مقدار زیادی از شعر میانه روی ما هست، همه خیال‌ها و تصویرهایی هستند که از یک خط عبور می‌کنند. اما وقتی که در کنار این یعنی در عین حال که از طول عبور می‌کنیم عمق و ارتفاعی هم برای خیالمان بسازیم، این یک فاصله ذهنی در استعاره ی ما ایجاد می‌کند. یعنی خواننده برای این که به ماورا برسد خودش می‌داند اول از کدام یک از این بعد ها برود. چون بُعدها را خودش می‌سازد طرز عبورش را هم می‌سازد و در تکوین حجم شرکت می‌کند. خیلی شاعرها هستند که شعر حجم می‌گویند و شعرهایشان حجمی است یا مقداری از شعرهایشان حجمی است بدون اینکه بستگی به این حرکت و به این جنبش داشته باشند. چون همان‌طور که اشاره کردیم مفهوم حجم در حافظ هم هست. در بعضی خط‌های مولوی هم می‌شود حجم دید وقتی می گوید: «تا چند در رنگ بشر/ در گله با نی می‌روی/ در کوه تن افتد صدا/

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره ادبیات فرانسه، سن ژون پرس، اجتماعی و فرهنگی، ادبیات فارسی Next Entries منابع تحقیق درباره آشنایی زدایی، ساختار زبان، زمان گذشته، درون مایه