منابع تحقیق درباره مذهب شافعی، مجنی علیه، تغییر رنگ

دانلود پایان نامه ارشد

به صورت، بدون منفعت توجه نمی‌شود، زیرا تابع است پس سهمی از ارش ندارد، مگر این که صورت هنگام اتلاف منفرد باشد، به این صورت که عضوی را تلف کند که منفعت آن از بین رفته است پس در این حالت حکومت عدل واجب میشود اگر در آن جمال نباشد؛ مثل دست شل، یا ارش آن کامل باشد اگر در آن جمال باشد مثل گوش. بنابراین از اعتبار صورت و جمال هنگام انفراد از منفعت، اعتبار آن دو همراه با آن لازم نمیآید بلکه تابع آن هستند، در نتیجه منظورٌ الیه در هنگام اجتماع فقط منفعت است.357
«کاسانی» نیز، در «بدائع الصنائع» می‌گوید: «عضوی که دیه‌ی کامل دارد، سخن در مورد آن در دو موضع است: یکی در بیان سبب وجوب و دومی در بیان شرایط آن. اما سبب، تفویت منفعت مقصود عضو به طور کامل است، و آن در اصل با یکی از این دو امر است: قطع کردن عضو و از بین بردن منفعت عضو با وجود بقای صورت عضو».358 مقصود از منفعت در اینجا یک مفهوم عام است که شامل جمال نیز می‌شود یعنی زیبایی و جمال یکی از انواع منفعت معتبر در وجوب دیه‌ی کامل است. این امر از کلام او قابل فهم است؛ به عنوان مثال دلیل تعلق دیه به اعضای زوج بدن را اینگونه بیان می‌کند: «دلیل آن حدیثی است که از ابن مسیب روایت شده که پیامبر فرمودند: «وَفِي الْأُذُنَيْنِ الدِّيَةُ، وَفِي الْعَيْنَيْنِ الدِّيَةُ، وَفِي الرِّجْلَيْنِ الدِّيَةُ» و در قطع کردن هر دوی این اعضا تفویت منفعت مقصود جنس یا تفویت جمال کامل است، مثل منفعت بینایی در چشم‌ها و بطش در دست‌ها و مشی در پاها و جمال در گوش‌ها و ابروها اگر نروید …»359 و درباره‌ی علت دیه برای موها می‌گوید: «دلیل ما این است که مو برای زنان و مردان، و ریش برای مردان جمال کامل است … و تفویت جمال کامل در حقّ انسان آزاده، موجب دیه‌ی کامل است مثل مارن و گوش».360 پس این که او در ابتدا علت را فقط تفویت منفعت می‌داند و در ادامه علت را برای برخی از اعضا صرف از بین رفتن جمال می‌داند می‌توان فهمید که جمال خود یکی از انواع منفعت است.

مالکیه
از لابه لای کلام فقهای مالکی می‌توان فهمید که از دیدگاه آن‌ها، علت تعلق دیه‌ی کامل به یک عضو «تفویت منفعت» است. مثلاً «ابن رشد» در مورد ابروها می‌گوید: «از نظر مالک و شافعی در آن‌ها حکومت است، و ابو حنیفه گفته است: در آن‌ها دیه است. … دلیل حنفیه روایتی است که از ابن مسعود نقل شده است که گفته است: در هر عضو زوج در انسان دیه کامل است، و نیز تشبیه دو ابرو به اعضای زوج بدن که در مورد آن‌ها اجماع کرده‌اند. و دلیل مالک این است که مجالی برای قیاس در آن نیست و روش آن توقیف است پس آنچه که از جانب شارع ثابت نشده که در آن دیه وجود دارد، اصل این است که در آن حکومت است و ابروها هم از زمره‌ی اعضایی نیستند که منفعتی داشته باشند و کار روشنی که برای خلقت انسان ضروری است انجام دهند».361
قرافی نیز، در «الذخیرة» می‌گوید: «قاعده: هر عضوی که در آن منفعت است، دیه برای منفعت است و عضو تابع است پس اگر تنها منفعت از بین رود، در عضو حکومت است».362
در احکام القرآن ابن عربی آمده است: «هر عضوی که منفعت آن باطل شود و صورت آن باقی بماند، قصاص ندارد و دیه دارد».363
همچنین، ابن رشد در «المقدمات الممهدات» بعد از ذکر اعضا و منافعی که دیه‌ی کامل به آن‌ها تعلق می‌گیرد، می‌نویسد: «و از این جوارح آنچه که به منافع اختصاص یافته است مثل جارحه چشم که منفعت مختص به آن بینایی است وجارحه گوش که منفعت مختص به آن شنوایی است و مانند جارحه دست که منفعت مختص به آن بطش و لمس است و مانند جارحه زبان که منفعت مختص به آن کلام است. پس این جوارحی که منافعی دارند که مختص به آن‌ها است، دیه‌یمعیّن در آن‌ها یقیناً بخاطر منفعت مختص به آن‌ها واجب میگردد، و زمانی که عین عضو با از بین رفتن منفعت از بین رود، تابع آن است».364
همچنین، از این که امام مالک معتقد است جنایت بر گوش‌ها در صورتی که باعث از بین رفتن شنوایی شود دیه‌ی کامل دارد و جنایت بر نوک سینه‌های زن زمانی که شیر آن‌ها از بین برود یا فاسد شود دیه‌ی کامل دارد در غیر این صورت موجب حکومت است، استفاده می‌شود که تنها معیار برای دیه‌ی کامل «از بین بردن منفعت» است.
به همین دلیل، مالکیه تصریح کرده‌اند به این که اعضایی که مقصود از آن‌ها جمال است، مستوجب حکومت هستند مثل ابروها، موی سر، ریش، سینه‌ها و کفل‌های مرد.365
البته در یک مورد از بین بردن جمال را موجب ارش مقدر دانسته‌اند و آن زمانی است که جنایت منجر به تغییر رنگ دندان شود.366

شافعیه
فقهای شافعی علت‌های متعددی برای تعلق دیه‌ی کامل به یک عضو ذکر کرده‌اند؛ از جمله این که «آن عضو از تمامیت خلقت آدمی باشد» و «قطع کردن آن باعث ایجاد درد شود». به عنوان مثال امام شافعی در ذیل حدیث عمرو بن حزم از پیامبر که میفرماید: «وَفِي الْعَيْنِ خَمْسُونَ وَفِي الْيَدِ خَمْسُونَ وَفِي الرِّجْلِ خَمْسُونَ»، میگوید: «این که پیامبر پنجاه شتر را در نظر گرفتهاند به این دلیل است که هر چه از تمامیت خلقت آدمی باشد و قطع کردن آن ایجاد درد کند و در انسان زوج باشد، در هر یک از آن دو نصف دیه است».367 از این رو در مورد پلکها میگوید: «اگر پلکهای چشم قطع گردد و جدا شود دیهی کامل دارد و در هر یک از آن‌ها یک چهارم دیه، زیرا از اعضای چهارتایی در انسان هستند و از تمامیت خلقت او، و از قبیل چیزی است که قطع کردن آن ایجاد درد میکند با قیاس بر این که پیامبر در بعضی از اعضای فرد انسان دیه‌ی کامل قرار داده‌اند و در یکی از اعضای دوتایی انسان نصف دیه قرار داده‌اند»368 و در مورد زبان (و آلت تناسلی مرد) میگوید: «اگر زبان بر اثر جنایت خطایی قطع شود دیه‌ی کامل دارد و آن در معنای بینی و در معنای چیزی است که پیامبر در مورد آن به دیه حکم دادهاند از تمامیت خلقت آدمی و در انسان فقط یکی از آن وجود دارد».369
از سوی دیگر امام شافعی گاه علت دیه را «تفویت منفعت و جمال با هم» ذکر کرده است و نه از بین بردن تمامیت خلقت و الم و درد ناشی از جنایت. او در «الام» میگوید: «در صورتی که نوک سینههای مرد آسیب ببیند یا سینههایش قطع شود، حکومت دارد اما اگر نوک سینههای زن آسیب ببیند یا سینههایش از بیخ بریده شود، دیهی کامل دارد، زیرا در سینههای زن منفعت شیر دادن است و این منفعت در سینههای مرد نیست و سینههای زن دارای جمال و زیبایی است و در آن‌ها برای فرزندش منفعت است و فقدان آن‌ها باعث زشتی و نقص در زن است ولی این‌ها در مرد نیست و فقدان سینهها در زیبایی مرد اثری نداشته و باعث زشتی و نقص در او نمیشود».370
ماوردی علاوه بر آنچه که امام شافعی در الام بیان کرده، مورد دیگری را به عنوان علت دیه ذکر میکند و آن این است که «در قطع کردن عضو خطر مرگ وجود داشته باشد» به عنوان مثال در مورد علت تعلق دیه به پلکها، لبها و زبان می‌گوید: از تمامیت خلقت آدمی هستند و دارای جمال و منفعت و قطع کردنشان ایجاد درد میکند و در جنایت بر آن‌ها خوف سرایت به نفس میرود، پس واجب است که مانند سایر اعضا دیهی کامل داشته باشند.371 و در مورد بینی میگوید: «عضوی است دارای منفعت و جمال و قطع کردنش موجب درد میشود و چه بسا جنایت بر آن به نفس سرایت کند».372 از این رو در مورد مژه‌ها می‌گوید: «مژه‌ها منفعتی دارند و آن محافظت از چشم است و نیز جمال دارند اما اگر کنده شوند و دیگر رشد نکنند، حکومت دارند. امام ابو حنیفه می‌گوید: دیه دارند. اما این صحیح نیست زیرا دیه در قطع کردن چیزی که خوف سرایت آن می‌رود و جدا کردن آن موجب درد می‌شود، واجب می‌گردد و این در مژه‌ها معدوم است».373
اما، اکثر فقهای شافعی علت تعلق دیه به یک عضو را صرف «تفویت منفعت» ذکر کرده‌اند، و در مواردی که جمال و منفعت را در کنار هم می‌آورند (که در اکثر موارد این گونه است)، جمال تبعی بوده و از بین رفتن آن به تنهایی، بدون از بین رفتن منفعت عضو، موجب دیه کامل نیست زیرا معتقدند مجرد از بین رفتن جمال نمی‌تواند موجب دیه کامل باشد بلکه حکومت را واجب می‌کند.374 امام الحرمین میگوید اعضا بخاطر منافعشان مورد توجه قرار میگیرند نه بخاطر جرمشان.375 همچنین میگوید منافع اعضا نامحدود است و در کامل کردن بدل آن‌ها همین کفایت می‌کند که در صورت از تمامیت خلقت باشند و به طور کلی منفعت داشته باشند.376
با دقت در کلام فقهای مذهب شافعی می‌توان فهمید، مهم‌ترین معیار دیه‌ی کامل از دیدگاه آن‌ها «از بین رفتن منفعت مقصود عضو به طور کامل» است چرا که به عقیده‌ی آن‌ها اعضایی که مقصود از آن‌ها جمال است مثل مو‌ها، دیه‌ی مقدر ندارند. اما این که برخی از شافعیه از جمله امام شافعی اشاره می‌کنند به این که معیار در تعلق دیه‌ی کامل به یک عضو این است که آن عضو از تمامیت خلقت انسان باشد و قطع کردن آن ایجاد درد کند، مکمل همین معیار است زیرا عضوی که از تمامیت خلقت انسان نباشد، عضو زائد محسوب می‌شود و عضوی که قطع کردن آن ایجاد درد نکند؛ یا عضوی است که بر اثر جنایت یا غیر آن فلج شده و کارایی خود را از دست داده است، چنان که امام شافعی در «الأم» در مورد سینه‌های زن گفته است: «اگر جنایت باعث مرگ سینه‌ها شود به این صورت که اگر چیزی که باعث به درد آمدن جسم می‌شود به آن‌ها زده شود و دچار درد نشوند، دیه کامل دارند و در یکی از آن دو نصف دیه واجب می‌گردد»377 یا عضوی مانند مژه‌ها است، که امام شافعی در مورد آن‌ها می‌گوید: «اگر موی مژه‌ها را بکند و نرویند، حکومت دارد و در موی پلک‌ها ارش معلوم وجود ندارد زیرا مو بنفسه قطع می‌شود و قطع شدنش درد ندارد و می‌روید و کم و زیاد می‌شود و شبیه چیزی که خون در آن جریان دارد و دارای حیات است، نیست تا در نتیجه مجنی علیه با آنچه که درد آور است، دچار درد شود».378 و به اتفاق فقهاء (اربعه) عضو زائد و عضو فلج، دیه‌ی مقدر ندارند زیرا منفعت معتبر در وجوب دیه‌ی مقدر ندارند. و عضوی چون مو نیز از دیدگاه شافعیه و مالکیه دیه‌ی مقدر ندارد بلکه موجب حکومت است زیرا عضوی است که مقصود از آن جمال است.

حنابله
حنابله علت و معیار تعلق دیه‌ی کامل برای برخی از اعضا را، «تفویت جمال و زیبایی به طور کامل» می‌دانند، بر همین اساس معتقدند که با از بین بردن موی سر، ریش، ابروها، مژه‌ها و سینه‌های مرد دیه‌ی کامل واجب می‌شود زیرا از بین بردن آن‌ها از بین بردن جمال و زیبایی در انسان است هرچند که برای برخی از آن‌ها منفعت نیز متصور دانسته‌اند.379 و برای بسیاری از اعضا علت را «تفویت جمال و منفعت باهم» ذکر می‌کنند380 اما در عین حال فلج کردن عضو (غیر از بینی و گوش) و از بین بردن منفعت آن را به تنهایی موجب دیه‌ی کامل می‌دانند زیرا در این حالت موجب دیه یعنی منفعت، از بین رفته است.381 پس می‌توان نتیجه گرفت که از دیدگاه حنابله نیز، همچون حنفیه، علت و معیار دیه «تفویت جمال» یا «تفویت منفعت» است یعنی هر کدام از این دو به تنهایی در وجوب دیه معتبر هستند. زیرا یقیناً تمامی اعضای (ظاهری) انسان به نوعی هم جمال دارند و هم منفعت اما در برخی از آن‌ها اساساً جمال بیشتر مطرح بوده مثل مو‌ها اگر چه منفعت نیز دارند و برای برخی دیگر منفعت آن‌ها مدنظر است مثل دست‌ها و پاها اگر چه بدون شک برای بدن انسان ایجاد زیبایی نیز کرده‌اند.
اما این‌که بعضی از حنابله در ابتدای باب دیات اعضا و منافع علت تعلق دیه را «از بین رفتن منفعت جنس» بیان کرده‌اند،382 می‌توان حمل بر این کرد که مقصود از منفعت چیزی است که شامل جمال نیز می‌شود یعنی زیبایی و جمال خود یکی از انواع منفعت است. به عنوان مثال در «المغنی» ابن قدامه آمده است: «هر کس چیزی (عضوی) را در (بدن) انسان از بین ببرد که از آن یکی وجود دارد، در آن دیه‌ی کامل است، و آنچه که در انسان از آن دو تا وجود دارد، در هر یک از آن‌ها نصف دیه است و خلاصه این که هر عضوی که خداوند متعال در انسان از آن، فقط یکی خلق کرده است مثل زبان و ذکر و صلب، در آن دیه‌ی کامل است؛ زیرا اتلاف آن از بین بردن منفعت جنس است، و از بین بردن منفعت جنس مثل اتلاف نفس است، و آنچه که در انسان، دو تا از

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره فقهای امامیه، شیعه امامی، نام گذاری، مجنی علیه Next Entries منابع تحقیق درباره امام صادق، فقهای امامیه، مجنی علیه، کندن پوست