منابع تحقیق درباره قرآن کریم، امر به معروف، آیات و روایات، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

ی ……………………………………………………………………………………… 285

• مقدمه
اسلام از يک طرف ارکان خود را بر محور آزادي انديشه و تفکر و حتي وجوب بيان حق و امر به معروف و نهي از منکر، ارزش علم و معرفت، عقل و عقلانيت و توسعه استوار کرده و در باب نصيحت يکديگر و نصيحت حاکمان و مقابله با ظلم و ستم و عدم پيروي از گذشتگان که همه آنها جز از طريق آزادي بيان امکان تحقق ندارد بيش از همه مکاتب تأکيد نموده است.
و از طرف ديگر خروج از اسلام را به عنوان ارتداد محکوم و شخص مرتد در صورتی که واجد شرایط باشد بر اساس کتب فقهی شیعه و عامهّ به اشدّ مجازات محکوم می نماید.(نجفی،( بی تا)، 41/600، الجزیری، 1406، ج5، 641).
پس از بررسی آیات و روایات و تاریخ فرق ضاله و شخصیت هائی که در تاریخ به عنوان مرتد معروف شدند به این حقیقت رهنمون شدم که مسأله ارتداد خارج از مدار عقلانیت می باشد. برای اثبات این مسأله نکات زیر که به نظر می رسد نوعی نوآوری نیز محسوب می گردد در این پایان نامه رعایت و تعقیب شده است.
1- در اين پايان نامه تلاش گردیده با استناد به آيات و روايات و مستندات تاريخي ثابت شود که ارتداد عملي برخلاف علم و معرفت و يقين خود مرتد و در ستيز با عقل و عقلانيت و انسانيت و حقوق بشر می باشد.
2- تلاش گردیده با دلایل فرا دینی اثبات کند ارتداد از اسلام محال عقلی و فلسفی می باشد.
3- تلاش گرديده اين پایان نامه براي جوانان و دانشجويان قابل فهم باشد و لذا سعي شده است حتي الامکان با جملاتي ساده و بدون پيچيدگيهاي فني بيان گردد.
4- اين بحث يک بحث فقهي و کلامي است. از آن جهت که مستندات حکم ارتداد فقهي است. بحث فقهي مي باشد و از آن جهت که به بيان و تبيين فلسفه حکم ارتداد پرداخته شده بحث در کلام جديد مي گنجد.
5- نگاه ما به مجازات مرتد بطور مطلق می باشد. بررسی میزان آن اعم از حبس یا تعزیر، دنیوی یا اخروی مربوط به فقه است. آنچه مسلّم است مجازات مرتد می باشد که در قرآن و روایات آمده است. کم باشد یا زیاد، مختص به معصوم باشد یا غیر معصوم، در این عصر تعطیل شود یا نشود، اعم از دنیا باشد یا منحصر به آخرت، در هر حال مجازات برقرار است حتی اگر حواله به آخرت شود. بازهم پارادوکس مورد ادعا حل نمی شود. بلکه متوجه خدا شده و عدالت او را زیر سؤال می برد.
مسائلی که این رساله عهده دار پاسخ و تبیین آنهاست عبارتند است:
سؤال اصلي
ماهيت ارتداد مورد خشم و نفرت اسلام که آن را مستحقّ مجازات سنگين کرده است چيست؟ و ماهیّت پارادوکسيکال حکم ارتداد با آزادي عقيده و بيان چگونه قابل جمع ميباشد؟
سؤالات فرعي
1- واژه های بکار رفته در اسلام درباره مرتد تا چه میزان می تواند معرف ماهیّت مرتد باشد؟
2- آیا حکم ارتداد در ادیان دیگر نیز وجود دارد؟
3- دیدگاه های مختلف در مورد این حکم پارادوکسیکال چیست؟
4- دیدگاه اسلام درباره آزادی عقیده و بیان و حکم ارتداد بطور کلی چیست؟
5- ماهیّت عقیده و ملاک حقانیّت آن از دیدگاه اسلام و عقلا چیست؟
6- ماهیّت و ویژگی های دین اسلام چیست؟
7- ماهیّت ارتداد و فلسفه حکم آن چیست؟
در همین راستا این پایان نامه در دو بخش مقدماتی و اصلی تنظیم گردیده که در بخش اول سه سؤال اول از سؤالات فرعی در قالب سه فصل، و در بخش دوم چهار سؤال آخر در قالب چهار فصل تبیین و پاسخ داده شده و سپس در پایان، نتیجه گیری بعمل آمده است.

بخش اوّل (مباحث مقدماتی)
• فصل اول : مفاهیم و کلیات
• فصل دوم : پیشینه حکم ارتداد
• فصل سوم : دیدگاه ها

فصل اول
مفاهیم و کلیات

1-1- واژه ها و مفاهیم کليدي
واژه ها و مفاهیمی که در این فصل مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته واژه هائی است که در آیات قرآن و روایات و گفتمانهای عقیدتی مورد استفاده قرار گرفته و در قرآن و احادیث و کتب فقهی در مورد مرتد به صورت گسترده استعمال گردیده است. و چون هیچ واژه ای در قرآن بدون حکمت استفاده نمی شود قهراً تحلیل و شناخت این مفاهیم نقش مؤثری در پی بردن به ماهیّت ارتداد مورد نظر اسلام دارد.
1-1-1- عقيده
عقيده از ريشه عقد به معناي محکم کردن هر چيزي است. و به معناي پيمان بستن نيز در قرآن کريم آمده است ” و الذين عقدت ايمانکم” ، ( و کساني که با آنان پيمان بسته ايد). همچنين به معناي سفت، غليظ و گره مي باشد. و اعتقد الامر يعني تصديق نمود آن را و اعتقاد يعني گرويدن، تعيين کردن، باور، اعتماد، اطمينان، ايقان و عقيده محکم و به معناي فکر و راي نيز آمده است.(الفراهیدی، 1421: ج2، 207)
1-1-2- بيان
در فرهنگهاي لغت از آن جمله تاج العروس و اقرب الموارد، بیان،به معناي تبيين، گفتن، روشن کردن و نشان دادن آمده است. بان بيانا يعني پيدا و آشکار شد. بينه يعني پيدا و آشکار کرد. و در قرآن آمده است که تبيان لکل شيء و آيات بينات؛ يعني روشن و واضح. هر آنچه که نيازي به دليل نداشته باشد مثل خورشيد، آيات و بينات است. دليل يعني چيزي که انسان را به چيز ديگري رهنمون مي کند و خود نيازمند دليل ديگري نيست به همين دليل بينه را دليل نيز مي گويند. بنابراين بيان به معناي دليل آوردن، اثبات نظرات و اعلام نظر براساس شواهد و حجتهاي آشکار است.(الخوری الشرتونی، 1374: ج1، ص117 و زیبدی،1414: ج205:2)

1-1-3- آزادي
آزادی از جمله لغات شناخته شده است که معناي آن بطور فطری و وجدانی فهمیده می شود و لذا آن را با معاني مقابل آن شرح مي دهند. در عربي معناي آن حريت است و آن چنان که در کتب لغت آمده است حريت يعني آزادگي، جوانمردي، کريم. حر العبد حرارا و حريه يعني آزاد شد، اصيل گرديد.(الخوری، 1374: ج1، ص220)
در فارسي نيز آزاده و آزادگي و آزادي به معناي اصيل، نجيب، فروتن، فارغ، وارسته و رهائي آمده است.(معین، 1387: 110)
معادل انگليسي آن Liberti مي باشد که اصطلاح ليبراليسم از آن پديد آمده است.
کلمه آزادي در اصطلاح، معاني متفاوتي يافته است که بيشتر ناشي از حد و مرزي است که هر آئين و مکتبي براي آن قائل شده و آنرا در چهارچوب مباني خود تفسير نموده است.
حداقل چيزي که همه بر آن توافق دارند آن است که انسان موجودي مختار و داراي اراده آزاد است و انتخاب عقيده توسط او نبايد تحت فشار و اجبار يا تحت تاثير تطميع و تهدید قرار گيرد و در بيان انديشه، هر کس بايد بدون هيچ هراس و واهمه بتواند عقايد خود را اظهار و تبيين و ابراز نمايد که در منشور سازمان ملل نيز به آن تصريح شده است. (در بند 25و 26 آن آمده است)
• هر کس حق دارد که از آزادي فکر، وجدان و مذهب بهرمند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن اظهار عقيده و ايمان مي باشد و نيز شامل تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است.
• هر کس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد. و در کسب اطلاعات و افکار و اخذ و انتشار آن، با تمام وسايل و بدون ملاحظات فردي، آزاد باشد.(زنجانی، 1387: 379)
1-1-4- عقل و عقلانيت
در کتاب العين فراهيدي آمده است: العقل: نقيض الجهل و المعقول: ما تعقله فُؤادک: عقل مقابل جهل است و معقول آن چيزي است که قلب تو آن را درک مي کند.(الفراهیدی، 1421: ج2، 207)
عقل و عقال و عَقَّل و تعقل، علاوه بر انديشيدن به بستن و بازداشتن و توقيف کردن نيز معنا شده است. و عَقَل البعير يعني پاي شتر را بست. تعقل و انديشه نيز چون انسان را از کارهاي غيراخلاقي و غيرعقلاني و رفتن به سوي عدم توازن باز مي دارد تعقل محسوب مي شود.
همچنان که در قرآن از زبان کفار آمده است، ” لو کنا نسمَعُ او نَعِقل ما کنّا في اصحاب السَّعير”، ( اگر گوش شنوا براي حرف حق داشتيم و مي انديشيديم از اصحاب جهنم نبوديم.(ملک/ 10)) يعني اگر تعقل مي کردند از رفتن راه انحراف که سرانجامش آتش دوزخ است باز مي ايستادند.
همچنين عقل به معناي دانش و خرد و عاقل به معناي خردمند و دانا آمده است.
بنابراين عقل و علم با يکديگر رابطه مستقيم داشته و در واقع دانش ثمره تعقل و تفکر است و تفکر نيز بدون علم تفکر نيست.
” و تلک الامثال نضربها للناس و يعقلها الا العالمون” (عنکبوت/43)
بررسی کلمات افترا.دروغ .تمسخر. هزليات. پيروي کورکورانه از گذشتگان و پيروي از هوي و هوس در آيات قرآن و نسبت دادن آنها به کلمه «لا یعقلون» نشان می دهد این مفاهیم ضد عقلانی از نظر قرآن نیز به پیروی از سیره عقلاءخارج از عقلانيت شمرده شده است.(رجوع شود به کتاب المعجم الفهرس قرآن کریم) در واقع عقل نيروي کنترل کننده انسان و مساوي با انسانيت انسان است که او را از حيوانات متمايز مي کند.
1-1-5- برهان و بیّنات
برهان: بيان الحجه و ايضاحها( برهان اقامه دليل و تبيين آن است)(فراهیدی، 1421: ج1،ص 127)
در العین آمده است: برهان يعني: روشن، حجت، دليل، بيان، وضوح. ” قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ” قطعا از جانب خداوندتان دليلي روشن براي شما آمد(نساء، 174). و مبرهن عليه يعني به ثبوت رسيده.
” يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ” ( نساء/ 174).
در المیزان برهان به عنوان حجت قاطع معرفی شده. (طباطبائی،ج16، ص73)
قرآن را برهان ناميد چون دليل قاطع و روشن است. حجه نيز به معناي دليل است، علي هذا دليل را به واسطه روشن بودن، برهان و به واسطه دلالت بر مقصود، حجه گويند. در کتاب قاموس قرآن آمده است: برهان یعنی دلیل روشن و محکم ترين دليل هاست.(قرشی، 1353: ج1، ص173) بنابراين برهان به استدلال هاي عقلي، منطقي، قطعي و يقين آور گفته مي شود که هم معرفت ساز است و هم اتمام کننده حجة در مقابل ستيزه جويان.
به همين دليل قرآن کريم هم خود در اثبات مدعا به اقامه برهان مي پردازد و هم از مخالفين طلب برهان مي کند. زيرا برهان شريف ترين نوع استدلال است.(طبرسی، 1380: ج2، ص426) و سخن بدون برهان را افتراء می نامد چنانکه در تفسیر نورالثقلین در ذیل آیه 64 نمل و 111 بقره آمده است. (ابن جمعه عروسی، م1112: ج4، ص138)
” قل هاتوا برهانَکُم اِن کُنتُم صادقين ” (نمل، 64)
بگو اگر راست می گویید(یعنی ادعائی که دارید را خودتان باور دارید و صادقانه است) برهان و دلیل خود را ارائه دهید.
برهان قاطع یعنی آن برهانی که مقدمات آن یا مستقیماً از بیّنات تشکیل شده باشد و یا آنکه به بیّنات و بدیهیات عقلی انکار ناپذیر منتهی شود به شکلی که برای خصم و فرد مخالف مجال و مفرّی نباشد تا مخالفت ورزد و مخالفتش او را در نزد عقلاء مفتضح نماید.
وچون قرآن کریم همین مسیر را طی کرده خود را نور مبین، برهان، و دلایل خود را بیّنات نامیده است.
1-1-6- جدل
جدل از ريشه جدل يعني خصم خصام: يعني دشمني کردن(الفراهیدی، 1421: ج3 ص217)
و به معناي به زمين زد او را، خصومت و دشمني، استدلال منطقي و مباحثه به کار رفته است.(همان)
در مجمع البحرين آمده است: قوله تعالي و کان الانسان اکثر شيء جدلا. الجدل من الجدال، و قوله جادلهم بالتي هي احسن. يعني محاجه کن با آنان با آنچه احسن از جدل است. و هي مقابله الحجه بالحجه و من الجدل و هو اللد في الخصومه: يعني با برهان اقامه حجت کن؛ و جدل، ستيزه و کشمکش در دشمني است.( الد: ستيزه، منازعه و عدو لدود: دشمن خونين).
البته در قرآن به معناي قسم نيز آمده است مثل جدال در حجّ که فرمود ” وَ لا جدالَ في الحَجّ “. و مجادله ابراهيم با خدا در مورد قوم لوط به هنگام دريافت پيام عذاب آنها “يجادلنا في قوم لوط (11/74) فقال: ان فيها لوطا، قالوا نحن اعلم بمن فيها” اين جدال ناشي از عدم علم ابراهيم به کيفيت نجات لوط بود.
بنابراين جدال يا ممدوح است يا مذموم. جدال ممدوح جدال احسن است براي اثبات حق با استفاده از برهان و مقبولات عقلا و جدال مذموم يا از روي جهل است و يا

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره تاریخ اسلام، حقوق بشر Next Entries منابع تحقیق درباره حقوق بشر، آیت الله جوادی آملی، صاحب نظران، جوادی آملی