منابع تحقیق درباره فرزندپروری، فرزند پروری، طبقه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

برای ارزیابی دلبستگی به کار برده می شود،یک الگوی دلبستگی ایمن وسه الگوی دلبستگی ناایمن را به دست داده است.پژوهش ها نشان داده اند که کودکان دارای دلبستگی ایمن ،از مهارت های حل مسئله بهتروشایستگی های شناختی واجتماعی بیشتری برخوردارند.این کودکان قادر به درک عواطف وافکار دیگران که منجر به همدلی می گردد هستندواز دانش ومهارت های اجتماعی خود به نفع روابطی که با دیگران دارند استفاده می کنند(مثلا” دارای حس همکاری وتوانایی مدیریت شایسته در موقعیت های تعارض آمیز هستند).بالعکس،کودکان دلبسته ناایمن توانایی بسیار کمی برای تامل بر احساساتی که به وضوح آن را تجربه می کنند نشان می دهند و از مهارتهای اجتماعی خود به زیان روابطی که با دیگران دارند استفاده می کنند(مثلا” همسالان خود را مورد بهره کشی و استثمار قرار می دهند)علاوه بر این مشخص شده است که کودکان دلبسته ایمن ،از مشکلات عاطفی یا رفتاری کمتری نسبت به کودکان دلبسته ناایمن برخوردارند.افراد دلبسته ایمن ،به طور کلی افرادی سازگار ،توانا،قابل اعتمادو همدل توصیف شده اند(زیمبروف وهارتمن34،2002).
دوم:پژوهش های مربوط به ارتباط والدین با کودک که نگرش ها واعمال والدین را در فرایند فرزند پروری مورد بررسی قرار داده اند.روش های متفاوتی برای فرزندپروری مطرح شده اند؛ازیک دیدگاه فرزندپروری به سه روش تقسیم شده است که بر تقاضاها وپاسخدهی والدین مبتنی است وعبارتنداز:
1-شیوه مقتدرانه،2-شیوه سهل گیرانه،3-شیوه مستبدانه(مک کی35، 2006).سبک های فرزندپروری واجد دو مولفه اساسی هستند:
1- پاسخدهی(صمیمیت واطمینان بخشی)که به میزان تلاش والدین برای رشد ابراز وجود واستقلال درکودکان ،حمایت واطمینان بخشی به کودکان و توجه به نیازهای آنان اشاره دارد(بامریند،1991).
2- تقاضاهای والدین (کنترل رفتاری)که به تلاش والدین برای یکپارچگی خانواده و جذب فرزندان درخانواده ازطریق داشتن تقاضاهای متناسب با توانایی های فرزندان، نظارت برآنان و وضع مقررات اشاره دارد(بامریند،1991).
سبک مقتدرانه: فرزندپروری مقتدرانه با تقاضاها وپاسخ دهی بالای والدین مشخص می گردد.والدین مقتدر معمولا”مقررات سختی برای فرزندانشان وضع می کنند وبراجرای آن پافشاری می نمایند.آنان فرزندانشان را تشویق می کنند که مستقل باشند،علاقه زیادی به پیشرفت فرزندان خود دارند،بازخوردهای مثبتی نسبت به پیشرفت آنان نشان می دهند(بامریند،1991). باربر36 (1996) معتقد است خصوصيات اصلي اين شيوه فرزندپروری شامل مشارکت و علاقه زياد والدين به زندگي فرزندان، برقراری ارتباط باز با آنها، داشتن اطمينان به آنها، تشويق و ارتقای سلامت رواني و کنترل بالای رفتاری آنهاست شامل آگاهي از اين که فرزندانشان کجا هستند، با چه کسانی مي باشند و چه کاری انجام مي دهند.اين والدين به اندازه کافي با شيوه های مختلف فيزيکي و کلامی با فرزندانشان صحبت مي کنند. آنها بين فرزندانشان تبعيض قايل نمي شوند .برخورد آنان با فرزندانشان احترام آميز است و در اين زمينه تظاهرنمي کنند. آنها در رفتارهای منزل به کودک حق انتخاب مي دهند تا آگاهانه رفتارهای مناسب را انجام دهد. آنها زمان زيادی را صرف آموزش مسئوليت پذيری برای کودکان مي کنند و تلاش مي نمايند تا فرزندانشان به استقلال بيشتری دست يابند(سانتراک، 2007).اين والدين هنگام مسئوليت دادن به کودکان نحوه اجرای آن را نيز آموزش مي دهند. در اين خانواده ها معمولا” افراط و تفريط وجود ندارد،يعنی نه در محبت کردن افراط مي کنند و نه در اعمال قوانين. اين والدين به جای قوانين بسيار زياد ،ارزشها را به کودکان آموزش مي دهند اين والدين معتقدند که پرورش و تربيت کودک امری اکتسابي است که از طريق تلاش بهبود مي يابد، لذا هر گونه تلاشي را در جهت آموزش مسايل تربيتي مي نمايند. قوانينشان به هيچ وجه برای کودکان آسيب رساننده نمي باشد ولي پيامدهای معقولانه رفتار را حتما اعمال مي کنند ،لذا ميتوان اين پدران و مادران را والدين قاطع یادمکراتیک ناميد ،يعني اگر به کودک بگويند “درصورتي که با من بد صحبت کنی ،من خواسته هايت را انجام نمي دهم”، حتما اين کار را انجام مي دهند(سانتراک، 2007).اين والدين همچنين به نوجوانان خود کمک مي کنند در برخورد با هر موضوعي همه جوانب را بسنجند،از اين که فرزندانشان برخی از مسائل را بهتر از آنان بشناسند، احساس رضايت مي کنند٬ درباره مسائل فرهنگي، اجتماعی و اقتصادی با فرزندانشان گفتگو مي کنند. وقتي فرزندان نمرات خوبی مي گيرند و موفقيتی به دست مي آورند به آنان پاداش و آزادی بيشتری مي دهند و اگر نمرات پايين بگيرند با تشويق آنان به فعاليت بيشتر آنها را کمک مي کنند و آزادی آنان را محدودتر مي کنند .والدین مقتدردرحالیکه روش های کنترلی را برفرزندان خوداعمال می کنند،در مورد انجام آن توضیح می دهندوهمچنین روش های تقویتی را برای تغییر رفتارکودکان خود به کارمی گیرند.در این سبک مجموعه ای ازحمایت اجتماعی،ارتباط دو سویه، پذیرندگی، پاسخگویی، شکیبایی و خشنودی نسبت به فرزندان دیده می شود(کوریدو،وارنرو ایبرگ،200237).شیوه فرزند پروری مقتدرانه دارای سه بعد یا مولفه ارتباطی حمایتگر و پذیرا38)،نظم(کنترل39)،وخودمختاری40(مشارکت آزادانه)است.ویژگی ارتباطی (حمایتی وپذیرا)که حمایت هیجانی،ارتباط دو سویه ،محیطی منعطف،همراه باپاسخدهی والدین را شامل می شود.ویژگی نظم(کنترل)در شیوه اقتدارمنش،پاسخدهی منطقی برای انجام امور،فراهم سازی محیطی برای مشخص شدن نتایج رفتار در فرزندان می باشد . ویژگی خودمختاری،فراهم نمودن محیطی برای بیان احساسات وعقاید فرزندان و استفاده از نظرات آنان در ایجاد قواعد خانوادگی است(هارتوپ ولارسن41،1999).
سبک مستبدانه: فرزندپروری مستبدانه با نقاضاهای بالای والدین و پاسخدهی کم آنان مشخص می شود.والدین مستبدانتظارات بسیار بالایی از فرزندان خود دارند ودر تعامل با فرزندان عواطف اندکی نشان می دهند(سانتراک، 2007).این والدین لزومی برای ارائه دلیل جهت دستورات خویش نمی بینند و براطاعت واحترام بی چون وچرای فرزندان تاکید می کنند.والدین مستبد،اغلب فرزندان خود را تحقیر می کنند و در مورد تنبیه به کارگرفته شده ،هیچ گونه توضیحی نمی دهند واجرای تادیب های قوی ،سبب اختلال در پردازش کودکان نسبت به پیامهاو صحبتهای والدین ودیگران می شودوآنان در ترس دایم به سر می برند(باربر،2000؛لایبل وتامپسون42،2002).سبک والدین مستبد نیزداری سه مولفه اجبار فیزیکی43،خصومت کلامی44،تنبیهی و غیرتوضیحی45است.بعد اجبار فیزیکی به معنای به کارگیری فراوان تنبیهات نامشخص و خشن،همراه با کنترل زیاد و پذیرندگی پایین برای فرزندان می باشد.بعد خصومت کلامی با به کار گیری انتقادهای مخرب برای ایجاد نظم در فرزندان مشخص می شود و بعد تنبیهی وغیر توضیحی با به کارگیری تنبیهات وحقیر کردن فرزندان با ارائه توضیحی بسیار اندک ویا بدون آن می باشد(لایبل وتامپسون،2002).
سبک سهل گیرانه:فرزندپروری سهل گیرانه با تقاضاهای کم والدین وپاسخ دهی زیاد آنها مشخص می شود.والدین سهل گیرتوجه بیش ازحد به فرزندان شان نشان می دهند وازآنان انتظارت کمی دارند، اغلب استقلال وآزادی زیادی به فرزندان می دهند،ولی معمولا”اهداف وانتظارات روشنی برای فرزندان ترسیم نمی کنند، فرزندان رابه حال خود رها می کنند والگوی مناسبی برای آنها نیستندوالدین سهل گیر،هیچگونه کنترلی برروی کودکان خودندارند واین کودکان کمترین میزان اعتماد به نفس،کنجکاوی وخودکنترلی را درهر گروهی ازخودنشان می دهند ودر کنترل تکانه وتشخیص ارزش ها از ضدارزش ها مشکل دارند(برن اشتاین46،2002؛کوریدو ،وارنر وایبرگ47،2002).شیوه فرزند پروری سهل گیر دارای یک مولفه بی توجهی48 است(جرج49،2004).ویژگی بی توجهی ارائه ی خواسته های اندک همراه با محدودیت های بسیار کم از فرزندان را شامل می شود(جرج50،2004).
تفاوت فرزندپروری مستبدانه ومقتدرانه
یکی از مهم ترین تفاوت های فرزندپروری مقتدرانه ومستبدانه در مفهوم کنترل روانشناختی نهفته است.کنترل روانشناختی به تلاش والدین برای کنترل رشد هیجانی وروان شناختی کودکان اشاره دارد.درکنترل روانشناختی،والدین تلاش می کنند تااحساساتی نظیر احساس گناه وشرم رادر فرزندان ایجادکنند(باربر،1996).درهردو روش والدین ازفرزندان تقاضاها وانتظارات بالایی دارند وبرمقررات خانواده هاتاکید می ورزند،ولی تفاوت آنها در این است که درفرزندپروری مستبدانه والدین انتظار دارند که فرزندان بی چون وچرانظرات ،ارزش ها وهدف های آنها را بپذیرند.درحالیکه درفرزندپروری مقتدرانه والدین با فرزندان خودتعامل دارند وتلاش می کنند تقاضاهای خودومقررات خانواده رابرای فرزندان خودتبیین کنند.بنابراین درهردو روش والدین رفتارهای فرزندان خودرا بسیارکنترل می کنند ولی درفرزندپروری مقتدرانه والدین ازکنترل روانشناختی فرزندان پرهیز می کنند(دارلینگ،1999).
چرا سبک های فرزندپروری مقتدرانه موجب حمایت از شایستگی فرزندان می شود؟
مطلوبیت نتایج رشدبا شیوه فرزندپروری مقتدرانه با دو ویژگی اساسی درارتباط است:
1- درنظرگرفتن محدودیت های رفتاری کودک.2-پاسخ به نیازها واعمال او با صمیمیت ومهرورزی.
والدین کودکان رشدیافته ازتکنیک های مطلوب استفاده می کنند،به این دلیل که نوجوانان آنها دارای هماهنگی وخوی فرمانبرداری هستند.بازهم بامریند به این نکته اشاره می کند که درخانواده های مقتدراغلب کودکان در مقابل راهنمایی کردن بزرگسالان مقاومت می کنند،اما والدین صبورانه با آنها برخورد می کنند.به این صورت که نه تسلیم خواسته های نامعقول فرزندان می شوندونه پاسخ تند ومستبدانه به آنها می دهند.بامریندتاکید می کند که فقط مهارشدید چندان موثرنیست ،بلکه استفاده منطقی ومعقول ازکنترل شدید،باعث تسهیل عقل می شود.این روش دارای ترتیبی است که به لحاظ عاطفی مطمئن می باشدپدریا مادر محیط ثابت ومحکمی ایجادمی کنندکه کودک دراین محیط پیام هایی را دریافت می کند که او را به عنوان فردی دارای حقوق ارزیابی می کند.این روش کاملا” می تواندبرای رشدعزت نفس واستقلال فکری مطلوب باشد.پدرومادربه صراحت مسئولیت ها ودلایل را بیان می کنند(مجد،1383).
طبقه اجتماعی وسبک فرزندپروری
وضعیت اجتماعی اقتصادی51 ،فرهنگ52،و نگرش53 والدین نسبت به فرزند پروری بر تعامل میان والدین و فرزندان تاثیرگذار است(؛پیندرهیوز54و دیگران،2000).طبقه اجتماعی یاوضعیت اقتصادی اجتماعی به موقعیت فرد درجامعه یعنی طبقه بندی شدن وضعیت یا قدرت اجتماعی اشاره دارد.مکوبی(1983،به نقل از ماسن،ترجمه یاسایی،1383).
فرهنگ و فرزندپروری
به نظر می رسد که زمینه فرهنگی خانواده، تاثیر مهمی درباورهای والدین برای پرورش فرزندان داشته باشد.
تفاوتهای فرهنگی ،می توانند تفاوتهای خاصی را در اعتقادات،باورها و نگرشهای والدین در مورد فرزندان به وجود آورند. مطالعات نشان می دهند که والدین با پیشینه و زمینه فرهنگی متفاوت، در درون یک جامعه ،در نظرات خود از فرزندپروری و رشد کودک متفاوت می باشند.بدین ترتیب اگر جوامع و گروه های اجتماعی در مفاهیم خود از خصوصیات مورد نظرشان در مورد کودکان تفاوت داشته باشند،شاید بتوان گفت که باورهای والدین به طورمنطقی در مورد رشد خصوصیات مورد نظرشان در مورد کودک نیز متفاوت خواهد بود.کوهن (۱۹۶۹)معتقد است که، الف:عناصر درون زمینه فرهنگی والدین،اهداف و ارزشهایی را که برای فرزندان خود دارند تحت تاثیر قرار می دهند.ب:این ارزشها منجر به تفاوتهایی در فرزندپروری خواهد شد.ج: تفاوت در نوع رفتارهای والدین سر انجام منجر به تفاوت در عملکرد کودک خواهد شد.زمینه اصلی که فرهنگهای جمع گرا را از فرد گرا متفاوت می کند;پیوندهای درون نسلی،وابستگی و چگونگی تفردشان است   (داوری ومنشار55،۲۰۰۶ ).درحالیکه در جوامع فردگرای غربی انتظار دارند، نوجوان با نگرشها و ارزشهای متفاوت از خانواده خود جدا شوند و به لحاظ عاطفی نیز از آنها جدا شوند و به خود متکی باشند٬ نوجوانان در آسیا،آفریقا و آمریکای جنوبی،یعنی جایی که سیستم فرهنگی اجتماعی هنوز استبدادی و جمع گرا است،جدایی از خانواده تشویق نمی شود.(داوری و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره فرزندپروری، فرزند پروری، سبک های فرزندپروری Next Entries منابع تحقیق درباره عزت نفس، روان شناسی، فرزندپروری