منابع تحقیق درباره عزت نفس، احساس حقارت، کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه ارشد

ذهني است که از شخصيت فرد سرچشمه مي‌گيرد و شخصيت فرد حاصل برخورد فرد با محيط پيرامون آن با توجه به عوامل مختلف است. 226
اعضاي جامعه ما به‌خصوص جوانان و نوجوانان در معرض تهاجم فرهنگي بيگانه هستند که در صورت تشديد اين پديده، جامعه ما از فرهنگ اصيل اسلامي ايراني تهي شده و با جايگزيني فرهنگ بيگانه در بلند مدت شاهد تحول عظيمي در افکار، نگرش‌ها، رفتارها و اعمال نسل‌هاي جديد خواهيم بود که هيچ سنخيتي با فرهنگ اصيل خودي نخواهد داشت. همچنان که رهبر انقلاب اسلامي فرموده است: “هدف در تهاجم فرهنگي، ريشه کن کردن فرهنگ ملي و مذهبي و از بين بردن آن است”. به نظر مي‌رسد راه مواجهه با اين مسئله اجتماعي، پيشگيري در اولويت اول قرار مي‌گيرد و مهم‌ترين اصل در پيشگيري، شناسايي راه‌کارهاي انتقال فرهنگ خودي است.
امروزه رسانه‌هاي گروهي به‌ويژه راديو و تلويزيون، ماهواره و اينترنت و… که در اغلب خانه‌هاي ايراني حتي در دوردست‌ترين نقاط، به آساني يافت مي‌شود و حتي راديوهاي کوچک يا موبايل که در جيب کارگران و کشاورزان به هنگام کار آنان، به پيام رساني اشتغال دارند، مي‌توانند در بروز يک ارزش اجتماعي و نمود اخلاقي يا انهدام ضد اخلاقي و مخالف دين مؤثر افتد و تأثيراتي مستقيم در سرنوشت پديده‌هاي اخلاقي و وحدت قومي و مذهبي داشته باشد.
در گذشته اين قدرت جادويي براي دگرگوني اجتماع و سنت‌هاي آن در ميان ما نبود، ولي امروزه به سهولت مي‌توان يک پديده را با استفاده از پخش امواج صوت و تصوير در فضا آن هم به سرعت خارج از تصور، داخل در قلمرو و اخلاقيات و باورهاي کرد و يا از محدوده آن خارج ساخت. چه قشر عوامي که استخوان بندي جامعه را تشکيل مي‌دهند، همان‌گونه که اخلاقيات خود را محترم مي‌شمارند، اگر از مباني ايماني قوي برخوردار نباشند، همان‌گونه از آن اخلاقيات و باورها دست مي‌کشند. به‌ويژه کودکان و نوجوانان که در ابتداي مسير سرنوشت خود قرار دارند و اطلاعات درستي در اين زمينه ندارند. ديد آن‌ها ديدي ژرف و علمي و منطقي نيست. اگر زشتي عملي را با همه وجود هم احساس کنند و بعد تکرار آن را بر صفحه تلويزيون باز ببينند، کم کم به معتقدات خود، خاصه در آن مورد، سست مي‌شوند و آنچه را که عرضه شد، مي‌پذيرند و بر آن صحه مي‌گذارند، زيرا ساده دلان زودتر از تحصيل کرده‌ها تلقين مي‌پذيرند. در کشورهاي کمتر توسعه يافته نوعي بي‌تفاوتي نسبت به دين و مذهب را ايجاد مي‌کند و آنان را به سويي سوق مي‌دهند که فرهنگ و عقايد بيگانگان را نوعي ارزش بدانند و آن را بر مذهب فرهنگ جامعه خود ترجيح دهند. مشکلاتي چون بي‌حجابي و بي‌عفتي و… همه از آثار اين‌گونه تهاجمات است که باورها و عقايد مردم نسبت به دينشان را تضعيف مي‌کنند و باعث مي‌شوند که اين نوع از رفتار در نظر آنان ارزش‌دار تلقي شود.
فيلم‌هاي القاگر، فکر و انديشه انسان تماشاگر تلقين‌پذير را در مقابل قدرت جادويي خود وادار به استعفا مي‌سازد. استعفاي فکري يعني از دست دادن شخصيت انساني و ازخودبيگانه شدن و تبديل به آلت فعل گرديدن است. از همين روست که بسياري از فيلم‌ها جزء برده سازان شياد محسوب مي‌شوند، شخصيت والاي انساني را از آدميان مي‌گيرد و از آنان سيلي از بردگان بي‌فکر و اراده ترتيب مي‌دهند که بر طبق فرامين شيطاني خود به‌سوي هرگونه تبهکاري و اعمال ضد انساني سوق مي‌دهند.
ب: تخريب باورهاي ملي
از عمده‌ترين نقش‌هاي منفي و بسيار مخرب رسانه‌ها روان نمودن خيل عظيمي از عادات، رفتارها، سنت‌ها و شئونات نامربوط با جمعيت مخاطب آن‌هاست و در پي آن ايجاد تناقضات فرهنگي و ملي و دو يا چندگانگي‌هايي که همگي ناشي از تهاجم فرهنگي است. مسئله قابل توجه در تهاجم فرهنگي نه عامل بلکه منشأ آن است. منشائي که با دست يابي به عاملي چون رسانه‌هاي جمعي و به دنبال اهداف خاص است. همانند کردن افراد بشر و نزديک کردن خواسته‌هاي اخلاقي، معاشرتي و رفتاري بدون در نظر گرفتن آداب و سنن و مذهب و باورهاي ملي يک کشور باعث ايجاد نوعي گرايش به‌سوي مبدأ اين ارزش‌هاست. امروزه در ميان کشورهاي داعيه دار قدرت و شوکت استفاده از ابزار رسانه‌اي براي هجوم آوردن به مرزهاي اخلاقي و فرهنگي کشورهاي قرباني بسيار رواج داشته و موردتوجه است، چرا که اين‌گونه تهاجمات نه داراي اتلاف نيروي انساني است و نه نيازمند صرف هزينه‌هاي کلان است. بر خلاف تهاجمات سخت افزاري و جنگ بخش ترس و نگراني کشورهاي جهان سوم از وسايل جمعي چون اينترنت و ماهواره گرفته از همين تهاجمات مستمر و بي‌وقفه است.
رسانه‌ها با بسترسازي و بهره‌برداري از روش‌ها و شيوه‌هاي خاص خود مانند بزرگ‌نمايي، برجسته‌سازي، گزينش و اولويت دادن به برخي موضوعات وسايل ويژه مي‌تواند اهميت يک موضوع را افزايش و يا کاهش دهند و افکار عمومي را در جهت خواسته‌ها و اهداف از پيش تعريف شده خود سازمان‌دهي و هدايت کنند.
فرهنگ‌سازي رسانه‌ها زماني مؤثر است که با شناخت درست نيازها و جان‌مايه‌هاي فرهنگ خودي اقدام به اشاعه و ترويج فرهنگ غني و ناب ملي و ديني نموده و همچون بنياني مرصوص در مقابل هجمه فرهنگ بيگانه، به تقويت خود باوري اقدام نمايد. 227
از آنجا که فرهنگ دربرگيرنده مجموعه اي از باورهاي ملي، ارزش‌ها و رسومات است که اعضاي يک جامعه در تطبيق با جهان بيروني خود و در روابط با يکديگر به کار مي‌برند و از طريق آموزش از نسلي به نسل ديگر قابل انتقال است، از همين جا مي‌توان به اهميت و نقش رسانه‌ها به عنوان يک منبع مهم در تخريب يا شکوفايي و شناخت اين باورها استفاده کرد، زيرا آنچه که از رسانه‌ها به عنوان اطلاعات و داده در اختيار اطفال و نوجوانان قرار مي‌دهند، چون باعث يادگيري و الگوپذيري آن‌ها مي‌شود، مي‌تواند به شکل‌هاي مختلفي در زندگي، افکار و رفتار آن‌ها بروز پيدا کند و به يک باور يا الگوي جديد براي مخاطبان خود تبديل شود.
کشورهاي توسعه يافته از آنجايي که فرهنگ و باورهاي خود را بالاتر از ملت‌هاي ديگر مي‌دانند، سعي بر اين دارند تا با القاي باورهاي خود در رسانه‌ها و فيلم‌ها و کتاب‌ها کشورهاي مصرف کننده اين محصولات را به نوعي زير حيطه و سيطره خود قرار دهند و آنان را به اين وادارند که فرهنگ‌هاي قديمي خود را رها ساخته و به فرهنگ‌ها و باورهاي اين‌گونه کشورها بپيوندند.
با ترويج شيوه‌ها و الگوهايي که از لحاظ ارزشي و هويتي هيچ‌گونه سنخيتي با باورهاي ملي آن کشور ندارد. زمينه دگرگوني و ازخودبيگانگي افراد آن جامعه به‌ويژه نسل جوان را که جز سرمايه‌هاي ارزشمند يک کشور محسوب مي‌شوند، از باورهاي خودي فراهم کند که در حقيقت به وجود آمدن اين شرايط نمي‌تواند امر مطلوبي براي آن کشور باشد. با ايجاد چنين وضعيتي، برخي از رسانه‌هاي بيگانه نيز از اين کاستي استفاده کرده و با بسترسازي و بهره‌برداري از روش‌ها و شيوه‌هاي خاص خود، افکار عمومي را در جهت خواسته‌ها و اهداف از پيش تعريف شده خود سازماندهي و هدايت کنند.
اگر در گذشته برخي از کشورها از طريق اقدامات نظامي، که در بردارنده هزينه‌هاي جاني و مالي و تنفر عمومي براي آن‌ها بود، براي دسترسي به اهداف خود استفاده مي‌کردند، امروزه در عصر ارتباطات و اطلاعات اين سازمان‌ها و غول‌هاي خبري هستند که با تغيير در روش‌ها و از طريق جنگ نرم و عمليات رواني همان اهداف را با هزينه کمتر و البته مؤثرتر محقق سازند.
رسانه‌هاي ملي به عنوان مؤثرترين کارافزار نهادينه‌سازي فرهنگ و عامل نضج باورهاي ملي، رکن رکين و مؤثري در جهت تعالي بينش‌ها، هدايت گرايش‌ها و ارتقا و اصلاح رفتاري آحاد جامعه دارد که در صورت ايفاي بهينه نقش خود، مطابق با اصل 175 قانون اساسي، مي‌تواند سلامت و تعالي اجتماعي را تضمين نموده و شبيخون دشمنان انديشه و سلوک متدينانه ملت ايران را نقش بر آب سازند.
بند پنجم: بزرگ‌پنداري
“کرنبرگ” معتقد است که خودشيفتگي ناشي از بي‌تفاوتي والدين نسبت به کودک است که باعث ايجاد خود بزرگ‌پنداري تدافعي مي‌شود. “کوهت” بي‌تفاوتي والدين را مانع تبديل احساس بچگانه خود بزرگ‌پنداري به احساس سالمي از عزت‌نفس مي‌داند. ظهور خود بزرگ‌پنداري که در اصل با احساس حقارت همراه است پاسخي به شيوه نادرست فرزند پروري و بي‌تفاوتي والدين است. (احساس حقارت پاسخي طبيعي و غير دفاعي کودک محسوب مي‌شود) به نظر کرنبرگ فرد خودشيفته با استفاده از مکانيسم دفاعي جداسازي اين احساس متناقض از خودآگاه بيرون مي‌کند.
تحقيقات نشان داده که عامل آسيب‌پذيري و حساسيت افراطي با صفاتي چون درون‌گرايي، داشتن حالت تدافعي، اضطراب، آسيب‌پذيري در مقابل حوادث زندگي مرتبط است. در حالي که عامل خود بزرگ‌پنداري و خودنمايي با صفاتي چون برونگرايي، اتکاي به نفس، خودنمايي و پرخاشگري در ارتباط است.
وقتي خودشيفتگي آشکار است بزرگ‌پنداري فرد خودشيفته منجر به اظهار خودنمايي و اهميت دادن به خود و اشتغال ذهني به دريافت توجه و تحسين ديگران مي‌شود.
در نوع پنهان خودشيفتگي با احساس نا هشيارانه خود بزرگ‌پنداري، عدم اعتمادبه‌نفس، عدم ابتکار، احساس مبهمي از افسردگي، عدم اشتياق به کار و عدم کارآيي ديده مي‌شود. کرنبرگ مي‌گويد افراد خودشيفته پنهان، بسيار حساس مضطرب، ترسو و ناايمن هستند ولي در تماس نزديک با آنان، تخيلات خود بزرگ پندارانه اين افراد نمايان مي‌شود. در واقع عزت نفس بزرگ شده در اين افراد پوششي بر روي احساس آسيب‌پذيري آنان است که در زمان انتقاد و يا در پاسخ به شکست ظهور مي‌کند. 228
کودکان را مي‌توان بزرگ‌ترين تقليدکنندگان گروه بشري دانست. مجموعه ارزيابي‌ها که کودک از خود ارائه مي‌دهد شکل دهنده عزت نفس او هستند. عزت نفس هر فرد با خود پنداره او تفاوت دارد. چرا که خود پنداره مجموعه اي است از عقايد فرد درباره خود که بيشتر بر مبناي توصيف گردآوري شده است در حالي که عزت نفس به ارزيابي‌هاي شخص از خصوصياتش اطلاق مي‌شود. 229
ولي سؤال اينجاست که براي طفلي اين چنيني، ملاک ارزيابي چيست؟ به عبارتي رفتار و خصوصيات خود را با چه معيارها و شاخصه‌هايي مي‌سنجد و سپس به اين نتيجه مي‌رسد که بايد براي رفتار خود ارزش قائل شود و يا به کنشي جايگزين بي انديشد؟
اينجاست که نقش رسانه‌ها به عنوان يکي از پرطرفدارترين و درعين‌حال جذاب‌ترين ابزاري که مي‌تواند در فرهنگ پذيري هر فرد تأثيري شگرف داشته باشد هويدا مي‌شود. طبيعتاً کودک وقتي که رغبت همگان را به داده‌هاي رسانه‌اي ملاحظه مي‌کند به اين باور مي‌رسد که مي‌بايست خوب و بد خود را از ميان همين آموزه‌ها گزينش نمايد. حال با اين معيار گزينش به سمت جرح و تعديل رفتارهاي خود مي‌رود و گاهي رفتاري به انديشه خود درست را بر مي‌گزيند در حالي که خطاست.
در آستانه اين بحران، زماني که کودک رفتار کودکانه خود را رها کرده و با توجه به اصول و شاخصه‌هاي نقش بسته در ذهن خود به نوعي تقليد کننده صرف رفتار بزرگان تبديل مي‌گردد، دچار بزرگ‌پنداري رفتاري مي‌شود. اين در حالي است که والدين روش‌هاي آموزش مستقيم مانند پاداش، تنبيه و استدلال را عمداً به کار مي‌برند تا قوانين و مقررات را اعمال و يا واکنش‌هاي کودکان را اصلاح کنند، ولي غافل از اين‌که کودکان غالباً از رفتاري تقليد مي‌کنند که والدين چندان تمايلي به آموختن آن به کودک ندارند.
بايد اين را بپذيريم که کودکان بسياري از الگوهاي رفتاري، خصوصيات اخلاقي، انگيزه‌ها و نگرش‌ها و حتي ارزش‌هاي والدين خود را از طريق فرآيند تقليد و همسان‌سازي کسب مي‌کنند و نکته حائز اهميت اين است که فرآيندهاي مزبور بدون آموزش عمدي والدين يا تلاش عمدي کودک براي يادگيري ايجاد مي‌شود. براي مثال شايد خود ما هم به کرات شاهد اين قضيه بوده‌ايم که کودکي به تقليد از بزرگ‌سالان با مداد خود نقش يک آدم سيگاري را ايفا مي‌کند از لحاظ نظري، بين تقليد و همانندسازي تفاوت وجود دارد، تقليد صرفاً تکرار رفتارهاي خاص ديگران است. اما همانندسازي مفهومي است که از نظريه فرويد گرفته شده و به فرآيند ظريف اطلاق مي‌شود که به موجب آن کودک، الگوهاي کلي، و گسترده تفکر و رفتار را دروني مي‌کند. در واقع همانند ساز و

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، عصر اطلاعات Next Entries منابع تحقیق درباره رفتار پرخاشگرانه، ارتکاب جرم، تحت درمان