منابع تحقیق درباره عدالت اجتماعی، امام خمینی، رونق اقتصادی، امام خمینی(ره)

دانلود پایان نامه ارشد

پرورشي كه به درد انسان برسد. آموزشي كه براي انسان باشد، جهت‏دار باشد، اسم رب در آن باشد، توجه به خداباشد209».
2- استقلال فرهنگی: يكي از هدفهاي مهم توسعه در بعد فرهنگي، دور شدن از فرهنگ بيگانه غربي و روآوري به فرهنگ اسلامي است. عدم وابستگي فرهنگي و تأكيد بر استقلال در سخنان امام جزء محورهاي مهم توسعه فرهنگي به شمار آمده است.
«ما مي‏خواهيم يك دانشگاهي داشته باشيم در خدمت خود ملت، در خدمت خود ايران، ما با دانشگاهي كه ما را وابسته به خارج بكند، هر خارجي مي‏خواهد باشد، ما با آن دانشگاه، از اساس مخالفيم، ما دانشگاهي مي‏خواهيم كه ما را از وابستگي‏ها بيرون بياورد ما را مستقل كند210». «اگر بخواهيد ملت شما نجات پيدا بكند، نجات ملت در فرهنگ و در دانشگاهها بايد طرح بشود. مادامي كه ما پيوستگي مغزي داريم به خارج و اجانب، هيچ يك از اين گرفتاريهايي كه شمرديد، نمي‏توانيم از زيرش فرار كنيم. رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگ است و نجات جوانهاي ما از اين وابستگي به غرب211».
امام خمینی(ره) همچنین می فرمایند: «هيچ ملتي نمي‏تواند استقلال پيدا كند الا اينكه خودش، خودش را بفهمد و تا زماني كه ملتها خودشان را گم كرده‏اند و ديگران را به جاي خودشان نشانده‏اند، نمي‏توانند استقلال پيدا كنند كمال تأسف است كه كشور ما حقوق اسلامي و قضاي اسلامي و فرهنگ اسلامي دارد و اين فرهنگ و حقوق را ناديده گرفته و به دنبال غرب است. غرب چنان در نظر يك قشري از اين ملت جلوه كرده است كه گمان مي‏كنيم غير از غرب، ديگر هيچ چيز نيست. اين وابستگي فكر، عقلي و مغزي غربي منشأ اكثر بدبختي‏هاي ملتها و ملت ما نيز هست212».
3- علم، تخصص، خلاقيت و فن‏آوري: سومین هدف توسعه فرهنگی علم و دانش، تخصص و فن‏آوري است. علم، تخصص، خلاقيت و فن‏آوري حتي با فراگيري از فن‏آوري غرب مورد تشويق و تأكيد امام است و برنامه توسعه فرهنگي كشور بايد بدان دست یابد. علم هم در سطح آموزش عالي و هم تشويق به سوادآموزي و فراگيري همگاني علم براي زدودن جهل و بي‏سوادي از پيكره جامعه مشروط است به آنكه جهت‏دار و هدف‏دار باشد و منجر به حاكميت فرهنگ فاسد غربي نگردد. علمي كه تعهد و اخلاق انسان را تضمين نمايد، نه آنكه مايه انحطاط و موجب تباهي او گردد. «دانشگاه و حوزه‏هاي علميه و روحانيون مي‏توانند دو مركز باشند براي تمام ترقيات و تمام پيشرفتهاي كشور و مي‏توانند دو مركز باشند براي تمام انحرافات و تمام انحطاطات»اين دو مركز(دانشگاه و حوزه) كه مركز علم است، هم مي‏تواند مركز تمام گرفتاريهاي بشر باشد و هم مي‏تواند مركز تمام ترقيات معنوي و مادي بشر باشد. علم و عمل، علم و تعهد به منزله دو بال هستند كه با هم مي‏توانند به مراتب ترقي و تعالي برسند. دانشگاه بايد علم و تخصص را به آن مرتبه عالي برساند و تعهد و اخلاق و اسلاميت را هم به آن مرتبه عالي. بايد مهذب بشود هم دانشگاه و هم حوزه‏هاي علميه213».
«با علم است كه انسان مي‏تواند تأمين سعادت دنيا و آخرت را بكند، با آموزش است كه انسان مي‏تواند تربيت كند جوانها را به طوري كه مصالح دنيا و آخرت خودشان را خودشان حفظ كنند. اگر كشور ما علم را بياموزد، ادب را بياموزد، جهت‏يابي علم و عمل را بياموزد، هيچ قدرتي نمي‏تواند بر او حكومت كند. تمام گرفتاريهايي كه ما در اين طول مدت تاريخ داشتيم بهره‏برداري از جهالت مردم بوده است. علم و سواد است با آن جهتي كه بايد به او توجه كرد كه مي‏تواند ملت ما را از همه گرفتاريها نجات بدهد 214». «بايد چه طبقه جوان روحاني و چه دانشگاهي، با كمال جديت به تحصيل علم، هر يك در محيط خود ادامه دهند و اگر دانشگاهها خالي از مرداني دانشمند و متخصص شوند اجانب منفعت‏طلب چون سرطان در تمام كشور ريشه دوانده و زمام امور اقتصادي و علمي ما را به دست مي‏گيرند و بهترين و مؤثرترين راه مبارزه با اجنبي، مجهز شدن به سلاح علم دين و دنياست و خالي كردن اين سنگر و دعوت به خلع اين سلاح، خيانت به اسلام و مملكت اسلامي است215».
امام راحل در تشويق و دعوت به فراگيري علم و تخصص مي‏فرمايد: «بايد كوشش در راه علم و به دست آوردن تخصص در رشته‏هاي مختلف، اساس فعاليت جوانان دانشجوي عزيز ما باشد كه نيازمندي‏هاي ميهن به دست خود آنها برآورده و كشور ما با كوشش شما خودكفا شود. مع‏الاسف در دورانهاي گذشته اساس بر آن بود كه ما را در هر چيز وابسته كنند. شما عزيزان كوشش كنيد كه از اين وابستگي بيرون آييد و احتياجات كشور خودتان را برآوريد و از نيروي انساني و ايماني خودتان غافل نباشيد216». «ما با تخصص مخالف نيستيم، با علم مخالف نيستيم، با نوكري اجانب مخالفيم، ما مي‏گوييم كه تخصصي كه ما را به دامن آمريكا بكشد يا انگلستان، يا به دامن شوروي بكشد، يا چين، اين تخصص، تخصص مهلك است، نه تخصص سازنده. ما مي‏خواهيم متخصصين در دانشگاه تربيت بشوند كه براي ملت خودشان باشند. ما مي‏خواهيم اين علم و صنعت و همه چيزها در خدمت ملت باشد نه در خدمت اجانب. ما يك همچو تخصصي مي‏خواهيم كه جوري بار بياورد كشور را و جوانهايي كه در رأس امور كشور هستند، جوري بار بياورد كه اينها مغزهايشان وابسته نباشد و فكري جز اسلام و ايران در سرشان نباشد217». «اسلام همه ترقيات و همه صنعتها را قبول دارد، با تباهي‏ها مخالف است، با آن چيزهايي كه تباه مي‏كند جوانهاي ما را، مملكت ما را، با آنها مخالف است اما با همه ترقيات، همه تمدنها موافق است218».
بنابراین با توجه به مطالب بالا از دید امام، فرهنگ مطلوب یك جامعه باید حاوی سه ویژگی باشد: 1- دارای یك نظام تربیتی برای رشد و تعالی انسان باشد. 2- هیچ‌گاه دچار تحجر، انفعال و غرب زدگی نشود.3- : با محوریت فرهنگ خودی، تامین كننده استقلال فرهنگی باشد.
با توضیحاتی که داده شد می توان از رشد و تعالی فکری شهروندان، حق دانش اندوزی آنها و برابری در آموزش به عنوان حقوق فرهنگی شهروندان نام برد.

گفتار پنجم: حقوق اقتصادی219 شهروندان ازدیدگاه امام خمینی(ره)

حقوق اقتصادی، قواعد حقوق مربوط به اقتصاد و زندگی اقتصادی است. نخستين و مهم ترين منبع حقوق اقتصادي هر كشور را قانون اساسي آن مي دانند. در این حوزه، قانون اساسی جمهوری اسلامی با الهام از اصول اسلامی، اصل را را بر رفع نیازهای انسان در جریان رشد و تکامل خویش گذاشته و با تکیه بر وسیله(نه هدف) بودن اقتصاد، زمینه سازی برای بروز خلاقیت های متفاوت انسانی را سر لوحه برنامه اقتصاد اسلامی قلمداد کرده و به همین جهت تامین امکانات مادی مساوی و متناسب و ایجاد کار برای همه افراد و نیازهای ضروری جهت استمرار حرکت تکاملی انسان را بر عهده حکومت اسلامی دانسته داست. هدف اصل سوم قانون اساسی هم، پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه برای ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف کردن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تعمیم بیمه را از وظایف دولت دانسته است. اسلام هم فرصتهای اقتصادی را برای همه مساوی دانسته است تا هر کس بتواند با بهره گیری از آن رشد کند. با سفارش به انفاق، خمس، زکات، قرض، هبه و غیره رشد اقتصادی را برای همه اراده کرده است تا جامعه دچار اختلاف طبقاتی نشود و عده ای بسیار غنی و ثروتمند و برخی فقیر نگردند. حضرت‌ امام‌ خميني(ره)، بر اين‌ عقيده‌ بود كه‌ اسلام‌ براي‌ آن‌ كه‌ جوامع‌ انساني‌ به‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌ برسند، داراي‌ نظام‌ خاص‌ اجتماعي، اقتصادي‌ و فرهنگي‌ است‌ و براي‌ تمام‌ ابعاد و شئون‌ زندگي‌ فردي‌ و اجتماعي، قوانين‌ خاصي‌ دارد و جز آن‌ را براي‌ سعادت‌ جامعه‌ نمي‌پذيرد. ایشان در پاسخ  به استفتاءات بازرگانان و اصناف قم در تاریخ30/9/1341فرموده بودند: استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست هاست که در ایران به حزب بهائی ظاهر شدند و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه کنند. با توجه به مطالب ذکر شده در سایت ها، بهائیان برای کسب قدرت اقتصادی و ثروت، از خود تلاش مضاعفی نشان می‌دادند و افرادی همچون هژبر یزدانی و دیگران با این حربه امتیازاتی هم از دولت کسب کرده بودند. برخی بهائیان با نفوذ در عرصه اقتصادی، کاملا در جهت تقویت امور خود تلاش می‌کردند. تمام این‌ها نشانه‌های پیوندهای مستحکم و آشکاری است که بین سران بهائی و دولت پهلوی بوده است. به طور کلی تضعیف اقتدار دولت یا اقتصاد کشور در راستای منافع بیگانگان و کسب اقتدار و ثروت گروهی بهائیان می‌تواند از جمله عواملی باشد که در نهایت منجر به انقلاب اسلامی ایران شد.
بررسی سخنان امام خمینی(ره)، در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن به عنوان رهبر جامعه اسلامی نشان میدهد که امام خمینی(ره)، لحظه ای از این نکته غفلت نکردند که دشمن همیشه در حال دشمنی است و بارها این مطلب را مستقیم و غیر مستقیم اشاره می کردند. البته امام خمینی بهائیت را به عنوان یک فرقه مذهبی قبول نداشتند و آن را ساخته استعمار می دانستند و افراد این فرقه را نیز عمال اسرائیل و عمال استعمار می خواندند ولی به هر حال وجود بهائیان در کشور ایران را به عنوان افرادی که در جامعه نیازهایی هم دارند، قبول داشتند. البته با پیروزی انقلاب اسلامی این فرقه به یکباره تمام پشتوانه سابق خود را در کشور از دست داد و تمام آرزوهای جامعه بهائیت نقش بر آب شد.
دکتر افروغ در رابطه با حق اقتصادی در کتاب حقوق شهروندی و عدالت می نویسد: همه باید از یک سطح قابل قبولی از زندگی رفاهی و اقتصادی بهره مند بشوند. اگر کسی تلاش بیشتری کرد و برخورداری بیشتری به دست آورد، حق او است. کسی مخالف بیشتر و مکتسبات ناشی از این تلاش نیست. اما حق شهروندی اقتضا می کند که همگان از یک سطح تعریف شده ای برخوردار باشند. «تنظیم نظام اقتصادی از مهم ترین راهکارهای تحقق عدالت اجتماعی است. اسلام به عنوان یک مکتب زندگی ساز ضمن توجه جدی به این مسئله مهم قوانینی را وضع نموده که در پرتو آن عدالت اقتصادی تامین گردد220».
«برای تحقق عدالت در حوزه اقتصاد، باید شرایطی پدید آید که حقوق مادی افراد جامعه، به نحو مناسب و منطقی در اختیارشان قرار گیرد و زمینه های کار و تولید و تامین نیازمندی های اولیه برای همگان فراهم باشد. بنابراین عدالت اقتصادی به معنای توزیع صحیح درآمدها و جلو گیری از تضییع منافع و حقوق مشروع همه افراد به ویژه محرومان است تا فاصله طبقاتی و اختلاف فاحش درآمدها ، پدید نیاید221».
حضرت آیت الله خامنه ای درباره ضرورت تلاش همگانی برای تحقق عدالت به ویژه در حوزه اقتصاد می فرماید: «از آفاتی که در همین دوران متوجه حرکت رشد و توسعه عمومی کشور است، این است که با سوء سیاست ها، شکاف بین طبقات زیاد بشود. عده ای فقط به خود فکر می کنند. اینها کسانی هستند که به قشر مظلوم و مستضعف و به آینده کشور فکر نمی کنند. فقط به زندگی شخصی خودشان و به گردآوری هر چه بیشتر ثروت فکر می کنند. دستگاه های مسئول نباید اجازه بدهند که اینها فاصله ها و شکاف ها را بیشتر کنند. عدالت اجتماعی اساس است. اگر رونق اقتصادی در کشور باشد، اما عدل اجتماعی نباشد، این رونق اقتصادی محرومیت را بر طرف نخواهد کرد. همچنان که امروز در بسیاری از کشورها ملاحظه می کنید که تولید بالاست، کارخانه های بزرگ مشغول کارند، ثروت تولید می شود، اما محرومیت در آن کشورهاست؛ از جمله، همین کشورهای اروپایی و غربی. ما رونق اقتصادی همراه با عدالت اجتماعی را می خواهیم. البته نمی گوییم عدالت اجتماعی باشد، اما رونق اقتصادی نباشد، زیرا در آن جا که هیچ رونق اقتصادی نیست، عدالت اجتماعی عامل خیلی مهمی نیست. اگر عدل اجتماعی همراه با پیشرفت اقتصادی باشد، جامعه شکوفا خواهد شد222».
تأكيدهاي امام در بيانات و سخنان ایشان بر برخي شاخصهاي مهمي كه در حوزه اقتصاد قرار دارد نشانگر آن است كه ايشان به اقتصاد به عنوان حوزه عملي و عرفي كه معيشت و زندگاني مادي مردمان را تأمين مي‏كند به ديده اهميت نگريسته است. شاخصه هايي نظير اهميت كشاورزي، ارزش كار و كارگر، رفاه عمومي، فقرزدايي و محروميت‏زدايي،

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره توسعه فرهنگی، امام خمینی، تعلیم و تربیت اسلامی، امام خمینی(ره) Next Entries منابع تحقیق درباره حقوق بشر، امام خمینی، امام خمینی(ره)، حقوق شهروندی