منابع تحقیق درباره عبدالله بن زبیر، امپراتوری روم، نیروی دریایی، عمر بن عبدالعزیز

دانلود پایان نامه ارشد

خاندان رسول خدا را با حالت اسارت بر پشت شتران سوار کرد و تصمیم گرفت فاطمه دختر حسین را به آن مردی که وی را خواسته بود، ببخشد».68
3.معاویه بن یزید بن معاویه بن ابی سفیان (64 ق.)
مدت خلافت چهل روز، به او هنگامی که در بستر مرگ افتاده بود، گفته شد: «آیا کسی را پس ازخود جانشین قرار نمیدهی؟» درپاسخ گفت: «از شیرینی خلافت چیزی نفهمیدم، پس چرا تلخی آن را تحمل کنم؟»69
4.مروان بن الحکم بن العاص (64-65 ق.)
مدت خلافت نه ماه، وی همان کسی است که پیامبراکرم دربارهاش فرمود: «او ملعون فرزند ملعوناست».70
5.عبدالملک بن مروان بن الحکم (73-86 ق.)
مدت خلافت سیزده سال و پنج ماه. او با زنی به نام ام درداء همنشین بود. روزی آن زن به عبدالملک گفت: «ای امیرمؤمنان! شنیدهام پس از عبادت و تهجد، شراب نوشیده ای ؟» اوپاسخ داد: «نه تنها شراب که خون مردم را نیز نوشیده ام!» 71
6.ولید بن عبدالملک بن مروان (86-96 ق.)
مدت خلافت ده سال، گفته می‌شود او عده ای از دانشمندان نحو را جمع کرد و مدت شش ماه مشغول فراگیری این علم شد؛ ولی پس از این مدت، نادان تر از روز نخست گردید! 72
7.سلیمان بن عبدالملک بن مروان (96-99 ق.)
مدت خلافت دو سال و هشت ماه، او در پرخوری زبانزد بود. در مجلسی هفتاد انار و شش مرغ خورد!!73
8.عمر بن عبدالعزیز بن مروان (99-101 ق.)
مدت خلافت دو سال و پنج ماه، او درمیان بنیامیه نخستین کسی است که فرمان داد سب امیرمؤمنان علی را ازخطبهها حذف کنند.74
9.یزید بن عبدالملک بن مروان (101-105 ق.)
مدت خلافت چهارسال، او در آغاز خلافتش چهل نفر از بزرگان را گرد هم آورد تا شهادت دهند خلفای بنی امیه (در آخرت) نه حسابی دارند نه کتابی !75
10.هشام بن عبدالملک بن مروان (105-125ق.)
مدت خلافت نوزده سال و هفت ماه، پدر او عبدالملک خواب دید که در محراب چهار بار بول کرده است. تعبیرش را پرسید، به او گفتند: چهار فرزند او پادشاهی می‌کنند. آخرین آنها هشام بود. 76
11.ولید بن یزید بن عبدالملک بن مروان(125-126ق.)
مدت خلافت یک سال وسه ماه، سیوطی میگوید:«او فاسقی بود که در نوشیدن شراب زیاده روی می‌کرد.
در سفرش به حجم می‌خواست بالای کعبه شراب بنوشد که با شورش و اعتراض مردم مواجه شد»77
12.یزید بن ولید بن عبدالملک بن مروان (126 ق.)
مدت خلافت شش ماه، او پسر عمویش ولید را به قتل رساند و قدرت را به دست گرفت.78
13.ابراهیم بن ولید بن عبدالملک بن مروان (126 ق.)
مدت خلافت هفتاد روز، او پس از دو ماه و اندی از قدرت بر کنار شد و هنگام خروج مروان بن محمد گریخت و سپس خودش با مروان بیعت کرد.79
14.مروان بن محمدبن مروان (127-132ق.)
مدت خلافت پنج سال و ده ماه، او آخرین خلیفه بنی امیه و مشهور به مروان حمار بود. این لقب را از آب جهت به او دادند که در سختی های جنگ به قدری صبور بود که می‌گفتند: از حمار صبور تر است! هنگامی که به قتل رسید، سرش را از تن جدا کردند؛ گربه ای آمدو زبان مروان را کند و آن را جوید! 80
عصر فرهنگی بنی امیه
خاندان بنی امیه پس از به دست آوردن خلافت در سال 41 هـ.ق. و انتقال مرکز خلافت از کوفه به شام برای توسعۀ قلمرو و همچنین تسلط بر راههای تجاری و بازرگانی غرب به شرق، فتوحات اسلامی را که از زمان خلیفۀ دوم آغاز شده بود، ادامه دادند، تا با عنوان جهاد با کفار، هم برای خود مشروعیت دینی کسب نمایند و هم به توسعۀ ارضی بپردازند و به این وسیله خود را حامی اسلام و توسعه دهندۀ دین در میان مسلمانان اعلام نمایند و اعمال غیر مشروع خود را که با اصول اسلامی و سنت پیامبر اسلام مخالف بود و مورد انتقاد بسیاری از بزرگان اسلامی قرار می‌گرفت را توجیه نمایند و تمام توجه جامعۀ اسلامی را به جنگ با کفار معطوف کنند. به همین دلیل نیز به جنگ با روم شرقی پرداختند. بنابراین، بیشتر روابط این خلافت با امپراتوری روم شرقی بر پایۀ دشمنی و جنگ بود. البته این به آن معنا نیست که مراودۀ بازرگانی صورت نمی گرفت، زیرا بازرگانان دو طرف در کشورهای یکدیگر رفت و آمد داشتند و در واقع روابط تجاری بین غرب و شرق محسوب می‌شدند.
در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و استفاده از منابع و مآخذ، سعی شده روابط میان دو دولت بررسی گردد تا به این وسیله اهداف اقتصادی و سیاسی خلفای بنی امیه به رغم ظاهر دینی آن، آشکار عیان شود.
روابط معاویه با امپراتوری روم شرقی
معاویه در دوران ابوبکر خلیفۀ اول مسلمین، به همراه برادرش یزید، که به فرماندهی سپاه شام انتخاب شده بود، به این منطقه مسافرت کرد81 وتا زمان مرگ یزید به عنوان مشاور درکنار وی بود. همچنین ابوبکر سپهسالاری سه هزار سپاهی را به همراه شرحبیل بن حسنه به وی سپرد. 82در زمان خلیفۀ دوم عمر، حکومت مناطقی از شام به وی واگذار گردید. وقتی برادرش یزید دراثر طاعونی که به شام شیوع یافت (طاعون عمواس) درگذشت، خلیفه معاویه را به جای وی منصوب کرد، 83 و از این زمان، نیروی نظامی خود را تقویت نمود و این سپاه را با سلاحهای مختلفی از قبیل منجنیق، دبابه، قوچ جنگی و آتش یونانی، که از رومیها اقتباس کرده بود، تجهیز نمود84 همچنین، توانست نیروی دریایی خود را با الگو گرفتن از رومیها به وجود آورد و با کمک آنان به ساخت کشتی پرداخت و به این ترتیب نیروی نظامی خود را توسعه داد و به فتوحات خود در این منطقه گسترش داد، تا جایی که درزمان عثمان و با نیروی دریایی خود توانست قبرس و برخی از جزایر مدیترانه را فتح نماید.
معاویه در سال 41 هجری قمری با توجه به مشکلات متعددی که در داخل داشت، با امپراتور روم شرقی، قسطنطین دوم، به شرط پرداخت خراج، صلح کرد.85 پس از رفع مشکلات داخلی و برای مقابله با روم شرقی، به تحکیم شهرهای مرزی پرداخت و مردم را با دادن زمین های کشاورزی صورت اقطاع به اسکان در این شهرها، از جمله انطاکیه، تشویق کرد. به همین منظور، گروهی از ایرانیان و اهالی بعلبک، حمص، بصره و کوفه را در سال 42 هـ.ق، به آنجا منتقل کرد و گروهی دیگر از این مردم را به صور، که یکی از بنادر مهم بود، انتقال داد. 86به این ترتیب، خود را آمادۀ جنگ با روم شرقی نمود و سپس صلح با روم شرقی را با عدم پرداخت خراج لغو کرد و به مرزهای روم حمله نمود، و موفق شد رومی ها را شکست دهد.
معاویه پس از این پیروزی، به منظور تصرف قسطنطنیه پایتخت امپراتوری روم شرقی، در سال 49هـ.ق، اولین حمله خود را به قسطنطنیه آغاز کرد. سپاه وی تا نزدیک آن هم پیش رفت. ولی رومی ها مقاومت بسیاری کردند و نیروی دریایی مسلمین را زیر آتش گرفتند. به همین دلیل، فرمانده مسلمین درخواست نیروی کمکی نمود. خلیفه نیز فرزندش یزید را به عنوان فرمانده سپاه کمکی جهت فتح قسطنطنیه به این منطقه اعزام نمود.87 تا وی را با امور خلافت آشنا نماید و از سوی دیگر شاید مسلمین وی را یک جهادگربشناسند و با خلافت او مخالفت ننمایند. زیرا با توجه به رفتارهای ضد اسلامی یزید، صحابۀ پیامبر، بزرگان اسلامی و همچنین بسیاری از مردم با خلافت یزید مخالف بودند و حتی سیاست زر و زور معاویه هم نتوانست بسیاری از بزرگان را به تأیید خلافت یزید مجبور نماید. در همین زمان، امپراطور روم تغییر کرد و کنستانتین چهارم به قدرت رسید که فردی لایق بود. وی دستور مقاومت در برابر مسلمین را صادر کرد. به همین دلیل، نیز مسلمین، با وجود اعزام نیروی کمکی، نتوانستند پیروزی چشمگیری به دست آورند و مجبور به ترک محاصره شهر شدند و بازگشتند.88
پس از این عدم موفقیت، معاویه بار دیگر آمادۀ حمله به روم شرقی شد و سپاه وی موفق گردید در سال 52 ه. ق. جزیرۀ زودس را فتح نماید.89 به این ترتیب، زمینه برای محاصرۀ قسطنطنیه برای بار دوم فراهم شد. به دستور وی در سال 54 ق، مسلمین به قسطنطنیه حمله کردند ولی این شهر در برابر ناوگان معاویه مقاومت نمود و منجنیق های آتشین رومی خسارات زیادی به ناوگان دریایی مسلمین زد. پس از سه سال تلاش بی ثمر، مسلمانان دست از محاصرۀ شهر برداشتند و معاویه با زیرکی تمام برای آنکه خسارات بیشتری به سپاهیانش وارد نشود، با توافق امپراتور روم شرقی، که سپاهیانش از جنگ خسته شده بودند، صلح کرد. 90جنگ های معاویه با روم تا سال 60 هجری قمری که درگذشت، ادامه یافت، تا آنکه یزید به خلافت رسید و سپاه مسلمین به دلیل آنکه دستور ادامۀ جنگ از سوی خلیفۀ جدید را نداشتند، از جنگ دست کشیدند و عقب نشینی نمودند.
روابط خلفای اموی با روم شرقی (از زمان یزید تا عبدالملک)
پس از مرگ معاویه در سال 60 ق، بنا به وصیت وی یزید به خلافت رسید، ولی بزرگان شهر مدینه از جمله حسین به علی با وی بیعت نکردند و اصرار یزید برای اخذ بیعت باعث عزیمت آنان به شهر مکه و در ادامه درخواست مردم کوفه برای به دست گرفتن رهبری آنان توسط حسین بن علی منجر به قیام کربلا و در نتیجه به شهادت رسیدن فرزند گرامی پیامبر اسلام و خویشان و یاران ایشان در محرم سال 61ق، گردید. مخالفت مردم با یزید و اعمال و رفتار ضد اسلامی وی و همچنین نکوهش او به دلیل کشتن فرزند پیامبر، باعث قیام حره توسط مردم مدینه گردید و با عکس العمل شدید یزید و کشتار و غارت شهر مدینه به پایان رسید. یزید در ادامۀ اقدامات داخلی خود میبایستی عبدالله بن زبیر را سرکوب کند که در مکه اعلام خلافت نموده و بسیاری از مردم مکه و مدینه به وی پیوسته بودند. به همین دلیل، دستور حمله به مکه را صادر نمود، ولی در اثنای جنگ خبر درگذشت وی به سپاهیانش رسید. و به همین دلیل، سپاه شام بلافاصله مکه را ترک کرد. با وجود این مشکلات، یزید کمتر به امور خارجی پرداخت، فقط سپاهیان اسلام به سرداری عقبه بن نافع توانستند تاحدودی مانع از تحریکات رومی ها در شمال افریقا شوند، زیرا آنان مردم بومی را علیه مسلمانان تحریک می‌کردند تا این منطقۀ مهم را، که قبلاً در اختیار آنان بودند، بازپس گیرند. مسلمانان موفق شدند در افریقیه پیشروی کنند، ولی با بازگشت سردار مسلمان به قیروان، رومیها به کمک مردم بومی موفق شدند مسلمانان را در جنگ شکست دهند.
پس از مرگ یزید، فرزند وی معاویۀ دوم به خلافت رسید. دوران خلافت او نیز کوتاه بود. وی به دلیل اینکه نتوانست اتحاد مسلمین را وجود آورد، در یک سخنرانی علیه پدر و پدربزرگش از آنان انتقاد کرد و از خلافت کناره گیری نمود91 و خانه نشین شد سرانجام و در حالی که چهل روز یا چهار ماه از خلافتش می‌گذشت، فوت کرد.92
با مرگ معاویۀ دوم، آشوب و نابسامانی در ارکان حاکمیت به وجود آمد، خصوصاً که عبدالله بن زبیر در مکه حکومت میکرد. در عراق نیز مردم با ابن زبیر بیعت کردند. مردم مصر و فلسطین نیز اطاعت از وی را گردن نهادند.93 بنی امیه نیز بر سر خلافت اختلاف افتاد و چون معاویۀ دوم فرزندی به نام خالد داشت، که کودکی بیش نبود، سران بنی امیه به ریاست حسان بن مالک در گردهمایی الجابیه تصمیم گرفتند فرد دیگری را به خلافت انتخاب نمایند و خالد را به عنوان ولیعهد اول معرفی کنند. از این رو، مروان بن حکم را، که در این زمان رئیس خاندان بنی امیه، سیاستمدار و فرد کاردانی بود، مناسب تشخیص دادند و به خلافت انتخاب کردند.94 به این ترتیب خلافت از شاخۀ آل سفیان به آل مروان منتقل شد.
وقتی مروان به خلافت رسید، جامعۀ اسلامی دچار مشکلات بسیاری بود. وی می‌بایست ابتدا به تحکیم قدرت و به دست گرفتن خلافت در مناطق اسلامی، می‌پرداخت زیرا بسیاری از مناطق با عبدالله بن زبیر بیعت کرده بودند. حتی بسیاری از مردم شام با ابن زبیر بیعت نموده بودند. بنابراین، لازم بود ابتدا وی به تحکیم خلافت خود در مناطق مختلف اقدام میکرد و سرانجام نیز موفق شد شورش مناطق مختلف را سرکوب کند و قدرت را به دست گیرد. به این ترتیب، با وجود اختلافاتی که در ارکان خلافت اسلامی وجود آمده بود، مسلمین کمتر به امور خارجی پرداختند و رومیها نیز از این وضعیت استفاده بردند و به تحریک اقوام مختلف در مرزهای اسلامی پرداختند تا به این وسیله حاکمیت مسلمین را در این مناطق، از دست آنان خارج نمایند.
روابط امویان با روم

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره حکومت اموی، امام حسین، بیت المال، امویان اندلس Next Entries منابع تحقیق درباره امپراتوری روم، نیروی دریایی، آسیای صغیر، عمر بن عبدالعزیز