منابع تحقیق درباره شعر مقاومت، نظریه پردازی، فروغ فرخ زاد، فرهنگ ایرانی

دانلود پایان نامه ارشد

فارسی تا حدود زیادی این امر را مرهون نیماست. پس از نیما نیز، پیروان او چون احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، سهراب سپهری، فروغ فرخ زاد، منوچهر آتشی و محمدرضا شفیعی کدکنی و….. لغات متداول نزد مردم کوچه و بازار را به شعر وارد کردند و بدین وسیله دایره‌ی واژگانی شعر فارسی غنی‌تر شد و ظرفیت‌های زبانی، قابلیت نمود پیدا کردند.(همان)

2-5-4) جریان شعری «موج نو و حجم»:
سرآغاز جدی جریانی که بعدها به «موج نو» شهرت یافت. انتشار مجموعه‌ای از احمد‌رضا احمدی با عنوان «طرح» (1340) بود. این جریان در پی سرخوردگی نسلی، از شعرهای رمانتیک و سمبلیک آغاز شد و نمایندگان آن با سرودن اشعاری که کاملاً از معیارهای شعر کلاسیک به دور بود عکس العمل خود را در برابر جریان‌های غالب دهه‌های گذشته عملاً نشان دادند. نتیجه‌ی آن شعری بود بی‌اعتنا به سنت، جامعه، تعهد، اندیشه و محتوا، که فقط و فقط به خود شعر توجه داشت.(همان:28)
بعد از جریان موج نو، با افزوده شدن چندین اصل دیگر به اصول اولیه «موج نو» جریانی پدید آمد به نام «حجم گرا». پیچیدگی و ابهام بارزترین مشخصه‌ی زبانی و معنایی این شعر است. تصاویر توهمی و به ویژه ارتباط‌های غریب و دور از ذهنی که در این سروده‌ها بین اشیا و حتی واژه‌ها برقرار می‌شود، سهمی عمده در دشواری زبان آن دارد. همچنین تمایل به زبان نثری که فاقد هرگونه وزن، قافیه و به طور کلی موسیقی باشد، خصیصه‌ای است که به کرات در دفترهای شعری این شاعران به چشم می‌خورد و کمتر شعری را می‌توان یافت که از این خصیصه عاری باشد. اجزای شعر «موج نو» و «حجم» را واقعیت می سازد؛ اما رابطه‌ای که میان این اجزا برقرار می‌شود در دنیای فراتر از واقعیت شکل می گیرد. (نوری علا،301:1348).
2-5-5) جریان شعری «مقاومت»:
باز شدن فضای سیاسی در سال‌های نخست دهه‌ی پنجاه و خیزش‌های اجتماعی و سیاسی که شعر و هنر خاص خودش را ایجاب می‌کرد، نقطه‌ی عطفی در پیدایش دسته‌ای از اشعار سیاسی و انقلابی بود که با نام «شعر مقاومت» شناخته می‌شوند. شاعران این جریان، مخالفان جدی نظام حکومتی موجود بودند که خشم ناشی از این مخالفت در اشعارشان نمود پیدا می‌کرد. از جمله‌ی ‌معروف‌ترین شاعران این دسته می توان از سید‌علی موسوی گرمارودی، نعمت میرزازاده ، طاهره صفار‌زاده، خسرو گلسرخی، اسماعیل خویی و…. نمایندگان این جریان شعر مقاومت به شمار می روند.(‌رحیم بیگی- غلامحسین زاده- طاهری،30:1390).
2-5-6) جریان شعری «شعر جنگ»:
هم‌زمان با آغاز جنگ تحمیلی، در حوزه‌ی ادبیات نیز شاعران جریان شعر متعهد در پی تلاش برای ایجاد شعری که بتواند بحران‌های سیاسی و اجتماعی دوران جنگ را منعکس کند، فصل جدیدی را در شعر سیاسی ایران با عنوان «شعر جنگ» گشودند. شعر دوره‌ی جنگ همچون شعر دور‌ه‌ی مقاومت و به ویژه شعر در دوره‌ی مشروطه، با چشم‌پوشی آگاهانه از موازین ادبی به ویژه زبان، بر محتوای شعر تکیه می کند. علیرضا قزوه، سلمان هراتی، قیصر امین‌پور، حمید سبزواری، سپیده کاشانی، نصرالله مردانی، سیمیندخت وحیدی و…. از جمله شاعران این جریان شعری محسوب می‌شوند.(همان:33)

2-6) فرم و ادبیات : کلاسیک —- معاصر
2-6-1) نـگرش سنتی
انسان سنتی تلقی خاصی از جهان و زندگی دارد. در نگاه او گذشته‌ سرشار از تجربه‌های ناب و آموزنده است. انـسان‌ها و نسل‌های گوناگون همسانی‌های بسيار دارند، طبيعت‌ از قوانين ثابت و تغييرناپذيری‌ پيروی‌ می‌كند. فرد بايد خـود را با اصول و قوانين طـبيعت هماهنگ سازد و ارزش‌های ثابت جهان را حفظ كند تا به سعادت و آرامش برسد. اين ديدگاه محافظه‌كار و ايستا می‌كوشد تا جهان و قوانين‌ آن را به شيوه‌ای روشن و شفاف نظام‌مند سازد و اين نظام‌های ثابت و عقل پسند را از نسلی بـه نسل ديگر انتقال دهد.
عـمده‌ترين و عمومی‌ترين اصول نگرش سنتی كه در‌ هنر‌ ملل‌ گوناگون تقريباً مشترك است از اين قرار است:

2-6-1-1) كمال در اتحاد
نگرش‌ سنتی زيبـايی را امـری كمـالی و مطلق می‌داند. زيبايی به تعبير كلاسيكی آن عبارت است‌ از‌ هماهنگی‌ و تـناسب و اعتدال.
2-6-1-2) تقليد
تقليد از واژه‌های كليدی در‌ هنر‌ قديم است، كه به دو مفهوم به كار رفته است: يكی تـقليد‌ از‌ طـبيعت، و ديگری تقليد از الگوهای هنری گذشته.
2-6-1-3) روشنی‌ و وضوح‌
بيان هنری بايد كاملاً روشن و عـاری از هـرگونه ابهام و پيچيدگی باشد، به گـونه‌ای كه عـقل آن‌ را‌ بـپسندد‌ هـمگان بـه درك يكسان و واحدی از آن‌ نائل‌ آيند.‌
2-6-1-4) حقيقت‌نمايی
حقيقت‌نمايی به معنای نمايش عينی واقعيت يا امور ممكن نيست، بلكه بـه مـعنای انطباق با عقل و ادراك حسی اسـت: يعـنی تـصوير هنری‌ بايد‌ پذيرفـتنی بـاشد و عقل و ذوق همگانی آن را بپذيرد.

2-6-1-5) دوگـانگی صـورت و مـعنا
نـگرش سنتی برای شكل‌گيری شعر دو مرحله فرض می‌كند: نخست يافتن معنا، و دوم صورت‌بندی بلاغی معنا.
اما ادبیات در عصر جدید همان گونه که از نام آن پیداست نیاز به تحول و دگرگونی در فرم و ساختار خود داشت. حال این فرم و ساختار را از چه نحوی به دست آورده بودند مورد نظر نگارنده است. «فتوحی، 1384 : 22تا25».

2-6-2) نگرش معاصر
پس از انقلاب مشروطه و باز شدن درهای تجدد به روی ایرانیان و به طبع آن عزیمت شاعران و نویسندگان به غرب برای تحصیل و آشنایی آنان با موازین و مولفه‌های فرهنگ غرب، دیگر آن‌ها کامیابی و سعادت خود را در فرهنگ کلاسیک ایران نمی‌توانستند بیابند.
غالب این شاعران و نویسندگان در بازگشت از فرنگ با غرب‌زدگی روبه‌رو شدند. و این عاملی شد که تلفیقی بین فرهنگ اروپایی و فرهنگ ایرانی پدید آید.
برای مثال؛ شاعری که می‌خواست شعر بسراید کلام و ذهنش در قالب اوزان کلاسیک جای نمی‌گرفت پس دست به ابداعاتی زد، فرم و قالبی ساخت و تفکراتش را در آن پیاده کرد. چقدر این امر موفق بوده یا نه به تحقیق دقیق‌تری نیاز دارد. اما این که چقدر این فرم‌های شعری با روحیات ایرانی‌ها سازگار بود یا نه پاسخ آن نیاز به زمان بیشتری دارد.

2-7) فرمالیسم روسی
فرمالیسم روسی در نظریه پردازی جدید به نگرشی اطلاق می‌شود که اهمیت پرداختن به شکل اثر ادبی را دراولویت همه گونه‌های نقد و بررسی قرار می‌دهد. برای آنها فرم form اثر ادبی یعنی همان چیزی که در غالب ترجمه‌های فارسی، «شکل» ترجمه شده و حرف اول و آخر را در نقد جدید می‌زند.
آشنایی با فرمالیسم، اعضای فعال این نگرش و اعتقادات نظری آن‌ها، برای ادب پژوهان عصر حاضر نخستین گام شمرده می‌شود و همین تعریف اگر کاملاً بسنده نباشد، تا حدود زیادی نشان دهنده‌ی اهمیت و تأثیر فوق‌العاده این نوع از نقادی هنری است. البته زمانی می‌توانیم از نقادی هنری یاد کنیم که متوجه این نکته باشیم که نقطه عزمیت فرمالیست‌ها از ادبیات و گرایش‌های آن بود و بعدها توسط منتقدان و متفکران دیگر به سایر هنرها تسری داده شد. «این مکتب در خلال جنگ جهانی اول در روسیه به وجود آمد و در خلال سال‌های 1920شکفت. فرمالیسم نامی بود که مخالفان جهت تحقیر به این مکتب نهاده بودند. در سال1916 در پطرسبورگ انجمنی موسوم به انجمن مطالعه در زبان ادبی که مخفف آن به روسیOPOJAZ (اپویاز) است؛ پایه‌گذاری شد که اعضای معروف آن بوریس آخن باوم، شکلوفسکی و یاکوبینسکی بودند» (شمیسا،147:1383).
اگرچه در ادامه معرفی‌های دیگری را نیز از فرمالیسم خواهیم آورد ولی باید بدانیم که معرفی‌های اولیه تاریخ شکل‌گیری این نظریه در حقیقت چیزی فراتر از این نیست. اما نکته‌ای که در نقل و قول فوق وجود دارد این است که به طور استدلالی، می‌توان محتوای این نظریه روسی را از خلال آن بیرون کشید.
نخست اینکه وقتی مخالفان این نظریه به آن لقب فرمالیسم می‌دادند و صرفاً این لقب در نظرشان حامل جنبه‌های توهین، تمسخر و تحقیر بود، می‌توان نتیجه گرفت که در سطح رویارویی این نظریه با نظریه‌ها یا مکاتب پیش از خود نوعی نزاع میان محتوا و فرم، یا درون و بیرون وجود داشته است. البته، این لقب به هیچ وجه در نظر اهالی حلقه اپویاز منفی و زشت تلقی نمی‌شد و جلوتر خواهیم دید که چگونه رومان یاکوبسن، همین نام را به آن سوی کره زمین و تا دانشگاه‌های آمریکایی می‌کشاند. نکته دوم نقل و قول فوق در اینجاست که انجمن مطالعاتی اپویاز، وجه افتراق خود از انجمن‌های دیگر را مطالعه بر روی زبان می‌دانستند و این مسئله در آن زمان تقریباً از غرابت چشمگیری برخوردار بود. در حقیقت صرف زبان شناسی بودن، چیز عجیبی نبود بلکه آن فرایندی که اعضای این حلقه توسط آن با زبان در اثر ادبی مواجه می‌شدند، امری بدیع و قریب به نظر می‌رسید. برای آشنایی تاریخی با نظریه فرمالیسم شاید لازم باشد که توضیحات بیشتری را ارائه نماییم:
«جنبش فرمالیسم روسی که به سال 1914 نخستین نشانه‌هایش آشکارشد، در آخرین سال های دهه1920 در‌ پی حمله‌های رژیم استالینسیتی از هم پاشید، اما در همین فاصله کوتاه به یکی از مهم‌ترین آیین‌های اندیشه گرانه‌ی سده حاظر تبدیل شد و تأثیر مباحث اصلی و روش کار فرمالیست‌ها هنوز هم بر نظریه های ادبی آشکار است» (احمدی،38:1388).
یکی از بزرگترین خصوصیات تاریخ فرمالیسم روسی تقابل آن با آموزه‌های مارکسیستی ادبیات بود که در شوروی آن عصر، قرائتی نسبتاً طبقاتی و منظری معطوف به روزنه‌ی اقتصاد از ادبیات و مجموعه‌ی هنر ارائه داده است.
«رهبران حزب کمونیست از 1934 آشکارا حمله بر فرمالیست‌ها را آغاز کردند. لئون تروتسکی در ادبیات و انقلاب به باورهای ضد تاریخی آنان تاخت و مارکسیسم را در برابر فرمالیسم قرار داد. رقیبان تروتسکی در جناح‌های دیگر حزب حمله به فرمالیست‌ها را با زبان و شیوه خشن‌تری ادامه دادند. در سال 1928 فرمالیسم رسماً مردود اعلام شد» (همان:41)

2-8) فرمالیسم چه می‌گوید؟
تاریخ حیات فکری فرمالیسم تا حدود زیادی با عقاید این نظریه در هم آمیخته است. زیست آن دقیقاً در شرایطی شروع شد که اهمیت مقولات ادبی به محتوای آن‌ها و البته خدمت محتواها به اهداف حزبی معطوف می‌شد. در چنین شرایطی، به ناگاه نظریه‌ای مطرح می‌شود که به هر آنچه جز “متن اثر ادبی” مظنون است. در واقع برای آن‌ها تاریخ ادبی، بیوگرافی پدید آورندگان آثار، طبقه اجتماعی‌ای که نویسنده یا شاعر در آن می‌زید و هر آنچه که خود اثر، به زعم آنها “بیرونی” تلقی می‌شود، عوارض زاید است که به منزله یک پیرایه باید از متن اثر ادبی زدوده شود و این نحوه پیراستن، کار کسی نیست مگر منتقد هوشیار و آگاه فرمالیست.
«نقد”شکل مَدارانه”چنان که از نام آن پیداست، هدف اصلی خود را کشف و تبیین شکل در اثر ادبی قرار داده است. در این شیوه، اثر قائم به ذات فرض می‌شود و در نتیجه ملاحظات غیر ادبی مثل زندگی نویسنده، زمانه او، مفاهیم جامعه شناختی، سیاسی، اقتصادی و روانی بیش و کم عاری از هر گونه اهمیتی است» (گرین،81:1385).
زمانی که سخن از به کنار نهادن تمام جنبه‌های عارضی به میان می‌آید، به این نکته پی می‌بریم که در نظر فرمالیست‌ها جوهر ادبی، همان متن ادبی هست و اعتباری که تمام موارد مردود شده، پیدا می‌کنند تنها در سایه سار حقیقت متن است که عاید آن‌ها می‌شود. همانطور که پیش‌تر عنوان کردیم مسئله اصلی برای فرمالیست‌های روسی، “مسئله زبان” بود.
«دو منش اصلی کار فرمالیست‌ها را می‌توان چنین خلاصه کرد: 1)تاکید بر گوهر اصلی و ادبی متن، یعنی خود اثر را در نظر می‌گرفتند و می‌کوشیدند تا اجزای سازنده دلالت معنایی متن را از شکل و شالوده آن استنتاج کنند و به هدف شناخت آنچه در اثر بازتاب یافته، برسند؛ 2)برای این کار بر استقلال پژوهش ادبی تاکید می کردند، یعنی صرفا برای آن نتایج نظری و ادبی اعتبار قائل می‌شدند که از بررسی خود اثر به دست آمده باشد و نه از بررسی زمینه‌های تاریخی پیدایش اثر یا از شناخت شخصیت و منش روانی مولف آن» (احمدی،43:1388).
در حقیقت برای فرمالیست‌ها، زمانی متن می‌تواند واجد صلاحیت بررسی ادبی باشد که دارای همان گوهر ادبیت شود. همین جاست که آن‌ها ناگزیر بودند تکلیف خود را با مسئله زبان روشن سازند. اگر یک جمله خبری، یک احوالپرسی عامیانه، یک

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره شعر معاصر، جریان شناسی، علوم انسانی، روایت شناسی Next Entries منابع تحقیق درباره زبان معیار، متن ادبی، زبان ادبی، مطالعات ادبی