منابع تحقیق درباره سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

امور خارج از عقل و منطق و حکمت است و در چهارچوب عقيده و آزادي عقيده و بيان نمي گنجد.
“يا اَيهاَ الّذين امَنوُا لا تَتَّخِذوا الّذين دينکُم هُزواً و لَعباً مَنِ الّذين اُوتوا الکتاب من قَبلکُم و الکُفّار اَولياء واتّقوا اللهَ اِن کنتُم مَؤمِنين”(مائده، 57)
اي کساني که اهل ايمان هستيد، آن عده اي از اهل کتاب که دين شما را به تمسخر مي گيرند را به دوستي نگيريد و از خداوند بترسيد اگر واقعاً مؤمن هستيد.
“وَ اِذا عِلمَ من آياتنا شيئاً اَتُّخَذَها هُزواً اولئک لَهُم عذابٌ مهين”(جاثیه، 9)
و هنگامي که به چيزي از آيات ما علم پيدا مي کنند آنرا به تمسخر مي گيرند، براي آنان عذاب اهانت کننده اي قرار داده شده است.
يعني خداوند نيز در پاسخ توهين کنندگان عذابي خوارکننده و تحقيرکننده براي آنان مهيا کرده است که با عذاب هاي ديگر متفاوت است!
1-3- حکم و کيفر مرتد در قرآن کريم
حدود دويست آيه بدون در نظر گرفتن آيات کفر در قرآن وجود دارد که مستقيم يا غيرمستقيم با ارتداد مرتبط است.
در اينجا به چند آيه که نشان دهنده غضب الهي در دنيا و آخرت عليه مرتدين است بسنده کرده و آيات احصاء شده را در فصل ششم به تفصيل طبقه بندي کرده؛ و مي آوريم، تا بتوانيم به تصويري که قرآن کريم از مرتد و عمل ارتداد ارائه مي دهد نائل شويم.
1-3-1- عدم قبول دين، محروميت از هدايت، لعنت و عذاب دردناک.
قرآن کريم در سوره آل عمران آیات 85 تا 91 مي فرمايد:
“وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ”
و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است.
“كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ”
چگونه خداوند قومى را كه بعد از ايمانشان كافر شدند هدايت مى‏ كند با آنكه شهادت دادند كه اين رسول بر حق است و برايشان دلايل روشن آمد و خداوند قوم بيدادگر را هدايت نمى كند.
“أُوْلَئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ”
آنان سزايشان اين است كه لعنت ‏خدا و فرشتگان و مردم همگى برايشان است.
“خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ”
در آن [لعنت] جاودانه بمانند نه عذاب از ايشان كاسته گردد و نه مهلت ‏يابند.
“إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِيمٌ”
مگر كسانى كه پس از آن توبه كردند و درستگارى [پيشه] نمودند كه خداوند آمرزنده مهربان است.
“إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ”
كسانى كه پس از ايمان خود كافر شدند سپس بر كفر [خود] افزودند هرگز توبه آنان پذيرفته نخواهد شد و آنان خود گمراهانند.
“إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ”
در حقيقت كسانى كه كافر شده و در حال كفر مرده ‏اند اگر چه [فراخناى] زمين را پر از طلا كنند و آن را [براى خود] فديه دهند هرگز از هيچ يك از آنان پذيرفته نگردد آنان را عذابى دردناك خواهد بود و ياورانى نخواهند داشت.
در اين آيات خشم و غضب و نفرت خداوند عليه مرتدين به عنوان افراد ظالم و منکر حقايق روشن و عدم پذيرش توبه آنان در صورت تکرار عمل کفرآميزشان به صراحت بيان شده است و وعده عذاب جاودان به آن ها داده شده است يعني مرتدين در صف کفار هستند، نه يک گناهکار معمولي که ممکن است در جهنم براي مدت خاصي معذب باشند.
1-3-2- نابودي اعمال و خشم الهي و محروميت از رضوان خدا
در آيات 25 و 29 از سوره محمد(ص) آمده است:
“إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ “
بى ‏گمان كسانى كه پس از آنكه [راه] هدايت بر آنان روشن شد [به حقيقت]، پشت كردند، شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت.
“ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ” (محمد، 25 و 28)
زيرا آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پيروى كرده ‏اند و خرسنديش را خوش نداشتند پس اعمالشان را باطل گردانيد.
در اين آيات ارتداد به عنوان پيروي از شيطان و عملي که سخط و خشم الهي را برمي انگيزد تعريف شده است و به عنوان عملي که تمام اعمال انسان را نابود مي کند. نابودي اعمال نيک انسان در پي ارتداد نيز به عنوان يکي از مجازات هاي الهي بيان شده است. مثلا ارتداد آنقدر نزد خدا منفور و مغضوب است که مي توان گفت مصداق اتم و بارز مغضوب عليهم در سوره فاتحه مرتدين هستند.
آيات 5 سوره مائده و 217 سوره بقره نيز بر همين مجازات تأکيد دارد.
1-3-3- قساوت قلب، کور فهمیی و توبه
در سوره منافقون در باره منافقين آمده است:
“ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ “
اين بدان سبب است كه آنان ايمان آورده سپس به انكار پرداخته ‏اند و در نتيجه بر دلهايشان مهر زده شده و [ديگر] نمى ‏فهمند.
“سَوَاء عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ” (منافقون، 3و4)
براى آنان يكسان است چه برايشان آمرزش بخواهى يا برايشان آمرزش نخواهى خدا هرگز بر ايشان نخواهد بخشود خدا فاسقان را راهنمايى نمى ‏كند.
چنين مجازات عظيم و چنين خشم دهشتناکي از ناحيه خداوند رحمان و رحيم پرده از ظلم و جرم و گناه عظيمي برمي دارد که نمي توان به سادگي از کنار آن گذشت. و آن را تغيير عقيده معمولي تلقي کرد. زيرا يک تغيير عقيده ساده نمي تواند درياي رحمت الهي را به طوفاني از خشم و غضب مبدل سازد.
“مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ”
هر كس پس از ايمان آوردن خود به خدا كفر ورزد [عذابى سخت‏خواهد داشت] مگر آن كس كه مجبور شده و[لى] قلبش به ايمان اطمينان دارد ليكن هر كه سينه ‏اش به كفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برايشان عذابى بزرگ خواهد بود.
“ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ”
زيرا آنان زندگى دنيا را بر آخرت برترى دادند و [هم] اينكه خدا گروه كافران را هدايت نمى‏ كند.
“أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ “(نحل، 108-106)
آنان كسانى‏ اند كه خدا بر دلها و گوش و ديدگانشان مهر نهاده و آنان خود غافلانند.
1-3-4- نزول عذاب، مسخ مرتدين در دنيا و حکم قتل آنان
“وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ”
و فرزندان اسرائيل را از دريا گذرانديم تا به قومى رسيدند كه بر [پرستش] بتهاى خويش همت مى ‏گماشتند گفتند اى موسى همان گونه كه براى آنان خدايانى است براى ما [نيز] خدايى قرار ده گفت راستى شما نادانى مى ‏كنيد.
“وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّهُ لاَ يُكَلِّمُهُمْ وَلاَ يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا اتَّخَذُوهُ وَكَانُواْ ظَالِمِينَ” (اعراف، 138و148)
و قوم موسى پس از [عزيمت] او از زيورهاى خود مجسمه گوساله ‏اى براى خود ساختند كه صداى گاو داشت آيا نديدند كه آن [گوساله] با ايشان سخن نمى‏ گويد و راهى بدانها نمى ‏نمايد آن را [به پرستش] گرفتند و ستمكار بودند.
همچنين مسخ و بوزينه شدن عده اي از بني اسرائيل که حکم خدا را در روز شنبه زير پا گذاشتند و خداوند آنان را به بوزينه تبديل کرد، از جمله اين عذابها مي باشد که در آيات 64 و 65 سوره بقره و 60 مائده و 166 اعراف قرآن کريم به آن پرداخته است.
“واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ”
“فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ”
و از اهالى آن شهرى كه كنار دريا بود از ايشان جويا شو آنگاه كه به [حكم] روز شنبه تجاوز مى ‏كردند آنگاه كه روز شنبه آنان ماهيهايشان روى آب مى ‏آمدند و روزهاى غير شنبه به سوى آنان نمى‏ آمدند اين گونه ما آنان را به سبب آنكه نافرمانى مى‏ كردند مى ‏آزموديم.
آنان در روز شنبه که صيد ماهي برايشان حرام شده بود با کندن گودالهايي در کنار دريا، پس از ورود ماهيان راه خروج آنان را به دريا بسته و در روز يکشنبه صيد مي کردند تا بدين وسيله، حکم خود را با حيله شرعي ناديده نگرفته باشند.(طباطبائی، بی تا، ج8: 383)
“فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ” (اعراف، 163و165و166)
پس هنگامى كه آنچه را بدان تذكر داده شده بودند از ياد بردند، كسانى را كه از [كار] بد باز مى ‏داشتند نجات داديم و كسانى را كه ستم كردند، به سزاى آنكه نافرمانى مى ‏كردند به عذابى شديد گرفتار كرديم.
ارتداد در قرآن کريم به عنوان پليدترين و منفورترين و مغضوب ترين عملي که مي توان نزد خدا تصور کرد، معرفي شده است. و خداوند سنگين ترين مجازات هاي دنيوي و اخروي را براي آن مقرر کرده است. برخلاف عده اي که فکر مي کنند حکم قتل مرتد در قرآن نيامده است، اين آيات نشان مي دهد که عدم پذيرش توبه مرتد و قتل مرتد علاوه بر کيفر اخروي آنان امري واضح و روشن است که آيات فوق به صراحت بر آن دلالت دارد و در مورد قوم بني اسرائيل به اجراء در آمده است.
در آيه اول خداوند رسماً دستور قتل آنها را صادر کرده تا يکديگر را به قتل برسانند. و در آيه دوم به خاطر نافرماني و کفرشان به سخنان موسي(ع) با صاعقه آنان را نابود کرده است.(بقره، 54تا 56)
“وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ”
و چون موسى به قوم خود گفت: اى قوم من، شما با [به پرستش] گرفتن گوساله، برخود ستم كرديد، پس به درگاه آفريننده خود توبه كنيد و [خطاكاران] خودتان را به قتل برسانيد كه اين [كار] نزد آفريدگارتان براى شما بهتر است پس [خدا] توبه شما را پذيرفت كه او توبه ‏پذير مهربان است.
“وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ”
و چون گفتيد: اى موسى، تا خدا را آشكارا نبينيم هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد پس در حالى كه مى ‏نگريستيد صاعقه شما را فرو گرفت.
“ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ”
سپس شما را پس از مرگتان برانگيختيم باشد كه شكرگزارى كنيد.
به نظر اکثر مفسرين، اين آيات دليل بر وجود حکم قتل در قرآن کريم بوده

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره امام صادق، رسول خدا (ص)، انتخاب عاقلانه، روزنامه اطلاعات Next Entries منابع تحقیق درباره مى‏، "، كفر، ‏اند