منابع تحقیق درباره سلامت روان، اشتغال زنان، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

عواملي هستند که سبب مي‌گردند نوعي بيگانگي جاي يگانگي، صميميت و همدلي را بگيرد و خانه‌ها را از کانوني گرم و صميمانه به کانوني سرد و بي‌فروغ تبديل نمايند.
دسته ديگري از پدران چنان ضعف روحي و ناتواني در اداره امور خانواده از خود نشان مي‌دهند که به خودي خود در نظر ساير اعضاي خانواده به حساب نمي‌آيند. برخي ديگر از پدران اوقات خوش زندگي را در خارج از محيط خانواده و منزل سپري کرده و بيشتر اوقات فراغت و تفريح را با دوستان گذرانده و در برابر همسر و فرزندان احساس مسئوليت نمي‌کنند.
بعضي از پدران مديريت خانواده را با تحکم، زورگويي و اعمال خشونت اشتباه گرفته و رفتاري بسيار تند و خشن دارند. بدرفتاري بعضي از پدران چنان شديد است که کانون خانوادگي را به جهنمي سوزان براي زن و فرزندان تبديل مي‌کند. اين قبيل پدران اغلب حاضر به تجديد نظر در رفتار خود نيستند و چنان گرفتار خودخواهي و خشونت هستند که در برابر هيچ کس گوش شنوا ندارند. بايد انصاف داد که زندگي با چنين افراد بدرفتار و کج خلقي بسيار زجر آور است. علاوه بر اين مشاهده چنين رفتاري از طرف فرزندان، درس خشونت، بدرفتاري، ناسازگاري و نهايتاً بزهکاري را به آن‌ها مي‌آموزد و در زندگي آينده آن‌ها مؤثر است. وجود اضطراب، ترس و خشونت در محيط خانواده، فرزندان را نسبت به زندگي بي علاقه و بدبين ساخته و زمينه را براي انحرافاتي از قبيل زورگويي، اعتياد به مواد مخدر و فرار از خانه و دست زدن به اعمال منافي عفت فراهم مي‌سازد. گاهي که فرزندان در حل مشکلات خانواده احساس ناتواني کنند، به نوعي عقب نشيني دست مي‌زنند و آن پناه بردن به گوشه گيري است.
اگر پدر انس، همراهي و هم‌نشيني کافي با پسر نداشته باشد و يا حضور کافي در خانواده نداشته باشد، زمينه براي رشد و ويژگي‌هاي مردانه در پسر فراهم نمي‌شود. به همين ترتيب اگر پدر نقش فعال و قوي در مديريت خانواده نداشته باشد، و تقريباً از اداره امور خانوادگي به دور باشد، اين امر در رفتار اجتماعي پسر اثرات سوئي باقي خواهد گذاشت و همچنين است در مورد رابطه بين مادر و دختر.
محققين نتيجه گرفته‌اند که فرزندان متعلق به خانواده‌هايي که از نعمت پدر محروم هستند و يا پدر آن‌ها در منزل حضور نداشته است، در زمينه پيشرفت تحصيلي و توانايي شناختي مشکلاتي دارند.
اين تحقيقات نشان مي‌دهد که کودکان متعلق به اين گروه از خانواده‌ها درصد بسيار بالايي براي بزهکاري و ابتلا به رفتارهاي غيراخلاقي دارند. 156
نقش اهميت پدر بر سلامت کودکان و همچنين وجود عواطف منفي کودکان بدون پدر از لحاظ آماري در تحقيقات مختلف آشکار شده است. به عنوان مثال، نيمي از خانواده‌هايي که بدون سرپرست هستند زير خط فقر زندگي مي‌کنند. بر طبق گزارش مجله تحقيقاتي جرم و بزهکاري، بهترين پيش‌بيني کننده جرم و خشونت در محله‌ها مربوط به خانواده‌هاي بدون پدر بوده است.
در مطالعه‌اي که توسط “ديوي” و همکارانش در سال 1987 بر روي 25000 نوجوان زنداني در آمريکا صورت گرفته است، مشخص شد که 72 درصد آن‌ها متعلق به خانواده‌هاي از هم پاشيده هستند. حقيقت اين است که خانواده‌هاي بدون پدر به علت بسياري از نابساماني‌ها در رنج هستند. شواهد نشان مي‌دهند که بدون پدر بودن موجب آسيب‌هاي جسماني، عاطفي و روحي کودک مي‌شود.
“هرتسگ” با تأکيد بر نقش خاص پدر مي‌گويد که کودکان محروم از پدر دچار “پدر گرسنگي” خواهند شد، زيرا آنان براي تنظيم متناسب پرخاشگري نسبت به ديگران، نيازمند آن هستند که با بزرگ‌سال مرکزي در ارتباط باشند. 157
“فرويد” به نقش پدر در کنار مادر در سال‌هاي نخستين تأکيد ورزيده است که او در محکم نمودن پايه‌هاي شخصيتي فرزندان نقش اساسي به عهده دارند. “ميرلو” از پدر به عنوان پل رابط با دنياي وسيع بيرون براي کودکان ترسيم کرده و الگويي براي بسياري از روابط آتي فرزندان مي‌داند.
وجود پدر تأثير عميقي بر رشد اجتماعي و سلامت رواني و شکل‌گيري ويژگي‌هاي مثبت فردي در فرزندان يک خانواده دارد. ارضاي نيازهاي فرزندان، رهبري خانواده و حمايت اجتماعي و اقتصادي از وظايف پدر محسوب مي‌شود.
فقدان پدر در يک خانواده مي‌تواند تبعات منفي براي رشد اجتماعي و سلامت رواني فرزندان داشته باشد. به قول “خواجه نصيرالدين توسي” در کتاب “اخلاق ناصري” چنين مي‌گويد: “پدر داراي تأثيرات وراثتي و محيطي سرنوشت‌ساز براي کودک است رفتار او الگو و مدل است، گفتار او سند است، غرور او کارساز است و جرأت او اطمينان بخش است.”
بند دوم: اشتغال مادر
وجود مادر در منزل موجب نثار محبت به فرزند مي‌گردد و اين خود کليد پيروزي فرزندان است، زيرا محبت لازمه مديريت خانه است. محبت مادر وجود کودک را گرم و شاداب و پرتحرک مي‌سازد و به او اميدواري مي‌دهد و درس فداکاري مي‌آموزد. محبت مادر منشأ احترام است و در پايه ريزي شخصيت و چگونگي رشد عواطف تار و پود حيات رواني کودک را در کانون خانواده به هم مي‌تند. کانون خانواده آموزشگاه مقدس محبت است و آموزگاري آن مي‌بايستي بر عهده مادر باشد.
معمولاً مادر در تربيت کودکان بيش از همسرش نقش رهبري و نقش عاطفي را به عهده دارد. وجود مادر در منزل در سال‌هاي اوليه تولد بسيار مؤثر خواهد بود. طبق آيه 232 سوره بقره که مي‌فرمايد: “وَالْوَالِدَاتُ يرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَينِ کامِلَينِ” يعني “مادران بايد دو سال کامل فرزندانشان را شير دهند.” که تأکيد بر تغذيه کودک در دوران اوليه زندگي دارد.
اطفالي که از مراقبت و نوازش مادر محروم و در پرورشگاه‌ها و کودکستان‌ها و مؤسسات شبانه روزي نگهداري مي‌شوند با اينکه از نظر جسمي طبق اصول بهداشتي و علمي از آنان مراقبت مي‌شود، ولي به علت محروميت از نوازش و محبت که منجر به عدم ارضاي دروني طفل شده و تکامل عادي آنان دچار اختلال مي‌گردد و زندگي در پرورشگاه و مؤسسه براي بسياري از کودکان، در جامعه نوين ما، يعني فقدان کامل کانون خانوادگي. 158
مادراني که در خارج از منزل به کارهاي اجتماعي مشغول بوده و به علت اشتغال به کار و خستگي جسمي، حوصله رسيدگي به امور فرزندان را فراموش کرده و در واقع در زمان حيات خود فرزندان را يتيم مي‌سازند. 159
وقتي همسر شخصي در خارج از منزل اشتغال نداشته باشد، خود او نيز از فشارهاي اجتماعي مصون مي‌ماند و از لحاظ بهداشتي فشار کمتري به اعصاب و روحيه‌اش وارد مي‌آيد. وقتي يک زن سلامت فکري و جسمي داشته باشد، مي‌تواند به خوبي از افراد خانواده نگهداري و پرستاري نمايد.
به همين علت است که مرحوم دکتر کي نيا معتقد است که: “مادر بايد فقط مادر بماند تا جامعه بهشت را زير پاي او احساس کند، هيچ خدمتي ضروري تر و حياتي تر و مقدس تر از خدمت مادري نيست. مادر بايد تمام وقت، مادر باشد. مادر نيمه‌وقت، آينده فرزندان خود را فداي درآمد ناچيز از خدمات عمومي مي‌نمايد. هيچ درآمدي آينده سعادت بخش فرزندان ما را به جاي محبت مستمر و مراقبت مادر تأمين نمي‌کند. اين خدمت و مراقبت تمام وقت مادران است که هرگز قابل ارزيابي نيست. به همين مناسبت از لحاظ جرم‌شناسي، حضور مادر در کانون خانوادگي ابتدايي‌ترين ضرورت به نظر مي‌رسد.
امروزه علوم تربيتي با شناخت کودک و خصوصيات او افرادي را براي اين کار تربيت نموده و مسلماً مادري که هم تجربه علمي و هم تجربه عملي داشته باشد، بهتر مي‌تواند از يک کودک پرستاري کند تا مادري که بدون تحصيلات و دورمانده از اجتماع هيچ‌گونه تجربه گسترده، در زمينه علمي و در رشته عملي ندارد. 160
تحقيقات “گلوک” ها نشان داد که 64 درصد مادران شاغل کنترل شايسته و مناسب بر رفتار کودکان نداشته‌اند در حالي که اين نسبت در مورد نوجوانان بزهکار 13 درصد بوده است.
“جان والبي” درباره انحراف کودکان استدلال مي‌کند که کودک نياز به امنيت عاطفي دارد که از راه مادر تأمين مي‌شود. چنانچه کودک در دوران کودکي از عشق و محبت مادري محروم شود اين امکان وجود دارد که به شخصيت رواني و رنجور تبديل شود اين افراد به‌طور معمول بدون انديشه عمل مي‌کنند و به ندرت احساس گناه مي‌کنند درنتيجه يک نوع آمادگي ذهني براي بزهکاري در آنان پديد مي‌آيد.
بر اساس آمارهاي منتشر شده توسط يونيسف 63 درصد از کودکان بزهکار کودکاني هستند که از مهر و محبت مادري به دور بوده يا در پرورشگاه‌ها بزرگ شده‌اند. 161
از آنجايي که اشتغال مادران به نحو چشمگيري افزايش‌يافته است، سياست‌هاي اقتصادي و شغلي تأثير مستقيمي در رشد کودکان دارد و گاهي کار مادر و بچه داري او دچار تضاد باهم مي‌شود. “فوکوياما” در کتاب پايان نظم ريشه فرو پاشي عظيم خانواده را در سطح رو به افزايش اشتغال زنان مي‌جويد. 162
مسئله مهمي که بايد در خصوص اشتغال زنان مد نظر قرار گيرد، تعارض اين مسئوليت با وظيفه خطير مادري است. دوري و جدايي بي حساب مادر از کودک است که باعث کمبود محبت، احساس جدايي، نابساماني و در نهايت انحراف کودک مي‌شود. 163
بند سوم: ميزان توجه و رسيدگي به مشکلات فرزندان
بدون ترديد دوره نوجواني دشوارترين دوران براي والدين و فرزندان است. باوجود هر نوع رابطه اي که از قبل داشته‌ايد، در اين دوران ارتباط شما با فرزندانتان به چرخه و مراحل متفاوتي وارد مي‌شود.
تا وقتي آن‌ها در دوران بچگي به سر مي‌برند شما براي آن‌ها مانند يک قهرمان هستيد اما در دوران نوجواني ممکن است به يک مشاور، که اميدوار هستيد آن‌ها در مورد تصميمات بسيار سخت با شما مشورت کنند، تبديل شويد. عقل سليم مي‌گويد پيشگيري هميشه بهتر از درمان است. اگر از همان ابتدا بتوانيد محيطي را فراهم کنيد که مشکلات رفتاري کودکان را کاهش دهد. مطمئناً ايده آل ترين راه را انتخاب کرده‌ايد.
دادن حق انتخاب به فرزندان و اعتماد کردن به آن‌ها باعث مي‌شود که آن‌ها اعتماد به نفس خود را به دست بياورند ولي بايد به خاطر داشته باشيم که هميشه مراقب آن‌ها باشيم و به مشکلات آن‌ها بپردازيم.
در دنياي امروز که جوامع در فقر و بيکاري و گرسنگي به سر مي‌برند. خانواده‌ها براي رفاه حال فرزندان و به وجود آمدن محيطي آرام براي آنان سخت مشغول کار و تلاش‌اند، در اين ميان سهم زنان نيز کمتر از مردان نيست. چه‌بسا مادراني که سخت کار مي‌کنند تا کمک مالي براي خانواده باشند. متأسفانه با افزايش طلاق در جوامع شاهد خانواده‌هاي تک والدي زيادي هستيم.
مادر يا پدر براي تأمين هزينه زندگي مجبور است دو شيفت کار کند يا ساعاتي را به عنوان اضافه کاري کار کند. از طرفي فرزندان يا در مهد کودک‌ها يا در مؤسسات يا در منزل نگهداري مي‌شوند. يادمان باشد که هيچ کس مانند والدين نمي‌تواند به کودکان نظارت داشته باشد، زيرا آن‌ها تنها کساني هستند که فرزندان خود را به خوبي مي‌شناسند.
مادران و پدران بهترين وسيله ممکن براي سرگرمي فرزندان خود را رسانه‌هاي جمعي مي‌دانند به‌طوري‌که کمتر کسي است که از رسانه‌هايي چون، تلويزيون، ماهواره، اينترنت و بازي‌هاي کامپيوتري و… استفاده نکند.
ولي آيا والدين نسبت به اثرات سوء اين‌گونه رسانه‌ها آگاه هستند و آيا نظارتي بر استفاده صحيح از آن دارند. کودکاني که به حال خود در منزل رها مي‌شوند و پدر و مادري که براي تأمين معاش، ساعات زيادي را در بيرون از منزل مي‌گذراند وقتي که به منزل مي‌آيد، با جسم و روحي خسته، ديگر حوصله توجه به فرزندان را ندارد. در اين ميان چون نظارت بر فرزندان کم مي‌شود، آن‌ها سعي دارند تا کمبودهاي عاطفي و رواني خود را به نوعي جايگزين کنند. کودکي که احساس بي‌توجهي و بي مهري مي‌کند و احساس اين را دارد که سربار خانواده است، نوعي احساس بدبيني و حقارت پيدا مي‌کند. دختراني که نياز به مهر مادري و پدري دارند، کمبود خود را با دوستي‌هاي غير مشروع پر مي‌کنند که متأسفانه مي‌تواند آثار روحي و رواني و جسمي در آنان پديد آورد و آينده آنان را به تباهي بکشاند.
عضويت يافتن در گروه‌هاي بزهکاري کوچک و دسته‌هاي کوچک و… همه از آثار عدم رسيدگي به مشکلات فرزندان مي‌باشد.
بند چهارم: ميزان اطلاع والدين از روابط فرزندان
نهاد خانواده به عنوان يکي از مکانيسم‌هاي اساسي

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره نوجوانان بزهکار، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان Next Entries منابع تحقیق درباره کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، کودک و نوجوان