منابع تحقیق درباره زنان مسلمان، اهل شریعت، امام سجاد، امام حسین

دانلود پایان نامه ارشد

شد(زیرا در آن خطبه، زبان به حمد خدا و درود بر پیغمبر نگشود)؛ وی در آن خطبه به تهدید مردم پرداخته و به خدا سوگند یاد کرده است که دوست را به جای دوست و مقیم را به جای مسافر و بی گناهان را به جای گناهکاران دستگیر می‌کند.
زیاد بعد از آن دستور داد ندا در دادند که هر کس بعد از نماز عشاء، به قدری مهلت دارد که از یک سوی بصره به سویی دیگر برود؛ و به صاحب شرطۀ خود دستور داد هر که را بعد از این مهلت، در کوچه و بازار مشاهده کند، به قتل رساند و سرش را برای اوببرد، اگر چه عبدالله پسرش بوده باشد . در صبح شب اول هفتصد سر، صبح شب دوم پنجاه سر و صبح شب سوم یک سر به جلو قصر او افکنده شد و آن سر به چوپانی تعلق داشت که بی خبر از دستور زیاد، شب هنگام وارد بصره شده بود.330
معاویه بعد از این، حکومت کوفه را نیز به زیاد تفویض کرد و او را در آغاز کار، دست های هشتاد تن را به گمان این که هنگام خطبه خواندن، سنگریزه به طرف او پرتاب کرده اند، بُرید.
دیگر از فجایع زیاد، به شهادت رسانیدن حجر بن عدی از شیعیان معروف امیرالمؤمنین و چند تن از یاران او بود که یکی از آنان به نام عبدالرحمن ابن حسان عنزی را زنده دفن کرد.331
با این که یکی از شهودی که زیاد دربارۀ حجر بن عدی به معاویه معرفی کرده بود، شریح بن هانی بود واو در نامۀ خود به معاویه نوشته بود:«شهادتی علی حجر أنّه ممن یقیم الصلوة و یوتی الزکاة و یدیم الحج و العمرة و یأمربالمعروف و ینهی عن المنکر- حرام الدم و المال332.
و نیز عمر و بن الحمق، یکی دیگر از شیعیان امیرالمؤمنین را در حالی که به بیماری استسقاء مبتلا بود، به شهادت رسانید.333
عبیدالله پسر زیاد، در انجام کارهای فجیع، کمتر از پدرش نبود؛ بلکه افزون تر بود. درباره عبیدالله همین بس که وی ارادۀ یزید را در کشتن امام حسین و اهل بیت و اصحاب آن حضرت و به اسیری بردن ذراری پیغمبر، بیشتر از آنچه یزید می‌خواست، انجام داد.
ب)بسر بن ارطاة
او یکی از خواص مورد اعتماد و فرماندهان نظامی معاویه بود334 «بسر» از جانب معاویه سه مأموریت مهم برعهده داشت: ترس و وحشت در دل های مردم بیفکند، اموال مردم را به تاراج برد و پیروان علی را به قتل برساند335 او در اجرای این فرمان، ابتدا با سه هزار نیرو وارد مدینه شد336 وطی یک سخنرانی، اهالی آن سرزمین را مورد تحقیر و ناسزاگویی قرار داد و بعد از آن، خانه های بسیاری را به آتیش کشید337 سپس به سوی مکه روانه شد و در مسیر خود، اموال بسیاری را به غارت برد. هنگام ورود به مکه، تهدید نمود در صورت هر گونه مخالفت اموالشان ضبط و بنیانشان برچیده خواهد شد.338 پس آن به یمن یورش برد و سی هزار نفر را بی رحمانه کشت و برخی را نیز در آتش سوزاند او در آن دیار خردسال و کهنسال را باهم از تیغ شمشیرش گذراند. زنان مسلمان را اسیر نمود و آنان را دربازارها به معرض فروش گذاشت. جنایت و بی رحمی او به حدی بود که کودکان عبیدالله بن عباس (عبدالرحمن و قثم) را وحشیانه سربرید. هنگامی که خبر جنایات هولناک «بسر» به امیرمؤمنان رسید، ناله بلندی سرداد و فرمود:
«اللهم ان بسرا باع دینه بالدنیا و انتهک محارمک و کانت طاعة مخلوق فاجر آثر عنده مما عندک، اللهم فلا تمته حتی تسلبه عقله و لا توجب له رحمتک و لا ساعة من نهار، اللهم العن بسرا و عمرا و معاویه. خدایا! بسر، دینش را به دنیا فروخته و حرام هایت را هتک کرده و بر بندگی مخلوق تباهکاری (معاویه) کمر بسته است. خدایا! هر نعمتی که به او داده ای بگیر، و او را در حالی که خرد را از او گرفته ای، بمیران. رحمت خود را بر او مفرست و ساعتی از روز را توفیق نده. خدایا! بسر و عمر و معاویه را لعنت فرست…»339
ج) حجاج بن یوسف ثقفی
او به سال هفتاد وپنج هجری از طرف عبدالملک بن مروان ن حکم، والی عراق شد.340حجاج هنگام ورود به کوفه چهره اش را پوشاند و ناشناس وارد مسجد گردید. بر فراز منبر رفت و روی خود را گشود و این گونه آغاز سخن کرد:
«سرهایی را می‌بینم که چون میوه رسیده، موقع چیدن آنها فرا رسیده است و باید از تن جدا شود و خون هایی را می‌بینم که میان عمامه ها و ریش ها می‌درخشد».
او سخنان تهدید آمیزش را ادامه داد و چنان مردم را ترساند که بی اختیار سنگ ریزه از دست مردی که می‌خواست او را سنگسار کند، بر زمین ریخت.341
حجاج، فردی بی رحم و خون ریز بود و توانست در سراسر عراق با کشتن انسان های بی گناه، حکومت وحشت برقرار سازد. او در بصره نمازگزاران را درون مسجد به قتل رساند و در بیرون مسجد نیز هر کس به انجام گام می‌گذاشت، سرش از تن جدا می‌شد. در مدت فرمانروایی حجاج، تعداد کسانی که با شمشیر دژخیمان وی یا زیر شکنجه جان سپردند، صدو بیست هزار نفر گزارش شده است.342
شاید بتوان این فراز از دعای امام سجاد را نمایانگر گوشه ای از این شرایط تلخ و ناگوار آن دوره دانست:
«فکم من عدو انتضی علی سیف عداوته و شحذ لی ظبة مدیته و أرهف لی شباحدة و داف لی قواتل سمومه و سدد نحوی صوائب سهامه و لم تنم عنی عین حراسته و أضمر آن یسومنی المکروه و یجرعنی زعاق مرارته. پس چه بسیار از دشمنانم که شمشیر عدواتش را از علاف بیرون آورده و تیغش را برای من تیز کرده است و تیغه تیزی آن را برایم صیقل داده و زهرهای کشنده اش را برای من مهیا ساخته و مرا آماج تیرهای نافذش قرار داده و چشم مراقبتش نسبت به من به جواب نگراییده و تصمیم گرفته است که شر وبدی به من برساند و تلخی و مرارت خود را به کام من بیفاشند…343
از مهم ترین اصول مذهب وهابیون نیز تکفیر مسلمانان دیگر و هر مسلمانی است که با عقیده آنان هم رأی نباشد. برای تصریح نظر وهابیون به سخنانی از عبدالوهاب استناد می‌شود:«کسانی که به غیر خدا متوسل می‌شوند، همگی کافر و مرتد از اسلام هستند و هر کس که کفر آنان را انکار کند، یا بگوید که اعمالشان باطل است؛ اما کفر نیست، خود حداقل فاسق است و شهادتش پذیرفته نیست و نمی توان پشت او نماز گزارد. در واقع دین اسلام، جز با برائت از اینان و تکفیرشان صحیح نمی شود. انسان با ظلم از اسلام خارج می‌شود و به فرموده قرآن، « ان الشرک لظلم عظیم»344 اینکه به ما می‌گویند: ما مسلمانان را تکفیر می‌کنیم، سخن درستی نیست، زیرا ما جز مشرکان، را تکفیر نکرده ایم».
محمد بن عبدالوهاب در پاسخ به کسانی که می‌گویند: تکفیر مسلمانان با انجام گناه جایز نیست می‌گوید: « مسلمانان با شرک کافر می‌شوند… در ضمن بسیاری بوده اند که اهل شریعت و نماز وروزه و مجاهده بودند؛ اما در عین حال، اهل آتش و عذاب بودند. از جمله، منافقان و خوارج که علی با آنان جنگید. همچنین کسانی که در حق علی غلو کردند، به فرمان علی سوزانده شدند. نیز اهل رده که زکات نمی پرداختند و صحابه با آنها جنگیدند، همه از این دسته اند».
بطلان این سخنان بر همگان آشکار است؛ با این همه، دلایلی را در رد آنها بیان می‌کنیم. شیخ سلیمان بن عبدالوهاب در کتاب الصواعق الالهیه، در تعریف کفر چنین آورده است:« کفر زمانی حاصل می‌شود که انسان با زبان سب حضرت رسول کرده، از دین بیزاری بجوید، یا آگاهانه انکار احکام دین کرده و کفر را بر ایمان ترجیج دهد. این کفری است که هر مسلمانی بر آن صحه می‌گذارد».
همچنین او به برادر خود- محمد بن عبدالوهاب – چنین ایراد می‌گیرد:« اعمالی همچون نذر، ذبح، توسل، تبرک به قبور و…، بر فرض آنکه حرام باشند، دلیلی در شرع وجود ندارد که این اعمال را شرک، آن هم شرک اکبری که قرآن موجب حبط عمل می‌داند، برشماریم و به واسطه آن خون و مال مسلمانی را حلال کنیم».
وهابیون که همیشه دیگر مسلمانان را به خوارج تشبیه می‌کنند، خود وضعیتی مشابه آنان دارند، زیرا روش، فتاوا و سیاستی که در قبال امت اسلام در پیش گرفتند، در امتداد روش خوارج است، زیرا همانند خوارج، برداشتی غلط و بسته از اسلام، قرآن و خلافت الهی دارند و از روی جهل و بی خردی، به تکفیر مسلمانان پرداخته، ریختن خون و غارت اموال آنان را مباح می‌دانند.345
وهابی بدون دلیل تمام أهل سنت را کافر می‌دانند. ابن عابدین یکی از علمای معروف حنفی و صاحب کتاب فقهی «حاشیه ابن عابدین» می‌گوید:
فرقه وهابیت، تمام اهل سنت را کافر دانسته، فقط خودشان را موحد می‌پندارند. به طور کلی، هر کس با اعتقاد آنان مخالف باشد، از دیدگاه آنها مشرک و کافر است و به همین خاطر، کشتار اهل سنت و علمای آنان را مباح دانسته اند.346 وهابیون و علمای آنان، در برابر سخن «شیخ حسین مدنی» یکی از علمای دیوبندی پاکستان چه جوابی دارند که گفته است محمد بن عبدالوهاب نجدی که از نجد ظهور نمود، دارای افکاری باطل و عقیده ای فاسد بود. آنان بسیاری از اهل سنت و جماعت را کشتند. او کشتن اهل سنت را موجب وجود رحمت می‌دانست؛ او اهل حجاز و خصوصاً ساکنان حرمین شریفین را به بدترین وضع آزار و شکنجه داد و هزاران نفر از مسلمین به دست او به شهادت رسیدند. این شیخ دیوبندی در یک کلام می‌گوید:
والحاصل انه کان رجلا ظالما عاصیاً، فاسقا سقاکاً، و من اجل ذلک مازالت و لا تزال عداوة قلبیة معه و مع اتباعه وبحیث لا یبغضون الیهود و لاالنصاری و لا الهندوس کما یبغضونهم347
حاصل مطلب این است که محمد بن عبدالوهاب مرد ستمگر و عصیان گر و فاسق و خون ریزی بوده و عرب ها پیوسته با او و پیروانش به گونه ای دشمنی داشته اند که با یهود و نصاری و هندوها نداشته اند.
شیخ حسین احمد مدنی که شیخ الحدیث بوده و در آزادی و استقلال هند، نقش اساسی داشته است. درباره محمد بن عبدالوهاب می‌گوید:
«محمد بن عبدالوهاب معتقد بود که همه اهل عالم و تمام مسلمانان بلاد عرب، کافر و مشرک اند و جنگ با آنان و غنیمت گرفتن اموال آنها جایز، بلکه واجب است».348
همچنین «احمد امین» نویسنده معروف مصری می‌گوید:«وهابیان غیر از سرزمین خود، سرزمین های دیگر اسلامی را مملکت اسلامی نمی دانند و معتقدند که باید با این ممالک، جهاد کرد»349
آیا این اعتقاد محمد بن عبدالوهاب، مؤسس فرقه وهابیت، بدعت و مخالف مبانی دین اسلام نیست؟ چرا وهابیان، تشنه خون مسلمانان هستند، به گونه ای که حتی کفار حربی نیز چنین حرص و ولعی در کشتن مسلمین ندارند؟ چرا محمد بن عبدالوهاب و پیروان او، جنگ و جهاد را با کفار جایز نمی شمارند و به جای آن مسلمانان را هدف گرفته اند، و آیا این اعتقاد و عملکرد آنان، در برابر مسلمانان، کاشف از رابطه مرموز و مخفیانه وهابیان، به خصوص سران و رهبران آنها، با کفار و دشمنان دینی مسلمانان و به خصوص استعمارگران سودجود نیست؟350
به فرض اینکه مسلمانان، آن گونه که وهابیان می‌گویند کافر و مشرک بوده و و جهاد با آنان واجب باشد، پس چرا وهابیان در جهاد با آنان مرتکب وحشی گری و ایجاد رعب و وحشت شده، آنان را به فجیع ترین وجه می‌کشند و اعضای آنان را مثله و تکه باره کرده، حتی به اطفال شیرخوار هم رحم نمی کنند؟
به عنوان نمونه، در یکی از جهادهای وهابی ها علیه مسلمانان، در وادی «دواسر» در حالی که اکثر آنان در مساجد مشغول خواندن نماز صبح بودند، سه هزار نفر را قتل عام کردند و مساجد را بر آن خراب کردند و خانه هایشان را آتش زدند و انگشت پای اطفال را قطع نموده، سپس پاهایشان را قطع نمودند؛ و همین طور انگشت های دست آنان را قطع کردند تا به تدریج و همراه با شکنجه بمیرند. آنان چشم ها را از حدقه بیرون آوردند تا با این کارشان دیگران را بترسانند.5
وهابیان این گونه جهاد را از کجا آموخته اند؟ آیا با این کار آنان، جهاد که یک پدیده مقدس الهی است، خدشه دار نمی شود و چهره ضد انسانی و الهی به خود نمی گیرد؟ در حالی که چنین رفتاری، حتی در میان دزدان و جنایت کاران تاریخ، دیده نشده است.
آیا این گونه رفتار وحشیانه وهابیان به نام اسلام، با مسلمانان و تحت عنوان جهاد، اسلام را در انتطار جهانیان منفور و وحشت زا جلوه نمی دهد؟ . و کدام عقل، می‌تواند چنین دینی را بپذیرد؟
«حافظ وهبه» مستشار سعودی در کتاب «جزیرة العرب فی القرن العشرین» درباره رفتار وهابی ها با مسلمانان چنین

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره امیرالمومنین، بیت المال، نهج البلاغه، منابع اسلامی Next Entries منابع تحقیق درباره عربستان سعودی، جهان اسلام، اسماعیلیان، برنامه آموزشی